راهکار های پیشنهادی برای نظام آموزشی پویا در حوزه معماری
پی نوشت : این نوشتار قسمت دوم مقاله - مرثیه ی ناتمام از نظام آموزش معماری تا نظام مهندسی - برای شرکت در ضیافت معمارانه ۳ می باشد امید است که اندیشه ایی موثر باشد .
پس از بررسي اجمالي به روند صعودي و نزولي سيستم آموزشي تا دهه اخير ، نيم نظري به هدف اين مجموعه يعني پرورش ذهن خلاقه ي دانشجوي معماري مي پردازيم كه از ديدگاه من يگانه هدف اصلي آموزش معماري است كه در سالهاي اخير حلقه گمشده اين نظام ناپايدار است .
در الگوبرداري اولين مدرسه معماري ايران از مدارس هنري فرانسه كه به نوعي تقليدي خلاقانه بود سبب پيدايش معماران بين المللي شد كه اين ترقي را آنها مديون نظام دانشگاهي تعاملي ( ورود تجربيات آموزشي كشورهاي مختلف ) و آموزشي نويافته بودند كه متاسفانه اين روند در دهه 60 و 70 دچار نوعي شعارزدگي عوام فريبانه شد به طوري كه غرب ستيزي مصداقي از استقلال طلبي شده بود و اين پروسه كه در نظام آموزشي آزمايشي اشتباه است لطمات زيادي را به مراكز آموزشي ( همچنين در حوزه معماري) وارد كرد و از اين برهه زماني جايگاه معماري و معمار در عرصه هاي مختلف چون سياسي ، اجتماعي و از همه مهم تر فرهنگي به انحطاط رفت و در كلامي ساده معماري مستعمره اي شد براي جولان افراد ناآگاه و گاه آگاه چون متخصصين در زير شاخه هاي عمران .
اما خوشبختانه در ده سال گذشته اين جايگاه در بحران هويت مسيري تازه پيدا كرده و همچنين شاهد دوقلو شدن هيئت هاي علمي دانشگاه هايي در ايران همچون دانشگاه تهران – هنر – سوره – دانشكده هاي آزاد چابهار ، كيش ، شهركرد و ... بوده ايم كه اميد است به جاي رشد قارچ گونه ظرفيت هاي معماري در دانشگاه هاي غير مرتبط اين سير تكاملي در دانشكده هاي معماري با سابقه ، در ساير استان ها هم سرايت كند و ظرفيت هاي علمي و پذيرشي ، روز افزون تر شود . اما لازمه اين پيشرفت تنها با رسيدن به نظام جامع عملكردي در حوزه معماري است كه از ديدگاه نگارنده بدين شرح مي باشد.
مقدمه ايي در اين باب
در نگاهي ژرف به تجربه هاي آموزشي آكادميك معماري ايران در نيم قرن اخير از قول دكتر هادي نديمي )) مجموعه آموزش دانشگاهي معماري ما موفق به نقد و ارزيابي هم جانبه و آگاهانه خويش نگرديده است و ما را با اين حقيقت تلخ مواجه ميكند كه در زمينه ي راه و روش تربيت معماران آينده هيچ گاه تجربيات خويش را تدوين نكرده و امكان انتقال آن را به يكديگر فراهم نكرده ايم. )) 1 و اين سرگرداني نيز باعث قسمتي از دل مشغولي هاي جامعه معماري امروز يعني بحران هويت شده است كه اميد است اين كمبود ، غني شود . با نگاهي به وضع موجود مي توان ديافت كه آموزش معماري در كيفيت دروس ( ارتباطات ) ، محتوي و روش ها نياز به بازنگري دوباره است كه علاوه بر اين نماي دروني ، وجه بيروني يعني جايگاه فرهنگي اين رشته در ميان داوطلبان ورود به دانشگاه و موقعيت فارغ التحصيلان به بازنگري مجددي نيازمند است كه راه حل پيشنهادي نگارنده بدين مضموم است .
