شيوه آذري در معماري ايراني - اسلامي

 

(( شیوه آذری ))

 

1.  مقبره سلطانیه                         703  تا  710  هجری .

2.  مسجد علیشاه تبریز                               772  هجری .

3.  مسجد جامع نائین                     722  تا  726  هجری .

4.  مسجد جامع یزد                                   725  هجری .

5.  خنقاه شیخ عبدالصمد نطنز                      725  هجری .

6.  مسجد گوهر شاد                        808  تا 821  هجری .

7.  مسجد غیائیه خرگرد                  842  تا  848  هجری .

8.  مسجد میرچخماق یزد                             841  هجری .

9.  مسجد کبود تبریز                                  868  هجری .

 

 

« بناهای خارج از ایران کنونی »

 

10.   مسجد بی بی خانم  سمرقند  801  تا  808  هجری .

11.   گور امیر سمرقند  808 هجری .

 

شیوه آذری :

 

این شیوه از زمان ایلخانان مغول شروع شده و تا زمان صفویه ادامه می یابد . لازم است بدانیم که شیوه رازی بهترین و متنوع ترین شیوه معماری اسلامی ایران است که بعدها مثل آن به وجود نیامد . 

با ورود مغول ها از خراسان که با ویران گری بنیادی همراه بود و بسیاری از شهرها و آثار و بناهای بسیار با ارزش ایران تخریب و ویران شده اند . برای آنکه بدانیم حمله مغول ها چه بر سر ایران آورد کافی است ، سفری به سنگان و زوزن ( سرراه سمنان و مشهد ) داشته باشیم . این مناطق از مکان هایی است که در مسیر حمله مغول ها واقع نشده اند و تا حد زیادی بناهای آن ها سالم مانده است .

 

در این مناطق شیوه رازی به حد علی خود و اوج شکوه خود رسیده بود .سنگان بالا دو مسجد دارد که بسیار قابل تحسین است ؛ برای اوج هنر و زیبایی آن همین کافی است که مشاهده می کنیم .در قسمت هایی از این مسجد برای آرایش آن از نظر هنری با گل تور بافی کرده اند و نکات ظریف بسیار دیگر .

 

پس از حمله مغول و ویرانی های بسیار ، هنر معماری ایران دچار رکود و سکون شد و آن همه تنوع زیبایی تزئینات و هنر نمایی معماران آن دوران که در احداث گنبدها ایوان های گوناگون خموش شد تا آنکه جانشینان چنگیز که خود محور این زیبایی شده بودند ، اسلام را پذیرفتند و به تدریج معماران گریخته و پراکنده آن زمان را هنوز حیات داشتند جمع آوری نمودند. بناهای اسلامی کم کم جان تازه ای یافتند امّا نه مانند قبل از آن . شکل نقشه های بناها همچنان که در ویژگی های این شیوه گفته می شود از تنوع خاصی برخوردار است .  

 

در دوره اول این شیوه نقشه های تعدادی از بناها علاوه بر ویژگی ها محلی از نظر اندازه و ابعاد نیز نسبت به شیوه های قبلی بعد از اسلام و دوران های اسلامی قبل بزرگتر ساخته شده است .

 

 

 

در ارگ علیشاه تبریز دهانه ایوان آن از ایوان مدائن بزرگتر است . مقبره الجایتو نیز با دهانه حدود 5/25 متر که در زمان خود بزرگترین گنبد و بنای اسلامی بوده است . در این زمان انواع نقشه های چهار ایوانی در طرح های مختلف برای ساخت مساجد و مدارس به کار گرفته شده اند .

 

تعداد زیادی از مقابر ، در دوره دوم شیوه آذری ،به صورت برون گرا ، و با نقشه های چهار گوش ساخته شده است . مجموعه شاه زند سمرقند که مزار تعداد زیادی از امیران تیموری در آن جا قرار دارد با پلان چهار گوش و مسجد کبود تبریز بر اساس تأثیرات محلی برون گرا ساخته شده است . 

