بهره‌برداري هوشمندانه از اين آثار حجمي نيز مي‌تواند در ارتقاي كيفيت فضايي شهر موثر باشد. انواع اصلي آثار حجمي را مي‌توان به نحو زير طبقه‌بندي كرد: .
طاق‌هاي يادماني
طاق‌هاي يادماني معمولا براي گراميداشت وقايع بزرگ تاريخي ساخته شده‌اند بيشترين آن را طاق‌هاي پيروزي كه يادمان پيروزي‌هاي نظامي بزرگ است و طاق‌هايي كه به ياد سربازان گمنام كشته شده در جنگ‌ها برپا مي‌شوند، تشكيل مي‌دهند. يك نمونه از اين طاق‌ها را مي‌توان در ميدان اتوال 4 پاريس مشاهده كرد. اين طاق‌ براي يادآوري پيروزي‌هاي ناپلئون ساخته شده است.
طاق نصرت در صور
.
ستون‌هاي يادماني
سرمنشا اين ستون‌ها به شهرهاي يونان باستان باز مي‌گردد اين ستون‌ها كه از طاق‌هاي يادماني قديمي‌تر هستند، بيشتر براي گراميداشت يك شخص يا يك رويداد مهم تاريخي به كار برده شده‌اند. در بسياري از موارد مجسمه يك فرد مهم بر فراز اين ستون‌هاي بلند نصب مي‌شد. اين تركيب نشان‌دهنده اهميت بسيار زياد آن فرد بود. نوع ديگري از ستون‌ها كه به تنهايي و بدون مجسمه به كار برده مي‌شوند ستون‌هاي هرمي شكل هستند كه منشا مصري دارند و براي مصريان باستان نمادي مذهبي به شمار مي‌آمد. اين ستون‌ها براي نشان دادن مركز به كار مي‌آمد و نمادي از هندسه‌گرايي، نظم و قدرت بود از جمله مواردي كه اين نوع متون مورد استفاده قرار گرفته، ميدان مهم بيضي شكل مقابل كليساي سنت پيتر در رم است كه در آغاز نيمه دوم قرن 17 ساخته شده است. اين ستون‌ها براي بيان ثبات، پايداري و همبستگي نيز به كار مي‌آمد و گاهي نيز نمادي از آغاز عصري جديد بود.

.
ساعت‌هاي تزئيني

ساعت‌هاي تزئيني، زينت‌بخش بسياري از ميادين هستند و اشكال متنوعي دارند كه يكي از آنها برج ساعت است، اين ساعت‌ها اثر قوي بر چشم، فكر و ذهن رهگذر دارد و اگر به دقت مكان‌يابي و با حساسيت جايگاه آن طراحي شود، نشانه قوي در شهر محسوب مي‌شود و تاثير بصري قوي خواهد گذاشت. اين نوع اثر حجمي فرم باستاني ندارد و در قرن‌هاي اخير به كار گرفته شده است.

 

از سوي ديگر موضوعات، مضامين و مفاهيمي كه دستمايه ساخت مجسمه‌هاي شهري مي‌شوند به طور عمده در مقولات زير قابل طبقه‌بندي است:
1.
مشاهير و شخصيت‌هاي تاريخي، فرهنگي، ادبي، هنري، سياسي، علمي و... نظير فردوسي، ابوريحان بيروني، ميرعماد
2.
مبارزان، دلاوران و شهدا، نظير ميرزا كوچك‌خان جنگلي، امام قلي خان، رييس‌علي دلواري، شهيد بابايي.
3.
ورزشكاران نظير تختي.
4.
روايت‌ها و شخصيت‌هاي اسطوره‌اي نظير روايت مبارزه گرشاسب و اژدها
5.
موجودات اسطوره‌اي نظير سيمرغ
6.
مضامين مذهبي نظير توحيد، نماز، اذان، انتظار فرج و...
7.
مضامين مذهبي، سياسي نظير شهادت، ولايت و...
8.
يادمان‌هاي تاريخي، سياسي، ورزشي و عمراني نظير يادمان انقلاب در ميدان انقلاب تهران و يادمان صعود ايران به جام جهاني فوتبال در بندر گناوه، يادمان‌هاي جنگ و يادمان‌هاي گازرساني به شهرها.
9.
مضامين عاطفي يا احساسي نظير مجسمه مادر
10.
مضامين اقتصادي و معيشتي نظير مجسمه‌هايي كه معرف شيوه معيشت و توليد در شهر يا منطقه هستند مانند مجسمه ماهي‌گير، چاي كار، چوپان و....
11.
توليدات عمده شهر و منطقه نظير مجسمه پسته، گندم، گلاب و....
12.
مضامين طبيعي و اقليمي نظير مجسمه‌هايي كه معرف طبيعت يا حيوانات ويژه منطقه هستند مجسمه پرندگان يا حيوانات بومي.
13.
مضامين سنتي و فرهنگي نظير مجسمه‌هايي كه شيوه‌هاي زندگي عادات فرهنگي، نحوه تغذيه، آشاميدني‌هاي مورد علاقه و... را نشان مي‌دهد: مجسمه قوري چاي، فنجان و...
14.
مضامين عملكردي نظير مجسمه‌هايي كه معرف عملكرد مكان هستند نظير مجسمه كوهنورد در تهران كه معرف هويت ورزشي اين منطقه است.
15.
پيام‌ها و مفاهيم انتزاعي يا واقعي فرهنگي اجتماعي نظير تنهايي انسان، آزادي، تقابل مدرنيسم و سنت، رنج، فقر، بي‌خانماني، انحطاط، پرواز، شكوفايي، تلاش و...
4.
نقش‌ها و كاركردهاي مجسمه

 

1.تقويت حس مكان: يكي از مهم‌ترين كاركردهاي مجسمه ايجاد حس مكان تعريف شده، القا روحيه خاص در فضا يا تقويت روحيه يك فضاست. «مكان‌بخشي از فضاست كه به وسيله شخص يا چيزي اشغال شده است و داراي معنايي ارزشمند است» در صورت هماهنگي مجسمه با محيط و تقويت انسجام بصري محيط پيرامون، شهروندان احساس رضايت و آرامش بيشتري مي‌كنند و حس مكان تقويت مي‌شود.

