هنر چيدمان یا Installation art

به نقل از هفته نامه چلچراغ :
ژانر- كنتپري ري آرت( Contemporary Art ) با هنر معاصر در دهه 70 به وجود آمد ، اما ريشه هاي آن به دهه ها قبل و آثاركساني همچون مارسل دوشامپ – كرت شويترز بر ميگردد. اين دو نفر كساني بودند كه اولين چيدمان هاي هنري را انجام دادند. بعد از آنها و در دهه 60 هنرمندان ديگري در قالب كانسپتچوال آرت اقدام به خلق آثاري كردند كه بعد ها در ژانر اينستاليشن يا هنر چيدمان قرار گرفت. جالب است بدانيد كه در دهه 50 در ژاپن هنرمنداني اقدام به خلق آثاري كرده بودند كه به سادگي در اين ژانر جاي گرفت.

به هر حال هنر چيدمان با اينستاليشن تعاريف بسيار زيادي دارد كه به طور مثال مي توانيد تعاريف زير را بخوانيد.
هنر چيدمان يا Installation art استفاده كردن از عناصر مختلف است براي بيان تجربه هنرمند از فضايي مشخص . موادي كه در چيدمان استفاده مي شوند، شامل طيف وسيعي هستند : ازمواد و اشياي زندگي روزمره و طبيعت تا رسانه هاي جديد نظير ويديو ، صدا ،پرفورمانس ( هنر اجرا ) ، كامپيوتر و حتي اينترنت. هنر چيدمان لزوما در گالري هاي هنري اجرا نمي شود ، بلكه ممكن است در هر فضاي عمومي يا شخصي اجرا شود. بعض از چيدمان ها فقط براي فضاي خاصي طراحي شده اند .

سبك هاي استفاده شده در هنر چيدمان بسيار متنوع هستند ؛ از انتزاعي ( آبستره ) گرفته تا روايي ، از سياسي تا صرفا نظري ، اثري موقتي يا ماندگار. نامگذاري اين سبك هنري در دهه 1970 بود ، ولي پيشروان آن متعلق به اوايل قرن بيستم بودند . در اواخر دهه 1910 جلوه هايي از هنر چيدمان در آثار هنرمنداني كه مي خواستند فراتر از قرارداد هاي مرسوم هنر نقاشي و مجسمه سازي بروند ديده مي شود. اين افراد معتقد بودند هنر هاي زيبا بايد با معماري در آميخته شود.
اينستاليشن آرت ازلحاظ كاربرد وعمل بخش وسيعي ازهنرمعاصرجهاني را دربرميگيرد.اين شيوه هنري از ايده (نمايشگاه ) يا نمايش برگرفته شده است. اينستاليشن عبارتي است مختلط كه از تاريخ هاي چندگانه اي تشكيل شده است و شامل معماري – پر فورمنس آرت ( هنر اجرا ) – چيدمان و بسياري از روش هاي براي بهم پيوستن روش هاي ديگر در هنر معاصر مي شود. اينستاليشن به معنايي كه ما هم اكنون مي شناسيم از سال 1960 با برپايي نمايشگاه هاي جفت وجور كاري ( Assemblage ) و نمايشگاه هاي هنر محيطي به كار رفت . از خصوصيات اينستاليشن ، فعال سازي يك محيط با يك مفهوم يا يك مفهوم با برخورد هاي ظاهرا هنري است كه باعث مي شد اثر معنا و مفهوم و ارزش هنري پيدا كند . در سال 1989 – گالري واحد 7 – لندن به هنر اينستاليشن اختصاص يافت و زمينه ساز تاسيس موزه اينستاليشن گرديد .
پی نوشت : این وب سایت برای آشنایی بیشتر شما با این هنر می تواند مفید باشد : http://www.thecontemporary.org
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در دوشنبه 12 اسفند1387 | موضوع: تحقیق
همراه با مصالح نوین در معماری ؛ بتن عبور دهنده نور

بتن عبور دهنده نور، امروزه به عنوان یک متریال ساختمانی جدید با قابلیت استفاده بالا مطرح است. این متریال ترکیبی از فیبر های نوری و ذرات بتن است و می تواند به عنوان بلوک ها و یا پانل های پیش ساخته ساختمانی مورد استفاده قرار گیرد و ...
دانلود ...
پي نوشت : دوستاني ايميل زده بودند تا اگر مطلبي در باب مصالح نوين دارم ارائه دهم كه متاسفانه با توجه به مشغله هاي زياد اين چند ماه وبلاگ را دير به روز كردم اما به زودي مطالبي در اين باب خواهم نوشت يا به مدد آرشيو دوستان پاور پوينت هايي انتشار خواهم داد.
با تشكر از ناصر شاه حسینی و مجتبی اصغری
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 20 دی1387 | موضوع: تحقیق
تاريخچه شهر مشهد
گردآوری و تنظیم : م.موسویان
....
مهمترين عاملي كه در طول تاريخ در شكل گرفتن محل سكونت كنوني مشهد مؤثر بوده است، موقعيت طبيعي حوضه كشف رود و رودخانه اترك مي باشد. با در نظر گرفتن اين عامل به عنوان امري نسبتاً ثابت براي جذب جمعيت، مي توان تأثير عوامل تاريخي و سياسي و اجتماعي و مذهبي را در دورههاي مختلف بررسي نمود.

حوضه رودخانه كشف رود در تمام دوره اسلامي و حتي در دوره پيش از اسلام از مراكز عمده سكونت در خراسان شمالي بوده است. در دوره اسلامي مهمترين و پرجمعيتي ترين سكونتگاه، حوضه كشف رود ولايت توس بوده كه مركز آن شهر تابران بوده و در حدود شصت هزار کیلومترمربع وسعت دارد که دارای بارویی محکم ، مسجدجامع و بازارها و کارگاه های صنعتی بوده است . پس از اوج شکوفایی توس در دوره ایلخانی که تفاوت آشکاری با معماری دوره مغول از نگاه سازه ایی (استواری) داشت که مدعای آن ساخت و سازهای پر شتاب دوره مذکور بوده است که به مرور زمان از اهميت شهرهاي تابران و نيشابور كاسته و آباديهاي جديدي به اسامي نوغان و سناباد رشد نمودند. سناباد در 2 كيلو متري نوقان قرار داشته و كاخ حميد بن قحطبه طلائي والي خراسان كه اكنون عمارت آستانه شهر مقدس مشهد است در ميان باغ بزرگي در اين دهكده قرار داشته است و بدین ترتیب با تمرکز تیموریان به مشهد و به ویژه در دوره صفویه با استقرار رسمی مذهب تشیع در ایران و توجه خاص صفویان به مشهد ، این شهر حکومتی مذهبی نقش تازه ای در پهنه ایران زمین ایفا کرد.
تحولات مشهد در دوره رضاخان (1300-1320ه-ش)
عده اي از متخصصين مسايل شهري، مقطع زماني 1300يا پايان حكومت قاجاريه و آغاز حكومت رضاخان را شروع تحولات اساسي در روند «شهر نشيني » و «شهرگرايي» در ايران دانسته و بافت فيزيكي ماقبل 1300 را بافت تاريخي و گسترش هاي بعدي را كه در فراسوي حصار و ديوارهاي قديمي شهرها اتفاق افتاده «بافت جديد »مي دانند كه روند شكل گيري آن در طول زمان تغيير كرده است.دخالت در بافت كالبدي آن نيز با كشيده شدن خيابانهاي جديد بر بافت كالبدي آن نيز با كشيده شدن خيابانهاي جديد بر بافت تاريخي مثل خيابانهاي طبرسي ،امام رضا ،بهار و غيره آغازگرديد.
علاوه بر دخالتهاي فيزيكي فعاليت هاي ديگري نيز در زمان رضاخان در شهر مشهد انجام گرفت و زمينه رشد فيزيكي شهر را فراهم نمود كه مهمترين آنها عبارتند از : تأسيس بيمارستان امام رضا(ع) در سال 1313 ، تاسيس كارخانه قند آبكوه در سال 1314، تاسيس دانشكده پزشكي در سال 1318 و غيره.خريداري اولين كارخانه برق در سال 1315 و نصب آن در خيابان طبرسي ورود ماشين به شبكه حمل و نقل درون شهري با 2دستگاه اتوبوس در سال 1318، جايگزيني تدريجي آن به جاي درشكه از اقداماتي است كه در طي سالهاي (1300- 1320) در شهر مشهد انجام گرفت و نقش مهمي در رشد فيزيكي شهر داشت. مشهد در اولين سرشماري عمومي كشور كه درسال 1318 از چند شهر به عمل آمد داراي 76471 نفر جمعيت بوده است.
تحولات شهر مشهد دردوره محمدرضاپهلوي ( 1320- 1357 ه-ش)
مشهد از شهريور 1320 كه مصادف با اشغال ايران توسط نيروهاي متفقين به دليل وجود ناامني در مناطق روستايي و امنيت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراكز نظامي و نيز خشك سالي هاي جنوب خراسان بويژه در سال زراعي 1326-27 و تاسيس دانشگاه مشهد درسال 1326 ه-ش پذيراي جمعيت زيادي بود كه در رشد جمعيت نقش داشته اند. به دنبال دگرگونيهاي سياسي، اقليمي و آموزشي فوق، تحولات تكنيكي به ويژه مجهز شدن شبكه حمل و نقل درون شهري به وسايل نقليه جديد (افزايش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه، ورود تعداد 10 دستگاه تاكسي در سال 1328 كه تا سال 1324 به 200 دستگاه افزايش يافت) و از همه مهمتر برقراري ارتباط بين مشهد و تهران از طريق شبكه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نيز پرداخت وام به دارندگان زمينهاي وقفي توسط بانك رهني در سال 1336 ه-ش از عواملي بودند كه دست به دست يكديگر داده و جمعيت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوريكه رشد سالانه جمعيت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است.

از حدود سال 1335 ه-ش به دليل تغييرات اساسي در ساخت اقتصادي كشور به ويژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحكم شدن سياستهاي تجاري-اقتصادي و فرهنگي، گسستگي نظام ارباب رعيتي به دنبال اجراي اصلاحات ارضي در سا ل 1342 ه-ش، رشد جمعيت نيز دچار تغيير و تحولاتي اساسي گرديد به طوري كه جمعيت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسيد كه نرخ رشد سالانه اي در حدود 5/4 درصد داشته است.
همچنين وسعت شهر نيز از 16 به 33 كيلومتر مربع يعني بيش از 2 برابر افزايش يافت. توسعه شبكه حمل و نقل هوايي، تاسيس كارخانجات و توسعه فعاليتهاي بهداشتي نيز از جمله مواردي بودند كه در توسعه فيزيكي شهر مشهد موثر واقع شدند. مشكلات ناشي از رشد جمعيت، بي توجهي به نحوه استفاده از اراضي، توسعه نامنظم شهر و ساير مشكلات عمومي باعث گرديد كه تهيه طرح جامع شهر در سال 1346 به مهندسين مشاور ابلاغ گردد. اين طرح براي يك دوره 25 ساله ( 1345- 70 ) در پنج مرحله 5 ساله تنظيم و در سال 1350 به شوراي عالي شهر سازي تسليم و پس از تصويب مراحل اجرايي آن، در سال 1352 به شهرداري ابلاغ گرديد.
در طرح جامع سمت توسعه آينده شهر به صورت پيوسته در غرب شهر با توجه به پيش بيني افزايش جمعيت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پيش بيني گرديد. در اين طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 كيلومتر مربع افزايش مييافت. همگام با مراحل تهيه طرح جامع، وتفضيلي شهر از نظر فيزيكي و جمعيتي به رشد ادامه مي داد بطوريكه جمعيت مشهد در سال 1355 به 667770 نفر ( با نرخ رشد سالانه بين 1345-55 حدود ) افزايش يافت. درطرح جامع، الگوي مداخله در يافت قديم شهر و به ويژه اطراف حرم مطهر نيز تهيه و نقشه پيشنهادي ارائه گرديد ولي به مرحله اجرا در نيامد ! در سال 1354 طرح توسعه حرم اجرا شد كه تعداد زيادي از بازارچهها، مساجد، مدارس قديمي، واحدهاي تجاري و مسكوني تخريب و بازار رضا(ع) نيز به منظور واگذاري به صاحبان مغازههاي تخريبي در مشرق ميدان آب ساخته شد.
تحولات شهر مشهد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي (1357)
كشور ايران در دهه 1350 آبستن تحولات سياسي عظيمي بود كه در سال 1375 به پيروزي انقلاب اسلامي و دگرگوني ساختار سياسي - حكومتي كشور منجر گرديد. اثرات انقلاب در ابعاد شهري شامل:
تصويب قانوني اراضي موات شهري(1357) تصويب قانون زمين شهري (1358) تصويب قانونن زمين شهري (1361) طرح مجدد الگوي نوشهرها (1364) و... بود كه بر كيفيت شهرنشيني تاثير بسزايي داشت. سال 1375 به دليل وقوع كودتاي ماركسيستي در افغانستان حدود 000/557 نفر از مهاجرين افغاني در خراسان ساكن شدند كه از اين تعداد حدود 296500 نفر (53/2 %) در شهر مشهد به ويژه در حاشيه قلعه ساختمان و گلشهر سكني گزيدند. همچنين در نتيجه وقوع جنگ تحميلي عراق عليه ايران عده اي از مهاجرين جنگ تحميلي وارد خراسان و به ويژه شهر مشهد شدند. عوامل فوق به همراه مهاجرتهاي روستا - شهري دست به دست هم داده و باعث رشد سريع جمعيت شهر در اين دوره گرديد به طوري كه جمعيت از 667/770 نفر درسال 1355 به 1/462/50 نفر در سال 1365 با نرخ رشدي معادل 8 % در سال افزايش يافت كه بالاترين نرخ رشد جمعيت شهري در ايران بوده است.

