
در دي ماه 87 در كارگاه آموزشي دانشگاه فردوسي مشهد شركت كردم كه به عنوان يكي از برنامه هاي جنبي همايش پرديب بود ؛ كه شايد كارگاه دكتر اسلامي و دكتر رنجبر يگانه برنامه ي اين همايش ( كه چندان سازمان يافته وعلمي از لحاظ سطح مقالات ارائه شده نبود و گاها نامرتبط با موضوع اصلي همايش يعني مباني نظري معماري) بود ؛ انديشه هاي دكتر اسلامي در فرآيند طراحي بسيار منطبق با جهت گيري هاي اساتيدي است كه طراحي معماري هاي آكادميك را فرصتي براي نمايش خلاقيت بدون محدوديت مي دانند هر چند در توضيحات بعدي او به كمك تصاويري از نحوه آموزش خود كه منطبق با شيوه ي انگليسي دانشگاهي چون بيرمنگام بود نشان داد كه اين خلاقيت چندان هم افسار گسيخته نخواهد بود و با ايده ي اصلي و حفظ كانسپت ؛ اتود اوليه در سايت قرار مي گيرد و به كمك عملكرد و برنامه فيزيكي و … تغييراتي در آن اعمال مي شود و در اين روند غير خطي ( كل به جز و جز به كل ) هر ابزاري ( به خصوص كامپيوتر ) كه مكمل و پيشرفت دهنده طرح باشد به كار گرفته مي شود .

اين استاد دانشكده هنرهاي زيبا تهران در شيوه ي آموزشي خود نشان مي داد كه گفته ي پيتر آيزنمن را قبول دارد كه خلاقيت يعني خطر كردن اما از انديشه هاي او اينگونه برداشت مي شد كه خلاقيت به اين معنا در فرآيند طراحي تا پيش از قرار گيري كليه عملكرد در فضاها مي باشد چرا که در اين روند سامانه هاي مختلفي بر آن تاثير مي گذارد و ايده اوليه دچار تغييرات بنيادين شود. او در نهايت سيستم پيشنهادي خود را اينگونه بيان كرد :
كارفرما – رفتار-برنامه فيزيكي – چيدمان – دياگرام ( ريخت شناسي ، بافت ، رنگ ) – ساخت شناسي - اكولوژي و ...
اما سوالي كه بي جواب ماند اين بود كه اين سامانه آيا پاسحگو هردو محيط خواهد بود؟ يعني فرآيند طراحي معماري در دانشگاه ها در نهايت بايد الگويي شود براي انجام پروژه در بازار كار ؛ يا فرآيند طراحي معماري در دانشكده هاي معماري منقطع از شيوه ارائه در دفاتر مهندسين مشاور است و سرنوشت چگونگي توليد خلاقيت در اين وادي چه مي شود ؟؟؟
اما در ادامه بي ارتباط ندانستم گزيده ايي ازمصاحبه پيتر آيزنمن با يو تونگ ليو كه در فصلنامه آبادي بهار 86 چاپ شده است در اين پست بازخواني كنم و قضاوت نهايي و طرح پرسش را از نگاه شما بدانم :

مصاحبه كننده از ايزنمن درباره اينكه چطور در فرآيند طراحي از رايانه استفاده كنيم و اينكه چطور با كمك ان به خلاقيت برسيم سوال ميكند ؟ ليو مي گويد كه برخي به رايانه همچون ابزاري براي برانگيختن ايده هاي نو در طراحي نگاه مي كنند و از ديد برخي ديگر ، رايانه فقط وسيله ايي نو براي طراحي است . آيا رايانه با خلاقيت رابطه دارد ؟
پاسخ ايزنمن : خوب ، اول از همه اينكه رايانه يك وسيله است و مي تواند درهاي زيادي را به سوي خلاقيت باز كند . اما شما بايد در آغاز ايده اي داشته باشيد. به عبارت ديگر فرض كنيم كه ميخواهيد فضايي طراحي كنيد. نخست بايد ايده اين طرح را داشته باشيد ، رايانه اين ايده را براي شما به وجود نمي آورد . رايانه فقط بر اساس تاكتيك هاي شما كار مي كند . شما بايد بتوانيد كليت طرح را با سرعت زيادي بكشيد. بايد ايدوگرامي بر روي كاغذ داشته باشيد . رايانه براي اين كار كند است.
ليو : آيا هيچ وقت (( در طي طراحي )) رايانه كمك كرد تا به چيزي برسيد ؟
آيزنمن : بله ، هميشه .تفاوت رايانه و طرح دستي اين است كه طرح آنچه را كه شما ميدانيد ارائه مي كند . اما اگر ايده هايتان را به رايانه بدهيد ، امكان هايي را به شما نشان مي دهد كه تا پيش از آن ، آنها را نمي شناختيد. اينكه من رايانه را دوست دارم به اين دليل است كه چيزهايي را نشان ميدهد كه من هرگز نمي توانستم بدانم و يا حدس بزنم ؛ چون به اندازه كافي رياضي ، هندسه و محاسبه نمي دانم. اما رايانه اين اعمال تركيبي را براي شما انجام دهد.
ليو : خلاقيت براي شما به چه معناست ؟ و چطور بايد به آن رسيد ؟
آيزنمن : خلاقيت چيزي است شبيه الهام . با اين وجود شيوه رسيدن به آن را مي توان ياد گرفت كه داشتن 3 چيز است : تمركز ، روشنمند بودن و اشتياق . من هميشه به اين جمله پيكاسو باور دارم كه : من هميشه نخستين ايدهايم را به دور مي ريزم .
هميشه نخستين ايده هاي شما ، آسانترين ها هستند و لازم است بر رويشان كار بيشتري انجام دهيد. خلاقيت براي من ، داشتن تمايل و تمركز براي كار بر روي چيزي است كه فكر مي كنيد خلاقانه است (( در حاليكه نيست )) تا بر رويش كار كنيد و آن را به چيزي واقعا خلاقانه و گاه به چيزي كه آن را نمي دانيد يا دوستش نداريد تبديل كنيد . خلاقيت براي من شروع كردن از هيچ است.