راهكارهاي برون رفت از بحران نظام آموزش معماري
Ø تدوين نظام آموزش واحد توسط كارگروه هاي مشترك علمي ، داخلي و خارجي .
Ø ايجاد كميته هاي تحقيق در وزارت علوم براي بررسي اين چارت آموزشي در هر 2 سال با توجه به پيشرفت روزمره اين فن در جهان و تغيير آن در صورت نياز.
Ø احياي مدارس هنر و معماري كه يگانه پذيرش علاقه مندان معماري باشد .
Ø اختصاص دادن بودجه هايي با هدف توليد برنامه هاي رسانه ايي براي آشنايي جامعه با جايگاه معماري و معمار در جهان امروز .
وايجاد هيئت هاي انتخابي 3 نفره (كاربلد) از هيئت هاي علمي دانشگاه مربوطه براي استخدام اساتيد در بخش نيمه وقت و خصوصي
اما آنچه كه در بالا گفته شد نياز به صرف زمان و اراده و استمرار دلسوزانه است كه پيشنهاد مي شود براي قدم اول دستگاه هاي دولتي و NGO ها مرتبط ، با برگزاري همايش هايي و سمينار هايي به كسب داده هاي پژوهشگران با موضوع " نقد نظام آموزش معماري و راهكار هاي پيشنهادي " بتوانند با منابع مختلف بدست آمده موفق به تشكيل يك اتاق فكر مناسب شوند.
شيوه انتخاب علاقه مند معماري در نظام آموزشي
با توجه به قسمت اول اين نوشتار و مطالب مطرح شده دربالا متاسفانه نحوه انتخاب دانش آموز و دانشجو معماري در مقاطع مختلف نيز دچار مشكلات عديده اي است كه سر انجامي چون سردي و بي حوصلگي بعضا دانشجويان به اصطلاح معماري ( كه البته مشخص نيست به جبر زمانه وارد اين رشته شده اند يا خيالبافي هاي مدرك پرستانه ) و همچنين خروجي هاي نا موفق از دوران تحصيل دارد كه پيشنهاد نويسنده با توجه به مباحث مطرح شده براي گزينش دانشجو بدين شرح است :
ابتدا علاقه مندان بايد توسط هنرستان يا مدارس هنر و معماري جذب شوند و دانش آموز در دوره 3 ساله يا مقدمات اين هنر و فن آشنا شود و سپس در در يك آزمون هماهنگ كشوري ( كنكور ويژه معماري) كه سوالها توسط همان كار گروهاي تحقيقي با توجه به آموزش هاي دوره متوسطه تنظيم شده است دانش آموز سنجيده شود و پس از كسب حد نصاب طراز ها ، دانشكده ها ي پذيرفته شده موظف به برگزاري يك مصاحبه حضوري از داوطلب در رابطه با انگيزه داوطلب در انتخاب اين رشته و ... شود كه بتوان افراد علاقه مند واقعي را در دوره پيش دانشگاهي گرد هم آورد و در طول ترم اول گذار دانش آموز به دانشجو به درستي انجام شود و از ترم دوم وارد يك چرخه هماهنگ و علمي شود.
نقد وجه دروني نظام آموزش معماري
((هر كار طراحي كه از معماران صاحب حرفه توليد ميشود وابسته به ميزان دريافت هايي است كه كارگاه آموزشي بدان نايل شده اند.)) 2 اين نظريه مصداق درستي است براي نقد روش هاي آموزش معماري كه در وجه دروني ( محتوا و روش ها ) به دو دسته ي دروس نظري و كارگاهي تقسيم مي شود. برنامه ي 163 واحدي درسي آموزشي كه نيمي از آن را دروس كارگاهي تشكيل مي دهد نشان دهنده محور اصلي دروس يا به اصطلاح ديگر پاي بست ايجاد همان پرورش ذهن خلاقه است ؛ اما آيا در عمل اين تكيه گاه بسترمناسب و آسيب ناپذيري براي دانشجويان است !؟ آيا دروس نظري در نظام كنوني آن پل ارتباطي مناسب را برقرار ساخته است ؟ آيا دروس نظري همچون واحدهاي منفرد مانند درس هاي عمومي عمل نمي كنند ؟ آيا نبايد درس هاي نظري 2 جزء مهم – فرهنگ ساز و اطلاع رسان – در محتواي خود داشته باشند ؟ و آيا ...
