گنبد در معماری ایران 3

گریز ۱ : قسمت اول          گریز ۲ :  قسمت دوم


گنبدهاي دوپوسته ميان تهي


در اين وضعيت آهيانه و خود تا ناحيه شکرگاه يعنی زاويه 5/22 درجه نسبت به سطح افقی کاملاً به هم پيوسته اند و از اين قسمت به بعد دوپوسته تدريجاً از هم فاصله می گيرند و جدا از هم کار می کنند . گنبد مسجد جامع اردستان ( 555 هجری ) يکی از قديميترين گنبدهای دوپوسته پيوسته ميان تهی است . بسياری از گنبدهای قرن هشتم هجری را نيز به اين صورت ساخته اند . يک نمونه خوب ، گنبد سيدرکن الدين يزد است که در ساخت آن از ناحيه شکرگاه تا تيزه گنبد هيچ گونه پيوندی بين دوپوسته ديده نمی شود . اما در کرمان اکثراً بين دوپوسته صندوقه شده است .

برای صندوقه کردن چهار تا آجر را به صورت عمودی کنار هم می گذارند و روی آنها با آجر ديگری می پوشانند اين صندوقه ها را در چند جا بين خود و آهيانه ايجاد می کنند . در اين حالت گنبد از لحاظ افزير مثل گنبد دوپوسته پيوسته است فقط سبک تر اجرا شده است . در واقع فضاهای خالی بين صندوقه ها از بار اضافه گنبد می کاهد .

در گنبد مسجد جامع يزد از شکرگاه تا تيزه ديوارکهائی به صورت چند دايره متحدالمرکز روی آهيانه سوار کرده و خود را روی آن تکيه داده اند . اصطلاحا ً به اين نوع ساخت کنوبندی گويند ( اين ديوارکها حدود يک تا 5/1 آجر است . )

در گنبد سلطانيه بر خلاف مسجد جامع يزد که پس از ساختن آهيانه ديوارک ها را ساختند همزمان با سـاختن آهيانه دنـده هائی در قـسمت های مـختلف آن ايـجاد کرده سپس خود را روی آن بنا داشته اند .

در گنبدهای پيوسته ميان تهی اکر بين خود و آهيانه از ناحيه شکرگاه به بعد هيچ اتصالی نباشد چفد گنبد داخلی معمولاً خاگی و چفد گنبد بيرونی شبدری خواهد بود .

گنبدهاي دوپوسته كاملا از هم گسسته يا گسيخت


در چنين ترکيبی خود و آهيانه کاملاً از هم جدا هستند . از نمونه های اجرای خوب ، گنبد حضرت رضا ( ع ) و گنبد مسجد امام اصفهان است . در هر يک از اين بناها خود و آهيانه فاصله نسبتاً زيادی از همديگر دارند در اين گنبدها برای نگه داشتن خود روی آن سوار شود اين ديوارکها به نام خشخاشی معروف است . در اصفهان اصطلاح پرده را به کار می برند . هر دو پره مقابل را به هم وصل کرده و در آخر کار همه را در مرکز مهر می کنند . تا از نظر تقسيم بارها و نيروهای وارد بر گنبد دوپوسته با هم کار کنند و در مجموع گنبد يک پارچه شود .

اگر يک پَره در جائی قرار گيرد که مانعی برای ايجاد روزن در همان نقطه باشد به جای يک پره دو پره کوچکتر در دو طرف روزن قرار می گيرد . تعداد خشخاشی ها معمولاً 8 تا است . در حد فاصل بين خـود و آهـيانه يک گردن قـرار می گـيرد که در صـورت فـاصله زياد اين گردن گريو ناميده می شود . گريو مخروطی ناقص نزديک به استوانه است . در حالتی که دو پوشش به هم نزديک باشند اين گردن به صورت يک ديسک درمی آيد که به آن اربانه گويند . اربانه يک گريو کوتاه است . خود به دو طريق روی گريو قرار می گيرد : 1ـ صورتی از اجرا که پاکار قوس مستقيماً به صورت خط قائم کمی پائين کشيده می شود و بعد سوار گريو می گردد که به آن (( شلال )) گويند . مثل گنبد حضرت رضا ( ع ) 2ـ صورتی ديگر که دنباله خود از پاکار به طرف داخل متمايل و بعد سوار گريو می شود که آن را آوگون نامند به اين شکل خود نيز آوگون نامند به اين شکل خود نيز آوگونه گويند . مثل مسجد امام اصفهان با مدرسه چهارباغ اصفهان که آوگون روی گريو است . از نمونه های گنبد آوگون دار روی اربانه ، گنبد سلطان بخت آغا در اصفهان است .

گريو يا اربانه بطوريکه قبلاً گفته شد مخروط ناقص نزديک به استوانه است بطوريکه اگر شاقول را روی بزرگترين قطر گنبد بگيرند پائين شاقول مماس با پائين ترين نقطه در پای گريو خواهد بود . به اين ترتيب تا حدود زيادی جلوی رانش و لگدزدن طاق گرفته می شود .


آهيانه


آهيانه در لغت به معنی جمجمه است و در معماری به پوسته داخلی گنبد اطلاق می شود . چفدهائی که برای اين پوسته در نظر گرفته می شود معمولاً بيضی هستند . در اصطلاحی عاميانه تر می گويند که آهيانه نبايد از نصف تخم مرغ کوتاهتر باشد معهذا گاهی پوشش زيرين گنبد را با چفدی بسيار کم خيز مشاهده می کنيم به اين چفدها تشتک يا تاوه گويند و از دوران هر يک حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد پوشش مطلوب به دست می آيد . اما اين پوسته ها را ديگر نبايد آهيانه ناميد چه معمولاً نهنبن يا عرقچين کاربندی هستند . مثل ورودی مدرسه چهارباغ اصفهان ، گنبد ابونصر پارسا در بلخ ، گنبد عشرت خانه سمرقند متعلق به عهد تيمور و آرامگاه شاه ملک ( مسجد شاه ملک ) که در گنبدخانه به جای آهيانه کاربندی ديده می شود .

گاهی نيز از داخل پوشش زيرين گنبد را بسيار کم خيز می بينيم ولی اين پوشش به جای آنکه آهيانه باشد پوسته سومی است که در زير آهيانه اجرا کرده اند و کمرپوش گفته می شود . کمرپوش ها را به دلايل گوناگون از جمله کوتاه کردن ارتفاع در فضای زيرين گنبد بنا کرده اند در بعضی از بناها زمان اجرای کمرپوش با ساخت اوليه گنبد دوپوش چند قرن فاصله دارد . مثلاً درچينی خانه اردبيل که گنبدی دوپوش متعلق به قرن هشتم هجری دارد ، در زمان صفويه يک کمرپوش با چفدآويز و آهوپا ( مقرنس ) اجرا کرده اند . در مقطع عمودی بنا هر سه پوسته قابل رؤيت است . گنبد ديگری که کمرپوشی بسيار کم خيز دارد گنبد مقبره قطب الدين حيدر در تربت حيدريه است . از نمونه های ديگر ، کمرپوش های مسجد جامع نائين است . در مسجد جامع نائين و مسجد خسرو اردستان کمرپوش را به اين علت زده اند که قسمت بالای فضای مسجد را زنانه کنند . اکثراً پوشش کمرپوش ها تاوه است ( يعنی از دوران يک پانيذ يا يک کليل حول محور قائمش پوشش را ايجاد کرده اند . ) در زير زمين گنبدهای مدرسه دودر مشهد نيز پوشش دوتا از گنبدها تاوه است .

پوششهای با خيز کم در جاهائی قابليت اجرا دارد که اولاً فشار زيادی روی پايه ها باشد تا اصطلاحاً پايه ها در نروند ثانياً شانه های بنا گرفته شده باشد واين در صورتی ميسر است که ارتفاع ساختمان بالاتر از سطح طراز پوشش تاوه باشد مثلاً اجرای تاوه در طبقه زيرين انجام گيرد و روی آن طبقه ديگری بنا گردد و ديگر آنکه پايه ها نيز از ضخامت کافی برخوردار باشند تا مانع رانش نيروها به خارج گردند .

به طوريکه گفته شد چفدهائی که برای آهيانه در نظر می گيرند اکثراً بيضی شکل هستند . چه اين نوع پوسته در مقايسه با نيم گرد يا نيم دايره از قدرت فوق العاده خوب در مقابل تحمل بارهای وارد بر آن برخوردار است .

در گذشته حتی تنبوشه های داخل قناتهای آب را نيز به شکل بيضی می ساختند . در شمال ايران پلهای طاقی را مرغانه پورت گويند يعنی پل طاقی يا پل تخم مرغی . چون تخم مرغ بطور معمول از دوتا نيم بيضی تشکيل شده است بسياری از پوشش های سغ و گنبدی از کلمه خاگ يعنی تخم مرغ گرفته شده است . معمولاً در معماری ايرانی به پوشش هائی خاگی گويند که قوس يا چفد آن شباهت با قسمت پائينی و پهن تر تخم مرغ دارد .

گاهی محققين خارجی در شناخت گنبدهای بيضی ايرانی دچار اشتباه شده و آنرا نيم گرد يا نيم دايره پنداشته اند آنچه مبنای اين گمان شده آنست که خارجيان از وجود پاراسته يا پاراستی به عنوان يک اصل در گنبدهای ايرانی غافل بوده اند .