رصد خانه مراغه از اولین بناهایی است که در ابتدای این شیوه ساخته شده است . تاریخ شروع آن سال 657 هجری قمری است .

در کاوش هایی که اخیراً در ارتباط با این رصد خانه صورت گرفته ، واحدهای مختلفی مشخص شده است . این واحدها عبارتند از :

 

1.     دیوارهای سنگ چین نامنظم و دیوارهای منظم شمالی و جنوبی .

2.     دیوار سنگ چین منظم شرقی و غربی .

3.     برج مرکزی و اصلی رصد خانه مراغه .

4.     واحدهای دایره شکل پنج گانه .

5.     تالار سکودار چهار گوش .

6.     کارگاه ریخته گری و ساخت وسائل نجومی .  

 

ادامه دارد...

کانسپت زیگورات های بابل کهن در دستان یک معمار ایرانی

 

منبع تصوير : http://www.toolbox7.com

Designed by Mohammad Borghei, AIA, as an associate with Nadel Partnership
Los Angeles, CA

ArchiCAD 11 پلي به سوي درك بهتر تصاوير سه بعدي

آرشيكد ۱۱   آخرين نسخه نرم افزار طراجي معماري از شركت گرافيك سافت هست كه به نسبت نسخه هاي پيشين (۸-۹-۱۰) تفاوت فاحشي را داراست به طوري كه قدرت پردازش تجسم پلان هاي ترسيمي به تصاوير ۳ بعدي در صورت داشتن يك سيستم كامپيوتري مناسب چندين ثانيه سريع تر گشته و همچنين نزديك شدن متريال هاي انتخابي به تصاوير پوياتر در قسمت رندرينگ آن تفاوتي شب وروز با نسخه هاي قبلي دارد و همچنين Plug-ins  هايي چون ArchiForma 2 - Object Creation  و ArchiStair - Creating Custom Stairs و... توانسته نواقص نسخه های قبل را بهبود بخشد . هرچند اين نرم افزار در ايران طرفداران نسبتا كمي دارد( به علت استفاده ماسونري ما از نرم افزار هايي چون اتوكد و ... و به روز نبودن سيستم هاي چاپ نقشه دفاتر فني ) اما بر اساس نظر سنجي هاي اخير آرشيكد و نرم افزار هاي تابع آن محبوب ترين نرم افزار ميان طراحان در سرتاسر جهان است و به نظر من بهترین نرم افزار برای جذب کارفرما در دفتر مشاور است چرا که سهولت در طراحی و به کارگیری فرمت های نرم افزار های مختلف و همچنین پردازش سریع پرسپکتیو های مختلف و ایجاد برش ها و نماهای سریع و حتی تا متره کردن پروژه می تواند انتظار های یک کارفرما را در ارائه پیش نقشه های کامپیوتری بر آورده کند حتی انتظار های یک ژوژمان دانشگاهی را !  

پی نوشت : گرافیک سافت نسخه آزمايشي ( ۳۰ روزه ) اين نرم افزار و همچنين نرم افزار Artlantis رو بر روي سايت ...... قرار داده که البته اگه اینترنت پرسرعت دارید مشتاق دانلودش شوید !

.ArchiCAD helps architects and interior designers win more business by enabling them to design more creatively, analyze earlier, generate project documentation rapidly, and efficiently coordinate projects both internally and externally. » ArchiCAD home page » System requirements » About the education version

Artlantis - Rendering and Animation

Artlantis Studio is the perfect tool to simulate and communicate architectural projects. It produces high resolution still images and photorealistic animations. Powerful features for staging a project include Radiosity effects and real time preview with the legendary easy to use user interface. » Artlantis home page » System requirements » About the education version

