نظري به مباني طراحي

مطلبی از :  يوسفي زاده شهوند                                                                                                            بخش اول

 مباني نظري طراحي

منظور از مباني نظري طراحي، مفاهيم و اصولي است كه حاكم بر خطوط اصلي طرح و سازنده ايده هاي آن مي باشد، اين مفاهيم و اصول به همراه ضوابط فيزيكي طرح، نهايتا" تعيين كننده كالبد اثر هنري مي گردد.
در هر اثر هنري منطقا" دو سيماي قابل تفكيك وجود دارد:

- جنبه عيني اثر - جنبه ذهني اثر

سيماي عيني هنر، همان جنبه صوري آن است . جنبه صوري هنر با ماده به عنوان ابزار، سر و كار دارد كه از طبيعت فيزيكي است . پس مي توان گفت اين سيما به طبيعت تعلق دارد و از قوانين عيني طبيعت پيروي مي كند.
جنبه قوانين ذهني هنر محتواي هنر است . محتوا عبارت است از تأثير هنر بر ذهن انسان . پس محتواي هنر، ذهني است و به انسان تعلق دارد (به عنوان متضادي براي طبيعت ). سيماي ذهني هنر از جنبه هاي عيني آن مشتق و از طريق آن تعيين مي گردد.
اصل: محتوا از صورت تبعيت مي كند (محتوي در صورت متجلي مي گردد.)
معماري هنري است كه بيانش از طريق فضا است، پس جنبه صوري و عيني معماري، صفتهاي ويژه فضا مي باشد. همه صفتهاي ويژه فضا به طبيعت تعلق دارد و از قوانين عيني طبيعي و فيزيكي تبعيت مي كند. محتوي در معماري، عملكرد يا فونكسيون فضا است . فونكسيون، تأثير فضا بر انسان است .
اين جنبه (فونكسيون ) ذهني بوده و به انسان تعلق دارد. به عبارتي فرم صفتهاي فضا و فونكسيون بيانگر و معرف فضا هستند.
طبيعت ------------------ انسان
عين ------------------ ذهن
صورت ------------------ محتوي
ضوابط ------------------ اصول
كل ------------------ جزء
وحدت ------------------ كثرت
فرم ------------------ فونكسيون
يك فضا در معماري وقتي زيباست كه صفتهاي ويژه فضا با عملكردهاي فضا هماهنگي داشته باشد (هماهنگي فرم و فونكسيون ) و اين اصلي است كه در بررسي معماري سنتي و قديمي كاملا" مشهود است . معني هماهنگي و همخواني فرم و فونكسيون در معماري، منطبق بر برداشت كلي فلسفي از هماهنگي «صورت و محتوي » در عمل شناخت و در هر بيان هنري مي باشد.
براي درك مفاهيم سنتي معماري و شهرسازي، بايد ديدگاه خاص فرهنگي را نيك دريافت كه اين مفاهيم در درون آن به وجود آمده است .
يك اثر معماري پيش از آن كه به عنوان يك كالبد ساختماني مطرح باشد منعكس كننده يك سلسله تفكرات و بازگوكننده راه و رسم زندگاني مردمان دوره خود است . بررسي معماري گذشته چه آثاري كه به صورت مونمان ) سمبول ) مطرح مي باشند و چه آثاري كه به عنوان معماري بومي از آنها نام مي بريم، نشان مي دهد كه اين آثار گذشته از اين كه فرهنگ معماري سرزمين ما را عرضه مي كنند، پايه لازم براي تدوين هر نظريه اي هستند كه مبناي خلق معماري جديد است . البته اين بدان معني نيست كه آنها را بدون قيد و شرط تأييد كنيم و تكرار مجدد آنها نيز مورد نظر نمي باشد، بلكه منظور تنظيم و تدوين و هماهنگ كردن انديشه هايي است كه پايه و اساس هر طراحي نو بشمار مي آيند.
هر فضايي در معماري بدون در نظر گرفتن شكل و اندازه اش قابليت انتقال و انعكاس مفاهيمي را دارد. اين مسيله زماني غليظتر مي شود كه فرهنگي غني پشتوانه خلق فضاها باشد. چنين فضايي چه در روابط كاربردي فضا و چه در زمينه ايجاد روحيه و برداشت رواني، چه در انتخاب مصالح و شالوده و تطابق آن با نيازهاي روحي و رواني غني مي شود.
جستجو و شناخت مظاهر و علايم فرهنگي موجود در كالبد معماري ايراني، مي تواند به شناخت و تعيين ارزشها و مفاهيم خاص فرهنگي كه بين مردم رواج داشته كمك كند. پاره اي از مفاهيم موجود در زندگي روزمره مردم از راه عناصر كالبدي، قابل انتقال به ديگران هستند، كه خود پيوندهاي اجتماعي - فرهنگي تعيين كننده اي به شمار مي آيند و از راه ذهنيت افراد، فضاي فكري همگاني را شكل مي دهند. به عبارتي ديگر عناصر كالبدي نمايانگر ارزشها و مفاهيم فرهنگي - اجتماعي، به صورت يك وسيله تبادل فكر بين ساكنان شهر كار مي كنند.
استفاده از علايم و مظاهر مربوط به فرهنگهاي گذشته، در فضاهاي جديدساز معماري، دانشي جديد در زمينه معماري است . در اين بررسي با پيگيري چنين روشي سعي بر توجه به مجموعه عناصر كالبدي فضا و تميز آنها از يكديگر و تعيين رابطه متقابلشان به همراه رده بندي عملكردهاي خاص آنها مي باشد.