در ايران چفد يا طاق يا گنبد را از شروع منحنی ( پا کارقوس ) روی پايه قرار نمی دادند بلکه تا حد معقولی که نوع و اندازه دهانه آنرا تعيين می کرد لبه منحنی را بطور قائم پائين می آوردند بعد روی پايه قرار می دادند اين کمکی بود که نيروی رانش طاق بهتر در مرکز ثقل پايه قرار گيرد . اين فاصله عمودی از پائين ترين نقطه منحنی تا پايه را پاراستی يا پاراسته گفته اند . پاراستی در اجرای چفد پاشنه ناميده می شود و در اجرای طاق آنرا دامن می گويند . در گنبد اسامی گوناگون آوگون ، شلال يا بشل به خود می گيرد ( بشل = پشل = آويخته = دامن )

معماران ايرانی پوشش نيم گرد را مناسب نمی دانستند و در اصطلاح بنائی می گفتند چون دايره به يک مرکز منتهی می شود يک پا در هواست ولی بيضی دوپايه دارد و روی دوپا ايستاده است . قبل از آنکه به طريقه ترسيم پوششهای خاگی بپردازيم بايد به اصطلاحات مربوط به قوس بيضی اشاره کنيم . به دو کانون بيضی پايه گويند . دو خطی را که يک سر هر کدام به يک کانون بيضی متصل است و سر ديگر بيضی را رسم می کند دوبند نامند . محيط بيضی يا نصف محيط بيضی کمند خوانده می شود . خطی که از وسط دو کانون بيضی عمود شود و تا افراز منحنی ادامه يابد ديرک است . وقتی دوتا بند با هم زاويه قائمه تشکيل دهند هج نام دارند . هج در لغت فارسی معنی عمود را می دهد مثلاً اگر ديواری را کج بنا کنند می گويند اول هجش کن يعنی راست يا عمودش کن . ضمناً به فاصله ای که هرگونه چفد يا طاق يا گنبد بر آن قرار می گيرد دهانه گويند .

قـبل از آنکـه به بررسی انـواع چـفدها که از دَوَران آنها حول محور قائمشان پوشش گنبد به وجود می آيـد بپردازيم لازمـست گفـته شود که هـمه چـفدها ، طاقها و گنبدها بر دو دسته (( مازه دار )) و (( تيزه دار )) تقسيم می شوند . در انواع فرمهای مازه دار قله قوس منحنی است ولی در اشکال تيزه دار قله به صورت جناغی و تيزه است .

برای ساختن آهيانه معمولاً از شکلهای مازه دار استفاده می شده است و فقط در دهانه های بزرگ به منظور تحمل بار بيشتر گاه چفدهای تيزه دار به کار می برده اند . اما در پوشش رويی گنبد ( خود ) هميشه چفد ، تيزه دار است .

انواع پوسته هاي آهيانه

1ـ پوسته خاگی

پوسته خاگی از دوران چفد هلوچين کند حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آيد . چفد هلوچين کند بيضی ای است که فاصله کانونی آن مساوی نصف دهانه است FF= ab/2 اين بيضی خيزی نزديک به دايره دارد لذا در دهانه های کمتر از 16 گز از آن استفاده می شود . پوسته خاگی قبل از اسلام بسيار رايج بود بعد از اسلام نيز کمابيش در بناهای گوناگون به کار گرفته شد . بهترين نمونه آن گنبد تاج الملک در مسجد جامع اصفهان است .

2 ـ پوشش چيله ـ چيلو ـ سيلو

اين پوسته از دوران چفد بيز يا هلوچين تند حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آيد . و بعلت داشتن خيز کافی قابليت تحمل بار بيشتری نسبت به پوشش خاگی دارد بنابراين در دهانه های بالاتر از 16 گز هم کاربرد دارد . اين پوشش از قبل از اسلام تاکنون در ايران رايج بوده است .

در يزد و کرمان و جنوب خراسان و ساير نواحی کويری بعلت دارا بودن مصالح سست و ناگزيری استفاده از خشت خام پوست درونی گنبد معمولاً‌ چيله است .

نمونه های اين پوشش را در سيدرکن الدين و مدرسه ضيائيه يزد می توان ديد .

3 ـ پوشش بَستو ( بَستو ـ کوزه(

اين پوشش از دوران چفد بستو حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آيد . اين پوشش از ساير پوشش های بيضی که در معماری ايران بکار رفته است خيز بيشتری دارد و معمولاً‌ در آهيانه گنبدهائی ديده می شود که پوشش خارجی ( خود ) آن رُک باشد .

پوشش يخچالها در اکثر نقاط ايران بستو است . پوشش بستو بعلت داشتن قابليت تحمل بسيار در مقابل بارهای وارد بر آن در وسيع ترين دهانه های معمول در معماری ايران بکار می رود .

از نمونه های موجود اين نوع آهيانه مدرسه ملاعبدالله نائين و گنبد قابوس را بايد نام برد .

پوشش بيرونی گنبد قابوس ( خود ) ، رُک است و بعلت داشتن خيز مرتفع نيروهای رانشی بسيار زياد است و در اصطلاح بنايان (( بيشتر لگد می زند )) . لذا مناسبترين شکلی که برای آهيانه اين برج در نظر گرفته شده همان پوشش بستو است .

4 ـ پوشش سَبوئی

اين پوشش از دوران چفد چَمانه حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آيد . چفد چمانه از تقاطع دو بيضی بدست می آيد . به اين چفد (( سه و چهار )) و (( بَيان )) هم می گويند .

اين چفد که از ترکيب دو بيضی بدست می آيد قابليت باربری فوق العاده دارد . در ايوان پيشان بسياری از مساجد جامع از اين چفد استفاده شده است که نمونه قابل ذکر آن پيشان مسجد جامع يزد است . آهيانه گنبدهائی که از دوران اين چفد بدست می آيد برخلاف آهيانه ، اکثراً گنبدها تيزه دار است . بهترين مثال را بايد آهيانه گنبد سلطانيه دانست .

طرز چيدن مصالح گنبد
گنبدها معمولاً‌ آجری يا خشتی هستند و به سه ترتيب چيده می شوند :

1 ـ گِرد چين chin ـ Gerd

در اين طريقه رگهای آجر متمايل به مرکز گنبد است و بصورت شعاعی چيده می شوند .

2 ـ رَگچين chin ـ Rag

در اين طريقه رگهای آجر يا خشت موازی خط افق چيده می شود . گنبدهای رک را نمی توان گردچين کرد بنابراين همه آنها بصورت رگچين ساخته می شوند .

3 ـ تَرکين Tarkin

در اين نوع چيدن ، گنبد را بصورت ترک ترک اکثراً با قالب گچی می سازند و بعد فاصله ميان ترکها را با آجر يا خشت پر می کنند .

در اجرا تويزه های گچ ونی را ( نی در داخل گچ حالت آرماتور در بتن دارد ) روی زمين مطابق قوس مطلوب ( قوس گنبد ) می سازند و پس از تکميل ، همه تويزه ها را در فضای موردنظر توسط (( وادارهائی )) سرپا نگه می دارند بعد بين تويزه ها را با آجر يا خشت پر می کنند . در اين طريقه اجرا برخلاف انواع ديگر گنبد از شاهنگ و هنجار استفاده نمی شود .

طاقها و گنبدهای ايرانی هيچ کدام قالب ندارند حال آنکه اکثراً گنبدها در غرب توسط قالب زده ميشوند .

گنبدهای رومی را بيشتر روی سانتر ( Centre ) ( نوعی قالب ) می ساختند اين قالب چوب بستی بشکل گنبد بود که روی آن سنگ ها را بطريق استروتومی ( سنگ تراشی با مهارت و دقت زياد که درزها کاملاً‌ چفت هم گردد ) کار می گذاشتند .

چفد معروف مصری نيز با استفاده از قالب ساخته می شد . مرحوم گدار اين چفد را با چفد بيز ايرانی اشتباه کرد چرا که بيز تند از لحاظ تشابه ظاهری بسيار نزديک به چفد مصری است اما در اساس چه از نظر ترسيم چه از نظر حيث اجرا بکلی با هم متفاوتند .

چفد بيز تند يک بيضی است که فاصله کانونی اش مساوی طول دهانه است و بدون احتياج به قالب ساخته می شود ولی چفد مصری متشکل از دو دايره است و چنانچه بدون قالب ساخته شود طاق خراب ميشود .


طرز ساختن گنبد
طرز ساختن رايج گنبد مثل ساختن تاپو است همانگونه که تاپوساز دور تا دور تاپو می گردد و آنرا می سازد گنبد را هم رج به رج از پشت می سازند و بالا می روند چه گنبدهای ايرانی را بعلت نداشتن قالب نمی توان از داخل شروع به ساختن کرد .

در شروع کار از دستگاهی بنام شاهَنگ و هَنجار استفاده می کنند . شاهنگ ميله ايست که بطور عمودی کار می گذارند . اين ميله معمولاً‌ چوبی است و در مرکز گنبدخانه علم می کنند مانند گنبد مسجد رحيم خان اصفهان شاهنگ را از اطراف محکم می بندند تا تکان نخورد . در اصطلاح بنائی به علم کردن چوب (( هَج کردن )) می گويند . برای محکم بستن شاهنگ به دو ديوار گنبد از هشت الی ده چوب استفاده می کنند تا به اعتقاد بنايان چوب (( لًنبَر )) نخورد سپس در دو نقطه ای که بايد دو کانون بيضی باشد روی شاهنگ دو تا گل ميخ می زنند و به آن دو زنجيری بسيار ظريف وصل ميکنند که با آن بتوان بيضی دلخواه را رسم نمود . اين زنجير همان هنجار است و ظرافت آن مثل زنجيرهای اردکانی است .