با توجه به طرح سوال هايي اينچنين و ديگر پرسش هاي مطرح شده از طرف دلسوزان، 2پيشنهاد براي رفع اين مشكل داده ميشود:
Ø تقسيم دو سوم زمان هاي آموزش دانشكده هاي معماري به دروس كارگاهي به طوري كه بتوان از ترم دوم به بعد پروژه درسي مشخصي را دانشجو آغاز كند و تا ترم چهارم پروسه هاي مختلف همچون اصول طراحي معماري ، مطالعات گسترده تكنيك هاي طراحي ، مسائل سازه ايي و ... بر روي اين پروژه به طور نسبتا كامل طي كند كه بتواند نتيجه ي مشخص و مطلوبي را در اين زمينه كسب كند و به مانند كارگاههاي 5 ساعتي نباشد كه استاد و شاگرد شايد تنها 2 ساعت به صورت پراكنده طراحي پروژه را كركسيون كنند و در نهايت دانشجو در طول 1 ترمشايد بتواند درك صحيح از پلان عملكردي و حجم بنا داشته باشد و در ترم دوم بدون توجه به كمبود هاي گذشته موضوع طراحي ديگري را آغاز كند .
Ø استفاده از روش هاي متنوع آموزشي و وسايل كمك آموزشي ؛ به طوري كه اكنون تنها روش قالب و رايج در كلاس ها روش سخنراني است 3 كه همچنين با شيوه تدريس استاد در ايجاد تشنگي و طلب ، و تكيه بر تلاش و توان دانشجو فرآيند پژوهشي – همايشي را در دستور كار خود قرار دهند كه تلاشي خواهد بود در كاربردي شدن محتواي درس هاي نظري در آتليه هاي معماري .
خلاصه و نتيجه
با توجه به بخش اول اين مقاله و مباحث مطرح شده در سه بخش ديگر ( كه نگارنده معترف است كه نكات ظريف و پراهميت ديگري ناگفته مانده است ) مي توان دريافت اين نظام آموزشي بدون شناخت از دانشجو معماري نمي تواند تاثيرات مطلوبي در پرورش ذهن خلاقه ي دوستدار معماري داشته باشد و اين اميد واهي كه اكثر اين سيل عظيم ورودي هاي شاخه عمران به خصوص معماري ، متخصصين با هويتي شوند كه بتوانند سيماي شهري من و شما را به اوج خود نزديك كند در خيال مسئولين باطل و به بن بست رسيده خواهد بود.
محمد موسويان
ارجاعات
1- مدخلي بر روش ها آموزش معماري در كتاب كلك دوست - انتشارات سازمان فرهنگي هنري شهرداري اصفهان- 1386
2 - (Goldschmidt – G ; 1974 , le Idee Attualiin Pedagogia Roma , citta Nuova Editrice (
3- روانشناختي پرورش - علي اكبر سيف – انتشارات آگاه – 1368
این وبلاگ جهت تسریع در خبر رسانی و همچنین علاقه مندي فعالان سایت دانشجویان معماری ایران (www.arcstudent.ir) در عرصه وبلاگ نويسي است که از 13 مهر 1385 فعاليت خود را آغاز كرده و همواره از تمامي دانشجوياني كه علاقه مند به همكاري در قسمت هاي مختلف سايت هستند دعوت مي كند به اين انجمن ( a&s&i ) به پيوندند.