اديتور : ايا استفاده از علايم و موتيف هاي مربوط به فرهنگ هاي گذشته در معماری امروز ايران مولد دانشي جديد در معماري خواهد بود ؟

مجموعه  تاريخي سعد السلطنه  ؛ يك واحد كاركردي توريست محور

  

     

بي گمان از شكوه بازار تبريز و زنجان شنيده ايد ، اما در مجموعه سعد السلطنه قزوين با مجموعه  اي مرمت يا دوباره سازي شده روبرو ميشويد كه در فضاهاي حياط سعد السلطنه  ، حياط نگار السلطنه ، سراي تومانياس ، راسته وزير ، گاراژ شرق ، گرمابه سعديه ، راسته قيصريه و ...  زمان ، مكان و  تاملي در انديشه شهرسازي صفويه و  ...  را درك خواهيد كرد !!!

 

                         

داوري دومين دوره مسابقه وبلاگ نويسي معماري به كجاها كه نمي رود !

 

گمان میکنم که در درس استاتیک ۱ یا طرح ۲ بود که استادی داشتیم به نام ... که ایشان در مدیریت شهری استان ... دارای مقام و منصبی والا بودند و هستند و هر بار که به آتلیه ما میرسیدند یا با ساعتی تاخیر جمله معذرت میخواهم را میگفتند یا با ۲ ساعتی زودتر ا فرار دانشجویان از کلاس را اعلام مي كزدند . به هر حال آن روزها که ما فریاد زدیم دوستان این نحوه آموزش به ضرر ما خواهد بود کسی را گوش شنوا نبود و تنها این جمله رادیکالی فردا رو بی خیال و ... حکمفرما بود . اما نتیجه کار در پایان ترم این جمله را کاملا بر عکس جلوه میداد : نمرات فله ایی که استاد به دانشجویان میداد  از  ۳ تا ۹  که اکثریت غریب به اتفاق را شامل می شد و از روز اعلام نتیجه شماره موبایل استاد مشغول می شد و فریاد های استاد جان مادرتان -  استاد مشروط میشوم و ... 

سرانجام سرانجام ها :  متوجه شدیم که استاد از فرط خستگی و فعالیت های بسیار در اداره ... نمی توانستند حتی ورق های نمرات یا طرح های نهایی را نگاه کنند و در نهايت مجبور میشد که ۴ تا ۵ نمره باز هم به صورت فله اي به دانشجويان بدهد تا از شر مزاحمين تلفني راحت شود .