سازنده گنبد از پشت کار مشغول چيدن می شد و منحنی گنبد را که از داخل می بايست صاف و دقيق می بود با اين زنجير کنترل می کرد برای عملکرد بهتر در محل قرارگيری گل ميخ ها ( دو کانون بيضی ) دو تا شيار ايجاد می کردند و در هر کدام يک حلقه قرار می دادند تا هنجار براحتی دور شاهنگ بگردد و دور آن پيچيده نشود .

طرز ساختن گنبدهاي تركين
گنبدهای ترکين را بدون استفاده از شاهنگ و هنجار ساخته اند زيرا گاهی اين گنبدها خيزشان به 16 الی 18 متر می رسد و امکان ساختن تويزه های با گچ و نی با اين ارتفاع نيست .

در گنبدهای مرتفع ترکين ترکها را تکه تکه ساخته و رويهم و کنار هم می چيدند به اين ترتيب که تا ارتفاع معينی از گنبد يک سری ترک مشابه کنار هم قرار می گرفت و دور تا دور گنبد را می پوشانيد بعد سری ديگری از ترکها که ارتفاع بعدی گنبد را شامل می شد روی رديف زيرين قرار می گرفت و بهمين ترتيب چيدن ادامه پيدا می کرد تا ارتفاع گنبد کامل شود . برای اينکه نظم بهم نخورد همه تويوزه های تَرکی را روی زمين می ساختند سپس آنرا تکه تکه در مراحل مختلف بالا آمدن گنبد کار می گذاشتند .

امروزه بجای استفاده از شاهنگ چوبی از شاهنگ آهنی استفاده می کنند که کار را خيلی آسان ميکند ولی ظرافت و کارآيی چوب را ندارد .

مهم آنکه در گذشته بدون داشتن آهن و سپری و غيره با ساده ترين وسايل گنبدها را در کمال استادی بنا می کردند .

ضخامت چفد و طاق و گنبد را ( تَبَره ) گويند در طاق و بخصوص گنبد ضخامت تبره در سطوح مختلف متفاوت است .

در گنبدها تبره ای ( ضخامتی ) که برای آهيانه گنبد در پاکار در نظر می گيرند 16/1 دهانه است مثلاً اگر دهانه آهيانه 16 گز باشد ضخامت تبره در پای کار يک گز خواهد بود . نمونه قابل ذکر گنبد سلطانيه با دهانه بيش از 24 گز است که تبره را کمی بيش از 40/1 گز گرفته اند يعنی دقيقاً‌16/1 دهانه . البته در پاکار بعداً‌ ضخامت (( خود )) نيز به آن اضافه خواهد شد .

زاويه 5/22 درجه روی پوسته گنبد را نسبت به مرکز دهانه (( شِکَرگاه )) گويند . فاصله از پاکار تا نقطه شکرگاه نيز بالِنج ناميده می شود . معمولاً فاصله پاکار تا شکرگاه را که همان بالنج باشد با همان ضخامت 16/1 دهانه می چينند .

از شکرگاه تا زاويه 5/67 درجه نسبت به مرکز دهانه ( ايوارگاه ) ، شانه طاق يا گنبد گفته می شود . در چيدن گنبد از شکرگاه تا زاويه 45 درجه ( ميان شانه ) ضخامت را يک خشت کم می کنند از زاويه 45 درجه تا ايوارگاه مجدداً از ضخامت تبره يک خشت می کاهند . از ايوارگاه تا نزديکيهای تيزه نيز خشت ديگری از کلفتی طاق کم می کنند . اين بخش معمولاً‌ نازکترين ضخامتی است که می توان با آن طاق يا گنبد را اجرا کرد .

چون در نزديکيهای تيزه ديگر امکان اجرای گنبد بصورت بقيه قسمتهای آن ميسر نمی گردد لذا در نزديکيهای تيزه سوراخی باقی می ماند که اجرای پوشش آن بايد مثل دهانه چاه بصورت طوقه چينی باشد به اين سوراخ (( هورنو )) گويند . گاهی اين سوراخ را پر نمی کنند تا در بالای طاق يا گنبد کار نوررسانی را انجام دهد . مثلاً‌ در پوشش بازارها اکثراً سوراخ هورنو باز است تا عمل تهويه و تنظيم روشنائی صورت پذيرد .

در گنبد سلطانيه سوراخ هورنو قطری حدود 80/1 سانتی متر دارد . زيرا از اين حد به بعد معمار سازنده نمی توانست مرتباً آجر را کوچک کند و رگها را ريز کند تا به تيره برساند . برای پر کردن هورنو امکانی بجز طوقه چينی باقی نمی ماند به اين نوع اجرای پوشش (( پرگر )) گويند در پرگر يا پرگره چينی از اطراف حلقه آجرها رگه به رگه پيش می نشينند تا پوشش کامل شود . در ميان هورنو يک ميله آهنی کار گذاشته می شود و طوقه ميله آهنی را در بر می گيرد .

پس از اجرا چه بعلت وجود ميله آهنی چه بعلت نوع پر شدن سوراخ ( طوقه چينی ) تيزه گنبد شکل نوک تيز پيدا می کند . و بخصوص در آهيانه های مازه دار تيزه گنبد فرم چفد يا طاقی را پيدا ميکند که سَربَر کرده باشد . اين سربرکردگی ضعف و نقصان به حساب نمی آيد تقريباً‌ چاره ناپذير است . مثلاً در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان با وجود شکل کامل بيضی در بالای تيزه نوعی تورفتگی ديده می شود .

ميله آهنی مذکور را در پائين گنبد معمولاً‌ به يک قلاب ختم می کنند تا برای آويختن قنديلها و چراغها مورد استفاده قرار گيرد . برای گيردار شدن ميله آهنی در درون گنبد پايه آنرا به شکل شش يا هشت پر می سازند . در مجموع به ستونی که حد فاصل بين پوسته زيرين و رويی گنبد است و ميله آهنی را دربر می گيرد (( شَنگَرگ )) گفته می شود .

در بالای ميله آهنی از حد خود گنبد به بالا توغ قرار می گيرد . توغ متشکل از سه تکه گوی فلزی و چند تکه لوله نسبتاً‌ قطور است که رويهم قرار می گيرند به اين ترتيب که روی ميله آهنی اول يک لوله سوار می شود بعد يک گوی فلزی که از دو طرف سوراخ دارد تا بتواند هم روی لوله زيرين جايگزين بشود و هم لوله بالائی روی سوراخ فوقانی آن جايگزين شود ، قرار می گيرد و بهمين طريق توغ ساخته می شود گوی انتهائی ديگر در بالا سوراخ ندارد . گاهی اوقات بجای گوی انتهائی (( خوج )) می گذارند

پايان

گردونه مهر ؛ کانسپتی معنویت گرا

 

عنوان طرح   :   گردونه مهر - جنس :  آهن -   ابعاد پیشنهادی: 5/2×5/1×2

 

یکی از طرحهای برگزیده نخستين سمپوزيوم بين المللي مجسمه سازي  با محور "علم، هنر و معنويت"

مجسمه ساز : محمد رضا ذبیح اله زاده  ؛ مدرس در انستیتو هنر و معماری دانشکده فنی شریعتی و دانشگاه آزاد تهران در رشته هنر- شرکت در سه دوره بینال مجسمه سازی و کسب رتبه- شرکت در چندین نمایشگاه نقاشی، گرافیک و مجسمه سازی به مدت 17 سال

 

دوقدم مانده به صبح و هزاران قدم تا یک معماری اصیل

 

فکر می کنم یکی از برنامه های خوش ساخت و فرهنگ ساز و فرهنگ محور همین برنامه دو قدم ... در شبکه ۴ سیما باشه که در این سالها همچین برنامه هایی رو کمتر دیدیم . اما جدا از نقد کلی برنامه که در محدوده بینش من نیست اما به عنوان یک بیننده انتظار دارم دست اندرکاران به جای پرداختن به موضوعات کلانی همچون باغ ایرانی سیر تحولات شهرسازی تهران و ... که فرصتی طولانی رو می طلبه تا یک بحث به نتیجه مطلوبی برسه و رسانه نیز به بخشی از هدف خود یعنی نهادینه کردن نتیجه بحث در تفکر شهروندی بیننده برسه به موضوعات خردتر و تاثیرگذار ( که در  فرجه ایی حداکثر در ۳ برنامه ) بپردازه تا بتوان نتیجه بهتری گرفت و همچنین در مقوله فرهنگ سازی معماری موثر تر واقع شد به طور مثال از این موضوع شروع کنند که یک معمار کیست ؟ و ...  

به هر حال مهمان این برنامه ؛  یعنی چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ساعت ۲۳.۱۵ دقیقه دکتر وحید قاسمی هست که با مجری یا کارشناسی شادمهر راستین  كه آنتن ملي آن رو پخش مي كنه . وفكر مي كنم حمايت از اينگونه برنامه ها كه حكم مثل -  لنگ كفش وبيابان رو داره ... - بد نباشه !