Cigraph Plug-ins for ArchiCAD

»more info

»less info

Cigraph Plug-ins address specific areas of professional interest and extend the standard ArchiCAD commands/functions into directions that may be valuable for ArchiCAD users.
ArchiFacade - Straightening Perspective Images
ArchiForma 2 - Object Creation
ArchiMap - Creating as-built surveys
ArchiPanel - Designing false ceilings and raised floors
ArchiRuler 2 - Tool for two-dimensional drawings
ArchiSketchy - Hand Drawn Effects for ArchiCAD Drawings
ArchiStair - Creating Custom Stairs
ArchiTabula - Creating Spreadsheets, Captions and Graphs
ArchiTerra 3 - Terrain Modeling
ArchiTiles - Creation, Layout and Calculation of Tiles
و...           ArchiTime - Analysis of Time Management Statistics

از جایزه پریتزکر تا هفت اثر اول معماری

 

روزنامه اعتماد ملی در شماره امروز ؛صفحه پر باری در باب معماري داشت . ازجستاري در حوزه معماري بافت قديم بوشهر تا به دنبال هويت شناسي تاريخي در روستاها ، اما تحليل مختصر و موثري از ژان نوول برنده پريتزكر ۲۰۰۸ امسال كه بحث داغ اين ماه منتقدين در سراسر جهان معماري است ؛ ارائه داده است . جوایز معماری همچون پریتزکر نهایت تثبیت اعتبار معمارانی است که از این جایزه برخوردار می شوند چرا که هیت داوران ویژیگی های همچون تلاش های مستمر یک معمار - کوشش برای تجربه های تازه - گسترش شبکه بین المللی طراحی و برخورداری طرح ها از الگوهای منطقه ای و هویت دار و... که نوول تا حدودی این امتیاز ها را کسب کرده بود ملاك انتخاب قرار مي دهند .

ادامه را در این صفحه .... مطالعه کنید


 وبگشت معمار : ژان نوول.کام    و  همچنين تحليلي ديگر از لس انجلس تايمز رو متوانيد مطالعه كنيد .

 

طراحان بین اللمللی بشتابید!

به نقل از : آرك نويز

مسابقه طراحی بین المللی دانشجویی IFLA
IFLA International Student Design Competition

اتحادیه بین المللی معماران منظر و چهل و پنجمین همایش جهانی معماران منظر، اقدام به برگزاری مسابقه بین المللی ایده ها نموده است. موضوع مسابقه "تغییر با آب - مسیر بهشت"  بوده و شرکت در مسابقه آزاد است. با توجه به افزایش تغییرات اقلیمی، این مسابقه دانشجویان را برای توسعه ایده های خود درباره اینکه چگونه معماری منظر و طراحی شهری می تواند تعادلی بین طبیعت و محیط مصنوع بیافریند ترغیب می کند. 

زمان ثبت نام مسابقه تا 1 می 2008 می باشد
.
برای کسب اطلاعات کاملتر به آدرس  www.ifla2008.com  
مراجعه فرمائید.


مسابقه بین المللی طراحی دانشجویی Ecohouse 2008

کلیه دانشجویان معماری و طراحی از سراسر جهان جهت شرکت در مسابقه دانشجویی طراحی  خانه اکولوژیک به همت مرکز بتن دعوت شده اند. مسابقه، طراحی خانه ای 120متر مربعی برای شش نفر بر روی سابتی به مساحت 200متر مربع می باشد. طرح ها باید چگونگی تقلیل انرژی مصرفی برای گرمایش، سرمایش و روشنایی بوسیله تکنیک های پایدار و فعال، استفاده از مصالح ساختمانی محلی و منابع انرژی تجدید پذیر را نشان دهند. بعلاوه منازل مقاوم طراحی گردند تا بتوانند تا اواخر قرن حاضر و نیز در مقابل حداکثر تغییرات فصلی پابرجا بمانند. ضمنا توجه به کلیه معیارهای فوق طراحی خانه ها باید برای انطباق با شیوه زندگی و آسایش صورت گیرد.

کل جایزه 3500 پوند بوده که در کنفرانس آکسفورد 2008 ، 22 و 23 جولای به برندگان اعطا خواهد گردید.