هدف از طرح این مقدمه ( شایدم خاطره ) نیم نگاهی است به نتایج مسابقه دومین دوره وبلاگ نویسی معماری که به شرح زیر بود :

گروه داوری پس از اعلام 20 وبلاگ واجد شرایط اولیه قضاوت توسط هیئت برگزاری ! و بررسی آنها ، وبلاگ های برتر را به این شرح اعلام می دارد:  

  • وبلاگ فضای رویداد به مدیریت خانم الدوز فضلعلی و آقای آرش پوراسماعیل با مجموع 423امتیاز از500 امتیاز مقام اول
  •  وبلاگ ایرانشهر به مدیریت آقای مرتضی میرغلامی با مجموع 405امتیاز از500 امتیاز مقام دوم 
  •  وبلاگ طرح و شهر به مدیریت آقای خشایار کاشانی جو با مجموع 370 امتیاز از500 امتیاز مقام سوم

:: همچنین وبلاگ های زیر به ترتیب رتبه های چهارم تا دهم را اخذ کرده اند:

4- معماری نور

 5- معمار و معماری

6- اسکیس و پرزانته

 7- حسام عشقی

 8- شهرسازان ایران

9 - نمایشگاه مجازی معماری سوره

10- دانشجویان مهندسی دانشگاه کردستان

با آرزوی تلاش و موفقیت روزافزون دانشجویان و دانش آموختگان عرصه معماری دردنیای مجازی

                                                                                  دوشنبه 13 خرداد 1387

                                                                                     گروه داوری دومین مسابقه بزرگ وبلاگ های معماری


اعلام این نتایج پس از ثبت نام ۸۲ وبلاگ در سایت آیگاه پس از ۲۵ روز اعلام شد که نوید یک داوری عادلانه ميداد که این تصور ار نگاه من با توجه به زمان مناسب برای داوری بود ! که داوران حتی فرصت داشند جدا از انتخاب  20 وبلاگ واجد شرایط اولیه قضاوت توسط هیئت برگزاری  ( که جای بحث نیز دارد ؛ که در ادامه به آن می پردازم ) تمامي وبلاگ ها را بررسي موجزي كنند و در نهايت عده اي را فاكتور بگيرند كه لااقل اينچنين انتخاب هايي صورت نگيرد ! جدا از انتخاب هاي اول و دوم ؛  كه بنده نيز با تكيه بر آراي شخصي خودم از برترين وبلاگ نويسان آگاه معماري هستند انتخاب هاي بعدي داراي شك و شبهات زيادي در نوع انتخاب براي امتياز دهي و همچنين درجات امتيازدهي داوران مي باشد . هرچند قصاص قبل از جنايت حركتي معقولانه نيست ولي بيانيه هيئت داوران كه به اختصار گفته شده است و برخلاف سال گذشته ملاك هاي امتياز مشخص نيست ! من را مجبور ميكند  با توجه به جدول سال گذشته و آگاهي هاي نگارنده از عرصه وبلاگ نويسي موارد زير را كه تناقض آشكار مي دانم مطرح كنم:

۱. مهندس خشايار كاشاني جو را از همايش شهر برتر و ايراد مقاله او با عنوان بررسي اهميت ايجاد محدوده هاي پياده رو در طراحي فضاي شهري مي شناسم . پژوهشگري كه در آينده استادي، شاگرداني چون من را خواهند داشت اما وبلاگ او در مقام سومين وبلاگ معماري ! ( لطفا به اين جمله تا پايان اين مطلب دقت كنيد ) به نظر كمي مبالغه مي آيد چرا كه با مشاهده آرشيو مطالب ايشان گرايش او به شهرسازي بيشتر است و جدا از اين مطالب با توجه به آيتم هاي كه در ادامه عنوان ميكنم انتخاب صحيحي نمي باشد. هر چند كه خود نيز در مطلبي به آن معترف است كه : علی رغم حجم کم مطالب ارائه شده در مقام مقایسه با برخی دوستان بسیار فعال) در همین مدت کوتاه اینچنین مورد اقبال جامعه حرفه ای واقع گردیده است. بی شک از این پس مسوولیتی بس سنگین تر متوجه این وبلاگ بوده و درعین حال انگیزه ای مضاعف برای نگارنده که با وجود مشغله های فراوان کاری به ارتقای کیفی و ...  