خودماني : نميدونم اين دكتر قاسمي همون مهندس قاسمي ( فارغ التحصيل كارشناسي ارشد معماري از دانشگاه شهيد بهشتي كه مدير موزه حمام علي قلي آقا اصفهان است )  هست يا تشابه اسمي داره با  ... يا شايدم همت كرده دكتري گرفته كه يقين بر يحتمل دوم ، پيشا پيش جاي تبريك و تحسين به ايشون داره !   در آخر نظرتون درباره طراحی صحنه ( دکور ) برنامه چیه ؟؟

 

مصلي تهران ؛ معماري سياست ها

 

چند روز پيش هنگامي كه از سايت مصلي تهران بازديد كردم در قسمت تاريخچه پروژه (  كه به راستي دست مريزاد بر مديران سايت مذكور كه اطلاعت كاملي را درباره روند شكلگيري پروژه تحرير كرده اند ) با قسمت هاي جالبي روبرو شدم كه تكرار بخشي از مطالب سايت با كمي تحليل و خلاصه نويسي اينجانب خالي از لطف و فايده نيست:

شناخت پروژه : مصلای تهران به عنوان مجتمعی از بناها و فضاهای لازم برای حضور جمعيت‌های ميليونی و برگزاری مراسم عبادی، سياسی، اجتماعی و انجام فعاليتهای متنوع فرهنگی، آموزشی و هنری نظير برگزاری نمايشگاههای بزرگ فرهنگی، کلاسهای آموزشی و ... مي باشد كه  می‌بايستی دارای ويژگيهاي  مکان يابی زير باشد :

- مصلی بايستی در مركز جغرافیایی شهر باشد.
- راههای ارتباطی منتهی به مصلی و اطراف آن ، امکان دسترسی آسان و سریع را برای جمعیت بزرگ تهران فراهم سازد.
- دارای وسعت کافی برای اجرای طرح کامل معماری باشد.
- دارای موقعیت مناسب شهری به لحاظ تأسیساتی و خدماتی باشد.
- حداقل اشكالات را در مسائل حقوقی و نظاير آن به دنبال داشته ‌باشد و امکان تملک اراضی مربوط به آن وجود داشته باشد.
- قابليت‌های لازم برای رعایت ایمنی مردم را داشته باشد.

سرانجام پس از  تحقيق در سال 1361 مبني بر تعيين چنين دور نمايی از مجموعه،‌ مناطق مختلفی در شهر تهران پيشنهاد        گرديد:


1 - پادگان وليعصر (ميدان سپاه)
2 - پادگان حر (خيابان كارگر جنوبی- ميدان حر)
3 - زمين‌های شمال ميدان آزادی
4 - بوستان لاله (بلوار كشاورز)
5 - اراضی عباس‌آباد

سرانجام اراضی عباس آباد ( طبق معمول بهترين سايت تهران براي پروژه هاي ملي اراضي عباس آباد شناخته مي شود ! و تا چند وقت ديگر معلوم نيست از اين اراضي فضايي باقي خواهد ماند و همچنين با افزايش پروژه هاي ترافيك زا اين منطقه نيز همانند نقاط  كور ترافيكي ديگر تهران تبديل خواهد شد يا نه ؟ )  انتخاب شد كه  در نقشه زير مشاهده می‌شود ؛ كه اين اراضی ‌شامل سه ‌قطعه‌ زمين مجزا می‌باشد كه به ترتيب عبارتند از :

قطعه شماره يك: از شمال محدود به بزرگراه رسالت، از شرق محدود به ‌خيابان شهيد قنبرزاده، از جنوب محدود به ‌خيابان شهيد مظلوم آيت‌الله دكتر بهشتی و از غرب محدود به خيابان‌ پاكستان و بزرگراه شهيد مدرس

قطعه شماره دو: ازشمال محدود به بزرگراه شهيد همت، از شرق محدود به بزرگراه شهيد حقانی، از جنوب محدود به بزرگراه رسالت و از غرب محدود به بزرگراه مدرس

قطعه شماره سه: محدوده جنوب‌ خيابان شهيد قنبرزاده و محل فعلی پادگان عباس‌آباد، محدود بين خيابان‌های شهيد مظلوم آيت‌الله دکتر بهشتی، شهيد مفتح، شهید مطهری و پارسا.

اما جالب اينكه اين 3 قطعه داراي گسستگي بسياري است و تا كنون با توجه به پيشرفت طرح  اين ارتباط معلوم نيست به وسيله چه راهكاري بين اين سه قطعه برقرار خواهد شد كه حتي پس از ساخت دو پل بر روی بزرگراه مدرس، ارتباط توقفگاه فعلی بيهقی به عنوان محل توقف خودرو با ورودی غربی مصلی نتوانسته است ورودي مناسبي را براي مصلي ايجاد كند  و عجيب تر اينكه  ساير زمين‌ها جهت خدمات‌رسانی به اين مجموعه ( مثل توقفگاه خودرو ) درنظر‌گرفته‌شده‌است كه برخلاف نظريه توسعه عمودي به جاي توسعه افقي! گسترش حمل و نقل عمومي – افزايش فضاي سبز و ... مي باشد كه الگوي ثابت بسياري از كلان شهر هاي جهان شده است هرچند كه مسئولان پروژه به شبكه‌های در دست احداث و نيز شبكه راه ‌آهن زيرزمينی(مترو) اميدوارند كه در آشكار پيشرفت قابل ذكري مشاهده نمي شود (1361 تا 1387) و بيشترين پيشرفت هم‌اينك در طرح اصلی مصلی، مجموعه بناهای مربوط به مسجد جامع و صحن‌های آن، كتابخانه، موزه، مركز اجتماعات، بازارهای سنتی و فرهنگی و ... در قطعه شماره يك است و سرنوشت ميدان بزرگ شهر و محل يادمان امام خمينی(ره) (  كه انشاالله در مسابقه اي بين المللي جدا از طراحي هاي انجام شده برگزار شود )  معلوم نيست !


پس مطالعه ادامه مطلب در صورت تمایل در نظرسنجی زیر شرکت کنید

ادامه نوشته

تازه هاي تجسمي ؛ نمايشگاه ميانگستره معماري ومجسمه سازي

 

به گزارش خبرنگار ASI : نقاشي ها و معماري هاي مهندس ميرحسين موسوي پس از نمايش پربازدید در تهران ، اين بار مهمان دانشگاه هنراسلامي تبريز شده تا بار ديگر دلمشغولي هاي يك سياست مدار هنرمند را تا مورخ 30 خرداد 87 به نمايش بگذارد .

 

 اما در تهران مجسمه هاي نعمتي شريف ، از مجسمه سازان مطرح ايران با موضوع فضا سازي و مناسبات ميان فرم ها و احجام كه از موضوعات مورد بحث در معماري داخلي و مجسمه سازي است در نگارخانه اثر تا 18 ارديبهشت براي نمايش عموم برگزار مي شود.

 

پرونده ويژه ؛ ريچارد مير  شواليه ي سفيد معماري پست مدرنيسم

 

اولين بار با معمار برگزيده نيويوركي ريچارد مير در طراحي 2 آشنا شدم و شيوه خلق آثارش از كولاژهاي هنري تا طراحي ابنيه هاي محتلف بخشي ازالگوهايم درآتليه طراحي شد و به اعتبار ديگر دوستان علاقه مندي كه هرروزه پرونده اين معمار سفيد را از موتورهاي جستجوي فضاي مجازي سرچ ميكنند ( آمار  نزدیک به۲۰۰۰ خروجی در گوگل در سایت ASI ) و مشتاق آشنايي با پروژهاي او هستند نيز شاهداني بر اين ادعا هستند پرونده ويژه اين ماه را به نام او باز كنيم.

مير آرشيتكيتي است كه به واسطه معماري اعجاب برانگيزش در خلق تركيب احجام اقليدوسي اما پويا، شهرتي جهاني پيدا كرده است . معماري كه خطوط طراحيش بدون حساب و پشتوانه فكري ( عملكرد گرا برداشت شود) كشيده نمي شود . معمار پست مدرنيسم اي كه بنا را مجموعه اي از لايه هاي افقي و عمودي مي پندارد و چه استادانه اين لايه هاي را به بازي مي گيرد و در اين پازل طراحي سطوح بي همتايي خلق ميكند كه بي شك از ريچارد مير 74 ساله (1934) با كولباري از تجربه و جوايز، انتظاري كمتر از اين نخواهيم داشت.

اين دانش آموخته معماري از دانشگاه كورنل در سال 1957 پس از مدت زماني همكاري با معماراني چون مارسل بروئر و اسكيدمور و... به فكر ايجاد دفتر كار مستقل خود در نيويورك شد . در آن سالها به مانند هر معمار نسبتا كم تجربه اما خلاق به طراحي يك رشته از ويلاها و خانه هاي شخصي پرداخت كه با پردازش عالي از امكانات موجود توانست به كمك همين ابينه ها پل ارتباطي مستحكمي به سوي جذب پروژه هاي بزرگي چون موزه هنر هاي تزئيني فرانكفورت تا گتي سنتر و.... بسازد و بر روي آن گام بردارد.

هرچند مير معترف است كه معماري اش  تحت تاثير لكوربوزيه ، رايت ، آلتو و ميس وندررو است چرا كه معتقد است معماري يك سنت است و يك زنجيره ي مدت دار. هرچند او توانسته است بر خلاف معماراني كه اين سنت را تضعيف مي كنند آن را تكامل بخشد و اين هويت را ميتوان در پروژه هاي بين المللي اش جستجو كرد و يافت.

 

شايد همين احترام به هويت جامعه و ساختمان هايش سببي شد تا از معدود معماراني شود كه در پنجاه  سالگي( سال1984) نامدارترين جايزه جهاني در عرصه ي معماري " پريتزكر" را كسب كند.

 

      

 

 

اين استاد معماري دانشگاه ييل ، اولين پروژه اش در نيوجرسي با عنوان خانه ي ماير (شايد  آرزوي نامگذاري شهرت هر دانشجوي معماري ، بر اولين بناي خلق شده توسط خودش ) نمايان شد كه با توجه يه شرايط ويژه آمريكا در صنعت ساختمان مير توانست به كمك بناي ديگري چون خانه اسميت بخشي از نتايج ضعيف نسل مياني كه تكرار قواعد گذشته را در دستور كار خود قرار داده بودند به سهم خود محو كند و روزنه هاي اميد ( فراخواني براي تحول ) را همچون اويينگز و مريل و... به وجود آورند. با نگاهي به خانه اسكس فلس (ماير) اولين ساخته او بازتاب هاي فكري ميس وندروه را ميتوان يافت . احترام به طبيعت ، تاكيد برافقي بودن نماها، سادگي نماها، توناليته هاي سفيد ، شبكه بندي و ماتريس هاي خطي از ويژيگي هاي معماري اين سازه و حتي بناهاي بعدي او مي باشد.