مساحت شهر نيز در اين دوره (65-1355) از 78 به 220 كيلومتري با نرخ رشد معادل 11 % در سال، افزايش يافت.
ادامه دارد...
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 19 مهر1387 | موضوع: تحقیق
تاریخچه طرح های شهری ایران
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مدیریت شهری
قبل از تهیه طرحهای شهری به شکل متداول کنونی ، طرح پیشنهادی شهر همدان، به عنوان اولین طرح شهری ، توسط کارل فریش ، مهندس چرم ساز، تهیه و به وزارت داخله پیشنهاد شد و در آبان ماه سال 1310 به تصویب وزارت داخله رسید. همچنین در سال 1324 ، بخش شهرسازی و طرحریزی در سازمانی موسوم به « سازمان اصل چهار ترومن» در ایران تشکیل شد و مسئولیت آن برعهده چند مهندس شهرساز، از جمله دکتر تورسن و مهندس گیبس ، نهاده شد. این عده نیز برای اولین بار مطالعات و طرحریزی سه شهر شیراز، اصفهان و سنندج را به زبان انگلیسی تهیه کردند.
علاوه بر این ، سربازان گروه صلح با امضای قراردادی بین هیئت عمران بین المللی آمریکا و وزارت کشور در دهه 30، به ایران آمدند و در وزارت کشور مشغول به کار شدند و برای بیشتر شهرها، طرح شبکهبندی و گذربندی تهیه کردند (سعیدنیا ، 1378)
طرحهای شهری با کیفیتی که در حال حاضر در کشور متداول است، از ابتدای برنامه سوم عمرانی کشور (1346ـ1341) آغاز شد. در سالهای اول اجرای برنامه عمرانی سوم، قرارداد تهیه طرح جامع بین سازمان برنامه و بودجه و تعدادی از مشاوران منعقد گردید. تا اینکه در سال 1343 وزارت آبادانی و مسکن و به دنبال آن شورای عالی شهرسازی تأسیس شد و نظارت در کار تهیه طرحهای جامع شهرهایی که قرارداد آنها قبلاً منعقد شده بود به عهده دبیرخانه شورای عالی شهرسازی محول شد و پس از مدتی عقد قراردادهای جدید در این مورد به دبیرخانه مذکور واگذار گردید (وزارت مسکن و شهرسازی، 1361)
اولین طرحی که به تصویب شورای عالی شهرسازی رسید، طرح جامع بندرلنگه بود که در سال 1345 تصویب شد. پس از آن در سال 1346، طرح جامع شهرهای بندرعباس، تهران، تبریز، قزوین و رشت به تصویب رسید. در سال 1347 نیز طرح جامع شهرهایی چون بندرانزلی ، همدان، اهواز، بابل و بابلسر به تصویب رسید و روند تصویب طرحها در شورای عالی شهرسازی همچنان ادامه یافت ، به طوری که تا پایان سال 1378، 219 طرح جامع شهری به تصویب رسید. (وزارت مسکن و شهرسازی، 1379)
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 6 مهر1387 | موضوع: تحقیق
مباني نظري طراحي معماری - بخش سوم
كل و جزء
در هر سيستم ساختي، يك عنصر هست كه نسبت به بقيه عناصر سيستم حالت مشخص و ممتازي دارد. اين عنصر واحد به معناي كل است . در مقابل ساير عناصر كه «كثير» هستند و معني جزء دارند. كل كه به واحد بودن شناخته مي شود، عامل اتحاد اجزاء و تشكيل سيستم آن، به گونه اي است كه تمام اين مجموعه در برابر ساير نظامها، واحد مستقلي را تشكيل مي دهد. وظيفه نهايي كل به وحدت رساندن اجزاء است . مانند مغز كه به عنوان عنصر واحد و حاكم عملكرد سيستماتيك و منظم، بدن را هماهنگي و رهبري مي كند.
بيان فرق مي تواند اساس متدولوژي طراحي معماري قرار گيرد. مصداق اين چنين نظري را در قالب هنرهاي مختلف و حتي معماري مي توان يافت . مفاهيمي چون نقطه عطف يا عنصر حاكم در تركيب، محور اصلي در يك مجموعه معماري و قطب در يك بناي معماري هر كدام نمودهاي نياز يك مفهوم كلي هستند و جزء لاينفك معماري سنتي مي باشند.
خصوصي عمومي
دو صفت ويژه ديگر فضا كه رابطه مستقيم با صفات ديگر مانند حركت، نور و صدا را دارند. صفتهاي عمومي و خصوصي بودن فضا مي باشند. عرصه هاي خصوصي عمومي در معماري، خود را از طريق شواهد، جلوه گر مي كنند كه متشكل از ابعاد، عرصه ها، خصوصيات نور، حركت و صداي مربوط به آنها است . حريم خصوصي بودن يك اتاق خواب، موقوف به سكوت، آرامش، آسايش، و تاريكي نسبي در مقابل فزوني فعاليت، صدا، حركت و روشنايي در يك فضاي عمومي است . در زير اين روابط را به شكل نمودار انطباق مفاهيم ديالكتيكي نشان داده ايم .
روشنايي كمتر --------------------------------- روشنايي بيشتر
حركت كمتر --------------------------------- حركت بيشتر
فضاي كمتر --------------------------------- فضاي بيشتر
خصوصي تر --------------------------------- عمومي تر
مفاهيم فوق در فرهنگ و معماري سنتي به خوبي قابل مشاهده و تفكيك است .
- ايستايي و پويايي فضا
حركت و توقف در خلق فضاي معماري بخصوص در مسيري كه براي حركت فرد در فضا در نظر گرفته مي شود هميشه مورد نظر طراح بوده و او به وسيله ارايه تناسبات و اندازه هاي خاص، ارايه عنصرهاي معرف و ايجاد ريتم به فضا حركت مي دهد و در جايي ديگر كه نيازي به مكث و توقف باشد با گشايش در فضا و ساير ابزار، حالت توقف را به شخص القاء مي كند. براي مثال يكي از كوچه هاي بافت قديمي شهر يزد را مي توان بررسي كرد. در مقابل فضاي مستطيل شكل كشيده كه در جهت طولش خصوصيت پويايي دارد، ناگهان فضاي مربع گشوده مي شود كه به فضا خصوصيت ايستا بودن مي بخشد.گاهي مورد قرارگيري عملكردهاي ديگر در كنار يك فضا قوت بيشتري به ايستا بودن آن فضا مي بخشد. اين صفت در فضاهاي بسته و باز نيز ديده مي شود.
طراح در خلق يك فضاي پويا يا ايستا عموما از موارد زير بهره مي گيرد:
-تناسبات و ابعاد خاص (افقي و عمودي)
- ريتم
- عناصر معرف مانند (دروازه )
- عملكردهاي جانبي
كمپوزيسيون
از ديگر خصوصيات و صفتهاي معماري سنتي توجه به وزن و تركيب بنا يا به عبارتي «كمپوزيسيون » است . هنگامي كه عناصر كالبدي با هم تركيب شده و مجموعه اي را تشكيل مي دهند، لزوم هماهنگي از نظر وحدت شكل وجود دارد، تا مجموعه كه از بناهاي مختلف با كاربردهاي متفاوت، تشكيل شده بتواند به عنوان واحدي همانند و هماهنگ مطرح شود. چنين تركيبي را تركيب داراي كمپوزيسيون مي خوانيم .
در معماري سنتي كمپوزيسيون به صورتي كلاسيك مطرح است و بيشتر در غالب كمپوزيسيون قرينه، محوري و مركزي ديده مي شود. البته نمونه هاي بعد از صفويه در ايران وجود دارد كه معماري (معمولا فضاي باز)، داراي كمپوزيسيون كمي آزادتر مي باشد. از طرفي يك اصل مهم در كمپوزيسيون مطرح است و آن وجود يك عنصر به عنوان قلب يا قطب(dominant) در يك كمپوزيسيون است كه حاكم بر تمام اجزاء مي باشد. طراح براي هدايت شخص در فضاي معماري، با ايجاد يك كمپوزيسيون مناسب و با كمك گرفتن از صفات ديگر فضا با القاء بصري، شخص را به طرف مقصد نهايي مجموعه هدايت مي كند. قطب، يك فضاي معماري است كه معمولا" اصلي ترين و مهم ترين منظور و كاربرد فضايي را دربردارد و عامل اتحاد اجزاء و به وحدت رساندن آنهاست .
تقارن در كمپوزيسيون عموما" در بناهاي سنتي ديده مي شود. مهم ترين اثر بصري تقارن ايجاد تعادل و توازن در فضا است . (شكل 3)
مقياس و تناسبات
معماري ايراني همواره بيشترين توجه را به جنبه هاي مثبت معماري، مقياس انساني، تناسبات و.... معطوف مي كرده، محاسبات و هندسه چنان پر اهميت بوده كه فقط معماران طراز اول، دانشمند و مهندس خوانده مي شدند، بالاترين وظيفه معمار شناخت تناسبات و ابعاد قسمتهاي پر و خالي و تجسم فضايي نيروهاي ساكن و جاري در كالبد ساختمان بوده است .
يكي از مهم ترين قسمتهاي ايجاد يك فضاي كالبدي، سطوح آن است كه تغييرات در اندازه و تناسبات آن، حالات روحي و رواني مختلفي را القاء مي كند. از طرفي تناسب اندازه ها با روحيات و حالات انسانها، مسيله مقياس انساني را ميان مي كشد. پس به طور كلي مي توان گفت:
1 - منظور از تناسبات، رابطه بين ابعاد مختلف يك فضا يا شي ء ( مستقل از اندازه آن ) است .
2 - منظور از مقياس، رابطه بين ابعاد يك شي ء يا فضا با اشياء و فضاهاي ديگر مي باشد.
3 - چنانچه اندازه يك فضا با پيكر انسان و رفتارهاي فيزيكي - رواني او در ارتباط خوب و مطلوب باشد، گفته مي شود كه فضا مقياس انساني دارد.
با نگرشي تحليلي بر چند نمونه از بناهاي معماري سنتي ايراني مي توان دريافت كه همواره ابعاد و تناسبات يك كالبد، داراي پيمون مشخصي بوده كه از نظر زيبايي شناسي و انطباق با موارد كاربردي (يا به طور كلي فونكسيون ) پاسخ را ارايه داده است .
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در سه شنبه 5 شهریور1387 | موضوع: تحقیق
مبلمان شهری نیاز به یک نگاه ویژه
مبلمان شهری به عنوان یکی از گزاره های مهم در مبحث شهرسازی و فضای شهری است که با نگاه زیبایی شناسانه به آن مهم ، می توان چهره شهر را زنده و پویا کرد . اما با سیری در شهر های ایران و نگاه نقاد به این رویکرد متاسفانه برعکس تمامی کشورهای توریست محور ، دست اندرکاران این حوزه در ایران که عموما در شهرداری ها سازماندهی می شوند دیدگاهی سطحی و بی کیفیت به این موضوع دارند و برای اثبات این ادعا به چند مورد اشاره میکنم :
- عدم توجه به اقلیم منطقه درانتخاب نوع مصالح ساخت مبلمان و عدم تقسیم بندی نیمکت ها در4 فصل مانند صندلی های فلزی که متاسقانه طیف کثیری از مبلمان های پارک های ایران را تشکیل می دهند ودرتابستان داغ و در زمستان سرد هستند.
- بی کیفیت بودن متربالها که کاهش عمر مفید این وسابل را در مقابل عوامل طبیعی و مصنوع به همراه دارد.
- بی مقیاس بودن و بی توجهی به عملکرد آنها در استفاده سه نسل کودک - جوان و پیر در جامعه ؛ که در نهایت کارایی این دستگاه ها را کاهش می دهد مانند نوع صندلی هایی که در پارکها استفاده می شود که عموما در یک تیپ و با یک رنگ ، رنگ آمیزی شده اند .
- طراحی های ضعیف - یکسان و اقتصاد ارزان محور ، که نشانی از کمبود بودجه و کم دانش بودن طراحان برای این مقوله در عرصه مدیریت شهری است که جنبه زیبایی شناسانه را که یکی از مهمترین هدف های این چیدمان ها می باشد بحث برانگیز می کند .
- تمرکز های بی حساب بعضی از این مبلمان ها در قسمتی از شهر و کمبود هایی آشکار در نقاط دیگر ؛ مانند چندین باجه های تلفن در یک میدان و ...
- عدم مکانیابی صحیح برای نصب این مبلمان ها که حوادثی نیز گاها با خود به همراه دارد مانند نصب صندلی ها در نزدیک رودخانه ها یا روبروی خیابان ها– نصب بیلبورد ها و تلویزیون های تبلیغاتی در مسیر اتوبان ها یا در میدان هایی که عابران به علت نبود فضای مکث و امنیت لازم از مسیر های سواره فرصت مشاهده این تبلیغات را ندارند یا اگر استفاده کنند دچار ریسک بزرگی شده اند.
- اطلاع رسانی های ضعیف در دو بعد کلان ( فرهنگ سازی چگونگی استفاده کاربران ) و در مقیاس خرد ( عدم نصب تابلو های راهنما درنقاط لازم و موثر ) باعث می شود که شهرداری و شهروند دچار اتلاف وقت و پرداخت هزینه های متعدد شوند.
- احیای بافت های سنتی شهر بدون توجه به معماری مدرن ( پست مدرن افراطی ) یا گاها بی ربط با تاریخچه آن خیابان.
- عدم توجه به آسیب های روانی جامعه و فردی در نوع انتخاب این مبلمان ها
و در پایان امیدوارم دوستان طراح کمی به ضرورت های نادیده گرفته شده توجه کنند و طراحی این مبلمان ها را جدی و اثر گذار تلقی کنند .
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در دوشنبه 28 مرداد1387 | موضوع: تحقیق
هيدروپوليس ؛ The world’s first luxury underwater hotel
2 ما پیش بود که عکس زیر را در وبگشت های معمارانه خود دیدم ، و مکان و متریال طراحی این رستوران
دریایی خوانایی خاصی در ذهن من برجای گذاشت .

اما ، هنگامی که در خبرهای بی وفقه معماری هایتک ، که اگر 24 ساعته به اینترنت متصل باشی باز هم از شنیدن نکات مهم آن بی بهره می مانی ، خبر طراحی دو هتل در زیر دریا را دیدم ؛ لینک خبری بالا را درخود هضم کرد و حس تعجب و تامل را بیشتر !!!
مدتی پیش مقایسه ایی از دبی ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۳ را در مطلبی با عنوان امروز در دبي، امروز در ايران ...برای شما آوردم اما این بار پس از هتل لوکس فوتوریستی پوسایدون ( که در اعماق دریایی در فیجی ، جزیره پوسایدون میستری واقع گردیده و توسط معماری به نام بروس جونز طراحی شده است و اولین دنیای زیر آب تا اواخر سال آینده میلادی خواهد شد که توریستها می توانند به کمک زیر دریایی به آن راه پیدا کنند و در آن به گردش ، غواصی ، ورزشهای آبی و ... بپردازند- 1 )،دوباره دبی مرکز خبرسازترین اخبار معماری شده است

این بار هتل هیدرو پلیس، که هتلی 10 ستاره در زیر دریای خلیج فارس و بی نظیر در دنیا است اشاره کنم که توسط جوکیم هواسر (هاوزر) طراحی شده است و در کنار شاهکارهای دیگر معماری هایتک در دبی امسال به بهره برداری خواهد رسید . این هتل که يكي از بزرگترين پروژه هاي ساختماني در حال حاضر درجهان است كه بيش از 2600000 متر مربع را در بر مي گيرد ؛ اندازه اي معادل هايدپارك لندن . که شامل سه بخش است: ، تونل رابط كه به وسيله آن مهمانان از طريق قطار به بخش اصلي منتقل مي شوند و 220 سوييت كه درون مجموعه اي به صورت زيردريايي قرار دارند.

هيدروپوليس كه هم اكنون در دبي در حال ساخت است نخستين هتل لوكس زيرآبي جهان محسوب مي شود؛ اين هتل شامل سه بخش است: تالار اصلي، كه مهمانان در آن مورد استقبال قرار مي گيرند. تونل رابط كه به وسيله آن مهمانان از طريق قطار به بخش اصلي منتقل مي شوند و 220 سوييت كه درون مجموعه اي به صورت زيردريايي قرار دارند.
Hydropolis Hotel كه در 20 متري زيرآب خليج فارس در ساحل جميره در دبي ساخته مي شود با هزینه برابر 300 ميليون پوند در حال ساخت است و حدود 150 پيمانكار در آن مشارکت دارند.
(( براي ورود به اين فضاي سوررئال، بازديدكنندگان از قطاري بي صدا استفاده مي كنند كه به صورت تمام اتوماتيك مسافران را به هيدروپوليس مي رساند. يك سيستم لحظه اي نيز براي تامين نيازهاي مهمانان فعاليت خواهد كرد. در طبقات بالاي تالار اصلي كلينيك جراحي زيبايي، لابراتوار تحقيقات دريايي بيولوژيك و سالن هاي كنفرانس تعبيه شده است. در طبقات پايين نيز فروشگاه هاي متعدد و هتل و فضاي پارك وجود دارد. همچنين در اين تالار سينمايي با استفاده از فناوري پيشرفته ساخته شده كه به تحول زندگي در اقيانوس و تاريخ معماري زير آب مي پردازد.طرح هاوزر مبتني بر مشاركت عناصر مختلف مرتبط با آب است، لوازم جراحي زيبايي همه از محصولات اقيانوس هستند، سينما به نمايش فيلمهايي از زندگي زير آب و آنچه مربوط به آب است مي پردازد و كودكان به جهان به عنوان آموزگاري سرگرم كننده نگاه مي كنند. 2))

و...
ارجاعات :
1. http://amirpers.persianblog.ir/post/73
2. http://www.omran2omran.com
3. http://www.wayfaring.info/index.php?s=hidropolis+hotel
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در چهارشنبه 2 مرداد1387 | موضوع: تحقیق
ريچارد مير شواليه ي سفيد معماري پست مدرنيسم
بخش دوم ( پایانی )
پروژه های اولیه مایر ، علیرغم استفاده از احجام اقلیدوسی و نماهای قالبا یکسان ( استفاده از تایل های مربع ایی شکل ، از جنس سرامیک یا سنگ یا بتن اکسپوز سفید ) در اکثر بناها ؛ توانست زیرساخت های مشخصی برای پروژه های بعدی او شود و میر به عنوان معماری زمینه گرا معرفی شود هرچند در وصف این لقب ؛ منتقدانی آن را مبالغه آمیز میدانستند و معماری او را نوستالژی محور معرفی میکردند .
پروژه کالج مذهبی هارتفورد شروع معماری پیچیده و خواناتری بود . طراحی بنایی که عملکردهای متفاوت عمومی و خصوصی را درخود سازماندهی میکرد ، پلانی L شکل دارد که متاثر از خطوط نیروی محیطی سایت پلان مجموعه است ؛ فضاهای نرم و سخت را گرد هم آمدند و با استفاده از پرسپکتیو های مختلف به کمک صفحات عمودی و افقی ، ناظر را به خطای دید وا می دارد و درنهایت با استفاده از فرم هایی صلب ( متناسب با عملکرد های درونی ) و رواق هایی متعدد یک گفتمان متنوع و هارمونی را ایجاد کرده است. اما در این میان نمیتوان به خانه ی جیووانیتی در پنسیلوانیا اشاره نکرد چرا که نقطه ی آغازی بود برای بازشناسی پروژههای بعدی ریچارد میر اما در مقیاسی خردتر . در ادامه ی این راهبرد ، موزه هنرهای تزئینی فرانکفورت که در مسابقه ایی بین المللی سهم این آرشیتکت شد او را یه تقابلی سخت در زمینه گرایی واداشت به طوری که در این پروژه باید او موزه را در چیدمان مناسبی با ویلایی به سبک نئوکلاسیک قرار میداد و همزمان از منظر ساحل رودخانه نیز استفاده میکرد ؛ که میر چیدمان ال شکل را انتخاب کرد به طوری که ویلا را در مقابل زاویه 90 درجه فرم L شکل قرار داد و به کمک پلی که به موازات محور جنوبی بود این ارتباط را فراهم ساخت و همچنین به کمک دو محور مورب و الهام گرفتن از خطوط مختلف آن ، حجم و توده هایی نیمه متقارن در وجوه خارجی و دینامیک در فضاهای داخلی ایجاد کرد . میر در پهنه بصری نیز به خوبی توانست با استفاده از پنجره های مختلف اما ریزبینانه وجوه فرم را تداوم بخشد و همچنین دسترسی به طبیعت و محیط را با امتیازی برتر به کاربر ارائه دهد .