( هر چند تلاش ايشان در حوزه هاي مختلف آگاهي دهنده من و شما خواهد بود )

2. با توجه به موضوع مسابقه ؛ انتخاب وبلاگ هاي شهرسازي ( هر چند كه معترفيم كه از مباحث ميان رشته اي است ) ملاك عمل در چنين مسابقه ايي نمي باشد و پيشنهاد مي دهم وبلاگ  دانشجویان مهندسی دانشگاه کردستان  در مسابقه با عنوان برترين هاي وبلاگ نويسي شهرسازي شركت كنند يا ...

3. انتخاب وبلاگ هاي نوپايي  چون  اسکیس و پرزانته - نمایشگاه مجازی معماری سوره  در امتياز دهي داوران تعجب من را بيشتر بر مي انگيزد ( هرچند خوشحال مي شويم ملاك هاي انتخاب وبلاگ ها را به مانند سال گذشته منتشر كنند ) چرا كه معلوم نيست نويسنده وبلاگي كه 7 تا 8 پست خود را به صورت نمايشگاهي به پروژه هاي دانشجويان دانشگاه ... مي پردازد ( هر چند كه دوستان نويسنده گمنام به احتمال كليه دانشجويان معماري سوره كه عدم انتخاب انها در 3 انتخاب اول خوش شانسي است براي تهيه كنندگان جوايز؛ معترفند :  آرزوی کوچک دانشجویان معماری به نمایش گذاشتن کارهای آنهاست!  فضایی مجازی برای نمایش توانایی های دانشجویان معماری دانشگاه سوره  ) با توجه به اين مطالب پيشنهاد ميشود دوستان وب سايتي تاسيس كنند و شايد به جاي سخره گرفتن انديشه وبلاگ نويس معماري و همچنين ناهمگوني فعاليت آنها با اين حوزه لااقل در آن عرصه براي بازديد كنندگاني كه به دنبال كپي كاري پروژه هاي منتشر شده در نت هستند موفق شوند !

يا استاد عزيز مهدي دريايي در وبلاگ اسكيس و پرزانته كه به مانند دوستان بالا وبلاگ را بولتني تبليغاتي براي دانشگاه و خود ، ساخته و پرداخته كرده اند و به جاي پرداختن به مباحث گسترده معماري در چند پست به طور مثال :  فراخوان يك نمايشگاه اسكيس و...  را به صورت تدريجي اعلام مي كنند كه فرافكني اين دوستان را نشان ميدهد و عدم اختصاص زماني براي اين جايگاه در نوشتن پست هايي علمي و مداوم .

4. در ادامه مطالب ذكر شده دوستان وبلاگ نويس را دعوت ميكنم به هم انديشي كه اساسا وبلاگ نويس معماري كيست ؟ شايد بنده در تعاريف دچار مشكل شده ام و شايد هم بعضي از نويسندگان محترم !؟ به نظر شما آيا يك وبلاگ معماري نبايد در چارچوب عنوان و يگانه هدف خود در انتخاب موضوع يعني - معماري -  گام بردارد ؟ اگر با ابن نظر موافق هستين پس اين روند اپيدمي شدن پست هايي چون  درسی که از قطبی باید آموخت...!!!! چگونه است ؛  در وبلاگي با موضوع   طراحی شهری – برنامه ریزی شهری – مدیریت شهری محور ؛ شهرسازان ایران ( كه معلوم نيست در بوته مسابقه ... به دنبال چه ميگردند ! ) يا وبلاگ  معماري نور با مطالبي چون با  " طراحان، ذهن زیبا "  يا  با " طراحان، دوربین برای مایکل مور " به دنبال چه كلامي از معماري هستند ؟ !  و پيشنهاد مي كنم در ضرب المثل هر گردي گردو نيست تامل بيشتري داشته باشند !!! هر چند در اين وادي وبلاگ هايي هستند كه علاوه بر يدك كشيدن نام معماري عناويني چون معماري و هنر ، معماري و ... با خود همراه دارند كه در اين نقد قرار نمي گيرند هر چند بايد دامنه مباحث ميانگستره معماري حداقل در عرصه وبلاگ نويس معماري مشخص شود .