شرکت کنندگان باید آثار خود را با 22 ژوئن ارسال نمایند.مسابقه حاضر به دانشجویان فرصتی داده است تا ایده های خود را برای اکوهاوس آینده توسعه دهند.

 زمان مسابقه تا 22 ژوئن 2008 می باشد.
برای کسب اطلاعات کاملتر به آدرس  http://www.concretecentre.com/  مراجعه فرمائید.


 

You are invited to design an ecohouse (floor area 120 sq metres approx) for up to six persons on a site of your choice.
 
Your design should be in a community context and should:
 
Minimise the use of the earth's resource water, fossil fuel energy, materials and their maintenance for the life of the building.
  • Adopt slow building principles.
  • Be full of delight.
The scheme should be designed to be extremely robust and resilient and last till at least the end of the century and through an age of increasingly extreme weather events and rising energy prices, it should demonstrate all year round comfort. Consider carefully all aspects of energy use in your scheme.
 

Prizes

1st Prize £2000

2nd Prize £1000

3rd Prize £ 500

Copies of Ecohouse

A Design Guide, signed by the authors will be sent to the top ten entries.

Prizes will be presented at the 2008 Oxford Conference on Architectural

Education, 22/23 July 2008 http://www.oxfordconference2008.co.uk

گنبد در معماري ايران

 

پوشش گنبد در ايران پييشنه ای ديرينه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشيده که در حقيقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روايی پيدا کند و بخصوص در دهانه های وسيع ترجای پوشش تحت را بگيرد . قديميترين شکل های منحنی در پوشش زيرين چغازنبيل متعلق به هزاره دوم ديده شده است.


با وقفه طولانی در دوران هخامنشی معماری درخشانی با پوشش مرتفع و مسطح در اوج قدرت و کارائی جلوه دارد ولی چه قبل و چه بعد از آن بعلت فراهم نبودن شرايط خاص اقتصادی در اين دوران آوردن چوب سدر از جبل عامل و ساج از گنداره هميشه ميسر نبوده و در جنگل ها و جلگه های اين سرزمين هم چوب مناسب پوشش پرورش نمی يافته است لذا طاقهای منحنی و گنبد جای اصلی خود را به عنوان يک پديده ساختاری و اقليمی در معماری ايران به آسانی پيدا می کنند .


در متون موجود ، ديرينه ترين گنبدی که به آن اشاره می شود مربوط به دوران اشکانی و اوايل ساسانی است . اين گنبد در شهر فيروز آباد و به قطر 10/16 متر بنا شده است . چنانچه ابن البلخی در توصيف شهر فيروز آباد و گنبدی که در ميانه شهر برپا شده می گويد : اردشير شهر فيروزآباد ، که اکنون هست بنا کرد و شکل آن مدور است چنانک دايره پرگار باشد . در ميان شهر آنجا که مثلاً نقطه پرگار باشد دکة انباشته برآورده است و نام آن ايوان کرده و عرب آنرا طربال گويند و بر سر آن دکه سايها ساخته و در ميان گاه آن گنبدی عظيم برآورده و آنرا گنبد کيرمان گويند و طول چهار ديوار اين گنبد تا زير قبه آن هفتاد و پنج گز است و اين ديوارها از سنگ خارا برآورده است و پس قبه عظيم از آجر بر سر آن نهاده و آب از يک فرسنگ از سر کوه رانده و به فواره بر اين سر بالا آورده و دو غدير است که يکی بوم پير گويند و ديگر بوم جوان و بر هر غديری آتشگاهی کرده است .


در دوران ساسانی گنبدسازی آنچنان رواج می گيرد و تکامل می يابد که از آن پس تا امروز پوشش گنبدی از نظر ساخت و افزير بصورت الگو و دستور العمل کلی مورد بهره برداری قرار می گيرد .


