پرونده ويژه ؛ ريچارد مير شواليه ي سفيد معماري پست مدرنيسم
اولين بار با معمار برگزيده نيويوركي ريچارد مير در طراحي 2 آشنا شدم و شيوه خلق آثارش از كولاژهاي هنري تا طراحي ابنيه هاي محتلف بخشي ازالگوهايم درآتليه طراحي شد و به اعتبار ديگر دوستان علاقه مندي كه هرروزه پرونده اين معمار سفيد را از موتورهاي جستجوي فضاي مجازي سرچ ميكنند ( آمار نزدیک به۲۰۰۰ خروجی در گوگل در سایت ASI ) و مشتاق آشنايي با پروژهاي او هستند نيز شاهداني بر اين ادعا هستند پرونده ويژه اين ماه را به نام او باز كنيم.
مير آرشيتكيتي است كه به واسطه معماري اعجاب برانگيزش در خلق تركيب احجام اقليدوسي اما پويا، شهرتي جهاني پيدا كرده است . معماري كه خطوط طراحيش بدون حساب و پشتوانه فكري ( عملكرد گرا برداشت شود) كشيده نمي شود . معمار پست مدرنيسم اي كه بنا را مجموعه اي از لايه هاي افقي و عمودي مي پندارد و چه استادانه اين لايه هاي را به بازي مي گيرد و در اين پازل طراحي سطوح بي همتايي خلق ميكند كه بي شك از ريچارد مير 74 ساله (1934) با كولباري از تجربه و جوايز، انتظاري كمتر از اين نخواهيم داشت.
اين دانش آموخته معماري از دانشگاه كورنل در سال 1957 پس از مدت زماني همكاري با معماراني چون مارسل بروئر و اسكيدمور و... به فكر ايجاد دفتر كار مستقل خود در نيويورك شد . در آن سالها به مانند هر معمار نسبتا كم تجربه اما خلاق به طراحي يك رشته از ويلاها و خانه هاي شخصي پرداخت كه با پردازش عالي از امكانات موجود توانست به كمك همين ابينه ها پل ارتباطي مستحكمي به سوي جذب پروژه هاي بزرگي چون موزه هنر هاي تزئيني فرانكفورت تا گتي سنتر و.... بسازد و بر روي آن گام بردارد.
هرچند مير معترف است كه معماري اش تحت تاثير لكوربوزيه ، رايت ، آلتو و ميس وندررو است چرا كه معتقد است معماري يك سنت است و يك زنجيره ي مدت دار. هرچند او توانسته است بر خلاف معماراني كه اين سنت را تضعيف مي كنند آن را تكامل بخشد و اين هويت را ميتوان در پروژه هاي بين المللي اش جستجو كرد و يافت.
شايد همين احترام به هويت جامعه و ساختمان هايش سببي شد تا از معدود معماراني شود كه در پنجاه سالگي( سال1984) نامدارترين جايزه جهاني در عرصه ي معماري " پريتزكر" را كسب كند.

اين استاد معماري دانشگاه ييل ، اولين پروژه اش در نيوجرسي با عنوان خانه ي ماير (شايد آرزوي نامگذاري شهرت هر دانشجوي معماري ، بر اولين بناي خلق شده توسط خودش ) نمايان شد كه با توجه يه شرايط ويژه آمريكا در صنعت ساختمان مير توانست به كمك بناي ديگري چون خانه اسميت بخشي از نتايج ضعيف نسل مياني كه تكرار قواعد گذشته را در دستور كار خود قرار داده بودند به سهم خود محو كند و روزنه هاي اميد ( فراخواني براي تحول ) را همچون اويينگز و مريل و... به وجود آورند. با نگاهي به خانه اسكس فلس (ماير) اولين ساخته او بازتاب هاي فكري ميس وندروه را ميتوان يافت . احترام به طبيعت ، تاكيد برافقي بودن نماها، سادگي نماها، توناليته هاي سفيد ، شبكه بندي و ماتريس هاي خطي از ويژيگي هاي معماري اين سازه و حتي بناهاي بعدي او مي باشد.