در 1980 تا 1983 میر ، موزه عالی هنر در آتلانتا را به نمایش گذاشت که نشان از پیدایش و تاکید او بر فرم های دایره ای شکل و سازماندهی شعاعی بود به طوری که در پروژه آتلانتا احجام در فشردگی- تمرکز گرایی قرار دارند که در ضرب آهنگ های مختلف صلبیت و شفافیت را نمایان می سازند و مکانسیم ورودی بنا نیز مبتنی بر کشش و دعوت کنندگی ناآخودآگاهی پایه ریزی شده است . این عضو آکادمی پادشاهی هنر در کارنامه خودطراحی چندین مرکز صنعتی را ( کارخانه ی لینگوتو ، مجموعه دفاتر و آزمایشگاهای زیمنس و طراحی شعب کارخانه ی الیوتی در آمریکا ) نیز دارد که به واسطه غلبه عملکرد بر فرم در این بنا ، الگوهای پیشین را به نمایش نمی گذارد ! و حتی در نماهای ساختمان رنو در پاریس چارچوبی جدیدتر پدیدار می شود .
اما با دریافت برترین جایزه معماری جهان ( پريتزكر ) ماموریتی سنگین بر او داده شد و آن طراحی مرکز گتی (Getty center) بود که نقطه اوجی در کارنامه این معمار است. این پروژه 73 میلیون دلاری در لس انجلس پایتخت فرهنگی کالیفرنیا ؛ میر را واداشت که از سال 1985 تا 1991 معماری هوشمندانه و خلاقانه ایی در دستور کار خود قرار دهد و با تاثی از عوارض موجود در سایت مورد نظر ( توپوگرافی ) و پانورامای محیطی ، خطوط دینامیکی شگرفی ایجاد کند که کلیت این پروژه جاه طلبانه را در پوشش خود قرار دهد و به وحدتی در عملکرد و فرم ، دست یابد . این مجموعه که دارای دو نقش خصوصی و همگانی است که علاوه بر موزه تمامی فعالیت های فرهنگی و رشته های هنرهای بصری را در بر میگیرد. اما همانطور که اشاره شد توجه قابل ملاحظه از توپوگرافی ، مقیاس عمودی چشمگیری را خلق کرده است که راستای نیروی پلان های بنیاد گتی نیز از دو خطوط نیروی : شبکه دسترسی شهری و محور شمالی- جنوبی دره مجاور است که در مرکز مجموعه به پایان میرسد . عدم استفاده از مسیرهای سواره در گتی سنتر ؛ باغهای پلکانی مناسبی را با توجه به چرخش احجام ایجاد کرده است .