روش گنبدسازی چه در دوران ساسانی چه در دورة اسلامی آنچنان با استفاده از نظم دقيق رياضی در شکل بندی و ساختمان و با کاربست شيوه های صحيح صورت می گيرد که در همه انواع ، گنبدها بدون احتياج به گاه بست و کالبد و قالب در برابر همه نيروهای فشاری و رانشی به خوبی مقاومت می کنند ، گرچه در گوشه سازيها از اوايل دوران اسلامی تاکنون تحولاتی چند صورت گرفته است اما روش گنبدسازی در ايران همواره ويژگی اجرائی و فرهنگی خاص خود را دنبال کرده است . آنچه قابل ذکر است آنکه اين ويژگی چه در شکل چه در اجرا ( نداشتن قالب ) آنرا با گنبدهای مشرق زمين همواره متفاوف می کند .

منبع عكس : http://www.ichodoc.ir

تعريف هندسي گنبد

در تعريف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول يک محور قائم به وجود می آيد . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمينه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکيل شده است :


1ـ گنبد خانه يعنی زمينه گنبد
2
ـ بَشن = هيکل يعنی قسمتی که روی زمينه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آيد و يک يا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد)

3ـ چپيره = جمع شده


از آنجائيکه در معماری ايرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوريم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطيل است با چپيره کردن آنرا تبديل به دايره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همين دليل مرحله چپيره شدن در گنبدسازی شايان توجه است زيرا امکان داشتن زمينه گرد است که اجرای نهايی پوشش گنبد را ميسر می سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمينه را به شکل مربع در نظر می گيرند تا به سادگی بتوان آنرا تبديل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دايره کرد .
گنبد سازی در ايران به ندرت روی زمينه مستطيل نزديک به مربع هم اجرا شده است در اين صورت مستطيل تبديل به 6 و 12 و سپس بيضی نزديک به دايره می شود و گنبد روی بيضی قرار می گيرد . به اين نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دايره بيضی است کمبيزه گفته اند . از نمونه های اين نوع گنبد با ته رنگ بيضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زيد بن علی در ورامين قابل ذکرند .

چپيره

چپيره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسيم می شود :
ـ گوشه سازی = گوشه بندی
ـ شکنج = چين و چروک


ـ گوشه سازی يا گوشه بندی يعنی ساختن و تبديل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتيب 16 و 32 و 64 گوشه و بالاخره دايره و با تبديل کردن شکل مستطيل نزديک به مربع به 6 و 12 گوشه و بالاخره بيضی است . در حالت اخير مستطيل بشن بايد نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبديل به شش گوشه شود مثلاً نسبت 4 و 4/3 قابل تقسيم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمينه های مرسوم در معماری ايرانی را می توان به نحو مطلوب تبديل به دايره کرد که در مباحث آينده جداگانه بررسی خواهد شد .


گوشه سازی خود شامل دو بخش است :


1- اسکنج يا سِکُنج


2- ترمبه يعنی جمع شده


اولين گوشه سازيها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترين موارد مثال را در ابيانه می توان ديد .
دراراک هم در کاروانسرای حاج عليقلی نمونه ديگريست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمين طـريقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنين بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمين طور روی هم می چيدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .


در معماری ارمنی از اين نوع گنبد زياد به چشم می خورد . فضای زير اين گنبدها را معمولاً بزرگترين اطاق تشکيل می دهد . در خانه های روستائی نيز پوشش بزرگترين اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .
چوبهای موجود در ايران از استحکام کافی برخوردار نيست و معمولاً برای پوشش دهانه های 5/2 تا 3 متر به کار می رود به همين دليل در معماری پيشين ايران در زمان هخامنشيان برای پوشش تخت جمشيد از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسيار قطور و مرتفع را آوردند . چون اين حمل و نقل چوبها مستلزم هزينه ای سنگين بود در دوران اشکانی اين کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .


متاسفانه از معماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ايران نمونه ای بجای نمانده است . در خارج از محدوده ايران کنونی به يکی دو نمونه از پوشش سغ بر می خوريم که يکی hattra يا الحضر است و ديگری کاخ آشور و ايندو نيز چهره روشنی از چگونگی پوشش به دست نمی دهند .

در بازه هور خراسان بين خواف و نيشابور گنبدی ديده می شود که گوشه سازيهای آن با چوب ساخته شده و خود گنبد با سنگ لاشه . بنا متعلق به اواخر دوران اشکانی يا اوايل ساسانی است و در مجموع ناچيزتر از آنست که ما را به قضاوتی کلی در اين باب رهنمون شود . لذا از گنبدهائی که همه مصالح آن از چوب بوده فقط خاطره هائی باقيست . شايد ابيانه بهترين تجلی گاه آن باشد .
گوشه سازی با چوب نيز به تدريج در بسياری از نقاط ايران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موريانه خيز بودن زمين های ايران داخلی ( ايرانشهر ) بوده و هست . قديميترين نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور است که قبلاً اشاره شد .


در فهرج يزد هم با اينکه منطقه به شدت موريانه خيز است ( احتمالاً به علت رواج چوب در منطقه شهدای فهرج ) زيارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موريانه به کلی از بين رفته ولی خشت های پشت آن به نحو معجزه آسايی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی ديده نمی شود .
در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم در منطقه خراسان حدود مشهد و طوس و اطراف آن و در مناطق کوهستانی کرمان که موريانه کمتر است استفاده از پوشش چوبی رواج می يابد .
نمونه اين گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و در اين بنا برای گوشه سازی با يک تخته ، شانزده ضلعی را به 32 ضلعی تبديل کرده اند . در گنبد هارونيه طوس نيز همين عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوين از تخته استفاده کرده اند ( گنبد قديمی مسجد) با اينحال نمونه های فوق انگشت شمارند و بايد گفت که به علت اشکالات گوناگون استفاده از چوب منسوخ می شود .


بطوريکه گفته شد نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اريب است که همديگر را در يک نقطه قطع کرده باشند . شيوه زدن طاق ممکن است بصور مختلف رومی ، ضربی ، چپيله ( لاپوش و تيغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق اين نوع گوشه سازی را به وجود می آورد . ذکر اين نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به اين گوشه ها منتقل نمی شود . به همين دليل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثيری در چگونگی افزير گنبد ندارد .

 

...پایان قسمت اول                           

مقاله اي  از Arcnews.com

ديدگاه شرق به معماري

پی نوشت : در وبگشت معمارانه ایی كه داشتم با مطلب زير مواجه شدم كه جدا از تيتر انتخابي و نگرشي كه نويسنده به مقوله شرق و معماري پرداخته مطالبي را مطرح كرده كه به صورت بولت مشخص شدند اميدوارم اگر خواننده اي با كليت ابن نوشته يا با موارد انتخابي نظري چالشي دارد در قسمت نطرات بنگارد!

معماري مفهوم تبلور موجوديت نياز انسان در حرمت امنيت است.
انسان نيازمند و انسان بي نياز بحث ايجاد و چگونگي فضاهاي معماري مي نمايند.
نياز انسان به ابزار جهت راحت تن، مفهوم تمدن است، ابزار و چگونگي عادات قومي تلقين اشكال را مي دهد.
قبل از اين كه به اين عادات توجه نماييم، بايد انسان را مدنظر قرار بدهيم، انديشه شرق و تربيت اصيل شرقي كه از اشرافيت خاص آدمي برخوردار است، انسان و زواياي مخفي او را شايد بيشتر از ديگر اقوام به ميدان نفوذ و شناخت آورده است، آنچنان كه براي هر حركت و رفتاري نامگذاري نموده و هم چنان كه روشن است هنگامي نامگذاري مي گردد كه آن فعل و يا واقعيت رفتاري حداقل براي گروهي معين روشن باشد تا در كلام جهت ناصواب را بخود نگيرد تا شنونده در تداعي ها سرگردان نگردد، بلكه اعلام تجربه مشابه باشد و هادي به درك حقيقي موضوع گردد.
اين گونه شناخت از دقت و توجه والايي برخوردار بوده و نشانه آنست كه تا چه اندازه متفكرين شرقي در گذشته رفتارهاي انساني را مورد توجه داشتند و آن را با چه دقتي مورد بررسي و تحليل و تجزيه قرار داده اند.
واقعيت اين است كه آدمي بر اساس آنچه كه معتقد است رفتار مي كند نه به آنچه كه نمود به كلامي مي نمايد. غزالي در اين مورد توجه شاياني نموده و بررسي او باور انديشه است.
 