 

5. فكر مي كنم داوران گرامي به موارد زير اگر تاملي نكرده اند كوششي كنند تا در انتخاب هاي بعدي خود اينگونه دچار اشكال نشوند :

 

1.5 -  وبلاگ هايي كه حتي به خود زحمت دخل و تصرف در مطلبي كپي كاري شده از وب سايت يا كتاب ...  را نمي دهند و حتي آن را به نقد و تحليل انديشه خود در نمي آورند و  يا حتي الامكان با ابزارهاي تايپ قسمت هايي را خلاصه كنند يا مشخص ، كه در ذهن بيننده تاملي چالشي ايجاد گردد بهتر است از دايره انتخاب خارج شوند .

 

2.5- وبلاگ هاي كه حداكثر پست هاي در يك هفته ( شايد هفته نگار) ندارند و فقط درچند پست در چند ماه تنها مطلبي را براي خالي نبودن عريضه منتشر مي كنند كه معدودي نيز حتي به طور كامل مطلب را مطالعه نكرده اند ! از دايره انتخاب خارج شوند يا اينگونه به آنها امتياز دهي نشود .

 

3.5- وبلاگ هايي كه سعي ميكنند به محتوا و تصاوير انتخابي توجه كنند و حتي داراي نوار ابزارهاي متنوع و كاربردي هستند  و حتي در طراحي وبلاگ خود دستي داشته اند داراي امتياز بيشتري خواهند بود چرا كه علاوه بر انتخاب مطالب مفيد و نو به به شعور مخاطب خويش ارزش داده اند.

 

4.5- وبلاگ هايي كه داراي سابقه فعاليت 1 ساله هستند و داراي بازديد كنندگاني حداقل 50 نفر در روز ، كه نشان دهنده كسب انديشه مخاطب و ذهن جستجوگر اوست و از همه مهمتر دريافت تجربيات آنها در فضاي نو و بديع وبلاگ نويسي مي تواند گزينه هاي پر رنگ تري باشند ( كه نيازمند تجربه هاي روز افزون هستند )

 

در پايان به جز مطالب انتقادي و  موجز پيشنهادي ، اميدوارم اينگونه مسابقات تدوام يابد چرا كه وجه اين حوزه را در توليد انديشه معماري تقويت مي بخشد و دلگرمي است براي فعاليت هاي 1 ساله وبلاگ هاي ايراني .


  

پي نوشت : در اين مطلب سعي شده است عادلانه و با انصاف به قضايا بنگرم و خوشحال مي شوم دوستان انتقادات و پييشنهادات خود را از اين مطلب يا وبلاگ ما مطرح سازند و در نهايت به انتخاب هاي اين مسابقه احترام ميگذاريم و به تمامي 20 برگزيده  تبريك مي گوييم . 

 

مطالب مرتبط :  وبلاگ هاي معماري ايران پديده ي نو دنياي مجازي

شیوه آذری ؛ شكوه در هندسه ايراني

 

ویژگی های زمانی در این شیوه :

 

1.     نیاز به ساخت ساختمان های گوناگون .

2.     روند ساختمان سازی با شتاب صورت گرفته است .

3.     گزینش جای بعضی شهرها با اشتباه رو به رو شده اند ( من جمله الجایتو چون چمن زار سلطانیه را دوست داشت آنجا را پایتخت خود نمود) ؛ جایگاه شهر کشش طبیعی نداشت .

4.     بهره گیری بیشتر از هندسه در طراحی معماری است .

5.     گوناگونی طرح ها در این شیوه از همه دوره ها بیشتر است .

6.     بهره گیری ازهندسه و تنوع در طراحی پلان ها در بیرون زدگی در کالبد و تور رفتگی در آنها نمودار است .

7.      همچنین در این شیوه ساختمان هایی با اندازه های بسیار بزرگ ساخته شد که در شیوه های پیشین مانند نداشت . همچون گنبد سلطانیه مسجد علیشاه در تبریز انواع نقشه با حیاط های چهار ایوانی برای مسجدها و مدرسه ها به کار رفته .

 

مسجد جامع ورامین ( شیوه آذری ) :

 

یکی از نمونه های شاخص شیوه آذری است . در این بنا بسیاری از نکات معماری این شیوه به خوبی مشهود است . نقشه بنا از نوع چهار ایوانی است .