فعالیت های بیشمار این آرشیتکت 74 ساله در اینجا به پایان نمی رسد و حتی در خلال پروژه پیشین او ، در مسابقه ی بازسازی مرکز بیکوکا شرکت میکند و طرحی را ارائه میدهد که بر پایه یک رشته بلوک خطی است که در انتها به استوانه ایی دگرگون یافته ختم می شود . میر در مسابقه هتل ساحلی سانتا مونیکا -1987- نیز در مقیاسی کوچکتر (در مقایسه با پروژه گتی ) ، خطوط نیرو و احجام هندسی مشخص با پوسته های متصل به بنا را نسبتا تکرار میکند .
این سرپرست مدرسه هنر و ادبیات فرانسه در سال 1992 ، چندین برج را هم طراحی کرده است که می توان به 3 برج : مدیسون ، ساختمان اداری 14 طبقهی هرالد کوانت و مرکز بهداشت گرنج رود در سنگاپور اشاره کرد که تجربه موفق او را در طرح های گسترش عمودی نشان می دهد. اما در بین مراکز فرهنگی طراحی شده همچون کتابخانه ملی فرانسه (مسابقه) ، موزه نژادشناسی در فرانکفورت ، مرکز پذیرش دانشجویی دانشگاه کرنل نیویورک و ... پروژه موزه هنرهای معاصر از نظر نگارنده دارای حجمی مطلوبتر است چرا که توازن در نما ها و برش های خاص بر اثر جانمایی احجام در یکدیگر و دینامیک فعال از نیروهای کانون گرا در داخل شبکه ماتریسی دگرگون شده ، تنوع و پیچیدگی بیاد ماندنی را خلق کرده است.
در نهایت ، اشاره به ده ها پروژه مطرح این آرشیتکت آمریکایی تنها گوشه ایی از کارنامه موفق معماری همچون میر بود که نزدیک 80 پروژه مطرح در بین منتقدین معماری را داراست و 12 جایزه افتخار ملی از پژوهشگاه معماران آمریکا و 31 جایزه ی طراحی در نیویورک و شرکت در حدودا 55 نمایشگاه داخلی و خارجی و 24 مقاله در کنفرانس های مختلف است که کارنامه زندگی معمارانه او را درخشان و والا به نمایش می گذارد .
منابع :
Analysis of work thoughts and views of Richard Meier Writer : Silvio Cassara
Five Architects N.Y.. ed C.Gubitosi and A.lzzo introduction By Tafuri
website : http://www.richardmeier.com
گریز : بخش نخست را از اینجا... مطالعه کنید
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در سه شنبه 25 تیر1387 | موضوع: تحقیق
بررسي فضا در معماري
فضاي معماري را مي توان از نظر فرم به سه دسته تقسيم كرد:
- فضاي باز - فضاي نيمه باز - فضاي بسته .
فضاي باز
فضاي باز در معماري سنتي ايران در دو مقياس مطرح مي شود. اول فضاهاي باز بزرگ كه بيشتر جوابگوي تجمع هاي بزرگ، تشريفات مذهبي و نظامي .... بوده است و دوم فضاي باز كوچك، كه بيشتر در رابطه با كاربردهاي روزمره در بناهاي كوچك و غالبا مسكوني متداول بوده و معمولا" مكمل فضاي زندگي در بخش سرپوشيده محسوب مي شده و هماهنگي خاصي را در فضا پديد مي آورده است .
با بررسي چند مثال از بررسي معماري ايراني در مي يابيم كه فضاهاي باز از مدلها و تناسب خاصي تبعيت مي كنند كه درالقاء احساس محصور بودن فضا يا عكس آن مؤثر است .
فضاي نيمه باز
حد فاصل بين فضاهاي بسته و باز محاط بر آن در يك بررسي تحليلي مي تواند به عنوان فضاي ارتباط دهنده اين دو شناخته شود. مجموعه عناصري كه كاربرد اصليشان جدا نگه داشتن فضاي باز از فضاي سرپوشيده بنا محسوب مي شود، تحرك فضايي قابل ملاحظه اي را در كار تلفيق فضاي داخلي و خارجي به عهده دارند. بهترين مثال اينگونه فضاها در معماري سنتي «ايران » است .
ايوان
يكي از عناصر شاخص معماري ايراني ايران است و از آن جهت كه در محدوده آن و جايگزيني اش در بنا، امكانات تغيير شكلهاي گوناگوني وجود دارد عضو قابل توجهي است . دليل اصلي و اوليه خلق ايران را مي توان در نياز و جوابگويي به يك فضاي واسطه با فراهم آوردن امكان مكث و توقف در حين گذشته از فضايي باز به فضاي بسته و يا بالعكس تصور كرد. البته ايران به پاره اي عملكردهاي جنبي نيز جواب مي دهد.
به خصوص با توجه به شرايط اقليمي، مانع از تبادل سريع حرارت از داخل به خارج (در فصول سرد) و از خارج به داخل (در فصول گرم ) مي گردد. ايوان در كاربردهاي مختلف شكل و ابعاد متفاوتي به خود مي گيرد و به عنوان حد فاصل نيازهاي كاربردي فضا و تزيين و تقويت غناي شكلي فضا ترسيم مي گردد.
فضاي بسته
در معماري سنتي ايران فضاي بسته بيشتر در جوابگويي به نيازهاي كاربردي قابل لمس عرضه مي شود. نظم دادن به فضاي داخلي از فاكتورهاي زياد و متفاوتي تبعيت مي كند. پيروي از سلسله مراتب و روابط موجود بين فرد و گروه و مسايل زيست محيطي از قبيل نور، تهويه و.... شرايط كالبدي شهر و بسياري از موارد ديگر در خلق تركيب حجمي يك فضاي بسته دخالت دارند. در مجموعه فضاهاي بسته معماري سنتي، هميشه نقطه يا نقاطي به عنوان قلب و مسير يا مسيرهايي به عنوان محور فضايي قابل تشخيص است . اين محورهاي فضايي شخص را از بدو ورود به فضا هدايت مي كنند و در قسمت آخر به قلب (قطب ) بنا مي رسانند.
فضاي معماري سنتي در طول حركت شخص در فضا، تغيير شكل فضاي معماري را به گونه اي مطرح مي كند كه از آنچه شخص يك لحظه بعد در پيش روي خواهد داشت مطلع بوده و شناخت داشته باشد. اين عمل نه تنها از معرفي فضايي، بلكه از طريق ارايه عناصر معرف كه در طول مسير حركت قرار گرفته صورت مي پذيرد.
وحدت بيرون و درون
فضاي بيرون و درون معماري آنچنان بهم پيوسته است كه هر كدام شكل ديگري را تعيين مي كنند. در صورتي كه در بسياري از طرحهاي امروزي اكثر فضاهاي بيرون از نحوه قرار گرفتن ساختمانها در كنار يكديگر پيدا مي شود يعني خود واجد ارزش و اصالتي نيستند، بلكه وقتي استقرار ساختمانها مطابق اصول خودشان صورت گرفت فضاي حاصل بين آنها هر چه كه مي خواهد باشد، فضاي بيروني ناميده مي شود.
در معماري سنتي فضاي بيرون همان
نظم قواعد درون را دارد. هيچ جزيي از درون و بيرون خارج از قاعده و انتظام طرح نمي شود و همان طور كه ساختمانها فضاي بيرون را مي سازند، خود ميدان و حياط نظم خاصي را به ساختمانها مي دهد. قسمت عمده اي از زيبايي، آرامش و احساس وحدت كه در بافت قديمي شهرها و بناهاي مذهبي و فرهنگي قديم ديده مي شود مديون نظام دو فضا بيروني و دروني در معماري سنتي است
قسمت دوم مبانی طراحی ...
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در پنجشنبه 6 تیر1387 | موضوع: تحقیق
نظري به مباني طراحي
مطلبی از : يوسفي زاده شهوند بخش اول
مباني نظري طراحي
منظور از مباني نظري طراحي، مفاهيم و اصولي است كه حاكم بر خطوط اصلي طرح و سازنده ايده هاي آن مي باشد، اين مفاهيم و اصول به همراه ضوابط فيزيكي طرح، نهايتا" تعيين كننده كالبد اثر هنري مي گردد.
در هر اثر هنري منطقا" دو سيماي قابل تفكيك وجود دارد:
- جنبه عيني اثر - جنبه ذهني اثر
سيماي عيني هنر، همان جنبه صوري آن است . جنبه صوري هنر با ماده به عنوان ابزار، سر و كار دارد كه از طبيعت فيزيكي است . پس مي توان گفت اين سيما به طبيعت تعلق دارد و از قوانين عيني طبيعت پيروي مي كند.
جنبه قوانين ذهني هنر محتواي هنر است . محتوا عبارت است از تأثير هنر بر ذهن انسان . پس محتواي هنر، ذهني است و به انسان تعلق دارد (به عنوان متضادي براي طبيعت ). سيماي ذهني هنر از جنبه هاي عيني آن مشتق و از طريق آن تعيين مي گردد.
اصل: محتوا از صورت تبعيت مي كند (محتوي در صورت متجلي مي گردد.)
معماري هنري است كه بيانش از طريق فضا است، پس جنبه صوري و عيني معماري، صفتهاي ويژه فضا مي باشد. همه صفتهاي ويژه فضا به طبيعت تعلق دارد و از قوانين عيني طبيعي و فيزيكي تبعيت مي كند. محتوي در معماري، عملكرد يا فونكسيون فضا است . فونكسيون، تأثير فضا بر انسان است .
اين جنبه (فونكسيون ) ذهني بوده و به انسان تعلق دارد. به عبارتي فرم صفتهاي فضا و فونكسيون بيانگر و معرف فضا هستند.
طبيعت ------------------ انسان
عين ------------------ ذهن
صورت ------------------ محتوي
ضوابط ------------------ اصول
كل ------------------ جزء
وحدت ------------------ كثرت
فرم ------------------ فونكسيون
يك فضا در معماري وقتي زيباست كه صفتهاي ويژه فضا با عملكردهاي فضا هماهنگي داشته باشد (هماهنگي فرم و فونكسيون ) و اين اصلي است كه در بررسي معماري سنتي و قديمي كاملا" مشهود است . معني هماهنگي و همخواني فرم و فونكسيون در معماري، منطبق بر برداشت كلي فلسفي از هماهنگي «صورت و محتوي » در عمل شناخت و در هر بيان هنري مي باشد.
براي درك مفاهيم سنتي معماري و شهرسازي، بايد ديدگاه خاص فرهنگي را نيك دريافت كه اين مفاهيم در درون آن به وجود آمده است .
يك اثر معماري پيش از آن كه به عنوان يك كالبد ساختماني مطرح باشد منعكس كننده يك سلسله تفكرات و بازگوكننده راه و رسم زندگاني مردمان دوره خود است . بررسي معماري گذشته چه آثاري كه به صورت مونمان ) سمبول ) مطرح مي باشند و چه آثاري كه به عنوان معماري بومي از آنها نام مي بريم، نشان مي دهد كه اين آثار گذشته از اين كه فرهنگ معماري سرزمين ما را عرضه مي كنند، پايه لازم براي تدوين هر نظريه اي هستند كه مبناي خلق معماري جديد است . البته اين بدان معني نيست كه آنها را بدون قيد و شرط تأييد كنيم و تكرار مجدد آنها نيز مورد نظر نمي باشد، بلكه منظور تنظيم و تدوين و هماهنگ كردن انديشه هايي است كه پايه و اساس هر طراحي نو بشمار مي آيند.
هر فضايي در معماري بدون در نظر گرفتن شكل و اندازه اش قابليت انتقال و انعكاس مفاهيمي را دارد. اين مسيله زماني غليظتر مي شود كه فرهنگي غني پشتوانه خلق فضاها باشد. چنين فضايي چه در روابط كاربردي فضا و چه در زمينه ايجاد روحيه و برداشت رواني، چه در انتخاب مصالح و شالوده و تطابق آن با نيازهاي روحي و رواني غني مي شود.
جستجو و شناخت مظاهر و علايم فرهنگي موجود در كالبد معماري ايراني، مي تواند به شناخت و تعيين ارزشها و مفاهيم خاص فرهنگي كه بين مردم رواج داشته كمك كند. پاره اي از مفاهيم موجود در زندگي روزمره مردم از راه عناصر كالبدي، قابل انتقال به ديگران هستند، كه خود پيوندهاي اجتماعي - فرهنگي تعيين كننده اي به شمار مي آيند و از راه ذهنيت افراد، فضاي فكري همگاني را شكل مي دهند. به عبارتي ديگر عناصر كالبدي نمايانگر ارزشها و مفاهيم فرهنگي - اجتماعي، به صورت يك وسيله تبادل فكر بين ساكنان شهر كار مي كنند.
استفاده از علايم و مظاهر مربوط به فرهنگهاي گذشته، در فضاهاي جديدساز معماري، دانشي جديد در زمينه معماري است . در اين بررسي با پيگيري چنين روشي سعي بر توجه به مجموعه عناصر كالبدي فضا و تميز آنها از يكديگر و تعيين رابطه متقابلشان به همراه رده بندي عملكردهاي خاص آنها مي باشد.
اديتور : ايا استفاده از علايم و موتيف هاي مربوط به فرهنگ هاي گذشته در معماری امروز ايران مولد دانشي جديد در معماري خواهد بود ؟
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در یکشنبه 26 خرداد1387 | موضوع: تحقیق
گنبد در معماری ایران 3
گریز ۱ : قسمت اول گریز ۲ : قسمت دوم
گنبدهاي دوپوسته ميان تهي
در اين وضعيت آهيانه و خود تا ناحيه شکرگاه يعنی زاويه 5/22 درجه نسبت به سطح افقی کاملاً به هم پيوسته اند و از اين قسمت به بعد دوپوسته تدريجاً از هم فاصله می گيرند و جدا از هم کار می کنند . گنبد مسجد جامع اردستان ( 555 هجری ) يکی از قديميترين گنبدهای دوپوسته پيوسته ميان تهی است . بسياری از گنبدهای قرن هشتم هجری را نيز به اين صورت ساخته اند . يک نمونه خوب ، گنبد سيدرکن الدين يزد است که در ساخت آن از ناحيه شکرگاه تا تيزه گنبد هيچ گونه پيوندی بين دوپوسته ديده نمی شود . اما در کرمان اکثراً بين دوپوسته صندوقه شده است .
برای صندوقه کردن چهار تا آجر را به صورت عمودی کنار هم می گذارند و روی آنها با آجر ديگری می پوشانند اين صندوقه ها را در چند جا بين خود و آهيانه ايجاد می کنند . در اين حالت گنبد از لحاظ افزير مثل گنبد دوپوسته پيوسته است فقط سبک تر اجرا شده است . در واقع فضاهای خالی بين صندوقه ها از بار اضافه گنبد می کاهد .
در گنبد مسجد جامع يزد از شکرگاه تا تيزه ديوارکهائی به صورت چند دايره متحدالمرکز روی آهيانه سوار کرده و خود را روی آن تکيه داده اند . اصطلاحا ً به اين نوع ساخت کنوبندی گويند ( اين ديوارکها حدود يک تا 5/1 آجر است . )
در گنبد سلطانيه بر خلاف مسجد جامع يزد که پس از ساختن آهيانه ديوارک ها را ساختند همزمان با سـاختن آهيانه دنـده هائی در قـسمت های مـختلف آن ايـجاد کرده سپس خود را روی آن بنا داشته اند .
در گنبدهای پيوسته ميان تهی اکر بين خود و آهيانه از ناحيه شکرگاه به بعد هيچ اتصالی نباشد چفد گنبد داخلی معمولاً خاگی و چفد گنبد بيرونی شبدری خواهد بود .
گنبدهاي دوپوسته كاملا از هم گسسته يا گسيخت
در چنين ترکيبی خود و آهيانه کاملاً از هم جدا هستند . از نمونه های اجرای خوب ، گنبد حضرت رضا ( ع ) و گنبد مسجد امام اصفهان است . در هر يک از اين بناها خود و آهيانه فاصله نسبتاً زيادی از همديگر دارند در اين گنبدها برای نگه داشتن خود روی آن سوار شود اين ديوارکها به نام خشخاشی معروف است . در اصفهان اصطلاح پرده را به کار می برند . هر دو پره مقابل را به هم وصل کرده و در آخر کار همه را در مرکز مهر می کنند . تا از نظر تقسيم بارها و نيروهای وارد بر گنبد دوپوسته با هم کار کنند و در مجموع گنبد يک پارچه شود .
اگر يک پَره در جائی قرار گيرد که مانعی برای ايجاد روزن در همان نقطه باشد به جای يک پره دو پره کوچکتر در دو طرف روزن قرار می گيرد . تعداد خشخاشی ها معمولاً 8 تا است . در حد فاصل بين خـود و آهـيانه يک گردن قـرار می گـيرد که در صـورت فـاصله زياد اين گردن گريو ناميده می شود . گريو مخروطی ناقص نزديک به استوانه است . در حالتی که دو پوشش به هم نزديک باشند اين گردن به صورت يک ديسک درمی آيد که به آن اربانه گويند . اربانه يک گريو کوتاه است . خود به دو طريق روی گريو قرار می گيرد : 1ـ صورتی از اجرا که پاکار قوس مستقيماً به صورت خط قائم کمی پائين کشيده می شود و بعد سوار گريو می گردد که به آن (( شلال )) گويند . مثل گنبد حضرت رضا ( ع ) 2ـ صورتی ديگر که دنباله خود از پاکار به طرف داخل متمايل و بعد سوار گريو می شود که آن را آوگون نامند به اين شکل خود نيز آوگون نامند به اين شکل خود نيز آوگونه گويند . مثل مسجد امام اصفهان با مدرسه چهارباغ اصفهان که آوگون روی گريو است . از نمونه های گنبد آوگون دار روی اربانه ، گنبد سلطان بخت آغا در اصفهان است .
گريو يا اربانه بطوريکه قبلاً گفته شد مخروط ناقص نزديک به استوانه است بطوريکه اگر شاقول را روی بزرگترين قطر گنبد بگيرند پائين شاقول مماس با پائين ترين نقطه در پای گريو خواهد بود . به اين ترتيب تا حدود زيادی جلوی رانش و لگدزدن طاق گرفته می شود .
آهيانه
آهيانه در لغت به معنی جمجمه است و در معماری به پوسته داخلی گنبد اطلاق می شود . چفدهائی که برای اين پوسته در نظر گرفته می شود معمولاً بيضی هستند . در اصطلاحی عاميانه تر می گويند که آهيانه نبايد از نصف تخم مرغ کوتاهتر باشد معهذا گاهی پوشش زيرين گنبد را با چفدی بسيار کم خيز مشاهده می کنيم به اين چفدها تشتک يا تاوه گويند و از دوران هر يک حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد پوشش مطلوب به دست می آيد . اما اين پوسته ها را ديگر نبايد آهيانه ناميد چه معمولاً نهنبن يا عرقچين کاربندی هستند . مثل ورودی مدرسه چهارباغ اصفهان ، گنبد ابونصر پارسا در بلخ ، گنبد عشرت خانه سمرقند متعلق به عهد تيمور و آرامگاه شاه ملک ( مسجد شاه ملک ) که در گنبدخانه به جای آهيانه کاربندی ديده می شود .
گاهی نيز از داخل پوشش زيرين گنبد را بسيار کم خيز می بينيم ولی اين پوشش به جای آنکه آهيانه باشد پوسته سومی است که در زير آهيانه اجرا کرده اند و کمرپوش گفته می شود . کمرپوش ها را به دلايل گوناگون از جمله کوتاه کردن ارتفاع در فضای زيرين گنبد بنا کرده اند در بعضی از بناها زمان اجرای کمرپوش با ساخت اوليه گنبد دوپوش چند قرن فاصله دارد . مثلاً درچينی خانه اردبيل که گنبدی دوپوش متعلق به قرن هشتم هجری دارد ، در زمان صفويه يک کمرپوش با چفدآويز و آهوپا ( مقرنس ) اجرا کرده اند . در مقطع عمودی بنا هر سه پوسته قابل رؤيت است . گنبد ديگری که کمرپوشی بسيار کم خيز دارد گنبد مقبره قطب الدين حيدر در تربت حيدريه است . از نمونه های ديگر ، کمرپوش های مسجد جامع نائين است . در مسجد جامع نائين و مسجد خسرو اردستان کمرپوش را به اين علت زده اند که قسمت بالای فضای مسجد را زنانه کنند . اکثراً پوشش کمرپوش ها تاوه است ( يعنی از دوران يک پانيذ يا يک کليل حول محور قائمش پوشش را ايجاد کرده اند . ) در زير زمين گنبدهای مدرسه دودر مشهد نيز پوشش دوتا از گنبدها تاوه است .
پوششهای با خيز کم در جاهائی قابليت اجرا دارد که اولاً فشار زيادی روی پايه ها باشد تا اصطلاحاً پايه ها در نروند ثانياً شانه های بنا گرفته شده باشد واين در صورتی ميسر است که ارتفاع ساختمان بالاتر از سطح طراز پوشش تاوه باشد مثلاً اجرای تاوه در طبقه زيرين انجام گيرد و روی آن طبقه ديگری بنا گردد و ديگر آنکه پايه ها نيز از ضخامت کافی برخوردار باشند تا مانع رانش نيروها به خارج گردند .
به طوريکه گفته شد چفدهائی که برای آهيانه در نظر می گيرند اکثراً بيضی شکل هستند . چه اين نوع پوسته در مقايسه با نيم گرد يا نيم دايره از قدرت فوق العاده خوب در مقابل تحمل بارهای وارد بر آن برخوردار است .
در گذشته حتی تنبوشه های داخل قناتهای آب را نيز به شکل بيضی می ساختند . در شمال ايران پلهای طاقی را مرغانه پورت گويند يعنی پل طاقی يا پل تخم مرغی . چون تخم مرغ بطور معمول از دوتا نيم بيضی تشکيل شده است بسياری از پوشش های سغ و گنبدی از کلمه خاگ يعنی تخم مرغ گرفته شده است . معمولاً در معماری ايرانی به پوشش هائی خاگی گويند که قوس يا چفد آن شباهت با قسمت پائينی و پهن تر تخم مرغ دارد .
گاهی محققين خارجی در شناخت گنبدهای بيضی ايرانی دچار اشتباه شده و آنرا نيم گرد يا نيم دايره پنداشته اند آنچه مبنای اين گمان شده آنست که خارجيان از وجود پاراسته يا پاراستی به عنوان يک اصل در گنبدهای ايرانی غافل بوده اند .
در ايران چفد يا طاق يا گنبد را از شروع منحنی ( پا کارقوس ) روی پايه قرار نمی دادند بلکه تا حد معقولی که نوع و اندازه دهانه آنرا تعيين می کرد لبه منحنی را بطور قائم پائين می آوردند بعد روی پايه قرار می دادند اين کمکی بود که نيروی رانش طاق بهتر در مرکز ثقل پايه قرار گيرد . اين فاصله عمودی از پائين ترين نقطه منحنی تا پايه را پاراستی يا پاراسته گفته اند . پاراستی در اجرای چفد پاشنه ناميده می شود و در اجرای طاق آنرا دامن می گويند . در گنبد اسامی گوناگون آوگون ، شلال يا بشل به خود می گيرد ( بشل = پشل = آويخته = دامن )
معماران ايرانی پوشش نيم گرد را مناسب نمی دانستند و در اصطلاح بنائی می گفتند چون دايره به يک مرکز منتهی می شود يک پا در هواست ولی بيضی دوپايه دارد و روی دوپا ايستاده است . قبل از آنکه به طريقه ترسيم پوششهای خاگی بپردازيم بايد به اصطلاحات مربوط به قوس بيضی اشاره کنيم . به دو کانون بيضی پايه گويند . دو خطی را که يک سر هر کدام به يک کانون بيضی متصل است و سر ديگر بيضی را رسم می کند دوبند نامند . محيط بيضی يا نصف محيط بيضی کمند خوانده می شود . خطی که از وسط دو کانون بيضی عمود شود و تا افراز منحنی ادامه يابد ديرک است . وقتی دوتا بند با هم زاويه قائمه تشکيل دهند هج نام دارند . هج در لغت فارسی معنی عمود را می دهد مثلاً اگر ديواری را کج بنا کنند می گويند اول هجش کن يعنی راست يا عمودش کن . ضمناً به فاصله ای که هرگونه چفد يا طاق يا گنبد بر آن قرار می گيرد دهانه گويند .
قـبل از آنکـه به بررسی انـواع چـفدها که از دَوَران آنها حول محور قائمشان پوشش گنبد به وجود می آيـد بپردازيم لازمـست گفـته شود که هـمه چـفدها ، طاقها و گنبدها بر دو دسته (( مازه دار )) و (( تيزه دار )) تقسيم می شوند . در انواع فرمهای مازه دار قله قوس منحنی است ولی در اشکال تيزه دار قله به صورت جناغی و تيزه است .
برای ساختن آهيانه معمولاً از شکلهای مازه دار استفاده می شده است و فقط در دهانه های بزرگ به منظور تحمل بار بيشتر گاه چفدهای تيزه دار به کار می برده اند . اما در پوشش رويی گنبد ( خود ) هميشه چفد ، تيزه دار است .
انواع پوسته هاي آهيانه
1ـ پوسته خاگی
پوسته خاگی از دوران چفد هلوچين کند حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آيد . چفد هلوچين کند بيضی ای است که فاصله کانونی آن مساوی نصف دهانه است FF= ab/2 اين بيضی خيزی نزديک به دايره دارد لذا در دهانه های کمتر از 16 گز از آن استفاده می شود . پوسته خاگی قبل از اسلام بسيار رايج بود بعد از اسلام نيز کمابيش در بناهای گوناگون به کار گرفته شد . بهترين نمونه آن گنبد تاج الملک در مسجد جامع اصفهان است .
2 ـ پوشش چيله ـ چيلو ـ سيلو
اين پوسته از دوران چفد بيز يا هلوچين تند حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آيد . و بعلت داشتن خيز کافی قابليت تحمل بار بيشتری نسبت به پوشش خاگی دارد بنابراين در دهانه های بالاتر از 16 گز هم کاربرد دارد . اين پوشش از قبل از اسلام تاکنون در ايران رايج بوده است .
در يزد و کرمان و جنوب خراسان و ساير نواحی کويری بعلت دارا بودن مصالح سست و ناگزيری استفاده از خشت خام پوست درونی گنبد معمولاً چيله است .
نمونه های اين پوشش را در سيدرکن الدين و مدرسه ضيائيه يزد می توان ديد .
3 ـ پوشش بَستو ( بَستو ـ کوزه(
اين پوشش از دوران چفد بستو حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آيد . اين پوشش از ساير پوشش های بيضی که در معماری ايران بکار رفته است خيز بيشتری دارد و معمولاً در آهيانه گنبدهائی ديده می شود که پوشش خارجی ( خود ) آن رُک باشد .
پوشش يخچالها در اکثر نقاط ايران بستو است . پوشش بستو بعلت داشتن قابليت تحمل بسيار در مقابل بارهای وارد بر آن در وسيع ترين دهانه های معمول در معماری ايران بکار می رود .
از نمونه های موجود اين نوع آهيانه مدرسه ملاعبدالله نائين و گنبد قابوس را بايد نام برد .
پوشش بيرونی گنبد قابوس ( خود ) ، رُک است و بعلت داشتن خيز مرتفع نيروهای رانشی بسيار زياد است و در اصطلاح بنايان (( بيشتر لگد می زند )) . لذا مناسبترين شکلی که برای آهيانه اين برج در نظر گرفته شده همان پوشش بستو است .
4 ـ پوشش سَبوئی
اين پوشش از دوران چفد چَمانه حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آيد . چفد چمانه از تقاطع دو بيضی بدست می آيد . به اين چفد (( سه و چهار )) و (( بَيان )) هم می گويند .
اين چفد که از ترکيب دو بيضی بدست می آيد قابليت باربری فوق العاده دارد . در ايوان پيشان بسياری از مساجد جامع از اين چفد استفاده شده است که نمونه قابل ذکر آن پيشان مسجد جامع يزد است . آهيانه گنبدهائی که از دوران اين چفد بدست می آيد برخلاف آهيانه ، اکثراً گنبدها تيزه دار است . بهترين مثال را بايد آهيانه گنبد سلطانيه دانست .
طرز چيدن مصالح گنبد
گنبدها معمولاً آجری يا خشتی هستند و به سه ترتيب چيده می شوند :
1 ـ گِرد چين chin ـ Gerd
در اين طريقه رگهای آجر متمايل به مرکز گنبد است و بصورت شعاعی چيده می شوند .
2 ـ رَگچين chin ـ Rag
در اين طريقه رگهای آجر يا خشت موازی خط افق چيده می شود . گنبدهای رک را نمی توان گردچين کرد بنابراين همه آنها بصورت رگچين ساخته می شوند .
3 ـ تَرکين Tarkin
در اين نوع چيدن ، گنبد را بصورت ترک ترک اکثراً با قالب گچی می سازند و بعد فاصله ميان ترکها را با آجر يا خشت پر می کنند .
در اجرا تويزه های گچ ونی را ( نی در داخل گچ حالت آرماتور در بتن دارد ) روی زمين مطابق قوس مطلوب ( قوس گنبد ) می سازند و پس از تکميل ، همه تويزه ها را در فضای موردنظر توسط (( وادارهائی )) سرپا نگه می دارند بعد بين تويزه ها را با آجر يا خشت پر می کنند . در اين طريقه اجرا برخلاف انواع ديگر گنبد از شاهنگ و هنجار استفاده نمی شود .
طاقها و گنبدهای ايرانی هيچ کدام قالب ندارند حال آنکه اکثراً گنبدها در غرب توسط قالب زده ميشوند .
گنبدهای رومی را بيشتر روی سانتر ( Centre ) ( نوعی قالب ) می ساختند اين قالب چوب بستی بشکل گنبد بود که روی آن سنگ ها را بطريق استروتومی ( سنگ تراشی با مهارت و دقت زياد که درزها کاملاً چفت هم گردد ) کار می گذاشتند .
چفد معروف مصری نيز با استفاده از قالب ساخته می شد . مرحوم گدار اين چفد را با چفد بيز ايرانی اشتباه کرد چرا که بيز تند از لحاظ تشابه ظاهری بسيار نزديک به چفد مصری است اما در اساس چه از نظر ترسيم چه از نظر حيث اجرا بکلی با هم متفاوتند .
چفد بيز تند يک بيضی است که فاصله کانونی اش مساوی طول دهانه است و بدون احتياج به قالب ساخته می شود ولی چفد مصری متشکل از دو دايره است و چنانچه بدون قالب ساخته شود طاق خراب ميشود .
طرز ساختن گنبد
طرز ساختن رايج گنبد مثل ساختن تاپو است همانگونه که تاپوساز دور تا دور تاپو می گردد و آنرا می سازد گنبد را هم رج به رج از پشت می سازند و بالا می روند چه گنبدهای ايرانی را بعلت نداشتن قالب نمی توان از داخل شروع به ساختن کرد .
در شروع کار از دستگاهی بنام شاهَنگ و هَنجار استفاده می کنند . شاهنگ ميله ايست که بطور عمودی کار می گذارند . اين ميله معمولاً چوبی است و در مرکز گنبدخانه علم می کنند مانند گنبد مسجد رحيم خان اصفهان شاهنگ را از اطراف محکم می بندند تا تکان نخورد . در اصطلاح بنائی به علم کردن چوب (( هَج کردن )) می گويند . برای محکم بستن شاهنگ به دو ديوار گنبد از هشت الی ده چوب استفاده می کنند تا به اعتقاد بنايان چوب (( لًنبَر )) نخورد سپس در دو نقطه ای که بايد دو کانون بيضی باشد روی شاهنگ دو تا گل ميخ می زنند و به آن دو زنجيری بسيار ظريف وصل ميکنند که با آن بتوان بيضی دلخواه را رسم نمود . اين زنجير همان هنجار است و ظرافت آن مثل زنجيرهای اردکانی است .
سازنده گنبد از پشت کار مشغول چيدن می شد و منحنی گنبد را که از داخل می بايست صاف و دقيق می بود با اين زنجير کنترل می کرد برای عملکرد بهتر در محل قرارگيری گل ميخ ها ( دو کانون بيضی ) دو تا شيار ايجاد می کردند و در هر کدام يک حلقه قرار می دادند تا هنجار براحتی دور شاهنگ بگردد و دور آن پيچيده نشود .
طرز ساختن گنبدهاي تركين
گنبدهای ترکين را بدون استفاده از شاهنگ و هنجار ساخته اند زيرا گاهی اين گنبدها خيزشان به 16 الی 18 متر می رسد و امکان ساختن تويزه های با گچ و نی با اين ارتفاع نيست .
در گنبدهای مرتفع ترکين ترکها را تکه تکه ساخته و رويهم و کنار هم می چيدند به اين ترتيب که تا ارتفاع معينی از گنبد يک سری ترک مشابه کنار هم قرار می گرفت و دور تا دور گنبد را می پوشانيد بعد سری ديگری از ترکها که ارتفاع بعدی گنبد را شامل می شد روی رديف زيرين قرار می گرفت و بهمين ترتيب چيدن ادامه پيدا می کرد تا ارتفاع گنبد کامل شود . برای اينکه نظم بهم نخورد همه تويوزه های تَرکی را روی زمين می ساختند سپس آنرا تکه تکه در مراحل مختلف بالا آمدن گنبد کار می گذاشتند .
امروزه بجای استفاده از شاهنگ چوبی از شاهنگ آهنی استفاده می کنند که کار را خيلی آسان ميکند ولی ظرافت و کارآيی چوب را ندارد .
مهم آنکه در گذشته بدون داشتن آهن و سپری و غيره با ساده ترين وسايل گنبدها را در کمال استادی بنا می کردند .
ضخامت چفد و طاق و گنبد را ( تَبَره ) گويند در طاق و بخصوص گنبد ضخامت تبره در سطوح مختلف متفاوت است .
در گنبدها تبره ای ( ضخامتی ) که برای آهيانه گنبد در پاکار در نظر می گيرند 16/1 دهانه است مثلاً اگر دهانه آهيانه 16 گز باشد ضخامت تبره در پای کار يک گز خواهد بود . نمونه قابل ذکر گنبد سلطانيه با دهانه بيش از 24 گز است که تبره را کمی بيش از 40/1 گز گرفته اند يعنی دقيقاً16/1 دهانه . البته در پاکار بعداً ضخامت (( خود )) نيز به آن اضافه خواهد شد .
زاويه 5/22 درجه روی پوسته گنبد را نسبت به مرکز دهانه (( شِکَرگاه )) گويند . فاصله از پاکار تا نقطه شکرگاه نيز بالِنج ناميده می شود . معمولاً فاصله پاکار تا شکرگاه را که همان بالنج باشد با همان ضخامت 16/1 دهانه می چينند .
از شکرگاه تا زاويه 5/67 درجه نسبت به مرکز دهانه ( ايوارگاه ) ، شانه طاق يا گنبد گفته می شود . در چيدن گنبد از شکرگاه تا زاويه 45 درجه ( ميان شانه ) ضخامت را يک خشت کم می کنند از زاويه 45 درجه تا ايوارگاه مجدداً از ضخامت تبره يک خشت می کاهند . از ايوارگاه تا نزديکيهای تيزه نيز خشت ديگری از کلفتی طاق کم می کنند . اين بخش معمولاً نازکترين ضخامتی است که می توان با آن طاق يا گنبد را اجرا کرد .
چون در نزديکيهای تيزه ديگر امکان اجرای گنبد بصورت بقيه قسمتهای آن ميسر نمی گردد لذا در نزديکيهای تيزه سوراخی باقی می ماند که اجرای پوشش آن بايد مثل دهانه چاه بصورت طوقه چينی باشد به اين سوراخ (( هورنو )) گويند . گاهی اين سوراخ را پر نمی کنند تا در بالای طاق يا گنبد کار نوررسانی را انجام دهد . مثلاً در پوشش بازارها اکثراً سوراخ هورنو باز است تا عمل تهويه و تنظيم روشنائی صورت پذيرد .
در گنبد سلطانيه سوراخ هورنو قطری حدود 80/1 سانتی متر دارد . زيرا از اين حد به بعد معمار سازنده نمی توانست مرتباً آجر را کوچک کند و رگها را ريز کند تا به تيره برساند . برای پر کردن هورنو امکانی بجز طوقه چينی باقی نمی ماند به اين نوع اجرای پوشش (( پرگر )) گويند در پرگر يا پرگره چينی از اطراف حلقه آجرها رگه به رگه پيش می نشينند تا پوشش کامل شود . در ميان هورنو يک ميله آهنی کار گذاشته می شود و طوقه ميله آهنی را در بر می گيرد .
پس از اجرا چه بعلت وجود ميله آهنی چه بعلت نوع پر شدن سوراخ ( طوقه چينی ) تيزه گنبد شکل نوک تيز پيدا می کند . و بخصوص در آهيانه های مازه دار تيزه گنبد فرم چفد يا طاقی را پيدا ميکند که سَربَر کرده باشد . اين سربرکردگی ضعف و نقصان به حساب نمی آيد تقريباً چاره ناپذير است . مثلاً در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان با وجود شکل کامل بيضی در بالای تيزه نوعی تورفتگی ديده می شود .
ميله آهنی مذکور را در پائين گنبد معمولاً به يک قلاب ختم می کنند تا برای آويختن قنديلها و چراغها مورد استفاده قرار گيرد . برای گيردار شدن ميله آهنی در درون گنبد پايه آنرا به شکل شش يا هشت پر می سازند . در مجموع به ستونی که حد فاصل بين پوسته زيرين و رويی گنبد است و ميله آهنی را دربر می گيرد (( شَنگَرگ )) گفته می شود .
در بالای ميله آهنی از حد خود گنبد به بالا توغ قرار می گيرد . توغ متشکل از سه تکه گوی فلزی و چند تکه لوله نسبتاً قطور است که رويهم قرار می گيرند به اين ترتيب که روی ميله آهنی اول يک لوله سوار می شود بعد يک گوی فلزی که از دو طرف سوراخ دارد تا بتواند هم روی لوله زيرين جايگزين بشود و هم لوله بالائی روی سوراخ فوقانی آن جايگزين شود ، قرار می گيرد و بهمين طريق توغ ساخته می شود گوی انتهائی ديگر در بالا سوراخ ندارد . گاهی اوقات بجای گوی انتهائی (( خوج )) می گذارند
پايان
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 | موضوع: تحقیق
گنبد در معماري ايران 2
پی نوشت : بخش نخست این تحقیق را از آرشیو فروردین " گنبد در معماري ايران " می توانید مطالعه کنید.
ترمبه = سرمبه = سلمبه
نوع دوم گوشه سازی به صورت ترمبه است در هيچ يک از لغت نامه های ايرانی به کلمه ترمبه بر نمی خوريم . لغتی به صورت ترکيب طاق و طرمب آمده است که معنای آنرا پشت هم اندازی و طاق روی طاق سوار کردن نوشته اند حال آنکه خود لغت ترمبه به معنی ، يک چيز جمع شده ، عمده ، پيش آمده ، تريده ( به طرف جلو سريده شده ) است . در واقع ترمبه همان معنی اسکنج را دارد که کنج پيش آمده باشد .
ترمبه بر عکس سکنج به چهار طريقه پوشش می شود : 1ـ گوشه سازی با چوب به شکل جلو آمده که حالت خاص و استثنائی ترمبه تلقی می شود . و سه طريق ديگر به شکل سغ يعنی پوشش منحنی شکل است که شامل فرمهای زير می شود :
1ـ فيلپوش
2ـ ترمبه پتگين = پتکين patkin
3ـ ترمبه پتگونه يا پتکانه ( پتکانه صحيح تر است (
فيلپوش
برای اجرای فيلپوش مثل صدف حلزون از گوشه ( نقطه صفر ) شروع می کنند و لايه های طاقی را روی همديگر می پوشانند و سوار می کنند تا به حد مطلوب برسد ( يعنی منتهی به جائی شود که مربع را تبديل به هشت ضلعی می کند .
در واقع فيلپوش به پوشش گوشة ديوار که از کنج شروع می شود و بين دو ديوار متقاطع قرار می گيرد اطلاق می شود . در قلعه دختر فارس ترمبه گنبد را به شکل فيلپوش زده اند ، نمونه خوب ديگر که هم اکنون نيز قابل مشاهده است ، گنبد کوچک بی بی شهربانو نزديک ری است ، بنا تعلق به دوران آل بويه دارد . زير گنبد کوچک را با لايه های آجری مثل چپيره روی هم چيده اند تا به نقطه مورد نظر برسن
د .
در بناهای قرون پنجم و ششم اين نوع گوشه سازی معمول بوده است . در مسجد جامع شيراز متعلق به دوران صفاری انواع ترمبه ها اجرا شده بود ولی متأسفانه تمام بنا نوسازی شده و اثری از معماری قديمی دوران اصلی برجای نمانده است . تنها ماخذ ، عکس های قبل از خراب کردن مسجد است که در کتاب پوپ آورده شده است .
نمونه ديگر به صورت چهار تا چفته در قسمت روبروئی شبستان مسجد جامع فهرج متعلق به نيمه اول قرن اول هجری است . گوشه سازی ترمبه است و اجرای روشنی است بر اينکه چگونه خشت ها را رويهم چيده اند تا شکل فيلپوش بدست آيد .
پيش از اسلام ترمبه ها و سکنج ها را به صورت (( نماندن )) اجرا می کردند به اين ترتيب که گوشه ها را می نماندند تا به حد دايره قاعده گنبد مورد نظر برسد . در اين صورت ارتفاع خيلی زياد می شد ولی از آنجائيکه در آن دوران معماران ابائی نداشتند که بلندای گنبد از حد مقياس ديد انسانی بيشترباشد مشکلی پيش نمی آمد . ولی بعد از اسلام که سعی در کوتاه کردن پوشش می شد ، گوشه سازی به گونه ای اجرا شد که بتوان شکل چهار گوش بشن را به هشت گوش تبديل کرد بدون آنکه ارتفاع پوشش از حد مطلوب بالاتر رود . از نمونه بناهای پيش از اسلام که مربع بشن را به هشت ضلعی تبديل کرده اند تنها کاخ بيشابور برجای مانده است که از چگونگی پوشش گنبد اين تنها نمونه هم ، نشانی در دست نيست .
در قلعه دختر و آتشکده فيروزآباد هيچ يک از بشن های مربع تبديل به هشت گوش نشده است . در آتشکده فيروزآباد گنبدهای طرفين بنا کومبيزه است ولی بجای تبديل شش ضلعی به دوازده ، تنها گوشـه ها را نـمانده اند تا به دايره رسـيده اند و در اين تـبديل با بالا رفتن ارتفاع فضا باشکوه تر جلوه گر شده است .
گاهی در بناهای قبل از اسلام شکل بشن را هشت و نيم هشت می کردند و بعد آنرا می نماندند تا به دايره تبديل شود . ولی در بنای بيشابور شکل دقيق هشت ضلعی را می بينيم . در تالار تشريفات بنا برای بدست آوردن هشت کامل دوتا مربع را در هم تقاطع داده اند بدين ترتيب که از ادامه اقطار مربع اول مربع دوم را ساخته اند اين تداخل شکل دقيق هشت گوش را به وجود آورده است ( اين شکل امروزه بنام ستاره محمدی مشهور است ) . چون در محاسبات رياضی راديکال 2 عدد دقيقی نيست تنها به صورت ترسيم هندسی امکان دست يابی به هشت ضلعی دقيق ميسر است لذا معماران نيز از طريقه ترسيم استفاده کردند .
ترمبه پتگين = پتکين patkin
پتکين نوعی گوشه سازی است که فرانسويها به آن Encorbellement گويند . به معنی پيش آوردن تدريجی ديوار .
در خوزستان به خصوص دزفول برای اين نوع گوشه سازی لغت زيبای ( تونگان ) يا ( تونجه ) را به کار می برند اين کلمه معمولاً بجای بالکن می آيد اما برای گوشه های ديوار که شکلی پيش آمده دارند نيز مصطلح است .
در خوزستان گوشه های ديوار را اول پخ می کنند ( برای ايجاد سايه بيشتر اين گوشه ها معمولاً تنگ هم است ) تا رفت و آمد در کنار آنها بخصوص در کوچه ها آسانتر باشد بعد از بالا آمدن ديوار از ارتفاع معينی که موجب اختلال در رفت و آمد نشود دوباره آجرها را پيش می کنند تا به صورت مکعبی که در نقشه اصلی لازم آمده در آيد . به اين پيش آمدگی تونگان ( تونگون ) می گويند .
در مناطق ديگر ايران به نعلبکی زير گلدسته مناره ها هم تونگان می گويند ( جائيکه قطر مناره زياد می شود و گلدسته را روی آن سوار می کنند ) در اينجا تونگون يا تونگه به معنی طبق است . اصطلاح ديگر اين شکل به طور عام پتکين است به معنی پيش نشاندن .
بهترين نمونه های گوشه سازی پتگين را در ناحيه کُمش ، سمنان ، دامغان ، بسطام و قسمتهائی از غرب خراسان می توان ديد .
مثال روشن امامزاده جعفر دامغان است ( در نزديکی بنای چهل دختران دامغان ) . اين زيارتگاه را به اشتباه متعلق به قرن ششم يا هفتم هجری دانسته اند در صورتی که قدمت بنا خيلی بيشتر است و بايد آنرا همزمان با بنای اوليه آستانه حضرت رضا ( ع ) دانست . گنبد امامزاده و پتکانه اش هر دو از خشت ساخته شده اند .
گنبدهای زنگوله درکُمش دامغان هم با خشت درست شده و ترمبه پتگين دارد . يکی ديگر از پتکانه های زيبا و نمايان که هنوز شکل خود را حفظ کرده است در گوشه سازی گنبد خانقاه شيخ علاء الدوله بيابانکی واقع در صوفی آباد سمنان به چشم می خورد . گنبد بنا فرو ريخته و يکی از پتکانه ها محفوظ مانده است . ترمبه فيلپوش را در همه جای ايران می توان ديد ولی فراوانی اين نوع پتگين در ناحيه کمش است . در خنج و لارستان فارس هم نمونه هائی موجود است .
ترمبه پتگونه يا پتکانه ( پتکانه صحيح تر است)
شکل پتکانه به چند رديف طاقچه می گويند که روی هم سوار شده و جلو آمده باشند تا ترکيب گوشه بندی را کامل کنند . مثلاً در صفه صاحب مسجد جامع اصفهان چند رديف طاقچه روی هم سوار شده اند که شبيه به مقرنس شده اند ولی در واقع مقرنس نيستند .
اغلب ترمبه ها را تا قرن چهارم هجری پتکانه می کردند . پتکانه معنی کانه يا طاقچه روی طاقچه را می دهد . ( که به آن طاقچه بندی هم می گويند (
سر در گنبد قابوس را قديميترين مقرنس ناميده اند ولی بجای مقرنس پتکانه است .
برای سـاختن پتکانه در محل مورد نظر ابتدا يک تويزه می سازند به اين تويزه کوزه بند يا دوره بند ( دوره = کوزه ) و هم وزن با آن گويند که در لبه کار گذاشته می شود بعد در داخل ، طاقها را روی هم سوار می کنند .
از دوره تيموری به بعد بسياری از پتکانه ها را با روسازی کاشی و غيره ساختند ولی نوع زيبای آن بافت پتکانه با خود آجر است
در نظر اول پتکانه بسيار شبيه مقرنس است و با آن اشتباه می شود تفاوت عمده اين دو در نوع آجر است . مقرنس از سقف آويخته می شود به همين مناسب به آن چفت آويز هم می گويند ولی پتکانه روی پای خـودش می ايستد و آويخته نمی شود برای ساختن آن اول طاقچه های پائينی را درست می کنند و طـاقچه های بالائی روی سری پائينی می نشيند ولی مقرنس از سقف شروع به تدريج پائين می آيد . از قرن چهارم تا اوايل قرن پنجم هجری پتکانه ها شکلهای بسيار متنوعی پيدا کردند .
يکی از قديميترين ترمبه های پتکانه در بناهای دوازده امام يزد ديده می شود که توسط سرهنگان ابوجعفر کاکويه که شيعی مذهب بود ساخته شد کتيبه بنا ، نقاشی آنجا را پانزدهم رمضان 429 هجری معرفی می کند . لذا ساخت بنا قطعاً تاريخی متأخرتر دارد . در گنبد تاج الملک يا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان نيز ترمبه ها پتکانه هستند . ضمناً در اجرای پتگانه بدون اجرای دوره بند ابتدا طاقها را روی هم سوار کرده اند و در پايان کار يک طاق روی همه زده اند که گنبد نهائی روی آن آمده است .
شکنج = چين و چروک
بگونه ای که ذکر آن گذشت چپيره شامل دو قسمت است :
1ـ گوشه سازی که شرح آن آمد 2ـ شکنج که به چين و چروکهائی که در گوشه گنبد ايجاد می کنند اطلاق می شود اين چين ها جهت تبديل زمينه مربع ، به دايره يا زمينه مربع نزديک به مستطيل ، به بيضی است .
شکنج به دو گونه اجرا می شود :
1ـ طاق بست يا طاق بندی 2ـ کاربست يا کاربندی
طاق بندی و کاربندی از لحاظ قدمت تاريخی مثل سکنج و ترمبه مشابه همديگرند و هر دو در يک دوره و در کنار هم معمول شده اند .
قبل از اسلام چون در بناها محدوديت ارتفاع مطرح نبود شکنج تنها به اين صورت اجرا می شد که در گوشه های مربع بشن ، ديوار را پيش می نشستند تا تدريجاً قاعده گنبد به دايره يا بيضی نزديک به دايره تبديل شود پس از آن خطی کمربندی مثل گريوار روی آن قرار می دادند اين گريوار معمولاً با آجر دندانه موشی اجرا می شد سپس گنبد روی آن قرار می گرفت ولی پس از اسلام به منظور دست يابی به ارتفاع کوتاهتر و کاربرد مصالح کمتر ، چپيره گنبد را با استفاده از طاق بندی يا کاربندی به دايره تبديل کردند .
طاق بندي يا طاق بست
طاق بندی به ساختن طاقچه روی طاقچه اطلاق می شود و طرز اجرا به اين ترتيب است که از بشن گنبد به بعد گوشه ها را به تدريج يک کلوک پيش می کنند به اين ترتيب دهانه از هر چهار طرف جلو می آيد و نتيجتاً محدودتر و تنگ تر می شود بعد با اجرای هشت طاق ( چهار طاق در گوشه ها و چهار طاق در چهار طرف وسط دهانه مربع ) زمينه را به هشت ضلعی تبديل می کنند .(
برای تبديل هشت ضلعی به 16 روی هم طاق يک (( بَرنخَش )) درست می کنند . برنخش طاقی است شبيه به کليل
که به ديواره های طرفين اتصال دارد ( چون طاقی آمودی و غير باربر است . ) در ايجاد برنخش يک کلوک جلو می نشينند تا دهانه را تنگ تر کنند . روی برنخش را پيکانه يا پيکانی می سازند که در واقع مکمل برنخش است .
حد فاصل بين پيکانی ها را با سنبوسه پر می کنند سنبوسه ها مثلث های منحنی الاضلاعی هستند که شکـل نهائـی را تقريبـاً به دايـره نزديـک می کننـد پـس از اجرای سنبوسه دوباره يک کلوک پيـش می نشينند و گريوار را می سازند . از گريوار به بعد آهينانة گنبد شروع می شود .
معمولاً کتيبه های زير گنبد روی گريوار ساخته می شود . لازم به يادآوريست که با ايجاد سنبوسه شکل بشن از 16 ضلعی به 32 ضلعی تبديل می شود .
كاربندي يا كاربست
نوع ديگر شکنج کاربندی است که از لحاظ اصول اجرا شباهت تام با طاق بندی دارد و بدون اينکه ارتفاع گنبد زياد شود تبديل چهارگوش بشن به دايره ميسر می گردد . به نظر می رسد اجرای کاربندی زير گنبد از نواحی يزد و اطراف آن به ساير نقاط برده شده باشد و اطلاق کاربندی يزدی به اين نوع اجرا احتمالاً به همين دليل است .
طرز کار کاربندی مثل طاق بندی است به اين ترتيب که با اجرای هشت طاق در گوشه ها و وسط دهانه زمينه مربع را به هشت گوش تبديل می کنند از اين مرحله به بعد با اجرای يک کاربندی روی اين طاقها هشت ضلعی يکباره به 32 ضلعی تبديل می شود و برای زدن گنبد کافيست که روی تيزه های کاربندی گريوار بگذارند تا گنبد روی آن سوار شود .
گاهی با استفاده از کاربندی حتی نياز به اجرای هشت طاق اوليه برای تبديل زمينه به هشت ضلعی نيست به اين ترتيب از ابتدای کار روی بشن چهارگوش ، يک کاربندی اجرا می کنند . نمونه مورد فوق در گنبد خانقاه بندرآباد يزد ديده می شود . در گنبد شيخ جنيد در توران پشت يزد همين اجرا به صورت ساده تر ديده می شود .
کاربندی خود به تنهايی نياز به بحثی ويژه و مفصل دارد که ذکر آن در اين مبحث ضروری نمی نمايد . ولی از لحاظ شناخت کاربندی يزدی که همان کاربندی زير گنبد است لازمست ولو بطور مختصر به آن اشاره گردد
بطوريکه در شکل ديده می شود يک کاربندی معمولی متشکل از بخشهای زير است :
1ـ يک سری سنبوسه ( مثلث های منحنی الاضلاعی که قبلاً به آن اشاره شد ) که بالاترين قسمت کاربندی را تشکيل می دهند .
2ـ يک يا چند رديف شاپرک ( چهارضلعی های منحنی الاضلاعی ) که قسمت های ميانی را درست می کنند .
3ـ يک سری پا باريک ( چهارضلعی های انتهايی که منتهی به پا طاق می شود ) .
در کاربندی يزدی فرم کاربندی هر چه ممکن است ساده می شود و از تعداد شاپرکيها کم می شود به حدی که گاهی به کلی شاپرکيها حذف شده و روی پا باريک ها سنبوسه سوار می کنند که نمونه آن در مسجد شاه ولی تفت ديده می شود . در اين وضعيت پا باريک ها از وسط نصف شده و دو نيمه با يکديگر فصل مشترک خطی پيدا می کنند . به هر يک از اين نيمه های پا باريک سوسنی گويند .
از مدارک موجود بر می آيد که اين شکل از يزد توسط معمارانی که برای جهانشاه قراقويونلو کار می کردند به کاشان می آيد و رايج می گردد . دالان و سردر کاروانسرائی جنب مسجد ميرعماد کاشان که از تناسباتی بسی زيبا برخوردار است نمونه کاربندی يزدی در کاشان است . و مسجد کبود تبريز را بايد نمايانگر رواج و کمال اين شکل در تبريز دانست . و نيز نمونه خوب آن در مسجد شيخ لطف الله نـمايان است . بتـدريج استفاده از کاربندی يزدی چنان فراوان شد که هر زمان و هر جا گنبدی می ساختند اکثراً شکنج آنرا به همين گونه اجرا می کردند .
طاق بندی و کاربندی زير گنبد گرچه در يک دوره پديد می آيند و با هم ادامه پيدا می کنند ولی در قرن هشتم هجری رواج طاق بندی بيشتر می شود بطوريکه اکثراً گنبدهای اين دوره روی طاق بندی سوارند . از نمونه های موجود بايد گنبد سيدرکن الدين يزد ، چهار گنبد خشتی يزد ، گنبد تاج الملک يا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان را نام برد .
با پايان بحث گوشه سازی ساختن کاسه گنبد را مطرح می کنيم .
گنبدهای ايران از دو پوسته ساخته شده است 1ـ پوسته درونی 2ـ پوسته بيرونی
پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـيش مـعمولاً مضرس است و ( بطوريکه در صفحات بعد خواهد آمد بدلايل مسائل ساخت و افزير سازه ) به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهيانه )) يا کُدُمبه گويند و پوشش بيرونی را (( خود )) می نامند .
بديهی است که خود بر هم بر سه گونه است :
ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پيوسته اند . يعنی خود بلافاصله روی آهيانه قرار می گيرد و فقط نوک گنبد در خود تيزه پيدا می کند تا شيب گاهی برای راندن برف و باران و غيره داشته باشد .
بهترين نمونه در اوج کمال و زيبائی برای چنين گنبدهائی ، گنبد شيخ لطف اله اصفهان است اين گنبد از لحاظ اجرا نوعی ويژگی دارد و آن اينست که بر خلاف ساير گنبدها آهيانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی ديده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دليل وسعت دهانه چفد خود و آهيانه چمانه است .
ادامه دارد ...
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 | موضوع: تحقیق
ArchiCAD 11 پلي به سوي درك بهتر تصاوير سه بعدي
آرشيكد ۱۱ آخرين نسخه نرم افزار طراجي معماري از شركت گرافيك سافت هست كه به نسبت نسخه هاي پيشين (۸-۹-۱۰) تفاوت فاحشي را داراست به طوري كه قدرت پردازش تجسم پلان هاي ترسيمي به تصاوير ۳ بعدي در صورت داشتن يك سيستم كامپيوتري مناسب چندين ثانيه سريع تر گشته و همچنين نزديك شدن متريال هاي انتخابي به تصاوير پوياتر در قسمت رندرينگ آن تفاوتي شب وروز با نسخه هاي قبلي دارد و همچنين Plug-ins هايي چون ArchiForma 2 - Object Creation و ArchiStair - Creating Custom Stairs و... توانسته نواقص نسخه های قبل را بهبود بخشد . هرچند اين نرم افزار در ايران طرفداران نسبتا كمي دارد( به علت استفاده ماسونري ما از نرم افزار هايي چون اتوكد و ... و به روز نبودن سيستم هاي چاپ نقشه دفاتر فني ) اما بر اساس نظر سنجي هاي اخير آرشيكد و نرم افزار هاي تابع آن محبوب ترين نرم افزار ميان طراحان در سرتاسر جهان است و به نظر من بهترین نرم افزار برای جذب کارفرما در دفتر مشاور است چرا که سهولت در طراحی و به کارگیری فرمت های نرم افزار های مختلف و همچنین پردازش سریع پرسپکتیو های مختلف و ایجاد برش ها و نماهای سریع و حتی تا متره کردن پروژه می تواند انتظار های یک کارفرما را در ارائه پیش نقشه های کامپیوتری بر آورده کند حتی انتظار های یک ژوژمان دانشگاهی را !
پی نوشت : گرافیک سافت نسخه آزمايشي ( ۳۰ روزه ) اين نرم افزار و همچنين نرم افزار Artlantis رو بر روي سايت ...... قرار داده که البته اگه اینترنت پرسرعت دارید مشتاق دانلودش شوید !
.
ArchiCAD helps architects and interior designers win more business by enabling them to design more creatively, analyze earlier, generate project documentation rapidly, and efficiently coordinate projects both internally and externally. » ArchiCAD home page » System requirements » About the education version
Artlantis - Rendering and Animation
Artlantis Studio is the perfect tool to simulate and communicate architectural projects. It produces high resolution still images and photorealistic animations. Powerful features for staging a project include Radiosity effects and real time preview with the legendary easy to use user interface. » Artlantis home page » System requirements » About the education version
Cigraph Plug-ins for ArchiCAD
»more info
»less info
Cigraph Plug-ins address specific areas of professional interest and extend the standard ArchiCAD commands/functions into directions that may be valuable for ArchiCAD users.
ArchiFacade - Straightening Perspective Images
ArchiForma 2 - Object Creation
ArchiMap - Creating as-built surveys
ArchiPanel - Designing false ceilings and raised floors
ArchiRuler 2 - Tool for two-dimensional drawings
ArchiSketchy - Hand Drawn Effects for ArchiCAD Drawings
ArchiStair - Creating Custom Stairs
ArchiTabula - Creating Spreadsheets, Captions and Graphs
ArchiTerra 3 - Terrain Modeling
ArchiTiles - Creation, Layout and Calculation of Tiles
و... ArchiTime - Analysis of Time Management Statistics
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 23 فروردین1387 | موضوع: تحقیق
گنبد در معماري ايران
پوشش گنبد در ايران پييشنه ای ديرينه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشيده که در حقيقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روايی پيدا کند و بخصوص در دهانه های وسيع ترجای پوشش تحت را بگيرد . قديميترين شکل های منحنی در پوشش زيرين چغازنبيل متعلق به هزاره دوم ديده شده است.
با وقفه طولانی در دوران هخامنشی معماری درخشانی با پوشش مرتفع و مسطح در اوج قدرت و کارائی جلوه دارد ولی چه قبل و چه بعد از آن بعلت فراهم نبودن شرايط خاص اقتصادی در اين دوران آوردن چوب سدر از جبل عامل و ساج از گنداره هميشه ميسر نبوده و در جنگل ها و جلگه های اين سرزمين هم چوب مناسب پوشش پرورش نمی يافته است لذا طاقهای منحنی و گنبد جای اصلی خود را به عنوان يک پديده ساختاری و اقليمی در معماری ايران به آسانی پيدا می کنند .
در متون موجود ، ديرينه ترين گنبدی که به آن اشاره می شود مربوط به دوران اشکانی و اوايل ساسانی است . اين گنبد در شهر فيروز آباد و به قطر 10/16 متر بنا شده است . چنانچه ابن البلخی در توصيف شهر فيروز آباد و گنبدی که در ميانه شهر برپا شده می گويد : اردشير شهر فيروزآباد ، که اکنون هست بنا کرد و شکل آن مدور است چنانک دايره پرگار باشد . در ميان شهر آنجا که مثلاً نقطه پرگار باشد دکة انباشته برآورده است و نام آن ايوان کرده و عرب آنرا طربال گويند و بر سر آن دکه سايها ساخته و در ميان گاه آن گنبدی عظيم برآورده و آنرا گنبد کيرمان گويند و طول چهار ديوار اين گنبد تا زير قبه آن هفتاد و پنج گز است و اين ديوارها از سنگ خارا برآورده است و پس قبه عظيم از آجر بر سر آن نهاده و آب از يک فرسنگ از سر کوه رانده و به فواره بر اين سر بالا آورده و دو غدير است که يکی بوم پير گويند و ديگر بوم جوان و بر هر غديری آتشگاهی کرده است .
در دوران ساسانی گنبدسازی آنچنان رواج می گيرد و تکامل می يابد که از آن پس تا امروز پوشش گنبدی از نظر ساخت و افزير بصورت الگو و دستور العمل کلی مورد بهره برداری قرار می گيرد .
روش گنبدسازی چه در دوران ساسانی چه در دورة اسلامی آنچنان با استفاده از نظم دقيق رياضی در شکل بندی و ساختمان و با کاربست شيوه های صحيح صورت می گيرد که در همه انواع ، گنبدها بدون احتياج به گاه بست و کالبد و قالب در برابر همه نيروهای فشاری و رانشی به خوبی مقاومت می کنند ، گرچه در گوشه سازيها از اوايل دوران اسلامی تاکنون تحولاتی چند صورت گرفته است اما روش گنبدسازی در ايران همواره ويژگی اجرائی و فرهنگی خاص خود را دنبال کرده است . آنچه قابل ذکر است آنکه اين ويژگی چه در شکل چه در اجرا ( نداشتن قالب ) آنرا با گنبدهای مشرق زمين همواره متفاوف می کند .

