شعر و معماری تقابل یا تعامل

چند وقت پيش مطلبي خواندم از يك دانشجوي معماري كه سعي داشت مفاهيم شعر و معماري رو به يكديگر ارتباط دهد و هر چقدر بيشتر مي خوندم بيشتر برايم سوال ايجاد ميشد كه آيا مي شود ازاشعاري الهام گرفت ( كانسپت ) و در طراحي خويش به كار برد ؟؟

 

اين دوست عزيزمون در سايت  http://www.iran-eng.com/showthread.php?t=11975 قسمت ابتدا اشاره ايي داشته بود به اينكه

 

فضا چیست ؟

 

درشعر و معماری چه تعریفی دارد ؟

 

چه روابطی را می توان بین فضای شعر و معماری بر قرار نمود ؟

 

او در ادامه معتقد بود كه فضا خیال و خیال فضا است . هر چیزی که انسان به آن فکر می کند و یا در خیال خود می پروراند دارای فضایی است . فضا وجود مادی ندارد ولی این قابلیت را دارد که در وجود خود عناصری مادی و یا معنوی را جای دهد . انسان تنها زمانی قادر است حالتی خاص، مثلاً ناراحتی یا خوشحالی را به فردی دیگر منتقل نماید که فضایی غمگین یا شاد ایجاد کرده باشد و این فضا نیز توسط دیگران قابل درک باشد

 

اما فكر كنم حالاتي هم وجود دارد كه تامل برانگيز و گاه انسان ها را دچار اشتباه ميكند مثل انساني كه در سكوت است و اين سكوت پيشينه ايي از غمگيني يا هيجان داشته است پس ما ميتوانيم حالاتي خاص را به فرد منتقل كنيم اگر در شخصيت مقابل حس جستجوگري باشد تا به كشف اين حالت بپردازد .

 

او در ادامه ميگويد : معمار یک بنا ایده ای خاص را در سر می پروراند و برای اینکه بتواند این ایده را به تصویر بکشد نیاز به خلق فضا دارد . و این فضای اوست که تعیین می کند کدام دیوار از چه نوع مصالحی و به چه رنگی در کجای فضای او ظاهر شود . شاید خیلی از مردم به غلط این برداشت را داشته باشند فضای معماری را دیوار ها ، ستونها و سقفهایی که محصورش کرده اند به وجود آورده است . در صورتی که این برداشت نسبت به فضای معماری کاملاً غلط می باشد چون همانطور که در پیش درآمد ذکر شد این ماهیت فضاست که تعیین می کند کدامین عنصر در کجا قرار گیرد .

معمار می خواهد فضایی خاص را با هدفی خاص خلق کند ؛ مثلا در مساجد ، او فضایی را شکل می دهد که احساس تقدس ، توحید و هرآنچه که انسان را به خالق خود نزدیک تر می کند در ذهن مخاطب رسوخ کند . نظیر مسجد شیخ لطف الله درمیدان نقش جهان اصفهان که حتی فردی مسیحی نیز آنجا احساس تقدس و سبکی روح می کند و این امر به دلیل فضای خاص خلق شده در آن مسجد است.

 

 <= فضای معماری هدفی خاص را دنبال می کند که القاء هدف آن در تمام افراد جامعه و در سطوح فکری مختلف تقریباً یکسان می باشد.

 

در اينجا هم اختلاف نظر ديگري به وجود مي آيد اينكه معمار در خلق فضا به چه مي انديشد و آيا در اين خلق به هدفي واحد براي درك فضا در بين تجربه كنندگان فضا هست ؟ نظر من اين هست كه معمار همچون يك شاعر به موضوع هايي  مي انديشد كه گاه هيچ كس به آن پي نمي برد و يا بهتر بگم خلق ميكند براي اينكه انسانها را به جستجوگري دعوت كند و در مدار انديشه ي او به دنبال چيستي ها باشند ! برايش مهم نيست كه آيا تمام افراد آن را درك ميكنند يا به مذاقشان خوش مي آيد او به خلاقيتي فكر ميكند كه نو است و كميت مخاطب برايش اهميتي آنچنان ندارد و حتي اگر مثال آخر شما را بررسي كنيم به شخصا ديده ام كه افراد بسياري اين شاهكار معماري را با اين منظر نگاه  نكردند و بي تفاوت گذشته اند و اينجا همان بحث تامل در يك اثر مطرح مي شود و فكر نميكنم دين و مسلك او در اين وادي واسطه اي باشد ! بلكه آن هندسه و بيان معماري  معمار بناست كه اوسبكي يا ... را به هر بيينده متفكر القا مي كند .

 

 

يار دبستاني من در قسمت ديگر به مواردي اشاره ميكند كه تناقض  در آن آشكار است و نظرم را به همين کلمه اكتفا مي كنم :

 

بدون شرح !

 

- فضای معماری فضایی است که در دل خود عناصری مادی ! را جای داده است .