گنبد بنا دوپوسته ، آهیانه منحنی بیضی دارد . رواق های این مسجد با انواع طاقها ساخته شده است .

 

     

 

مدرسه امیر چخماق یزد ( شیوه آذری ) :

 

قسمتی از مجموعه بناهای شاه نعمت الله در کرمان و بسیاری بناهای دیگر از بناهای دوره اول شیوه آذری می باشد . با این اصول شباهت مدرسه امیر چخماق نیز از این دسته خواهند بود .

 

مجموعه بناهای حرم مطهر امام رضا (ع) :

 

مثل مسجد جامع اصفهان موزه معماری ایران است . در این مجموعه شیوه های مختلف آثار مشاهده می شود ، اما قسمت اعظم آن از شیوه آذری و اصفهانی است. بسیاری از قسمتهای مجموعه در طول تاریخ از بین رفته که 25 سال قبل به کلی بازسازی شده است . استان قدس رضوی شامل مجموعه بناهای زیر است :

 

1. حرم مطهر که در زیر گنبد طلا قرار دارد .                   2. صحن عتیق .

3. صحن جدید .          4. مسجد عظیم گوهرشاد .       5. مدرسه پری زاد .

6. مدرسه بالاسر .            7. مدرسه دو در .            8. موزه و کتابخانه .

9. آرامگاه شیخ بهایی .    10. دارالحفاظ .               11. دارالشیادة .

12 توحیدخانه .              13. مسجد بالا سر .    14. گنبد الله وردی خان .

 15. دارالضیافة .             16. گنبد حاتم خانی .          17. دارالسلام .

 18. دارالسرور .             19. مدرسه میرزا جعفر .    20. مدرسه مستشاد .

21. سقا خانه زرین .

 

حرم بنای چهارگوشی است که هر ضلع آن تقریباً 10 متر است . ازاره های آن با کاشی خشتی ممتاز با ستاره های هشت پر مزین شده است . این خشتهای کاشی با نقش و نگار بدیع و طلا کاری در زمره نفیس ترین انواع کاشی ها هستند . روی بعضی از کاشی ها تاریخ 612 و 720  هجری قمری مشاهده می شود .

صحن عتیق که به شکل مربع مستطیل است . دارای چهار ایوان بزرگ که اطراف صحن طاق نماها یا هجره هایی که در پشت آن ها قرار دارد ، در دو طبقه احداث شده اند. ایوان شرقی غربی دارای دو سر در بسیار زیبا و مزین به کاشی کاری ممتاز است . گلدسته های طلا بر روی ایوان عباسی و ایوان جنوبی قرار دارند . گلدسته ها بر خلاف بناهای دیگر اسلامی ، به جای آنکه دو طرف ایوان قرار گیرند ، عمود بر ایوان هستند . طلا کاری ایوان به دوران صفوی تعلق دارد.

حتی بعد از آن من جمله به فرمان نادر شاه افشار انجام گرفته و از این جهت به  ایوان نادری مشهور می باشد .

 

مسجد کبود تبریز ( شیوه آذری ) :

 

این مسجد از معروف ترین مساجد ایران است . نام دیگر مسجد کبود مسجد جهان شاه است ؛ زیرا در زمان عبدالمظفر جهان شاه از طایفه غره قویونلو در قرن نهم هجری ساخته شده است .

 

به دلیل کاربرد کاشی به رنگ های لاجوردی و آبی در نماسازی ، کبود نام گرفته و به جهت آب و هوا سرد تبریز این مسجد یکی از مساجد تمام مسقف ایران است.

 

ایوان ورودی آن مانند مساجد دوره مغولی و تیموری ، جلوتر از ایوان های اطراف آن است . سطح بنای مسجد از کوچه اصلی به ارتفاع 5 پله بالاتر است . کتیبه های مسجد با خط ثلث و نسخ بسیار عالی نوشته شده و قبلاً 9 گنبد بر روی قسمت های مختلف بنا و بخشهای گوناگون داشته است .

 

بناهای الحاقی دیگر نیز ضمیمه آن بوده است که به دلیل وقوع زلزله و عدم توجه سلسله های بعدی قسمت های زیادی از آن تخریب شده و امروزه اثری از آن ها باقی نمانده است . جهان شاه و تعدادی از خانواده او که توسط اوزون حسن پادشاه آق قویونلو ، قتل عام شده اند ، در این مسجد مدفون هستند .