اما خانه اسميت) ( Smith House , darien – Connecticut نقطه آغازين يك رشته فعاليت هاي موفق در طراحي بناهاي مسكوني هاي شخصي است كه كليات همراه با عناصري ساختارگرا چون دودكش ، پلكان ، دسترسي به پشت بام و... به پيكره بيروني بنا پيوند خورده اند و اين روند را در بسياري از پروژه هاي مير مي توان يافت . شايد بسياري مير را معمار خوش اقبالي بنامند چرا كه سايت هاي پروژه هاي او از امكانات مطلوبي برخوردارند و او نياز به گذراندن فرايند طراحي چالش برانگيز در اين پروژه ها نبوده است اما با نگاهي عميق اين حسادت يا نگاه عوامانه فروپاشي ميكند چرا كه ريچارد مير طبيعت را نيز هرچند بستر ساز و مناسب بوده است ( سايت و راهبرد ) به مبارزه مي طلبد و از خطوط پويايش ( عوارض زمين ) نهايت استفاده را مي كند . مير در اين خانه از چشم انداز لانگ آيلند و ديد هاي پانوراميك مناسبي استفاده ميكند و كششي مفعولانه را در محل ايجاد ميكند.
او در خانه ي سالتزمن در نيويورك ( 1967-1969) با استفاده از يك سيستم فضايي دقيق كه در آن تمامي جزئيات بررسي شده بود از مقياس هاي متفاوت اما كاركردگرا در پنجره ها كه در كل هارموني عجيبي در نماي ساختمان به وجود ميآورد تا خلق فضاهاي ناب داخلي به كمك تغيير در ارتفاع ها كه سبب شده است كه عدم حضور تنوع رنگ ( تنها سفيد ) باعث كاهش كيفيت بصري بنا نشود .
مير در سال 1969و 1968 چند پروژه غير مسكوني را طراحي كرد كه يكي ساختمان تربيت بدني دانشگاه ايالتي در نيويورك و ديگري ساختمان هاي صنعتي كمپاني چارلز اوانز در نيوجرسي بود كه عملكرد گرايي كامل و قواعد دست و پاگير ... نتوانست اشتياق مهار نشدني مير در خلاقيت و نوآوري را سركوب كند.
آرشيتكت مير با پروژه مركز توانبخشي برونكس در سال 1970 كه ساخت آن تا سال 1977 به طول انجاميد توانست پروژه هايي عظيم تري را صيد كند كه نتيجه ريز بينانه نگاه او مثل طراحي عملكرد گراي ويژه براي معلولان اين ساختمان بود . ظاهر بصري اين ساختمان همچنان اهداف عملكردي اش به مانند پروژه هاي پيش از آن را انعكاس مي دهد . حياط هاي مركزي و استفاده از گودال باغچه هايي كه همگون با طراحي سايت بوده است توانسته فضايي خوانا ايجاد كند .
مير به نوآوري روي آورد و اين بار در نما از پنل هاي آلومينيومي استفاده كرد و وفادار بودن خود را نيز به استاد خويش"لكوربوزيه" با اجراي نوار پنجره هاي افقي و پيوسته ، پيلوتي ها و... نشان داد اما در نهايت از تكنولوژي تاسيسات و ... نيز بي بهره نماند تا متهم به سنت گرايي افراطي نشود .

از سهوات و رواني پروژه هاي اوليه ماير ( خانه هاي مسكوني زمينه گرا )در بافت شهري تا خطوط نيروي فعال در سيركولاسيون ها مجموعه هاي بزرگ مسكوني چون تويين پاركز و تركيب بندي هاي معمارانه و حذف خشونت نمايان شده فرم هاي 5 گانه لكوربوزيه اي ؛ توانست مير را در در صدر خبر هاي معماري دنياي مديا ها قرار دهد و به تعبيري از دانشگاه آكسفورد يك جهت گيري كامل و متمايز از حركت معماري توسط او ظاهر شود.
این وبلاگ جهت تسریع در خبر رسانی و همچنین علاقه مندي فعالان سایت دانشجویان معماری ایران (www.arcstudent.ir) در عرصه وبلاگ نويسي است که از 13 مهر 1385 فعاليت خود را آغاز كرده و همواره از تمامي دانشجوياني كه علاقه مند به همكاري در قسمت هاي مختلف سايت هستند دعوت مي كند به اين انجمن ( a&s&i ) به پيوندند.