 

-          فضای معماری دارای روح ! است و در ذهن انسان رسوخ می کند و خیالاتی خاص را پدید می آورد

 

  اما بحث اصلي :

 

 

فضای شعر تنها زمانی قابل درک است که فردی شعری را بخواند و این امر به فرد بستگی دارد ، یعنی فرد آزاد است که شعری را بخواند یا نخواند . ولی همین فرد هنگامی که از خیابان یا کوچه ای عبور می کند بناهای مختلفی را می بیند ؛ که هریک باهم و در تقابل بایکدیگر نیز فضاهایی را ایجاد نموده اند . در اصل فرد خواسته یا ناخواسته ناچار به درک فضاهایی است که توسط معماران به وجود آمده است . و لی در مورد شعر این طور نیست او تنها زمانی فضای یک شاعر را درک می کند که خود بخواهد و اشعار او را بخواند .

 

اميدوارم در اين جمله منظور نويسنده را از درك فضا درست فهميده باشم اما ما در درك فضا به دو انتخاب مي رسيم 1. تجربه 2.زندگي

 

ما ميتوانيم با بستن چشم ها زشتي را نبينيم پس مختاريم به انتخاب اما  زندگي ميكنيم در فضايي تنفر بر انگيز به دليل ناخواسته ايي مثل اقتصاد اما شعور ما در اينجا تربيت ميشود به تجربه كردن فضا و  تامل در آن و تلاش براي ديدن زيبايي و فرار از زشتي ها پس انتخاب در درك فضاي يك معمار آزاد است اما نگريستن به آن متفاوت حتي اگر عامل ناخواسته دخيل باشد .

 

با ز هم بدون شرح !

 

شعری که شاعر می گوید ممکن است دو پهلو باشد و معانی مختلفی از آن درک شود . این مسئله مستقیماً به سطح فکری و اندیشه ای مخاطب مربوط می شود که در سطح آگاهیهای خود چه برداشتی از شعر شاعری خاص دارد . ولی در معماری به این شکل نیست درک از فضاها در غالب موارد بین تمامی سطوح فکری و اندیشه ای فقط یکی می باشد !!!

 

 

اما اگر از موضوع اصلي دور نشده باشيم و تعدد اين خطوط باعث خستگي شما نشده باشد به اين مي پردازيم كه آيا صحيح است كه كه كانسپت يك اثر معماري ايده هايي از  يك يا چند بيت يك شاعر باشد ؟

 

هر چند در كرس هاي دانشگاهي اين مسئله مطرح ميشود اما استنباط من اين است كه بيشتر جنبه ي احساسي و فرا رويايي از درك معماري است يا تمريني براي بيان كانسپت در مقدمات . حتي اگر از چالش بين هنرمندان شاعر و معمار در برتري اين دو هنر در مقام نخست ( كه حقير معتقدم كه شعر شاعر هر كجا كه گفته شده است  تاثيري از فضاي ملموس و درك شده از يك معمار طبيعت - خداي يگانه - يا فضايي بسته نيمه باز يا باز ساخته مصنوع  - انسان - داشته است ) بگذريم باز هم نمي توان گفت كه شعري دستمايه يك اثر شود ( تنزل معماري ) و طاحي را سازماندهي كند و شايد بهتر گفت كه آن شعر در ادامه طراحي يا اتمام آن اثر ترجماني براي اثر او مي شود يك جور پازل كلمات براي رساندن مفهوم معمار در يك اثر براي مخاطب عام يا شايدم معدود مخاطب خاص نابالغ .

 

و گاه اتفاق افتاده است كه معاني تازه ايي براي يك طراح پس از اتمام طراحي به وجود مي آيد آنچه كه مهم است فن بيان معماري او در ارائه يك كانسپت است .

 

ادامه اين مباحثه را در تكس بعدي خواهم نوشت و خوشحال مي شوم نظرات خودتون رو مطرح كنين ؟

کنفرانس سازه و معماری

The first National conference on

 Structure and Architecture                                

با سلام - متاسفم که این گزارش انقدر دیر نمایش داده شد و تنها علتشم نتظیم دوباره این گزارش که به علت یک ویروس ... گزارش جامع اولی پاک شد و امتحانها و مشکلات دیگر به هر حال سعی شده بیشتر به صورت تصویر بیان بشه و همچنین متن سخنرانی چند سخنران هم در قسمت دوم گزارش بزودی ارائه خواهیم کرد .

با تشکر از محسن عبداالهی که زحمت تهیه عکس هارو کشید .

           مهندس مير حيدر - مدير عامل شركت پير رازحضار و مهمانان خارجي شركت كننده در رديف اول

پروفسور نوشين استا دانشگاه انگليس

پروفسور مامورو كاواگوچي -استاد برجسته در زمينه طراحي سازه هاي معماري

متاسفيم كه ساعت خواب اين اساتيد رو بهم زديم !