 

سرگذشت يك معمار موفق ايراني

 

در راستاي سلسله نشست هاي معماري دانشكده معماري و شهرسازي شهيد بهشتي با موضوع ارائه پروژه هاي معماري از ايده تا اجرا ( توسط اساتيد معماران و ... )  اين بار مهمان مدعو  فرهاد احمدي استاد دانشگاه ميزبان است كه مسئول درس طراحي فني، مسئول درس طراحي در بافت هاي تاريخي،پايه كذار و مسئول درس معماري پايدار در دانشگاه بهشتي تدرِيس در دانشكده معماري شهيد بهشتي مي باشد.

 سه شنبه ۸۷.۳.۷  ساعت : ۱۲.۳۰ تا ۱۴.۳۰  سالن شهيد دلبري

رزومه معمار در ادامه مطلب :

ادامه نوشته

اتوپیا در معماری ؛ روياها يا خلاقيتها

فرويد مي گفت: «برخي از انواع رؤياها، گريز از واقعيت است و اتوپي، گريز از تاريخ و دار ابتلا است.»

 

با مقايسه طرح هاي كنوني دانشجويان معماري با چند سال قبل مي توان يك گزينه را در روند پيشرفت اين طرح ها مشاهده كرد و آن اپيدمي تر شدن طرح هاي اتوپيايي است كه در اين وادي صداي بسياري از منتقدين معماري هم به گوش مي رسد كه اين روند در جامعه ايي كه در حال گذار از بحران هويت است حركتي معقولانه نيست و ذهن دانشجوي معماري ايراني را ّبراشفته تر ميكند .اما در جناح ديگر مدرسين و منتقدين و نظريه پردازان معماري معتقدند كه ذهن دانشجوي معماري در مدارس معماری نبايد در قفس قوانين و معيارهاي شهرسازي هر جامعه ايي محبوس شود بلكه پرواز آزاد ذهن به سوي خلاقيتي هر چند افراطي درآتليه طراحي، سرانجام در پرورش و رشد ذهن خلاق در خارج از حوزه آكادميك (دفاتر طراحي) موثر واقع مي شود كه منجر به خلق پروژه هاي منطبق با معيارها و اصول زيبايي شناختي است. هنر يا روش اتوپيايي نهايت ايجاد قوه خلاقه است كه گاه به سمت معماري آوانگارد ( به تعبيري معماري كه خلاقیت افراطی در سازماندهی فضایی را نمايش ميدهد ) كشيده مي شود  و گاه حتي از بند منطق محاسبه گر و تئوریهای معماری نيز جدا مي شود و به نوعي اوج و شكوفايي خلاقيت آزاد يك هنرمند را نشان ميدهد .

 

اما گروهي از محققين (يادرجايگاه منتقدين) در مفاهيم كلي با بررسي «اتوپيا» تامس مور، «آتلانتيس جديد» فرانسيس بيكن، «شهر خورشيد» كامپانلا و... كه نمونه هايي هستند كه جهت گيري روح زمانه خود را بازمي شناسانند بر اين باورند كه از اهل مدينه اتوپي، تفكر و اختيار سلب مي شود تا بار گناه سرپيچي را هيچ گاه بر دوش خود احساس نكنند. پس سرپيچي از نظام اتوپي مجاز نيست؛ اهالي، منحل در مدينه اند و فرصت خلوت ندارند.
موقعيت ويژه جغرافيايي اتوپيها، فضاي خيالي و بريدگي را تداعي مي كند يا جزيره محاط در درياها و اقيانوس هاي آرام و ساكت است و مردم آن از بيم موج و گرداب هاي هراسناك در شب تاريك بي خبرند يا اگر جزيره نيست، آنچنان از بقيه سرزمين ها جداست كه اهل آن تماسي با خارج ندارند. در «آتلانتيس جديد» فرانسيس بيكن، فقط اهل علم كه حكام مدينه اند و در مركز شهر در جايي به نام «خانه سليمان» منزل دارند، مي توانند براي پژوهشهاي علمي از جزيره خارج شوند.