تعريف هندسي گنبد
در تعريف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول يک محور قائم به وجود می آيد . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمينه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکيل شده است :
1
ـ گنبد خانه يعنی زمينه گنبد
2ـ بَشن = هيکل يعنی قسمتی که روی زمينه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آيد و يک يا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد)
3ـ چپيره = جمع شده
از آنجائيکه در معماری ايرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوريم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطيل است با چپيره کردن آنرا تبديل به دايره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همين دليل مرحله چپيره شدن در گنبدسازی شايان توجه است زيرا امکان داشتن زمينه گرد است که اجرای نهايی پوشش گنبد را ميسر می سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمينه را به شکل مربع در نظر می گيرند تا به سادگی بتوان آنرا تبديل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دايره کرد .
گنبد سازی در ايران به ندرت روی زمينه مستطيل نزديک به مربع هم اجرا شده است در اين صورت مستطيل تبديل به 6 و 12 و سپس بيضی نزديک به دايره می شود و گنبد روی بيضی قرار می گيرد . به اين نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دايره بيضی است کمبيزه گفته اند . از نمونه های اين نوع گنبد با ته رنگ بيضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زيد بن علی در ورامين قابل ذکرند .
چپيره
چپيره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسيم می شود :
ـ گوشه سازی = گوشه بندی
ـ شکنج = چين و چروک
ـ گوشه سازی يا گوشه بندی يعنی ساختن و تبديل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتيب 16 و 32 و 64 گوشه و بالاخره دايره و با تبديل کردن شکل مستطيل نزديک به مربع به 6 و 12 گوشه و بالاخره بيضی است . در حالت اخير مستطيل بشن بايد نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبديل به شش گوشه شود مثلاً نسبت 4 و 4/3 قابل تقسيم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمينه های مرسوم در معماری ايرانی را می توان به نحو مطلوب تبديل به دايره کرد که در مباحث آينده جداگانه بررسی خواهد شد .
گوشه سازی خود شامل دو بخش است :
1-
اسکنج يا سِکُنج
2-
ترمبه يعنی جمع شده
اولين گوشه سازيها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترين موارد مثال را در ابيانه می توان ديد .
دراراک هم در کاروانسرای حاج عليقلی نمونه ديگريست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمين طـريقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنين بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمين طور روی هم می چيدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .
در معماری ارمنی از اين نوع گنبد زياد به چشم می خورد . فضای زير اين گنبدها را معمولاً بزرگترين اطاق تشکيل می دهد . در خانه های روستائی نيز پوشش بزرگترين اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .
چوبهای موجود در ايران از استحکام کافی برخوردار نيست و معمولاً برای پوشش دهانه های 5/2 تا 3 متر به کار می رود به همين دليل در معماری پيشين ايران در زمان هخامنشيان برای پوشش تخت جمشيد از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسيار قطور و مرتفع را آوردند . چون اين حمل و نقل چوبها مستلزم هزينه ای سنگين بود در دوران اشکانی اين کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .
متاسفانه از معماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ايران نمونه ای بجای نمانده است . در خارج از محدوده ايران کنونی به يکی دو نمونه از پوشش سغ بر می خوريم که يکی hattra يا الحضر است و ديگری کاخ آشور و ايندو نيز چهره روشنی از چگونگی پوشش به دست نمی دهند .
در بازه هور خراسان بين خواف و نيشابور گنبدی ديده می شود که گوشه سازيهای آن با چوب ساخته شده و خود گنبد با سنگ لاشه . بنا متعلق به اواخر دوران اشکانی يا اوايل ساسانی است و در مجموع ناچيزتر از آنست که ما را به قضاوتی کلی در اين باب رهنمون شود . لذا از گنبدهائی که همه مصالح آن از چوب بوده فقط خاطره هائی باقيست . شايد ابيانه بهترين تجلی گاه آن باشد .
گوشه سازی با چوب نيز به تدريج در بسياری از نقاط ايران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موريانه خيز بودن زمين های ايران داخلی ( ايرانشهر ) بوده و هست . قديميترين نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور است که قبلاً اشاره شد .
در فهرج يزد هم با اينکه منطقه به شدت موريانه خيز است ( احتمالاً به علت رواج چوب در منطقه شهدای فهرج ) زيارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موريانه به کلی از بين رفته ولی خشت های پشت آن به نحو معجزه آسايی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی ديده نمی شود .
در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم در منطقه خراسان حدود مشهد و طوس و اطراف آن و در مناطق کوهستانی کرمان که موريانه کمتر است استفاده از پوشش چوبی رواج می يابد .
نمونه اين گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و در اين بنا برای گوشه سازی با يک تخته ، شانزده ضلعی را به 32 ضلعی تبديل کرده اند . در گنبد هارونيه طوس نيز همين عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوين از تخته استفاده کرده اند ( گنبد قديمی مسجد) با اينحال نمونه های فوق انگشت شمارند و بايد گفت که به علت اشکالات گوناگون استفاده از چوب منسوخ می شود .
بطوريکه گفته شد نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اريب است که همديگر را در يک نقطه قطع کرده باشند . شيوه زدن طاق ممکن است بصور مختلف رومی ، ضربی ، چپيله ( لاپوش و تيغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق اين نوع گوشه سازی را به وجود می آورد . ذکر اين نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به اين گوشه ها منتقل نمی شود . به همين دليل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثيری در چگونگی افزير گنبد ندارد .
...پایان قسمت اول
مقاله اي از Arcnews.com
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 17 فروردین1387 | موضوع: تحقیق
نگاهي بر سازه هاي آبي تاريخي شوشتر
نگاهي بر سازه هاي آبي تاريخي شوشتر؛ مجموعه اي صنعتي پيش از انقلاب صنعتي
مهندس محمدحسين ارسطو زاده :مدير پايگاه ميراث فرهنگي سازه هاي آبي تاريخي شوشتر
)عليرضا دانشپور (دانشجوي كارشناسي ارشد معماري–كارشناس پايگاه ميراث فرهنگي سازه هاي آبي تاريخي شوشتر
معماري از اجتماعي ترين اشكال بروز هنر ، فرهنگ، توانمندي يك ملت و زمينه شناخت تاريخ گذشته و امكان تبلور آينده آن است. با اين باور و بر اساس فرصتي كه در سال هاي اخير براي شناخت معماري شهري، توليدي و معماري مبتني بر آب در شهر شوشتر و پيرامون آن دست داد، سعي در طرح بزرگترين مجموعه آبي و ويژگيهاي آن خواهيم كرد تا به پيشنهاد مشخص در اين زمينه براي حفظ ميراث ارزشمند و توان آفرين آن برسيم. نقش توليدي آب و اثر توزيع و بهره برداري از آن در شكل گيري سيستم حكومت و نظام كالبدي در كنار فعاليتهاي دفاعي و اقليمي از اهميت ويژه اي برخوردار است.
ايجاد اولين امكان عبور از كارون عظيم و پهناور، مهار و بهره برداري از آب و انرژي آن به مدد پشتكار، هوش و درايت پدران ما در طي هزاران سال، يكي از بزرگترين و كهن ترين مجموعه هاي دست ساخت بشر تا پيش از دوران انقلاب صنعتي را پديد آورده است. مجموعه اي كه در طول كيلومترها ادامه مي يابد و در طي هزاران سال كامل مي شود و در جوار خود يكي از هوشمندانه ترين اشكال بروز معماري شهري–آبي را به وجود مي آورد.
از شگفتيها و فرازهاي اين كار آبي، ايجاد مجموعه عظيم چند عملكردي، در طول نزديك به يك كيلومتر شامل عناصر اصلي زير مي باشد:
الف) بند ميزان با هدف اصلي تقسيم آب كارون به دو شاخه دو دانگه(گرگر) و چهار دانگه(شطيط(
ب) نهر داريون(داريوش) با كانالها و دريچه هاي متعدد و اهداف گوناگون و پيچيده اي چون آبياري جزيره ميان آب به وسعت حدود چهل هزار هكتار با تقسيم بندي ها و دريچه هاي بسيار دقيق كانالها، آب پخش كن ها، پلها و نهرهاي مفروش و... . همچنين تامين آب شرب شوشتر و نيز ايجاد دسترسي ويژه به قلعه شاهي سلاسل.
ج) پل بند شادروان به عنوان دريچه خروجي و تنظيم ارتفاع آب در نهايت غربي اين مجموعه آبي به منظور سوار كردن آب شطيط بر روي نهر داريون و ايجاد امكان عبور از كارون در شاهراه اصلي شرقي غربي منطقه در مسير شاهي تيسفون تا پاسارگاد.
د) ايجاد تعداد زيادي كانالهاي فرعي براي آبياري و به راه انداختن آسيابها و استفاده صنعتي از انرژي آب.
ه) كف سازي سنگي كارون در اين فاصله به منظور تثبيت كف رودخانه.
و) ايجاد عمارت كلاه فرنگي براي كنترل ميزان ارتفاع آب و نظارت بر عمليات در محدوده اين مجموعه.
ز) و در نهايت خود قلعه سلاسل به عنوان مركز فني، حكومتي و مديريت آب منطقه.

