طرحهاي عمراني و تخريب آثار تاريخي
زهرا ترحّمي_امروزه، آثار و بقاياي تاريخي به جا مانده، از زمانهاي گذشته، در حكم اسناد و شواهد محكم، عيني و مستدلي هستند كه به هويت ملي جوامع، اعتبار و سنديت ميبخشند و از اين رو، محافظت و پاسداري از آنها، وظيفه يكايك افراد، نهادها و سازمانهاي موجود در آن جامعه است.
فرهنگ غني و برخوردار از تمدني شكوهمند، پشتوانه معنوي محكمي است كه هر جامعهاي، به فراخور ميزان بهرهمندي تاريخ سرزمينش از آن، خود را در عرصههاي بينالمللي مطرح ميكند. در واقع، تاريخ هر ملتي، مجموعهاي است مدون از وقايعي كه در بستر زماني و مكاني خاصي روي داده و هويت آن جامعه را شكل بخشيده است.ايران، به لحاظ برخورداري از آثار تاريخي و باستاني بسياري كه از اعصار مختلف اين سرزمين به يادگار مانده است، در اذهان جهانيان، تاريخ شكوهمندي را براي خود رقم زده كه حفظ و اعتلا بخشي به آن، در گرو توجه هر چه بيشتر به اين يادگارها است.

آثار تاريخي در معرض خطرهاي عمراني:
مناطق اسكان جوامع بشري، هر لحظه در حال بسط و گسترش است. ايجاد بناها و بافتهاي جديد و توسل به آخرين علوم و تكنولوژي مورد نياز در اين زمينه، به مرور زمان، گوناگوني بافتي را در يك شهر سبب ميشود و بافتهاي فرسوده تحت تعاريف متفاوتي، حذف ميگردند تا سيماي ظاهري شهرها، از نظر ساختار ظاهري، به مرور زمان تا حدودي همسان شوند.
در حقيقت، زيباسازي فضاي فيزيكي شهرها، خود داراي ابعاد مختلفي است كه بيگمان بهتأمين آرامش و بهداشت رواني واجتماعي فرد و جامعه، كمكهاي شاياني خواهد كرد.اما تمايز ميان بافتهاي موجود در يك منطقه كه مرور زمان آن را پر رنگتر ميكند، هيچگاه نميتواند بهعنوان دليل كماهميت شدن بافت قديميتر محسوب شود و چه بسا برخي از اين بافتهاي فرسوده، حاوي عناصر شكوهمند تاريخ و تمدن يك ملت باشند.
طرحهاي عمراني از نظر فضا و مكان، در دو بستر محقق ميشوند. نخست در زمينهاي فاقد ساخت و ساز و دوم در فضاي بافتهاي قديمي و فرسوده، كه بالطبع نيازمند ايجاد تحول و تغييراتي مثبت در خود ميباشند.
اصولاً مجموعه فعاليتهاي عمراني كه در بافتهاي فرسوده صورت ميپذيرند، يا با هدف مرمت و بازسازي ترتيب داده شدهاند و يا اينكه حذف بافت فرسوده را در پي دارند.
در اين ميان، حائز اهميت بودن يا نبودن اماكني با بافتهاي فرسوده، محل دقت نظر و توجه است.
برخي بافتهاي قديم يا محل قرار گيري آثار تاريخي هستند و يا در مجاورت آنها قرار دارند، از اين رو، هر طرح عمراني كه در محدوده آنها، به مرحله اجرا درميآيد، ملزم به رعايت اصول و پايبندي به مجموعه قوائدي است كه ازسوي سازمان ميراثفرهنگي و در توافق با شهرداريها تهيه و تصويب شدهاند، اصلي كه امروزه به كرات ازسوي افراد و نهادهاي گوناگون ناديده انگاشته شده است.
كم نيست آمار تخريب بناهاي تاريخي و يا وارد آمدن لطمات جبرانناپذيري كه در حقيقت بر پيكره فرهنگ و هويت اصيل يك قوم وارد ميآيد كه متأسفانه شاهد وقوع اين قبيل حوادث و سهلانگاريها در كشور خود ميباشيم.