اين مقدمه كوتاه براي مطرح نمودن اين موضوع است، كه معماري لباس رفتار فردي و گروهي يا قومي است، و نياز مشترك شناخته شده گروهي يا قومي عنوان فرهنگ را دارد. يا به زبان ديگر فرهنگ، كردار يك قوم است. داد و ستد باورها بين اقوام به هر گونه كه باشد، اگر مؤثر واقع گردد باعث تغيير كردار قوم مي گردد، كه نمود آن تغيير فرهنگ است. اگر اين تغييرات براي توسعه انسان باشد مثبت بوده و اگر تأثير آن جهت نزول نفس باشد، منفي است

نظر از اين مطلب نه اين است كه انسان را از محدوده قضاوت خارج كنيم، نه، بلكه يادآور مي گردد، مطلب شناخت رديف ارزشهاي دو انسان است، يكي بي نياز (انسان كامل و مكمل) ديگري همه نياز، يكي در آرامش مطلق، ديگري متردد در باربري نظرات، هر دوي اين انسان صاحب نظر و قضاوت است، فرق مطلب اين دو انسان در ماندگاري كمي و كيفي است، حكم يا نظر اولي در بي زماني است، و تغييرات در مباحث او راهي ندارد (اصل علم)، ديگري مدت ماندگاري نظراتش يا حكمش به ساعت است، يعني خود عين تغييرات است، يا به زبان ديگر پايه ثابتي براي اظهار نظر ندارد

.
حال اگر پذيرفته شده باشد، كه معماري لباس متجسد اين رفتار ها است، بدون ترديد، بايد مفهوم اصالت معماري را در اصالت انسان ها جستجو كرد، و اين انسان شاخص است كه شخصيت او در مفهوم علم، عامل شده و به لباس قومي خود اصالت مي بخشد. ا