گلوگاه دستيابي و كنترل خوزستان و آب آن عمدتاً در اين منطقه شكل گرفته و تجلي آن قلعه سلاسل است كه به تناوب از دوران ايلامي تا اواخر قاجار، محل استقرار حكومت محلي برفراز صخره شوشتر بوده است. اين مجموعه عظيم چنانكه گفته شد در فاصله بند ميزان تا پل بند شادروان كامل مي شود و به صورت چند منظوره آب كارون را در طول نزديك به يك كيلومتر، چند متر بالا آورده، از آب و انرژي آبي آن بطور شگفت انگيزي در طول چهل كيلومتر اراضي جنوبي شوشتر تا بند قير يعني دشت مياناب (ميان او، مينو، بهشت) را به يكي از سرسبزترين مناطق دنيا مبدل كرده بوده است. كانالهاي دستكند و دست ساخت متعدد و پلهاي آب بر و پل بندها و آسيابها و ديگر تاسيسات آبي صنعتي نه تنها شهر شوشتر را سيرآب و تهويه مي كرده، بلكه يكي از سرسبزترين و آبادترين مناطق را براي توليد انبوه و گسترده و كشاورزي (چونان انبار بزرگ غله) خلق كرده است.
كشاورزان در حاصل توليد، شهر نشينان و نيروهاي نظامي و ديواني نيز از بازار توليد تغذيه مي كرده اند، به نحوي كه منطقه خود بستر تمدنها و شهرهاي مهمي چون احتمالاً هيدالو (ايلامي هخامنشي) دستوا(پارتي- قبل و بعد از اسلام عسكر مكرم) و شوشتر كنوني(ساساني) بوده است.
در ادامه اين تاسيسات آبي ، پيرامون شاخه هاي كارون عناصر متعدد ديگري شكل گرفته اند كه از آن ميان مي توان به مجموعه شگفت انگيز پل بند گرگر، مجموعه آبشارها(حدود پنجاه آسياب كه در خدمت كشاورزي منطقه بوده است)، برج عيار و تاسيسات منظم آن، بند زيباي ماهي بازان (خدا آفريد)، پل بند لشكر، بند خاك و بسياري از ديگر پلها و آب پخش كن ها و كانالهاي و تاسيسات در دو سوي جزيره ميان آب (و نيز شماري از عناصر هنوز ناشناخته) اشاره كرد. رد اين مجموعه را بوسيله كانال دستكند مسرقان از بند قير تا شرق اهواز و نيز تاسيسات آبي–صنعتي كهن اهواز مي توان پي گرفت. كار انساني شگفت انگيزي كه به قول مهندس حامي اجازه نمي داده است حتي يك قطره از آب كارون هدر رود و به دريا بريزد.
اين مجموعه عظيم در واقع تنها با پشتيباني مالي، نظامي، اداري و فني وبويژه مديريت بسيار هوشمندانه و قوي حكومتهاي متمركز و مقتدر در كشور و نمايندگان آنان به صورت شاهكان و ميرآبها و مهندسان ميسر مي شده است به نحوي كه حكومت در منطقه خوزستان همواره با مديريت مهندسي آب در هم آميخته بوده است و بر اين اساس مي توانسته پا بر جا بماند و انبار غله منطقه و توليدات گسترده صنعتي آن باشد.
مديريت آب خوزستان به قدري تخصصي و مهم بوده است كه حتي با تغيير حكومتها تغيير نمي كرده و تا حمله مغول هم كمابيش سرپا بوده است. اين مجموعه عظيم تر از آن بوده است كه با توان افراد و حتي حاكمان محلي قابل كنترل و اداره باشد. در نتيجه مركز مديريت و مهندسي آب خوزستان در طول تاريخ بطور عمده در قلعه سلاسل شكل مي گرفته است و حاكم خوزستان كه خود ميراب خوزستان و مسئول تشكيلات فني آن بوده، عنصر مهمي در مجموعه حكومت كشور به حساب مي آمده است. وزارت «كست افزوده» ساساني با وظيفه مديريت پيمودن و آب، شايد از همين قلعه سلاسل هدايت مي شده است.
هر زمان قدرت و تمركز حكومتهاي مركزي افول كرده، در معرض تهاجمها و نابساماني قرار گرفته است، اين مجموعه در هم پاشيده و از كارآيي و رونق افتاده است. با ضعف قدرتهاي متمركز ناشي از جنگ و تهاجم و ضعف مالي و نظامي و قطع ارتباط متقابل حكومت منطقه و حكومت مركزي اين ماشين عظيم كه به مراقبت پر هزينه و سنگين دائمي مالي نظامي و فني نيازمند بوده است از كار مي افتاده و قحطي و ويراني در منطقه رخ مي نموده است. (نمونه هاي تاريخي بقا و زوال از اين دست را در اين منطقه و در بين النهرين بسيار مي توان يافت(
به همين سبب آب همواره عنصر مورد ستايش، مطهر، مقدس و مهمي در اعتقادات و سنن مردم اين مرز و بوم بوده است. با توجه به بحث فوق روشن است كه مطالعه سيستم آبي خوزستان، ريشه ها، زمينه هاي تاريخي و عناصر آن نه تنها خود في نفسه بسيار مهم و پر جذبه است، بلكه زمينه منحصر بفردي براي شناخت علت پديدار شدن حكومتهاي مقتدر و متمركز آسيايي و شكل خاص آن در ايران بشمار مي آيد
نتیجه
اين جاري بي زوال كه در جهت تكامل زندگي، توليد نعم مادي و جهت احياي شهر و منطقه در گذشته كار كرده است، امروزه با هدف استخراج علوم در ايران باستان در فن ابياري و تبديل به يك مجموعه فرهنگي، تفريحي و توليدي از طريق احياي بخشهايي از سيستم آبي گذشته، و نيز محلي براي جلب سياحان، به صورت يك پارك موزه گسترده، بررسي مي شود؛ تا به حفظ ميراث و انتقال شگردها و تجربه هاي توليد كهن و شناخت علمي اسرار زندگي پيشينيان كمك كند. بي ترديد اين مجموعه بر اساس همه نظرات كارشناسي سودي سرشار براي مملكت ببارخواهد آورد.
منابع
-كسروي، احمد، تاريخ پانصد ساله خوزستان، چاپ بهمن، تهران، 1373
-جمعي از نويسندگان، فن آبياري در ايران باستان
-كريميان، نادر، مجموعه مقالات، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور، آذرماه 1383
-مجموعه مقالات كنگره ارگ بم، كرمان، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور.
جهت دريافت اطلاعات بيشتر به وبگاه بناهاي آبي تاريخي شوشتر به نشاني: http://www.shushtarmiras.ir مراجعه فرماييد
پینوشت : با توجه به فرا رسیدن عید نوروز و فرصتی برای علاقه مندان معماری ایران که از سازه های معتبر ( اما گمنام ) ایران دیدن کنند سعی میشود در این ایام مطالبی را در این باب در احتیار شما بگذاریم . الف - عالمی
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 25 اسفند1386 | موضوع: تحقیق
نیم نگاهی به معماری روستای ماسوله
پیش از آنکه شهرهای جدید در گوشه و کنار ایران پدیدار شوند و پیش از آنکه شهرهای تاریخی ایران در نوسازی و بازسازی معاصر تحت تاثیر فرم ها و مدل های جدید ، شکل و شمایل ظاهری شهرهای غربی را بیابند اشکال متنوع استقرار و اسکان مردم ایران زمین جلوه ای دیگر داشت که امروزه تاریخی و شگفت انگیز توصیف می شود. برخی از این شگفتی ها در بافت های تاریخی شهرهای قدیمی ایران با طرز اعجاب آوری به بقای خود ادامه می دهند و برخی دیگر به ورطه ی نابودی سپرده می شوند . فضای روستایی ایران که بستر شکوفایی بخشی مهمی از تمدن گذشته ی ایران زمین است کمابیش در معرض خطر هجوم جریان نوسازی معاصر قرارگرفته است و ناگزیر به سمت و سوی شبیه سازی شهرهای امروزی سوق داده می شود ، اما شگفتا که هنوز بخش قابل توجهی از روستاهای دیرینه و قدیمی ایران که قلب زندگی و فرهنگ گذشته در آنها می تپد به حافظان بی دلیل جلوه های ماندگار میراث فرهنگی و روستایی ایران تبدیل شده اند که اگر به یاری آن ها شتافته نشود در اندک زمان تاریخی از پای درخواهند آمد و بلافاصله بخش مهمی از نمادهای فرهنگی و میراث هنری ایران که همانند گنجینه های بی مانندی در اقصی نقاط کشور جای گرفته اند ، نابود خواهند شد .