2.
تعريف و هويت بخشي به فضاهاي شهري: «هويت يعني محل يك محل معين حدي كه شخص مي‌تواند يك مكان را به عنوان مكان تمايزي از ساير مكان‌ها شناخته و يا بازشناسي كند به طوري كه شخصيتي مشخص، بي‌نظير و يا حداقل مخصوص به خود را دارا شود». مجسمه‌هايي كه از طراحي خلاقانه و هنرمندانه‌اي برخوردارند مي‌توانند هويت‌بخش باشند.

3.
ارتقاي كيفيت و ايجاد سرزندگي فضاهاي شهري: فضاي خالي از هنر، جذابيت ندارد و فقدان جذابيت از كيفيت فضا مي‌كاهد و مانع ايجاد حس سرزندگي و نشاط در فضاي شهري است، مجسمه‌ مي‌تواند اين هر دو را در صورت وجود ساير شرايط به فضا، ارزاني دهد.

4.
ارتقاي آگاهي‌هاي عمومي و معرفي نمادها و ارزش‌هاي فرهنگي‌: مجسمه‌ها و توضيحات متصل به آنها مي‌توانند سطح دانش و آگاهي‌هاي عمومي شهروندان در خصوص حوادث‌هاي فرهنگي يا ساير زمينه‌ها ارتقا بخشند به عنوان مثال مي‌توانند مردم يك منطقه را با شخصيت‌ها يا رويدادهاي تاريخي يك منطقه آشنا ‌سازند يا نمادهاي فرهنگي آن منطقه را معرفي كنند.

5.
معرفي عملكرد و روحيه ميدان يا محدوده پيرامون آن يا تداعي عملكرد تاريخي يا فرهنگي آن: بسياري از ميادين محل وقوع حوادث تاريخي منحصر به فرد هستند، مجسمه‌اي كه موضوع آن اين رويداد تاريخي باشد تا سال‌ها بعد از آن مي‌تواند تداعي‌گر اين واقعه باشد، همچنين عملكرد فعلي ميدان مي‌تواند به وسيله مجسمه بيان شود، مثلا نصب مجسمه كوهنورد در ميداني كه مبدا عزيمت كوهنوردان به كوهستان است، بيانگر روحيه ورزشي حوزه پيراموني ميدان است.

6.
تعريف مركز ثقل و نقطه تمركز ميدان: مجسمه به عنوان عنصري در مركز ميدان از هر دو طرف ديده و درك مي‌شود و مي تواند نمايانگر مركز ميدان باشد به همين دليل است كه حتي در ميادين خالي از خودرو نيز بسياري از طراحان، مجسمه را در مركز ثقل ميدان نصب مي‌كردند، تا حس مركزيت را تقويت و نوعي نظم بصري به وجود آورند.

7.
ايجاد يك نشانه شهري: نشانه از عناصر اصلي سازنده سيماي شهر است از نظر كوين لينچ «نشانه‌هاي عواملي در تشخيص قسمت‌هاي مختلف شهر هستند خصوصيات نشانه بايد چنان باشد كه بتوان آن را از ميان عوامل بسيار بازشناخت اگر نشانه‌ها فرمي واضح داشته باشند، با زمينه خود متضاد و به اطراف خود غالب و مسلط باشند شناخت آنها به آساني ميسر است و احتمال بيشتري هست كه بر آنها معنايي متصور باشد، مجسمه‌ها در بسياري موارد به ويژه اگر اندازه آنها بزرگ باشد مي‌توانند به عنوان نشانه در سطح محله، منطقه يا حتي شهر مطرح شوند

8.
ايجاد انگيزه براي بهسازي محيط توسط شهروندان: نصب مجسمه‌اي مطلوب در ميدان و بهسازي آن موجب مي‌شود كه ساكنان اطراف ميدان انگيزه‌اي براي كيفيت بخشي به محيط خود پيدا كنند و تلاش كنند كه محيطي متمايز به وجود آورند.

9.
مكان‌نمايي: منظور از مكان‌نمايي اين است كه طراح، مجسمه و پيرامون آن را به نحوي طراحي كند كه تداعي‌كننده يك فضاي به خصوص مثلا ميدان جنگ، يك بيشه يا يك چراگاه باشد.

10.
تناسب بخشي به نام ميدان: مجسمه‌ها در مياديني كه از سابقه تاريخي خصي برخوردار نيستند و نامي قراردادي براي آنها تعيين شده است مي‌توانند به نحوي طراحي شوند كه نام ميدان را در اذهان بينندگان تثبيت كنند مثلا نمادي از لاله در ميدان لاله چنين كاركردي دارد.

11.
معرفي سبك‌ها و سنت‌هاي هنري: مجسمه‌ها هنر را به ميان مردم مي‌آورند از اين رو مي توانند مردم را با سبك‌هاي هنري قديمي يا جديد آشنا سازند و بر دانش هنري و سواد بصري آنها بيفزايند.

 

پايان