بررسي فضا در معماري
فضاي معماري را مي توان از نظر فرم به سه دسته تقسيم كرد:
- فضاي باز - فضاي نيمه باز - فضاي بسته .
فضاي باز
فضاي باز در معماري سنتي ايران در دو مقياس مطرح مي شود. اول فضاهاي باز بزرگ كه بيشتر جوابگوي تجمع هاي بزرگ، تشريفات مذهبي و نظامي .... بوده است و دوم فضاي باز كوچك، كه بيشتر در رابطه با كاربردهاي روزمره در بناهاي كوچك و غالبا مسكوني متداول بوده و معمولا" مكمل فضاي زندگي در بخش سرپوشيده محسوب مي شده و هماهنگي خاصي را در فضا پديد مي آورده است .
با بررسي چند مثال از بررسي معماري ايراني در مي يابيم كه فضاهاي باز از مدلها و تناسب خاصي تبعيت مي كنند كه درالقاء احساس محصور بودن فضا يا عكس آن مؤثر است .
فضاي نيمه باز
حد فاصل بين فضاهاي بسته و باز محاط بر آن در يك بررسي تحليلي مي تواند به عنوان فضاي ارتباط دهنده اين دو شناخته شود. مجموعه عناصري كه كاربرد اصليشان جدا نگه داشتن فضاي باز از فضاي سرپوشيده بنا محسوب مي شود، تحرك فضايي قابل ملاحظه اي را در كار تلفيق فضاي داخلي و خارجي به عهده دارند. بهترين مثال اينگونه فضاها در معماري سنتي «ايران » است .
ايوان
يكي از عناصر شاخص معماري ايراني ايران است و از آن جهت كه در محدوده آن و جايگزيني اش در بنا، امكانات تغيير شكلهاي گوناگوني وجود دارد عضو قابل توجهي است . دليل اصلي و اوليه خلق ايران را مي توان در نياز و جوابگويي به يك فضاي واسطه با فراهم آوردن امكان مكث و توقف در حين گذشته از فضايي باز به فضاي بسته و يا بالعكس تصور كرد. البته ايران به پاره اي عملكردهاي جنبي نيز جواب مي دهد.
به خصوص با توجه به شرايط اقليمي، مانع از تبادل سريع حرارت از داخل به خارج (در فصول سرد) و از خارج به داخل (در فصول گرم ) مي گردد. ايوان در كاربردهاي مختلف شكل و ابعاد متفاوتي به خود مي گيرد و به عنوان حد فاصل نيازهاي كاربردي فضا و تزيين و تقويت غناي شكلي فضا ترسيم مي گردد.
فضاي بسته
در معماري سنتي ايران فضاي بسته بيشتر در جوابگويي به نيازهاي كاربردي قابل لمس عرضه مي شود. نظم دادن به فضاي داخلي از فاكتورهاي زياد و متفاوتي تبعيت مي كند. پيروي از سلسله مراتب و روابط موجود بين فرد و گروه و مسايل زيست محيطي از قبيل نور، تهويه و.... شرايط كالبدي شهر و بسياري از موارد ديگر در خلق تركيب حجمي يك فضاي بسته دخالت دارند. در مجموعه فضاهاي بسته معماري سنتي، هميشه نقطه يا نقاطي به عنوان قلب و مسير يا مسيرهايي به عنوان محور فضايي قابل تشخيص است . اين محورهاي فضايي شخص را از بدو ورود به فضا هدايت مي كنند و در قسمت آخر به قلب (قطب ) بنا مي رسانند.
فضاي معماري سنتي در طول حركت شخص در فضا، تغيير شكل فضاي معماري را به گونه اي مطرح مي كند كه از آنچه شخص يك لحظه بعد در پيش روي خواهد داشت مطلع بوده و شناخت داشته باشد. اين عمل نه تنها از معرفي فضايي، بلكه از طريق ارايه عناصر معرف كه در طول مسير حركت قرار گرفته صورت مي پذيرد.
وحدت بيرون و درون
فضاي بيرون و درون معماري آنچنان بهم پيوسته است كه هر كدام شكل ديگري را تعيين مي كنند. در صورتي كه در بسياري از طرحهاي امروزي اكثر فضاهاي بيرون از نحوه قرار گرفتن ساختمانها در كنار يكديگر پيدا مي شود يعني خود واجد ارزش و اصالتي نيستند، بلكه وقتي استقرار ساختمانها مطابق اصول خودشان صورت گرفت فضاي حاصل بين آنها هر چه كه مي خواهد باشد، فضاي بيروني ناميده مي شود.
در معماري سنتي فضاي بيرون همان
قسمت دوم مبانی طراحی ...
این وبلاگ جهت تسریع در خبر رسانی و همچنین علاقه مندي فعالان سایت دانشجویان معماری ایران (www.arcstudent.ir) در عرصه وبلاگ نويسي است که از 13 مهر 1385 فعاليت خود را آغاز كرده و همواره از تمامي دانشجوياني كه علاقه مند به همكاري در قسمت هاي مختلف سايت هستند دعوت مي كند به اين انجمن ( a&s&i ) به پيوندند.