نمايشگاه سازه اي فضاكار در محوطه دانشگاه تهران

          رتبه نخست طراحي  مسكن موقت با سازه سبك

پی نوشت : ادامه عکس ها در قسمت آتلیه معماری در سایت www.arcstudent.ir در روز ۸۶.۴.۲۴ مشاهده خواهيد كرد .

فراخوان طراحي آرامگاه مرحوم ايرج بسطامي

                

مسابقه طراحي آرامگاه بسطامي خواننده مطرح كشورمان طي برگزاري هفته فرهنگي بم ، در اواخر مرداد ماه امسال برگزار مي شود . محمد علي جوشايي رئيس اداره فرهنگ بم با بيان اين مطلب افزود : سايت اينترنتي به اين منظور اففتاح خواهد شد و مسابقه در كلاس بين اللمللي ! اجرا خواهد شد . وي با بيان اينكه وضعيت فعلي آرامگاه ايرج بسطامي ( دريكي از قطعه هاي بهشت زهرا) شايسته و جالب توجه نيست افزود : بايد با ظرافت خاصي اين آرامگاه ساماندهي شود .

 

اديتور : معلوم نيست منظور از طراحي آرامگاه دربهشت زهرا  به چه شكل خواهد بود در فضايي 2* 2 يا كمتر ! و اينكه بهتر نبود بنايي يادبود در اطراف مقبره ايشان يا در قسمتي از فضاي شهري بم لحاظ شود به هر حال جامعه دانشجويي معماري بي صبرانه منتظر اطلاعات بيشتر در اين باره هست .

 

پي نوشت : ايرج بسطامي متولد سال 1336 از مشاهير موسيقي و آواز ايران بود . او آموزش را از 7 سالگي نزد عموي خود يدالله بسطامي آغاز كرد . بسطامي از سال 1357 به همراه پرويز مشكاتيان كار رسمي خود را شروع و در سن 14 سالگي فعاليت حرفه اي خود را آغاز و 9 اثر ارزشمند از خود بر جاي گذاشت و در زلزله 5 دي ماه 1382 در بم جان خودرا از دست داد يادش گرامي و صدايش جاويدان .

 

اقلیم در معماری

مناطق مختلف ايران بر حسب شباهتهاي كلي اقليمي به چهار دسته تقسيم مي شود كه تهران بزرگ جزو اقليم گرم و خشك مي‏باشد.
ويژگيهاي عمومي اين اقليم تابستانهاي گرم با شدت زياد تابش آفتاب ، كمي باران و هواي خشك با زمستانهاي سرد، نيمه سرد و گاه خنك همراه با نوسان زياد درجه حرارت هوا در روز و شب و فصول مختلف سال مي باشد. مه ، طوفان و گرد و خاك نيز از ديگر ويژگيهاي آن است. نكاتي از طراحي كه معمولا براي ساختمانهاي موجود در اقليم گرم و خشك مورد توجه قرار مي گيرد عبارتند از:
1- گسترش پلان ساختمان درجهت محور شرقي ، غربي
2- پيش بيني حياط مركزي و گشودن فضاهاي داخلي به اين حياط
3- احداث زيرزمين و استفاده از عناصر محوطه و آب نماهاي واقع در سايه و در مسير حركت هوا براي خنك سازي تبخيري
4- استفاده از بادگير به منظور خنك كردن هواي داخل بنا و افزايش رطوبت آن

5- كاهش سطح بازشوها تا حد امكان و نصب آنها در قسمتهاي فوقاني ديوارها
6- استفاده از رنگ روشن و سطوح نه چندان خشن در سطح خارجي ساختمان
7- اجتناب از پنجره هاي شرقي و بخصوص غربي و پيش بيني سايبان هاي عمودي در صورت اجبار وجود انيگونه پنجره هادر مورد ساختمانهاي موجود كه طراحي اوليه آنها قبلا كامل شده است روشهاي صرفه جويي در مصرف انرژي به ارتقا و تنظيم سيستمها و تاسيسات موجود و بهره برداري مطلوب از آنها محدود مي شود.
چند توصيه در اين زمينه وجود دارد كه عبارتند از:
1- عايق كاري قسمتهاي موثر ساختمان در تلفات گرمايي و سرمايي مثل سقف ، ديوارها و كف ساختمان
2- جلوگيري از نشت هواي گرم يا سرد از درزها و شكافهاي بين در و پنجره ها

3- استفاده از پنجره هاي دو جداره كه ضمن ايجاد عايق براي حفظ دماي داخل اتاق از نفوذ آلودگي صوتي موجود در شهرهاي بزرگ نيز مي كاهد.
4-استفاده از سايبان براي پنجره ها در فصل تابستان
5- استفاده از ساختهايي با زيربناي متناسب تعداد افراد خانواده

 

ادامه دارد .....