آخرين آمارها متعلق به تخريب بخشي از محله تاريخي "عودلاجان" در تهران است كه بهدليل عدم برخورداري سازمان ميراث فرهنگي از قدرت اجرايي لازم براي مقابله با تخريب بافتهاي تاريخي، تأسف و اعتراض همگان را برانگيخته است. از بين رفتن بافت هاي ديرينه كه تنها گنجينههاي به ياد مانده از دوران تاريخي اين شهر هستند ،ميتواند صدمات جبران ناپذيري به حيات فضاي شهري تهران وارد كنند.
در اين ميان به اعتقاد بسياري، پايين بودن قيمت زمينهاي مسكوني عودلاجان باعث شده است كه عده اي سرمايه دار بتوانند اين زمين ها را خريداري و با پرداخت هزينه گزافي تبديل به ملك تجاري كنند.
شايد متمرين دلايل وقوع چنين اتفاقاتي جبرانناپذيري در وهله نخست، نبود نظارت صحيح و مديريت كارآمد ازسوي نهادهاي ذيربط در اين زمينه باشد.
اما دلايل ديگري را هم ميتوان براي اين قضيه متصور شد ازجمله:
• ناديده انگاشته شدن ارزش ملي آثار تاريخي كم شهرت ازسوي برخي مردم و مسئولين.
• عدم همسويي برنامههاي عمراني با شكل، فضا و گنجايش آثار تاريخي در محدوده جغرافيايي آنها
• عدم همخواني اهداف برنامههاي عمراني با اهداف نهادهاي حافظ ميراث تاريخي
• نگاه تكبعدي به ميراث فرهنگي و آثار تاريخي و عدم توجه كافي به آنها
• فعاليت ناكارآمد و ناكافي NGOهاي حامي ميراث فرهنگي در تصويب قوانين دست و پاگير بهمنظور محدودسازي فعاليتهاي خرابكارانه در اين زمينه
• معاوضه نابرابر آثار تاريخي و ملي با رفاه فعلي
در موارد بسياري ابنيه و آثار تاريخي و ملي قرباني مصالح و منافع افراد و شخصيتهاي حقيقي و حقوقي ميشوند كه البته پيگيري اين مسائل، بهدليل صرف هزينه و زمان بسياري چندان مؤثر نيستند.
چه بسيار اماكني كه با قدمت تاريخي خاص خود، تخريب شدند و به جاي آنها پاساژهاي چندين طبقه، آپارتمان، نهادهاي اداري فضاي سبز و... ساخته شد و خطوط و نقوش فرهنگ اين مرز و بوم متعلق به سدههاي قبل، به آساني از صفحه شهر و روزگار ما پاك شد.
امحاء آثار تاريخي، به كجا چنين شتابان
اما به راستي اين وضعيت تا چه هنگام ادامه خواهد داشت و چه تعداد از آثار به جامانده بايد قرباني طرحهاي بهاصطلاح جديد افراد، نهادها و سازمانهاي صاحبنفوذ شوند.
بيراهه نيست اگر بگوييم كه ادامه چنين روندي، طي دهههاي آينده، تخريب و امحاء بسياري از آثار تاريخي و در حقيقت، اسنادعيني هويتبخش به فرهنگ و تمدن اصيل ايراني را در پي خواهد داشت
مطلبی از : پایگاه خبری میراث آریا ادیت : الف-عالمی
این وبلاگ جهت تسریع در خبر رسانی و همچنین علاقه مندي فعالان سایت دانشجویان معماری ایران (www.arcstudent.ir) در عرصه وبلاگ نويسي است که از 13 مهر 1385 فعاليت خود را آغاز كرده و همواره از تمامي دانشجوياني كه علاقه مند به همكاري در قسمت هاي مختلف سايت هستند دعوت مي كند به اين انجمن ( a&s&i ) به پيوندند.