وبلاگ خبری-علمی دانشجویان معماری ایران |
|
|
|
درباره وبلاگ
![]() این وبلاگ جهت تسریع در خبر رسانی و همچنین علاقه مندي فعالان سایت دانشجویان معماری ایران (www.arcstudent.ir) در عرصه وبلاگ نويسي است که از 13 مهر 1385 فعاليت خود را آغاز كرده و همواره از تمامي دانشجوياني كه علاقه مند به همكاري در قسمت هاي مختلف سايت هستند دعوت مي كند به اين انجمن ( a&s&i ) به پيوندند.
در پایان : حق طبع محفوظ است Edit By A-S-I-TEAM منوی اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
جستجو کلمه در فرهنگ دهخدا
با معماران
پیوندهای روزانه
بازديدكنندگان
ریتم فضا
ضیافت های معمارانه
هم اندیشی دوم خلاقیت و معماری هم اندیشی سوم نظام آموزش معماری هم اندیشی چهارم خیابان هم اندیشی پنجم از فضا هم اندیشی ششم معماری زمینه گرا هم اندیشی هفتم آینده معماری هم اندیشی هشتم معماری و رسانه هم اندیشی نهم حس مكان در فضاهاي شهري هم اندیشی دهم معرفي و نقد يكي از اثار معماري معاصر ايران دیدگاه شما
بعد چهارم
ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM Edit By A-S-I-TEAM |
خيابان ايراني ، قرباني جنبش مدرن غربي
خیابان جایی است که در آن قدم می زنیم. منتظر می شویم. پرسه زنی می کنیم. دلتنگی هایمان را در آن فرو می ریزیم. عاشق می شویم. دوستانمان را می بینیم. شورش می کنیم یا در جشنی عمومی شرکت می کنیم تا تجربه ای مشترک را با دیگر همشهریان قسمت کنیم . فكر ميكنم با تعاريفي كه ميزبان اين هم انديشي در وبلاگ خود منتشر كرد ديگر نيازي به تعريف دوباره من نباشد اما نكته ايي كه شايد كليت آن صحبت را در خود نهان كرده است روايت گونه بودن خيابان ها در ذهن انسان ها است . روايت هايي كه تاريخ هم از آن جاي گريز ندارد. خيابان هايي كه امروز هم با ورود سبك مدرنيسم هنوز فضايي است براي ياد اوري خاطره ها. متاسفانه نوستالژي هاي مردمي و تاريخ پر اعتبار و روايتي ، اجبار مي كند كه نگارنده منتقد خيابان هايي باشم كه هر چند زماني با سلايق مختلف برخي از مسئولان شهري به مانند عروسك هاي خيمه شب بازي رنگ عوض مي كنند و تنها عنصري كه بي توجه در زمينه اين تغييرات هست انساني است كه درآن خيابان قدم ميگذارد و ساعاتي را حتي در آن زندگي ميكند . نگاه هاي به ظاهر نآاگاه ( مردم ) كه هر روز شاهد جولان افرادي هستند كه مانفيست سرمايه داري آنها ؛ شرافت ، انسانيت ، زندگي ، فرهنگ و هنر ( معماري) نسل خود را به بهايي ارزان مي فروشند و با نثار فاتحي ايي براي نسل آتي جيب خود را انباشته از پولهايي مي كنند كه مالياتي است از من و شما ي دلسوز كه منتظر ايجاد خيابان هايي هستيم كه ادامه دهنده مسير پياده روي ها يا ماشين گردي هاي روزانه ( كه گاه به بهانه هاي خوش گذراني و كار ) براي رسيدن به مقصدي است ؛ كه به لطف نهاد هنري و زيبايي شناسانه انسان هر بار زيبايي را از فضايي ( خيابان) فرياد مي زند اما دريغ از نيم نگاهي از طرف ... ! با مطالعه چندين خط ذكر شده شايد متهم به پراكنده گويي يا شايد گزاف گويي هاي شاعرانه خواهم شد اما براي رهايي از اين اتهام ، مثال هايي بياورم كه فاکت هايي خواهد بود براي اين معترضين كه شايد اين روزه ها نيز اخبار آن را شنيده ايد.