خلاصه كلام اين كه وجود از قوانين خودش پاسداري مي كند، زيرا كه اين چنين برپا است. پس بايد ابدي باقي بماند. از آنجايي كه وجود لايتناهي است، عناوين ارايه شده مجرد اين كاشفان همت بلند، در بيان وجود، در حد درك اجتماع بوده، كه رابطه مستقيم به شناخت و نفوذ آن جامعه در قوانين وجود دارد. لذا آن بيان مجرد نسبت به اين رابطه جلوه هاي گوناگون مي نمايد، در حالي كه موضوع يكي بيشتر نيست.
حال بايد عنايت به مفاهيم، لباس و رنگارنگ نام از ميان محو گرديده، و اصول هميشه پايدار حقيقت نمودار مي گردد.
پس از اين مقدمه كوتاه، مي توان گفت كه شرف معماري بي اغراق بيان شرف انساني است كه خلاصه اي از آن در اين تأمل ارايه شد.
پس معماري فقط ايجاد يك اطاق ساده يا مكعب نيست، بلكه گاهي با حفظ توجه، مي توان يك اطاق ساده و بي پيرايه را ملاحظه داشت، كه عظمت حيات در آن زاويه در عشق ابدي و ازلي بايزيد بسطامي ملاحظه نمود. يا اين كه از اردبيل، تجلي شيخ صفي كه هنر اصفهان، توسعه و تذهيب آن است، ميراث فرهنگ بشري گردد.
اين مثال به شاهد براي تجلي نفوذ ارزش انسان والا، در معماري و اثر آن در فرهنگ قومي و هنري، ارايه شد.
بهتر است، شناخت محدود در حيطه مسايل معماري، فتواي نقض ديگر موارد امكاني را ننمايد، بمانند تجلي قدرت در معماري ......
با نگرشي ديگر، معماري جايگاه ارايه صفتهاي موصوف انساني بوده، اعم از ثروت، قدرت، هنر، ظلم، عدالت ........... بوده، و در بعضي مواقع تداخل چند يا چندين صفت عنوان شده و تاريخ آن را به عنوان دوره هاي معماري ثبت نموده است، كه البته بررسي اجزا موضوعي آن، تقاضاي بضاعت هاي علمي خود را دارد. به خلاصه، از اين رو است، كه امروزه مراكز آموزشي معتبر جهاني در خصوص معماري فقط به يك رشته بسنده نمي نمايند، و از اين رو مي توان رديف موضوعهاي معماري را به صورت خلاصه بيان نمود. معماري هنر، معماري نور، معماري اقتصاد، معماري بازسازي، معماري فرهنگي، معماري بهداشتي، معماري اقليم، معماري داخلي، معماري زيست محيطي، معماري فضاهاي سبز، معماري محيطي، معماري ارگونومي ...............
امكان شناخت حجم اطلاعات نظري و علمي هر يك از اين عناوين بيان يك دوره آموزشي است، مفهوم اين است كه اطلاعات زير فصل موضوع چنان نافذ و گسترده در موضوع شده است، كه در حوصله يك رشته علمي نمي گنجد. لذا در فاصله زماني معين امكان انتقال تجربه و اطلاعات به ديگري را از دست مي دهد. از اين رو تقسيم بندي هاي كنوني ايجاد گرديد، تا هر نفر در دوره زماني معين توان فراگيري را داشته باشد.
ناگفته نماند قرابتهاي موضوعي در ساختار معماري جز مسايل آموزشي لاينفك است، مانند: آموزش سازه، تأسيسات ......... كه جز آموزشهاي اصلي است. يك معمار مفاهيم ايمني را در كميت و كيفيت مي سنجد يعني نه فقط به امنيت فيزيك ساختمان مي انديشد، بلكه به ايمني رفتار كه عدم آن تخريب فرهنگي با آن است، هم مي انديشد. زيرا هم چنان كه معلوم است ديوارها، راهروها، فضاهاي باز و بسته يك واحد يك مجموعه تلقين رفتار و عادت مي كند كه به تكرار نام ديگر آن سنت است.
حال اگر رعايت نحوه جايگزيني يا رديف نمودن اجزا معماري كه با سنتهاي اخلاقي و انساني همراه نباشد را بنماييم قطعا" عمل تخريب فرهنگي را به جاي آورده ايم.
رعايت مفاهيم سنت هم نوا در اجرا معماري شرط بوده تا تربيت تلقيني قومي، اعم از پيرو جوان رعايت شده باشد. ولي متأسفانه ناهمگوني آن چنان شده كه كمتر جواني است كه ياد ايامي را كه در منازل گذشته خود پيموده است، به ياد بياورد، زيرا كه از توان تطبيقي انسان در قالب سازه هاي اجباري سوء استفاده شده است. در نتيجه هيچ همنوايي بين تربيت مدرسه، خانه و فضا وجود ندارد، كه هيچ، بلكه مفاهيم اين عناوين عامل مخدوش نمودن يكديگر هم هستند. پس مي توان گفت كه بار مسيوليت فرهنگي و اعتلاي يك قوم، يك ملت، در نحوه كار طراحي معمار است.
اميد است كه اين حرفه با همنوايي با ديگر علوم ارزشمند، مسيوليت اعتلاي حرفه خود را كه همانان زير مجموعه مقام والاي انساني است را به انجام برساند.

با تشكر ناصر عراقي