 

اما خانه اسميت)  ( Smith House , darien – Connecticut نقطه آغازين يك رشته فعاليت هاي موفق در طراحي بناهاي مسكوني هاي شخصي است كه كليات همراه با عناصري ساختارگرا چون دودكش ، پلكان ، دسترسي به پشت بام و... به پيكره بيروني بنا پيوند خورده اند و اين روند را در بسياري از پروژه هاي مير مي توان يافت . شايد بسياري مير را معمار خوش اقبالي بنامند چرا كه سايت هاي پروژه هاي او از امكانات مطلوبي برخوردارند و او نياز به گذراندن فرايند طراحي چالش برانگيز در اين پروژه ها نبوده است اما با نگاهي عميق اين حسادت يا نگاه عوامانه فروپاشي ميكند چرا كه ريچارد مير طبيعت را نيز هرچند بستر ساز و مناسب بوده است ( سايت و راهبرد ) به مبارزه مي طلبد و از خطوط پويايش ( عوارض زمين ) نهايت استفاده را مي كند . مير در اين خانه از چشم انداز لانگ آيلند و ديد هاي پانوراميك مناسبي استفاده ميكند و كششي مفعولانه را در محل ايجاد ميكند.

 

او در خانه ي سالتزمن در نيويورك ( 1967-1969) با استفاده از يك سيستم فضايي دقيق كه در آن تمامي جزئيات بررسي شده بود از مقياس هاي متفاوت اما كاركردگرا در پنجره ها كه در كل هارموني عجيبي در نماي ساختمان به وجود ميآورد تا خلق فضاهاي ناب داخلي به كمك تغيير در ارتفاع ها كه سبب شده است كه عدم حضور تنوع رنگ ( تنها سفيد ) باعث كاهش كيفيت بصري بنا نشود .

مير در سال 1969و 1968 چند پروژه غير مسكوني را طراحي كرد كه يكي ساختمان تربيت بدني دانشگاه ايالتي در نيويورك و ديگري ساختمان هاي صنعتي كمپاني چارلز اوانز در نيوجرسي بود كه عملكرد گرايي كامل و قواعد دست و پاگير ... نتوانست اشتياق مهار نشدني مير در خلاقيت و نوآوري را سركوب كند.

 

آرشيتكت مير با پروژه مركز توانبخشي برونكس در سال 1970 كه ساخت آن تا سال 1977 به طول انجاميد توانست پروژه هايي عظيم تري را صيد كند كه نتيجه ريز بينانه نگاه او مثل طراحي عملكرد گراي ويژه براي معلولان اين ساختمان بود . ظاهر بصري اين ساختمان همچنان اهداف عملكردي اش به مانند پروژه هاي پيش از آن را انعكاس مي دهد . حياط هاي مركزي و استفاده از گودال باغچه هايي كه همگون با طراحي سايت بوده است توانسته فضايي خوانا ايجاد كند .

مير به نوآوري روي آورد و اين بار در نما از پنل هاي آلومينيومي استفاده كرد و وفادار بودن خود را نيز به استاد خويش"لكوربوزيه" با اجراي نوار پنجره هاي افقي و پيوسته ، پيلوتي ها و... نشان داد اما در نهايت از تكنولوژي تاسيسات و ... نيز بي بهره نماند تا متهم به سنت گرايي افراطي نشود .

 

 

از سهوات و رواني پروژه هاي اوليه ماير ( خانه هاي مسكوني زمينه گرا  )در بافت شهري تا خطوط نيروي فعال در سيركولاسيون ها مجموعه هاي بزرگ مسكوني چون تويين پاركز و تركيب بندي هاي معمارانه و حذف خشونت نمايان شده فرم هاي 5 گانه لكوربوزيه اي ؛ توانست مير را در در صدر خبر هاي معماري دنياي مديا ها قرار دهد و به تعبيري از دانشگاه آكسفورد يك جهت گيري كامل و متمايز از حركت معماري توسط او ظاهر شود.

                                                                                                          پايان قسمت اول


 پي نوشت : تلاش می کنیم هر ماه رزومه يكي از معماران تاثير گذار  را بررسي کنیم و اميد است با نظرات خود ما را در اين سرفصل جديد ياري كنيد

یک شوخی یک تجربه ؛ نمایشگاه بین المللی اسکیس و پرزانته در ایران !

 

۳ روز پیش بود که پوستر این همایش رو در دانشگاه آزاد ... دیدم و بیشتر ۳ بخشی (گونه) بودن این پوستر و همچنین ذکر آدرس وبلاگی در انتهای این پوستر تحت عنوان وبلاگ آموزشی... برایم تعجب برانگیز بود و همچنین خوشحال از اینکه که فردی به چنین فعالیتی دست زده است . هرچند جدا از محتوای وبلاگ که گاه نیز دارای طنز هایی همچون تکرار جملاتی چون آثار زیر توسط مهدی دریانی(خودم) ترسیم گردیده ... هست و همچنین نمایشگاهی عجیبی از آثار دیگر دانشگاه های ... كه شايد براي اولين بار بدون انتشار فراخوانی از طرف دبیرخانه نمایشگاه در دنیای رسانه ها صورت ميگيرد و می شد بهتر از این اجرا گردد ! مطالب آموزشی مهندس دریایی کمک زیادی میکند به علاقه مندان این رشته و  همچنین فعالیتی متفاوت در این حوزه ( که در عرصه وبلاگ نویسی معماری نیز دچار کمبود هست )که در نهايت امیدواريم این وبلاگ و این نمایشگاه را حمایت کنیم .

خلاصه پوستر : در تاریخ ۱۱ - ۱۹ اردیبهشت ۸۷ نمایشگاه بین المللی اسکیس و پرزانته با راهنمایی اینجانب(مهدی دریانی) در گالری های  ۲ و ۳ فرهنگسرای هنر برگزار خواهد شد. آثاری که به نمایش در خواهد آمد کارهای هنر جویان می باشدو... 

مطلبي از الف-عالمي

گنبد در معماري ايران 2

 

پی نوشت : بخش نخست این تحقیق را از آرشیو فروردین " گنبد در معماري ايران " می توانید مطالعه کنید.


ترمبه = سرمبه = سلمبه

نوع دوم گوشه سازی به صورت ترمبه است در هيچ يک از لغت نامه های ايرانی به کلمه ترمبه بر نمی خوريم . لغتی به صورت ترکيب طاق و طرمب آمده است که معنای آنرا پشت هم اندازی و طاق روی طاق سوار کردن نوشته اند حال آنکه خود لغت ترمبه به معنی ، يک چيز جمع شده ، عمده ، پيش آمده ، تريده ( به طرف جلو سريده شده ) است . در واقع ترمبه همان معنی اسکنج را دارد که کنج پيش آمده باشد .
ترمبه بر عکس سکنج به چهار طريقه پوشش می شود : 1ـ گوشه سازی با چوب به شکل جلو آمده که حالت خاص و استثنائی ترمبه تلقی می شود . و سه طريق ديگر به شکل سغ يعنی پوشش منحنی شکل است که شامل فرمهای زير می شود :
1
ـ فيلپوش
2
ـ ترمبه پتگين = پتکين patkin
3
ـ ترمبه پتگونه يا پتکانه ( پتکانه صحيح تر است (


فيلپوش

برای اجرای فيلپوش مثل صدف حلزون از گوشه ( نقطه صفر ) شروع می کنند و لايه های طاقی را روی همديگر می پوشانند و سوار می کنند تا به حد مطلوب برسد ( يعنی منتهی به جائی شود که مربع را تبديل به هشت ضلعی می کند  .

در واقع فيلپوش به پوشش گوشة ديوار که از کنج شروع می شود و بين دو ديوار متقاطع قرار می گيرد اطلاق می شود . در قلعه دختر فارس ترمبه گنبد را به شکل فيلپوش زده اند ، نمونه خوب ديگر که هم اکنون نيز قابل مشاهده است ، گنبد کوچک بی بی شهربانو نزديک ری است ، بنا تعلق به دوران آل بويه دارد . زير گنبد کوچک را با لايه های آجری مثل چپيره روی هم چيده اند تا به نقطه مورد نظر برسن

د .
در بناهای قرون پنجم و ششم اين نوع گوشه سازی معمول بوده است . در مسجد جامع شيراز متعلق به دوران صفاری انواع ترمبه ها اجرا شده بود ولی متأسفانه تمام بنا نوسازی شده و اثری از معماری قديمی دوران اصلی برجای نمانده است . تنها ماخذ ، عکس های قبل از خراب کردن مسجد است که در کتاب پوپ آورده شده است .