خيابان ايراني ، قرباني جنبش مدرن غربي چهار باغ اصفهان ، يگانه خيابان اي است كه شايد به جرات بتوان گفت خوانا ترين خيابان تاريخي در ذهن هر ايراني وخارجي است . خياباني كه چندين عملكرد را براي انسان بازديد كننده و مصرف كننده در پي خواهد داشت . مسيري سبز كه به واسطه كاربرد طراحي خلاقانه ، هر انساني را تشنه ي تجربه يكبار پياده روي روزانه و شبانه در اين شهر تاريخي و توريستي (مدينه النور) مي كند. محوري كه به واسطه رودخانه زيباي زاينده رود به دو بخش تقسيم شده و داراي دو نوع زندگي و شخصيت خاص خود شده است ؛ كه حتي اين تغييرات مدرنيته باز هم نتوانسته است وحدتي كه يك پل پويا و سرشاراز معماري پر نيرو ( 33 پل ) در ميان اين كثرت گرايي ناآگاهانه نظام شهر سازي كمرنگ كند. اما مدت زماني است كه تقابل هنر و تكنولوژي ( كه آفتي براي كشور هاي توسعه يافته و بلعكس آن يعني تعامل ؛ منفعتي براي كشورهاي مدرن وحتي توسعه يافته) گريبان گير اين خيابان شده است و كج سليقگي ها و ناآگاهي هاي اين مسئولان هر روز آتش سوزاندن اين خيابان تاريخي كه ميراث ملي ! ايرانيان است بيشتر و افزونتر مي كند . اما مشكلاتي كه اين تقابل براي اين مسير سبز ( خيابان 4 باغ ) ايجاد كرده است بدين شرح است : 1. ساخت ساز هاي ابنيه هايي در محور چهار باغ بالا چهره اين خيابان را از ابتداي هتل پل تا ميدان ازادي (دروازه شيراز) به كلي دگرگون كرده كه اين دگرگوني دراين خيابان تاريخي مديون تلاش شبانه روزي شهرداري اين مناطق و دلسوزي كارفرما و معماراني است كه اين عرصه را محل نمايش سرمايه داري ، تكنولوژي (مصالح غير بومي) ، و هنر مغولي يا شايد افغاني معماراني است كه ذره اي از احترام به فضاي شهري اصفهان را درك نكرده اند !!! ( به ياد مقاله اي از مهندس كامبيزنوايي افتادم در مجله آبادي با عنوان " ادب را از فليپ جانسون بياموزيم " كه اشاره ايي داشت به طراحي مجموع 2 طبقه مسكوني در كنار خيابان جنوبي رودخانه زاينده رود و مجاورت آن با پل خواجو ) مثال 1: ساختمان اداري تجاري كوثر بدون توجه به طرح تفضيلي اصفهان ( كه در محدوده تاريخي مجبور به رعايت حريم ارتفاع و نماي 60% آجري ) به كولاژي 100 % از ورق هاي كامپوزيت نقره ايي و نور پردازي هاي عجيب و رنگارنگ پرداخته كه اينگونه جلوه نمايي ميكند كه رهگذر ديگر نبايد نگاهش را به سرمايه فرهنگي و تاريحي خود يعني سي سي پل بيندازد و نگاه بصري او تنها بايد ساختمان ... باشد. ( اي كاش حداقل اين نماي معمارانه ! از ورق هاي كامپوزيت زرد رنگ يا رنگ مايه هاي مشابه استفاده مي شد كه اثرات اين افتضاح شهري كمتر مي شد ) 2. عبور مترو از اين خيابان نهايت آن تقابل و بي مسئوليتي و بي برنامه ريزي مسئولان شهر سازي ، ميراث فرهنگي را بيشتر مشخص مي كند و اين سوال را در ذهن حقير و ديگر دوستان هم راي من ايجاد مي كند: كه خيابان چهار باغ بالا كه با توجه به شيب كم و مسطح بودن قسمت زيادي از اين خيابان و حمل و نقل چندين خط اتوبوس راني و تاكسيراني فعال ( كه امسال نيز بخش حمل و نقل همگاني اصفهان رتبه 1 را در كشور كسب كرد ) چه نيازي ؟ به عبور مترو از اين خيابان نسبتا كم عرض بود كه پياده رو هاي مياني آن فضايي بود براي عبور رهگذران و ماهيتي براي مفهوم خيابان چهار باغ كه اين روز هاي كارگاه هاي ... آن را از بين بردند و باعث نابودي بسياري از درختان تاريخي شدند و همچنين آلودگي هاي صوتي روزانه كه متاسفانه با توجه به درگيري هاي مسئولان قطار شهري اصفهان و ميراث فرهنگي اين ناهنجاري ها بدون پايان مشخصي ادامه خواهد داشت و تنها اين مردم هستند كه هزينه هاي سنگين اين عدم هماهنگي را خواهند پرداخت ؟! هرچند نگارنده علاقه مند به افتتاح خط دروزاه شيراز تا ترمينال صفحه و حتي تا شهر بهارستان و همچنين خطوط شمالي تا ميدان شهدا خواهم بود چرا كه از نگاه شهري تمامي بستر هاي لازم براي عبور اين مسير مترو وجود دارد اما پافشاري مسئولان براي ادامه داشتن اين مسير را يك مجادله براي نابودي اين خيابان و خيابان چهار باغ پايين مي دانم. 3. به راستي با كمي تامل در شهر سازي ديگر كشور ها از جمله كشور هاي اروپايي به 2 نتيجه گيري مهم ميرسيم : 1. افزونتر شدن فضاهاي پياده شهري و مسير هاي عبور دوچرخه و تلاش براي يكسان سازي جداره هاي شهري ( همخواني نماها ) 2. تلاش هاي جدي مسئولان مرتبط براي كاهش آلودگي هاي صوتي و ... ( ترافيك ) ؛ اما چرا اين نتايج كه در سادگي كلام نيز مطرح شد تلنگري به مسئولان دست اندركار نمي زند كه به جاي تلاش براي روز افزونتر كردن ترافبك هاي شهري كمي از اين برنامه هاي آزموده شده و مفيد شهرسازي اين كشور ها را استفاده كنند !؟ ( طرح پيشنهاد شده يا پيشنهادي : قسمتي از خيابان چهارباغ پايين از ميدان انقلاب تا ميدان امام حسين ( دروازه دولت ) را سنگ فرش كنند و تنها به دو خط رفت و برگشت اتوبوس راني اكتفا كنند و همچنين بازنگري در طرح پيشنهادي احياي بافت شهري اين خيابان كه توسط مهندسين مشاور ... انجام شده است داشته باشند كه حاوي نواقصي است و عزمي راسخ براي اجراي اين يكسان سازي و مرمت آثار تاريخي اين خيابان ! )
نتيجه گيري گفته هاي مطرح شده كه حاصل اندوخته هاي شخصي بنده و استفاده از تجربيات اساتيد و مطالب منتشر در همايش هاي مختلف همچون همايش شهر سازي و معماري اصفهان در سال 86 و همايش شهر برتر و طرح برتر همدان و ... بوده است كه متاسفانه نتايج اين همايش ها كه گاه موثر خواهند بود هيچ گاه عملي نخواهد شد و تنها اندوخته هاي بايگاني شده اين نهاد ها را گسترش خواهد داد و فضايي براي تكلمه ما ، اما در نهايت تاريكي اين عملكرد ها ، اميد است سوسوي چراغ مسئولان دلسوز هر روز شعله ورتر شود و ما به آنچه كه نياز داريم دست يابيم يعني خياباني خوانا ، زيبا ، امن ، سبز و روشن براي ايجاد فضاهاي شهري در روز و شب . ارجاعات :
پي نوشت : دغدقه هاي مطرح شده دير زماني است به دنبال بهانه ايي بود براي گفتن ، كه خوشبختانه محفل چهارمه ضيافت هاي معمارانه با عنوان خیابان فرصتي شد براي ابراز اين صحبت ها ؛ كه شايد به گفته ي دوستي مقاله ايي مي شد انتقادي براي چاپ در روزنامه. اما فضاي مجازي و علمي اين رويداد محفلي ارزشمند تر از چاپ اين مطلب بود در ميان خبرهاي روزمره ... |+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در سه شنبه 30 بهمن1386 | موضوع: نقد اول |
|
|