اتوپي از نظر زمان دورافتاده است و در رؤياي بي تاريخي به سرمي برد تا از رنج خودآگاهي تاريخي نيز در امان باشد.طرح معماري اتوپي ها شبيه به هم است ! و نظام معماري مناسب اتوپي به گونه اي است كه براساس آن، تعلق فرد نسبت به مدينه آنچنان مستحكم باشد كه درباره مسائل آن چون و چرا نكند و امتياز موجب تنبه و تفكر نگردد و انحلال كامل حاصل شود.

 

   


 عليرغم گسترش اين ديدگاه ها در محافل دانشگاهي معماري ،متاسفانه تئورسين ها در اين باب نتوانسته اند به بعضي از اينگونه سوالها پاسخ دهند يا به تعبير ديگر تعامل و انطباق اين ديدگاه ("اتوپیا" )را با فضاي رئال زندگي انسانهاي مدرن گره گشايي كنند

 

 اما در اين وادي نظریه های ديگري از اين اتاق فكر بيرون ميآيند به نام هتروتوپیا كه دوست پژوهشگرم مرتضی میرغلامی در اين باب اين گونه مي نويسد : بر خلاف "اتوپیا" یا مدینه فاضله که وجود خارجی ندارد و غیر واقعی هستند " هتروتوپیا" ها اتوپیاهایی هستند که در دنیای واقعی و سایتهای ملموس منعکس و به نمایش گذارده می شوند. بین این دو نوع مفهوم فوکو معتقد بو جود اقلیم هایی ترکیبی نیز هست .

اما اصول هتروتوپیاها چیستند:

1- آنها در تمام فرهنگها وجود دارند. هر چند هر فرهنگ ممکن است هتروتوپیای خاص خودش را داشته باشد
2- یک فرهنگ با گذشت زمان ممکن است از یک "هتروتوپیا" به نحوی کاملا متفاوت استفاده کند یعنی کارکرد آن بسته به زمان می تواند تغییر کند.
3- هتروتوپیا قادر است در یک مکان واحد مجموعه ای از فضاهای گاها نا همگن را جمع آورد. فوکو مثال باغهای ایرانی را در این خصوص می آورد که چطور این فضای مقدس در یک مستطیل چهار جز و سمبول چهار گوشه جهان را در کنار مرکزی که دارای ارزش ویژه تری است کنار هم کی اورد.
4- هتروتوپیاها غالبا با برشهای ویژه ای از زمان ارتباط می یابند. فوکو مثال قبرستان را می اورد که چطور این مکان با پایان زندگی و لحظه ویژه ای یعنی مرگ است که معنای کارکردی برای فرد پیدا می کند. بر خلاف این نوع هتروتوپیا , فوکو مثال فستیوال را به عنوان نوعی دیگر از این مفهوم ارائه می کند که بیشتر با موقتی بودن, زودگذری معنی می یابند.
5- هتروتوپیاها همواره با شبکه ای از بازشوها و ورودیها تصویر می شوند که هم آنها را از دیگر فضاها جدا و هم نفوذ پذیر می سازند. غالبا آنها آزادانه بروی عموم باز نیستند. ورود به آنها یا اجباری است یا فرد باید آداب و مراسم ویژه ای را برای ورود به آنها بگذراند.


6- آخرین اصل ارتباط هتروتوپیاها با فضاهای باقیمانده است. این کارکرد به دو صورت کاملا متفاوت صورت می گیرد. یا نفش آنها آنست که فضایی خیالی ایجاد کنند که تمامی فضاهای واقعی را منعکس می سازد مثل فاحشه خانه ها و یا بر عکس فضایی دیگر ایجاد کند. فضای واقعی از نوعی دیگر. که در آن فضای ناساز , شلوغ و آشفته ما به فضایی دقیق , آراسته و کامل تبدیل می شود. فوکو مستعمره های قرن 17 را مثال می آورد


 برگرفته از مطالبي چون   كاركرد اتوپيايي رسانه
ناكجا آبادي به نام اتوپيا
نويسنده: محمد حسني
               روزنامه ايران http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1283256

گفت و گو با جري ماندر(1)
ماهنامه سياحت غرب ،شماره 21