نمونه ديگر به صورت چهار تا چفته در قسمت روبروئی شبستان مسجد جامع فهرج متعلق به نيمه اول قرن اول هجری است . گوشه سازی ترمبه است و اجرای روشنی است بر اينکه چگونه خشت ها را رويهم چيده اند تا شکل فيلپوش بدست آيد .
پيش از اسلام ترمبه ها و سکنج ها را به صورت (( نماندن )) اجرا می کردند به اين ترتيب که گوشه ها را می نماندند تا به حد دايره قاعده گنبد مورد نظر برسد . در اين صورت ارتفاع خيلی زياد می شد ولی از آنجائيکه در آن دوران معماران ابائی نداشتند که بلندای گنبد از حد مقياس ديد انسانی بيشترباشد مشکلی پيش نمی آمد . ولی بعد از اسلام که سعی در کوتاه کردن پوشش می شد ، گوشه سازی به گونه ای اجرا شد که بتوان شکل چهار گوش بشن را به هشت گوش تبديل کرد بدون آنکه ارتفاع پوشش از حد مطلوب بالاتر رود . از نمونه بناهای پيش از اسلام که مربع بشن را به هشت ضلعی تبديل کرده اند تنها کاخ بيشابور برجای مانده است که از چگونگی پوشش گنبد اين تنها نمونه هم ، نشانی در دست نيست .

در قلعه دختر و آتشکده فيروزآباد هيچ يک از بشن های مربع تبديل به هشت گوش نشده است . در آتشکده فيروزآباد گنبدهای طرفين بنا کومبيزه است ولی بجای تبديل شش ضلعی به دوازده ، تنها گوشـه ها را نـمانده اند تا به دايره رسـيده اند و در اين تـبديل با بالا رفتن ارتفاع فضا باشکوه تر جلوه گر شده است .

گاهی در بناهای قبل از اسلام شکل بشن را هشت و نيم هشت می کردند و بعد آنرا می نماندند تا به دايره تبديل شود . ولی در بنای بيشابور شکل دقيق هشت ضلعی را می بينيم . در تالار تشريفات بنا برای بدست آوردن هشت کامل دوتا مربع را در هم تقاطع داده اند بدين ترتيب که از ادامه اقطار مربع اول مربع دوم را ساخته اند اين تداخل شکل دقيق هشت گوش را به وجود آورده است ( اين شکل امروزه بنام ستاره محمدی مشهور است ) . چون در محاسبات رياضی راديکال 2 عدد دقيقی نيست تنها به صورت ترسيم هندسی امکان دست يابی به هشت ضلعی دقيق ميسر است لذا معماران نيز از طريقه ترسيم استفاده کردند .

 

ترمبه پتگين = پتکين patkin

پتکين نوعی گوشه سازی است که فرانسويها به آن Encorbellement گويند . به معنی پيش آوردن تدريجی ديوار .
در خوزستان به خصوص دزفول برای اين نوع گوشه سازی لغت زيبای ( تونگان ) يا ( تونجه ) را به کار می برند اين کلمه معمولاً بجای بالکن می آيد اما برای گوشه های ديوار که شکلی پيش آمده دارند نيز مصطلح است .
در خوزستان گوشه های ديوار را اول پخ می کنند ( برای ايجاد سايه بيشتر اين گوشه ها معمولاً تنگ هم است ) تا رفت و آمد در کنار آنها بخصوص در کوچه ها آسانتر باشد بعد از بالا آمدن ديوار از ارتفاع معينی که موجب اختلال در رفت و آمد نشود دوباره آجرها را پيش می کنند تا به صورت مکعبی که در نقشه اصلی لازم آمده در آيد . به اين پيش آمدگی تونگان ( تونگون ) می گويند .
در مناطق ديگر ايران به نعلبکی زير گلدسته مناره ها هم تونگان می گويند ( جائيکه قطر مناره زياد می شود و گلدسته را روی آن سوار می کنند ) در اينجا تونگون يا تونگه به معنی طبق است . اصطلاح ديگر اين شکل به طور عام پتکين است به معنی پيش نشاندن .
بهترين نمونه های گوشه سازی پتگين را در ناحيه کُمش ، سمنان ، دامغان ، بسطام و قسمتهائی از غرب خراسان می توان ديد .
مثال روشن امامزاده جعفر دامغان است ( در نزديکی بنای چهل دختران دامغان ) . اين زيارتگاه را به اشتباه متعلق به قرن ششم يا هفتم هجری دانسته اند در صورتی که قدمت بنا خيلی بيشتر است و بايد آنرا همزمان با بنای اوليه آستانه حضرت رضا ( ع ) دانست . گنبد امامزاده و پتکانه اش هر دو از خشت ساخته شده اند .
گنبدهای زنگوله درکُمش دامغان هم با خشت درست شده و ترمبه پتگين دارد . يکی ديگر از پتکانه های زيبا و نمايان که هنوز شکل خود را حفظ کرده است در گوشه سازی گنبد خانقاه شيخ علاء الدوله بيابانکی واقع در صوفی آباد سمنان به چشم می خورد . گنبد بنا فرو ريخته و يکی از پتکانه ها محفوظ مانده است . ترمبه فيلپوش را در همه جای ايران می توان ديد ولی فراوانی اين نوع پتگين در ناحيه کمش است . در خنج و لارستان فارس هم نمونه هائی موجود است .

 

ترمبه پتگونه يا پتکانه ( پتکانه صحيح تر است)

شکل پتکانه به چند رديف طاقچه می گويند که روی هم سوار شده و جلو آمده باشند تا ترکيب گوشه بندی را کامل کنند . مثلاً در صفه صاحب مسجد جامع اصفهان چند رديف طاقچه روی هم سوار شده اند که شبيه به مقرنس شده اند ولی در واقع مقرنس نيستند .


اغلب ترمبه ها را تا قرن چهارم هجری پتکانه می کردند . پتکانه معنی کانه يا طاقچه روی طاقچه را می دهد . ( که به آن طاقچه بندی هم می گويند (

سر در گنبد قابوس را قديميترين مقرنس ناميده اند ولی بجای مقرنس پتکانه است .
برای سـاختن پتکانه در محل مورد نظر ابتدا يک تويزه می سازند به اين تويزه کوزه بند يا دوره بند ( دوره = کوزه ) و هم وزن با آن گويند که در لبه کار گذاشته می شود بعد در داخل ، طاقها را روی هم سوار می کنند .
از دوره تيموری به بعد بسياری از پتکانه ها را با روسازی کاشی و غيره ساختند ولی نوع زيبای آن بافت پتکانه با خود آجر است


در نظر اول پتکانه بسيار شبيه مقرنس است و با آن اشتباه می شود تفاوت عمده اين دو در نوع آجر است . مقرنس از سقف آويخته می شود به همين مناسب به آن چفت آويز هم می گويند ولی پتکانه روی پای خـودش می ايستد و آويخته نمی شود برای ساختن آن اول طاقچه های پائينی را درست می کنند و طـاقچه های بالائی روی سری پائينی می نشيند ولی مقرنس از سقف شروع به تدريج پائين می آيد . از قرن چهارم تا اوايل قرن پنجم هجری پتکانه ها شکلهای بسيار متنوعی پيدا کردند .
يکی از قديميترين ترمبه های پتکانه در بناهای دوازده امام يزد ديده می شود که توسط سرهنگان ابوجعفر کاکويه که شيعی مذهب بود ساخته شد کتيبه بنا ، نقاشی آنجا را پانزدهم رمضان 429 هجری معرفی می کند . لذا ساخت بنا قطعاً تاريخی متأخرتر دارد . در گنبد تاج الملک يا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان نيز ترمبه ها پتکانه هستند . ضمناً در اجرای پتگانه بدون اجرای دوره بند ابتدا طاقها را روی هم سوار کرده اند و در پايان کار يک طاق روی همه زده اند که گنبد نهائی روی آن آمده است .

 

شکنج = چين و چروک

بگونه ای که ذکر آن گذشت چپيره شامل دو قسمت است :


1
ـ گوشه سازی که شرح آن آمد 2ـ شکنج که به چين و چروکهائی که در گوشه گنبد ايجاد می کنند اطلاق می شود اين چين ها جهت تبديل زمينه مربع ، به دايره يا زمينه مربع نزديک به مستطيل ، به بيضی است .
شکنج به دو گونه اجرا می شود :
1
ـ طاق بست يا طاق بندی 2ـ کاربست يا کاربندی
طاق بندی و کاربندی از لحاظ قدمت تاريخی مثل سکنج و ترمبه مشابه همديگرند و هر دو در يک دوره و در کنار هم معمول شده اند .
قبل از اسلام چون در بناها محدوديت ارتفاع مطرح نبود شکنج تنها به اين صورت اجرا می شد که در گوشه های مربع بشن ، ديوار را پيش می نشستند تا تدريجاً قاعده گنبد به دايره يا بيضی نزديک به دايره تبديل شود پس از آن خطی کمربندی مثل گريوار روی آن قرار می دادند اين گريوار معمولاً با آجر دندانه موشی اجرا می شد سپس گنبد روی آن قرار می گرفت ولی پس از اسلام به منظور دست يابی به ارتفاع کوتاهتر و کاربرد مصالح کمتر ، چپيره گنبد را با استفاده از طاق بندی يا کاربندی به دايره تبديل کردند .

 

طاق بندي يا طاق بست


طاق بندی به ساختن طاقچه روی طاقچه اطلاق می شود و طرز اجرا به اين ترتيب است که از بشن گنبد به بعد گوشه ها را به تدريج يک کلوک پيش می کنند به اين ترتيب دهانه از هر چهار طرف جلو می آيد و نتيجتاً محدودتر و تنگ تر می شود بعد با اجرای هشت طاق ( چهار طاق در گوشه ها و چهار طاق در چهار طرف وسط دهانه مربع ) زمينه را به هشت ضلعی تبديل می کنند .(

برای تبديل هشت ضلعی به 16 روی هم طاق يک (( بَرنخَش )) درست می کنند . برنخش طاقی است شبيه به کليل

که به ديواره های طرفين اتصال دارد ( چون طاقی آمودی و غير باربر است . ) در ايجاد برنخش يک کلوک جلو می نشينند تا دهانه را تنگ تر کنند . روی برنخش را پيکانه يا پيکانی می سازند که در واقع مکمل برنخش است .

