نقد اول -  مسابقه سردشت را يادتان هست و داوري پر سر و صداي آن – در تنظيم گزارش آن مسابقه به موجب وظيفه ي تحرير گزارش و اصل بي طرفي ، مجبور بودم مطلبي را در باب نقد داوري ننويسم اما نمي توانستم چشمم را به حقايق ببندم و حلقه هاي اعتراض شركت كنندگان را به دور دكتر جودت (كه به نظر مي رسيد تنها داوري است كه نظراتش هم داراي اعتبار زيادي براي انتخاب بهترين كار مطرح بوده است) ببندم اما با توجه به عقايد شخصي هم نمي توانستم بدون شناخت از تفكرات داوران آن ها را هم محكوم كنم . اما جستجو گر سر انجام به منزل حقيقت خواهد رسيد و اين اتفاق با مطلبي از حسام عشقي وبلاگ نويس در باره نظرات استاد ! درباره هنر مفهومي در ذهن حقير پديدارشد.

 

ياد آوري :

 

اگر يادتان باشد در مسابقه سردشت ، كارفرما مطالبات زير را از طراحان درخواست كرده بود :

 

ايده هاي مفهمومي :

 

v      مظلوميت

v      شهادت

v      رشادت

v      مقاومت

 

پس نتيجه گيري اينكه دوستان ما در بنياد به معماري مفهومي يا بهتر بگويم هنر مفهومي در قالب : مجسمه، حجم يا بنا و .... اعتقاد داشتند و علاقه مند بودند كه اثر برگزيده به مانند معماري برخي از معماران به هويت نباشد ( صحبت هاي معاونت تبليغات بنياد ) اما متاسفانه باز هم اين صفت بد ايرانيان يعني توجه به معروفيت و شخص پرستي جاي خود را به تفكر وعمل داد و دوستان شايد به ظاهر نابلد داوراني را انتخاب كردند كه با اصل موضوع بيگانه بودند! چرا كه محمدرضا جودت در متن مصاحبه با حسام عشقي - پیرامون تطابق هنر مفهومی با معماری مفهومی اين طور بيان كرده است : 

 

          منبع :  arcstudent.ir

 

 س: در مطالعه تطبیقی بین دو اثر معماری «موزه یهود برلین» دانیل لیبسکیند و اثر معماری موشه سفدی در اورشلیم با بحث «هنر مفهومی» مواجه شدم ،سوالی در ذهنم پیش آمد که افتراق بین هنر مفهومی و معماری مفهومی در چیست ؟

 

جودت: البته این موضوعی است که در که در مجله شماره 6 «معماری ایران» به آن اشاره شده است که از یک نظر بحث خاتمه یافته ای است که موضوع آن به دهه ی 60 الی 70 بر می گردد و به طورکلی چیزی به نام هنر مفهومی جانیفتاده است ولی در ایران کمی دیرتر تعدادی افراد دنبالش را گرفتندوتا امروز نیز آن را به نحوی ادامه می دهند ولی عملا می توان گفت که به بن بست برخورد و اشاره ی معمارانه ای هم که می کنید من تابه حال نشنیده ام که موزه یهود لیبسکیند یک کار معماری مفهومی باشد .

 

س: شیوه ی بیان کانسپچوالیست ها به طور خاص نمی تواند معماری باشد ،آیا عکاسی یا مجسمه سازی هم بوده ؟آنها از چه ابزاری برای بیان ایده هایشان استفاده می کنند ویا برای شکستن این ایده ها؟البته خود لیبسکیند ادعا می کند که کارش یک هنرمفهومی است یعنی موزه فقط یک موزه نیست بلکه خود ، خویش را تعریف می کند .

 

جودت : این تعریفی که می کنید باز مارا به معماری مفهومی نزدیک نمی کند ، قبل از این هم آیزنمن به این نکته اشاره کرده ودرکتاب مرحوم مزینی هم مطرح شده است که نمی توانند دراین موزه آثاری را به نمایش بگذارند بلکه هدف این است خود ساختمان را به نمایش بگذارند و مهم نیست که نور آفتاب اذیت می کند و تابلو را نمی توان به نمایش گذاشت، او یک قدرت وپایگاهی دارد که می تواند چنین کاری بکند و این به عنوان یک هنرمفهومی مطرح نمی شود .من با جمله ای معروف در کتابی از فیلیپ جانسون برخورد کردم ، این بود که « هنگامی که می گویند معماری مفهومی یا مفهوم در معماری چیست، من نمی فهمم». معماری همیشه تلاشش بر این بوده که یک تناسبات جدیدی را خلق نماید وبالاخص خودش هم اضافه می کند که منظور یک کار خیالی نیست . ( مصداق كانسپت از نظر استاد = خيال )

 

و... كه مي توانيد ادامه اين مصاحبه آلترناتيوي - آنارشيستي را در وبلاگ دوستم : ح- ع بخوانديد .

 

اما نتيجه گيري اخلاقي اينكه :طراحان علاقه مند به هنر مفهومي شركت كننده در اين مسابقه، ( از جمله خودم كه نزديك 1 صفحه از كانسپت هاي مطرح شده و نوع پردازش آن در حجم بدست امده نوشته بودم و ... ) و مسابقات ديگري كه قصد داريد در آن به همراه داوري دكتر جودت شركت كنيد بدانيدكه : زهي خيال باطل

 

 و نتيجه گيري آموزشي اينكه : اميدواريم كافرماها با چشمان بسته هيئت داوران را انتخاب نكنند و حداقل  بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس لطفا اين مطلب را مطالعه كنند كه براي مسابقات بعد دچار مشكل نشوند .

 

گريز : به دانشجويان شركت كننده پيشنهاد مي كنم ؛ اين چنين شتابان و پر هيجان و زمان دار براي استاد دست نزنيم تا اين چنين برافروخته از نتيجه نشويم .

 


 خودماني : مهندس جودت به راستي اگر به معماري تناسب دار و پر هندسه معتقديد به راستي در  طرح هاي برگزيده آيا تناسبات هويت داري را كشف كرديد ؟ لطفا توضيح دهيد چطور اين تناسبات را از روي طرح هاي سه بعدي بدون مقياس و غير شفاف تشخيص داديد !!