درجنوب غربی استان گیلان و در دامنه ی جنگلی کوه های تالش در دره ی ماسوله رودخانه ی همرنگ با طبیعت همیشه سبز کوهپایه ای ، شهری زیبا قرار دارد با عمری به بلندای تاریخ . این شهر تاریخی که در 30 کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن واقع شده ، ماسوله نام دارد. ماسوله در گذشته به نام خورتاب خانی ، قزل دره و ماسالار خوانده می شد و در مورد کلمه ی ماسوله این روایت وجود دارد که معروف است چون این محل درکنار کوهی به نام ماسالار واقع شده بود به نام (ماسالار) معروف شد و بر اثر گذشت زمان و کثرت استعمال به تدریج ماسوله نامیده شده است .ماسوله در غرب شهرستان فومن و منتهی الیه جنوب غربی استان گیلان و تقاطع سه استان گیلان ، زنجان و اردیبل واقع است . این شهرک تاریخی از قسمت شمال و شمال شرقی به شهرستان ماسال و توابع آن ،از جنوب به پشت کوه خمسه زنجان و از مشرق به جلگه ی فومنات محدود است . موقعیت این شهرک به گونه ایست که از سه طرف شمال ،جنوب و مغرب توسط کوهستان محصور گردیده و فقط از طرف شرق به جلگه ی فومنات کشیده شده است . ماسوله و توابع آن از شمال به جنوب 12 کیلومتر طول و از مشرق به مغرب 30 کیلومتر عرض دارد . مهمترین ویژگی ماسوله وضعیت خاص بناهای این شهرک است . بناهای این شهرک در کناره ی شمالی ماسوله رودخانه ای به طرز زیبا و مهندسی خاص به طرف کوهپایه پیش رفته است . قرار گرفتن خانه ها و دیگر ساختمان ها طوری است که بایک نگاه گویی پلکانی بزرگ از کوه به دره کشیده شده است . این وضعیت ساختمانی باعث شده است که خانه های ماسوله حیاط نداشته باشند و حیاط آنها تحتانی است . ورود و خروج به این شهرک فقط از طریق عبور از بام خانه ها امکان پذیر است و جالب توجه اینکه عبور مردم حتی چهارپایان ازبام این خانه ها بدون اعتراض صاحبخانه ها انجام می شود و این مساله از قدیم جزو قراردادهای اجتماعی حاکم بر ماسوله بوده است .البته ترکیب ساختمان های این شهرک طوری است که خانه های ماسوله دورتادور بازار اصلی شهر بنا شده اند ،از این رو برای رسیدن به بازار ماسوله حتما باید از یکی از محلات ماسوله عبور کرده وگرنه راه دیگری وجود ندارد غیر از بازار ماسوله که در مرکز شهر واقع شده است
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در سه شنبه 21 اسفند1386 | موضوع: تحقیق
آنچه که یک معمار باید بداند ! 2
در ناحيه تهران ، گسل هاي متعددي خاطر نشان شده است ، كه در مقايسه با گسل هاي مهم ايران اهميت چنداني ندارد ولي با توجه به موقعيت تهران ، درباره اين گسل ها و زلزله خيزي آنها مطالعات زيادتري انجام شده است . كه البته اكثر اين گسلها در دشت آبرفتي تهران و حومه ديده شده است.