حد فاصل بين پيکانی ها را با سنبوسه پر می کنند سنبوسه ها مثلث های منحنی الاضلاعی هستند که شکـل نهائـی را تقريبـاً به دايـره نزديـک می کننـد پـس از اجرای سنبوسه دوباره يک کلوک پيـش می نشينند و گريوار را می سازند . از گريوار به بعد آهينانة گنبد شروع می شود .
معمولاً کتيبه های زير گنبد روی گريوار ساخته می شود . لازم به يادآوريست که با ايجاد سنبوسه شکل بشن از 16 ضلعی به 32 ضلعی تبديل می شود .

كاربندي يا كاربست
نوع ديگر شکنج کاربندی است که از لحاظ اصول اجرا شباهت تام با طاق بندی دارد و بدون اينکه ارتفاع گنبد زياد شود تبديل چهارگوش بشن به دايره ميسر می گردد . به نظر می رسد اجرای کاربندی زير گنبد از نواحی يزد و اطراف آن به ساير نقاط برده شده باشد و اطلاق کاربندی يزدی به اين نوع اجرا احتمالاً به همين دليل است .

طرز کار کاربندی مثل طاق بندی است به اين ترتيب که با اجرای هشت طاق در گوشه ها و وسط دهانه زمينه مربع را به هشت گوش تبديل می کنند از اين مرحله به بعد با اجرای يک کاربندی روی اين طاقها هشت ضلعی يکباره به 32 ضلعی تبديل می شود و برای زدن گنبد کافيست که روی تيزه های کاربندی گريوار بگذارند تا گنبد روی آن سوار شود .
گاهی با استفاده از کاربندی حتی نياز به اجرای هشت طاق اوليه برای تبديل زمينه به هشت ضلعی نيست به اين ترتيب از ابتدای کار روی بشن چهارگوش ، يک کاربندی اجرا می کنند . نمونه مورد فوق در گنبد خانقاه بندرآباد يزد ديده می شود . در گنبد شيخ جنيد در توران پشت يزد همين اجرا به صورت ساده تر ديده می شود .
کاربندی خود به تنهايی نياز به بحثی ويژه و مفصل دارد که ذکر آن در اين مبحث ضروری نمی نمايد . ولی از لحاظ شناخت کاربندی يزدی که همان کاربندی زير گنبد است لازمست ولو بطور مختصر به آن اشاره گردد

بطوريکه در شکل ديده می شود يک کاربندی معمولی متشکل از بخشهای زير است :
1ـ يک سری سنبوسه ( مثلث های منحنی الاضلاعی که قبلاً به آن اشاره شد ) که بالاترين قسمت کاربندی را تشکيل می دهند .
2ـ يک يا چند رديف شاپرک ( چهارضلعی های منحنی الاضلاعی ) که قسمت های ميانی را درست می کنند .
3ـ يک سری پا باريک ( چهارضلعی های انتهايی که منتهی به پا طاق می شود ) .
در کاربندی يزدی فرم کاربندی هر چه ممکن است ساده می شود و از تعداد شاپرکيها کم می شود به حدی که گاهی به کلی شاپرکيها حذف شده و روی پا باريک ها سنبوسه سوار می کنند که نمونه آن در مسجد شاه ولی تفت ديده می شود . در اين وضعيت پا باريک ها از وسط نصف شده و دو نيمه با يکديگر فصل مشترک خطی پيدا می کنند . به هر يک از اين نيمه های پا باريک سوسنی گويند .
از مدارک موجود بر می آيد که اين شکل از يزد توسط معمارانی که برای جهانشاه قراقويونلو کار می کردند به کاشان می آيد و رايج می گردد . دالان و سردر کاروانسرائی جنب مسجد ميرعماد کاشان که از تناسباتی بسی زيبا برخوردار است نمونه کاربندی يزدی در کاشان است . و مسجد کبود تبريز را بايد نمايانگر رواج و کمال اين شکل در تبريز دانست . و نيز نمونه خوب آن در مسجد شيخ لطف الله نـمايان است . بتـدريج استفاده از کاربندی يزدی چنان فراوان شد که هر زمان و هر جا گنبدی می ساختند اکثراً شکنج آنرا به همين گونه اجرا می کردند .
طاق بندی و کاربندی زير گنبد گرچه در يک دوره پديد می آيند و با هم ادامه پيدا می کنند ولی در قرن هشتم هجری رواج طاق بندی بيشتر می شود بطوريکه اکثراً گنبدهای اين دوره روی طاق بندی سوارند . از نمونه های موجود بايد گنبد سيدرکن الدين يزد ، چهار گنبد خشتی يزد ، گنبد تاج الملک يا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان را نام برد .
با پايان بحث گوشه سازی ساختن کاسه گنبد را مطرح می کنيم .
گنبدهای ايران از دو پوسته ساخته شده است 1ـ پوسته درونی 2ـ پوسته بيرونی

پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـيش مـعمولاً مضرس است و ( بطوريکه در صفحات بعد خواهد آمد بدلايل مسائل ساخت و افزير سازه ) به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهيانه )) يا کُدُمبه گويند و پوشش بيرونی را (( خود )) می نامند .
بديهی است که خود بر هم بر سه گونه است :
ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پيوسته اند . يعنی خود بلافاصله روی آهيانه قرار می گيرد و فقط نوک گنبد در خود تيزه پيدا می کند تا شيب گاهی برای راندن برف و باران و غيره داشته باشد .
بهترين نمونه در اوج کمال و زيبائی برای چنين گنبدهائی ، گنبد شيخ لطف اله اصفهان است اين گنبد از لحاظ اجرا نوعی ويژگی دارد و آن اينست که بر خلاف ساير گنبدها آهيانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی ديده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دليل وسعت دهانه چفد خود و آهيانه چمانه است .

ادامه دارد ...

توسعه حرم معصومه ؛ نمايش تكنولوژي و هندسه معماري ايراني

 


Pirraz, Consulting Planners, Architects & Engineers

The project is a new extension to historical buildings of the holy shrine of Hadrat (Saint) Masoomeh in city of Qom. The original building of the holy shrine was founded in 2nd century of lunar hijri (9th century A.D.) and has been expanded during various periods of Iranian dynasties.

The 2 hectare area allocated to the project, which was part of 92 hectares rehabilitation master plan of Qom city center, was located to the south of the old complex. The extension provides new prayer halls, new Sahn (court) and supporting facilities and balances the needs of pilgrims with other requirements of culture, climate, technology and function. The gross area of the whole building is about 54000 sq m.

The most prominent characteristic of the project is its innovative approach of establishing a link with past besides creating a sacredness atmosphere by using up to date technology and materials

Coherent white structure and decorations incorporating dramatic play of light poured in from skylights and marble flooring has created a new sense of place which is exclusive to this era and region as well as spiritual character

 

Associated Awards

- “Distinguished concrete project”-  ICI (2005)

- “Honor Award” - President of I.R.Iran (2005)

دومين همايش بين المللي شهر برتر طرح برتر

 

                    

 

دبیر خانه همایش از تمامی اساتيد ، پژوهشگران ، دست اندرکاران ، کارشناسان ، دانشجويان و علاقمندان به مسايل طراحي شهري دعوت بعمل مي آيد تا مقالات و طرحهاي خود را حداکثر تا تاريخ  1/4/87 به دبيرخانه همايش ارسال نمايند

محور های مقالات :

و...

@     توریست در شهر

@     خلق و توسعه فضاهای شهری

@     تعامل بافت قدیم در کنار بافت جدید

@     عناصر هویتی ، فرهنگی در شهر

@     بلند مرتبه سازی

@     مبلمان شهری

@     شهر در شب

@     طبیعت در معماری

@     نمای پنجم

 

و...

 

شایان ذکر است همزمان با برگزاری همایش ، نمایشگاه فناوری و دستاوردها با موضوعات مربوطه و طرحهای رسیده برگزار خواهد شد .

 

                                                        وب سایت همایش


خودماني : اگر يك همايش برنامه ريزي شده و پربار از بار علمي رفتم همين اولين همايش ... بود اگر باور نمي كنيد  گزارش همايش رو از سايت خودمون يا از گزارش سايت همايش مطالعه كنيد ؛ فكر ميكنم يك كادر مديريتي مناسب رو تشكيل دادند و انشالله امسال هم بهتر بشه والبته پيشنهاد من اينه كه كمي از حواشي چون افتتاحيه و پذيرايي و اختتاميه كم كنند و وقت بيشتري به ارائه مقالات بدهند .

امروز در دبي، امروز در ايران، سالهاي بعد در معماری دبي و سالهاي بعد در معماری ايران

 

 پی نوشتسایت خبری آی آر نیو ...  تحلیلی جالب از وضعیت پیشرفت جزیره دبی با کشوری با مقیاس ایران پرداخته که جدا از نگاه های سیاسی مقاله ( علیرغم لاینفک بودن این آیتم ها از روند صعودی یک کشور ) پیشرفت های شهر سازی و معماری دبی با جذب سرمایه های خارجی قابل تصور نبوده و به شهری ۲۴ ساعته تبدیل شده است که هرروزه شاهده رکورد شکنی هایی در عرصه معماری هستیم از برج العرب تا برج البرج  ( وب سایت ... ) همگی زنگ خطرهایی است برای کشوری چون ایران که ظرفیت های مناسب را برای کسب این برتری از دبی را دارد. اما متاسفانه ما این روزها بیشتر تماشاگر  رشد قارچ گونه شرکت های ساختمانی در دبی و افت سرمایه گذاری های غیر دولتی در زمینه ساخت و ساز در کشور هستیم و ...

                                  

       

                  

امروز در دبي :
 

  • بزرگترين برج جهان در دبي درحال ساخت است
  • دبي با يک قرار داد ميلياردي با موزه لور فرانسه ؛ شعبه اي از آن را در دبي ايجاد مي کند
  • بازي دوستانه سوئد و برزيل در زمين چمن بسيار عالي و ورزشگاه مدرن دبي برگزار شد.
  • شخصيتهاي مطرح جهان در پروژه هاي دبي سرمايه گذاري مي کنند
  • نام خليج فارس توسط گوگل با عنوان خليج عربي  مطرح ميشود ...
  •  

     

    امروز در ايران :


     

  • 6000 سانتريفوژ جديد راه اندازي شد
  • خبرهاي خوب هسته اي توسط رئيس جمهور
  • توليد مرغ و پودر شوينده افزايش خواهد يافت
  • حداد عادل خواستار عدم خريد کالا از هلند به جهت  ساخت فيلم فتنه شد
  • رئيس جمهور دستور جلوگيري از گراني مسکن را صادر کرد
  • نيروگاه بوشهر پائيز امسال راه اندازي خواهد شد
  • شرکت چيني ساخت بزرگراه شمال را بدون هيچ توضيحي رها کرد!

     

     


    ادامه مطلب و عکس های مقایسه ایی ...

  • ادامه نوشته

    مراسم دومین دوره یادمان و جایزه معماری میر میران

      

     دومین دوره  یادمان و جایزه معماری میرمیران در روز ۳ شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۷ در خانه هنرمندان برگزار می گردد . در این مراسم به پایان نامه های برگزیده که توسط دانش آموختگانی که طی فراخوانی در ماه های  گذشته گردآوری شده اند جوایزی اهدا خواهد شد و همچنین مراسم ویژه ایی برای روز معمار برگزار خواهد شد .

    آدرس همایش : خانه هنرمندان ایران - بعد از خیابان ایرانشهر خیابان موسوی شمالی - باغ هنر

    پی نوشت : نمایشگاه آثار برگزیده در حوزه کتاب و پایان نامه و ... نیز تا هفتم اردیبهشت برای بازدید عموم دایر است.

    وبلاگ هاي معماري ايران پديده ي نو دنياي مجازي

     

                   

                Copyright: aruna.ir

     

    19 ماه پيش بود كه تصميم گرفتيم موازي فعاليت هاي سايت دانشجويان معماري با توجه به استقبال علاقه مندان اين حوزه و همچنين جذابيت هاي خاص اين وب نگاري ، وبلاگ خبررساني- علمي در باب معماري ايجاد كنيم با توجه به تجربه هايي كه دروبلاگ نويسي در عرصه هاي ديگر داشتيم وتجربه هايي كه در اين زمان اندك بدست آورديم ، هرچند اين نوع قلم زدن هم مسئوليت زماني و وجداني ويژه اي  را مي طلببد سعي كرديم بر اساس يك برنامه هدفمند اقدام به ايجاد اين وبلاگ كنيم و با گذشت زمان بر آن شديم كه  كاستي هايي را كمتر و كمتر كنيم. گستره مطالب و درخواست هاي بيشمار بازديد كنندگان در موضوع هاي مختلف و همچنين براي گريز از حذف شدن ازدنياي مدياها و اخبارهاي منتشره، خود را به بعد زماني سوق داديم يعني :  گاه نوشتن را به روزنوشت هايي تغيير دهيم،هرچند روزهايي را غايب بوديم اما شما بازديدكنندگان عزيز ما را تنها نگذاشتين و ما را مكلف كردين بر بيداري و معتقد بر اينكه بايد  وبلاگ نويسي معماري را با استاندارد هاي مطلوبي ادامه دهيم  وحتي به پيشنهاد يكي از دوستان به دنبال يك هايبركيوپ حرفه ايي شديم و در اين روزها هم مشغول هم انديشي هاي مجازي ( ضيافت هاي معمارانه )

     

     اما اين بارنيز به دعوت يكي ديگر از اين دوستان با تجربه و خلاق ، ويلاگ ها به بوته نقد و امتحان دعوت شدند ، دعوتي كه در سال گذشته با استقبال خوبي از طرف علاقه مندان و مديران وبلاگ ها روبرو شد ، هرچند ضعف هايي در اين مسابقه بود اما تجربه ي اول بود و اصرار بر روي كاستي ها گزاف گويي بيش نبود اما اين بار برگزاركنندگان با تيمي حرفه ايي تر من و شما را به ارزيابي اين فضاي مجازي دعوت كردند ، هر چند نتايج اين ارزيابي توسط داوران اين مسابقه كارنامه ي نهايي وبلاگي ما را شامل نمي شود اما تشويق ها و كاستي ها را مشخص مي كند كه از منظر آنها امتياز هاي مطلوبي را برخوردار بوده است يا نه ! و چه پند آموز است كه نتايج ملاك هاي ارزيابي را با نقد پذيري باز قبول نماييم و اگر از نگاه آنها به دور مانديم با وجدان خويش داور اين مسابقه شويم و با شناخت كمبود ها براي آن تلاش كنيم چرا كه نتيجه آن مطلوب تر شدن  كيفيت كلي اين عرصه  است ودر نهايت اعتلاء كيفيت فرهنگ معماري ايران.

     

    م- موسويان & الف- عالمي


     
    فراخوان ثبت نام در دومین دوره مسابقه بزرگ وبلاگ نویسی معماری ( 1387 )

    تارنگار آیگاه ( http://aygah.ir ) با حمایت نشریه تخصصی ساختمان و کامپیوتر و همچنین پایگاه اطلاع ‌رسانی آرک نویز اقدام به برگزاری دومین دوره مسابقه بزرگ وبلاگ نویسی تخصصی معماری جهت انتخاب برترین های این عرصه نموده است . متقاضیان شرکت در این رقابت می توانند از تاریخ ۱لغایت 15 اردیبهشت ماه ۱۳۸7به مدت 15روز از طریق فرم پایین صفحه ثبت نام نمایند . ( به برگزیدگان مسابقه جوایز ارزنده ای اهدا خواهد شد . )

    هیئت داوران بخش نهایی :

    از راست به چپ :

    • مهندس توکا نیستانی ( معمار ، کارتونیست ، وبلاگ نویس )
    • مهندس کوروش رفیعی ( معمار ، مدرس معماري ، مدير مطبوعاتي ، وبلاگ نويس )
    • مهندس حمید فریدونی ( فعال فرهنگي عرصه ساخت و ساز ، مدیر مجله ساختمان و کامپیوتر )
    • مهندس کمال یوسف پور ( معمار ، منتقد معماری ، وبلاگ نویس )
    • مهندس نینا شاهرخی ( معمار ، وبلاگ نویس ، برگزیده مسابقه وبلاگ نویسی سال 86 ) 

    شرایط ثبت نام در مسابقه :

    1. وبلاگ‌های با سابقه فعالیت حداقل سه ماه .
    2. وبلاگ‌هایی که از زمان راه اندازی تا 1 اردیبهشت حداقل 12 پست منتشر کرده باشند.
    3. وبلاگ‌هایی که از تاریخ آخرین پست آنها بیش از سه ماه نگذشته باشد.
    4. وبلاگ‌هایی که اکثریت قریب به اتفاق مطالب آنها کپی از سایت‌ها و وبلاگ‌های دیگر یا سایر منابع نباشد (حتی در صورت ذکر کامل منبع).
    و...

    انتشار ٣ خبر درباره وبلاگ هاي فارسي توسط رسانه هاي بين المللي، يك بار ديگر موضوع وبلاگ نويسي در ايران را در كانون رسانه هاي جهان قرار داده است.

    براساس خبر منتشر شده در روزنامه گاردين، طبق آماري كه در سال ٢٠٠٥ توسط سايت تكنوراتي اعلام شده است، تعداد وبلاگ هاي فارسي به ١١٠ هزار عدد مي رسد و خبر فايننشيال تايمز نيز حاكي است در ايران ٨٠٠ هزار وبلاگ وجود دارد كه پس از چين در مقام دوم دنيا، از حيث وبلاگ قرار دارد (البته آمارهاي دقيق تر در اين مورد توسط محققان ايراني جمع آوري شده كه در ادامه گزارش به آن ها اشاره شده است) و سومين خبر نيز حاكي است بخشي از سازمان اطلاعات مركزي آمريكا به نام «مركز منابع باز» (
    Open Source Center) وظيفه دارد كه در اينترنت، در سايت ها و وبلاگ هاي شخصي به جست وجو بپردازد و پس از جمع آوري و ترجمه اطلاعات به دست آمده، آن ها را آناليز كند، داگ نكوين (Doug Naquin
    ) مدير اين مركز مي گويد: «ما به دنبال اطلاعات به هر جا سرمي كشيم.»

    به گفته وي، يكي از مهم ترين منابع اطلاعات ما وبلاگ هاست. سوال اينجاست كه وبلاگ هاي فارسي چه اطلاعاتي منتشر مي كنند كه براي سيا اهميت دارد و كاركرد وبلاگ ها و ديگر فناوري هاي اينترنتي در دنيا چيست؟

     

     

     

    پي نوشت : اگر مي خواهيد  پرونده وبلاگ نويسي را در ايران در نگاهي مختصر مشاهده كنيد سايت خبري _  سايت خبري تحليلي آي آر نيو در تحليلي جالب از وبلاگ نويسي در ايران پرداخته كه در قسمت ادامه مطلب مي توانيد مطالعه كنيد
    ادامه نوشته