مهمترين گسل هاي تهران
مهمترين و طويل ترين گسل نزديك به تهران ، گسل شمال تهران است كه بخشي از سيستم تكنونيكي و پيچيده يال جنوبي سلسه جبال البرز را تشكيل مي دهد. طول اين گسل را 45 كيلومتر خاطر نشان كرده اند كه از دره لشكرك در شرق تا آبادي كاظم آباد ( 2 كيلومتري شرق كلاك و شمال اتوبان تهران – كرج ) قابل تعقيب است.
گسل گرمدره : اين گسل در بخش غربي تپه گرمدره ( جنوب گرمدره و شرق كاروانسرا سنگي ) و جنوب تهران – كرج در يك تراشه شرقي – غربي قرار دارد. گسل مزبور ، از نوع معكوس و با زاويه زياد ( شيب 50 در جه به طرف غرب) بوده و داراي امتداد شمالي – جنوبي است.
گسل فرحزاد:
امتداد اين گسل تقريبا شمال غرب – جنوب شرق است. با بررسي و كنترل بريدگي رودخانه فرح زاد و آبراهه هاي واقع در شرق و غرب به دو شاخه تقسيم ميشوند :
شاخه جنوبي گسل فرح زاد : از غرب دره فرحزاد تا شرق باغ فيض
شاخه شمالي گسل فرح زاد : از غرب دره فرح زاد تا شرق جاده خاكي حسارك – كن
گسل شرق فرحزاد
گسل هاي جنوبي شرق فرحزاد : گسلي 2 كيلومتري جنوب شرف آبادي فرح زاد و 500 متري شمال غرب دفتر شركت تعاوني كوي كارمندان وزارت راه
گسل سعادت آباد: گسل سعادت آباد در غرب اوين ، 500 متري شمال بيمارستان سعادت آباد و در يك ترانشه با امتداد شرق- جنوب غربي ديده شده است.
گسل ايوبي : اين گسل در كناره شمال اتوبان ايوبي و 200 متري شمال غرب محل ساختمان هاي ونك پارك و نفت شهر و در ترانشه با امتداد شرقي – غربي قرار دارد.
گسل هاي مسير مترو : اين مجرا با امتداد شمالي – جنوبي به طول 2800 متر در تپه هاي عباس آباد حفر شده است ، كه از خيابان ميرداماد شروع و به طرف جنوب ادامه مي يابد.
گسل تلويزيون: از مقطع اصلي خيابان آفريقا تا محوطه مقر كميته انقلاب اسلامي ( انتهاي اتوبان رسالت)
گسل سوهانك
گسل سرخ حصار ... و چند گسل در مقياس كم كه زياد قابل توجه نخواهند بود.
پي نوشت : اين مطالب را هنگام تحقيق درباره طراحي شهرك هاي صنعتي گلپايگان در دفتر مهندسين مشاور ... انجام مي دادم از كتاب زمين شناسي ايران مشاهده كردم كه به علت حساسيت هاي به وجود آمده براي پايتخت ايران و شايعه افكني هاي بسيار در مورد زلزله تهران و شدت تخريب آن و همچنين ساخت و سازهاي بي رويه در بعضي از مناطق ذكر شده فكر مي كنم مورد توجه معماران ... باشد.
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 27 بهمن1386 | موضوع: تحقیق
جستاری بر معماری مسکونی ایرانی
پی نوشت : مطالب خلاصه شده زیر از کتاب معماری مسکونی ایرانی ( گونه شناسی درونگرا ) تالیف غلامحسین معماریان برگرفته شده که سعی شده است در این بخش و بخش های آتی نکات پایه استخراج شود برای علاقه مندان به آشنایی با معماری مسکونی ایران .
ويژيگي هاي يك خانه درونگرا :
° نداشتن ارتباط بصري مستقيم فضاهاي داخل با فضاهاي شهري بيرون خود
° فضاهاي مختلف آن را عنصري مانند حياط و يا صفه هاي سرپوشيده سازماندهي كرده است به نحوي كه روزن ها و بازشو ها به طرف اين عناصر باز شوند
§ از حياط در خانه هاي ايراني به شكل هاي مختلف زير استفاده شده است :
° حياط به عنوان نشانه حريم تملك
° حياط ، وحدت دهنده چند عنصر خانه
° حياط ، ارتباط دهنده چند فضا
° حياط ، براي ايجاد محيطي سر سبز و با نشاط
° حياط ، به عنوان يك هواكش مصنوعي براي گذر جريان بادهاي مناسب
° حياط ، عنصري مهم در جهت سازماندهي فضاهاي مختلف

در مناطق چون يزد و كاشان بخش يزرگي از حياط به صورت گودال باغچه ساخته شده است تا علاوه بر دسترسي بهتر به آب زير گذر قنات ها ، با كاشت درختان سر سبز وفضاهاي درخور ، محيطي خنك به وجود آورند .
§ اتاق ؛ بر مبناي سازماندهي كل فضا ها و تقسيم آن به فضاهاي تابستان نشين و زمستان نشين اتاق هاي مختلف شكل گرفته است .
§ ارتفاع دادن به خانه ، جهت رسيدن به مسير حركت بادهاي مناسب سبب شده است كه اغلب اتاق هاي تابستان نشين در اشكوب ها بالا( طبقات) و اتاق هاي زمستاني در طيقه همكف يا كمي پاينتر از سطح حياط قرارگيرند.
§ در خانه هاي مختلف در اقليم هاي گوناگون اتاق هاي تابستاني در انواع سه دري ، چهار دري ، پنج دري ، شش دري ، هفت دري، هشت دري ، ده دري، دوازده دري و شانزده دري ساخته شده است.
§ ويژيگي مهم درها در برخي از اتاقها دو جداره بودن آن است ؛ معمولا جداره بيروني از نوع كركره اي بوده و در جداره داخلي ، داراي دو لنگه است.
§ اتاق ها به چند شكل با ديگر فضاهاي موجود ارتباط دارند. اتاق هاي طبقه همكف ، مستقيما به حياط راه دارند و معمولترين راه دسترسي به آنها به وسيله طارمه ( ايوان بين چند فضا – تركيب طارمه و اتاق ) انجام مي شود.
ادامه دارد ...
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 26 بهمن1386 | موضوع: تحقیق
ماجراجويي هاي معمارانه !

فكر مي كنم شما هم مثل من اگر براي بار اول( بدون آگاهي پيشين) به اين تصاوير نگاه كنيد هيچ گاه تصور نمي كنيد اين بازار يا رستوران بر روي ... طراحي شده است . اما براي اينكه تصورات خود را به واقعيت تبديل كنيد ادامه مطلب را مطالعه كنيد!
گريز : اين جمله را بسيار شنيده ايد و يا تصور كرده ايد : خانه ايي روي آب ؛ كه ديگه با پيشرفت تكنولوژي اين تكلمه هاي شاعرانه هم از دنياي تخيلات خارج شده است ؛ مي تواند پيش از مطالعه - ادامه مطلب - به شما كمك ...
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 19 بهمن1386 | موضوع: تحقیق
معماری پويا ( ديناميک ) ، ظهور عصری جديد در معماری
پي نوشت : اين تحقيق توسط امير علي سي سي و رهام احمدیان تهيه شده است .
ساختمان های ما همیشه در حال جنبش و تغییرند . اندام ها و اشکالشان تغییر می کند تا همخوانی بهتری به افکار و تخیلات ما و همچنین طبیعت داشته باشد . بناهای ما در معرض نور خورشید و باد هستند ، بنابراین طبیعت به تنهایی تمام انرژی مورد نیاز را به ساختمان می دهد . در این سبک از معماری با چرخش 360 درجه ای ، چشم اندازی باز و عمیق از جهان ، طبیعت ، آینده و زندگی دریافت می شود . این در واقع دیدگاه و رویکرد این سبک معماری است . معماری دینامیک مدام به دنبال تغییر در شکل و کالبد خود است ، همزمان با اینکه هر طبقه به طور جداگانه می چرخد فرم کلی ساختمان به طور مداوم در حال تغییر و تحول است و نماهای متفاوت از زوایای متفاوت را به ارمغان می آورد . بینش و دیدگاه جدید این سبک معماری بر اساس مجموعه نیروهای محرک پایه ریزی شده که در واقع معماری سنتی که تا کنون بر اساس ثقل و جاذبه استوار بود را به چالش می کشد . ساختمان هایی که بر این اساس طراحی می شوند تبدیل به سمبلی برای فلسقه جدید خواهد شد که شکل شهرها و مفهوم زندگی ما را تغییر خواهند داد . از به بعد ساختمان ها دارای بعد چهارم می شوند که همان زمان است ، پس دیگر فرم آن ها به اجسام صلب و سخت محدود نمی شوند و بناها دارای رویکرد و گرایشی نوین و انعطاف پذیر خواهند شد و در نتیجه شهرها سریع تر از آنچه تصور می شود تغییر خواهند کرد . با این معماری نو ظهور خانه هایی که ما در آن زندگی میکنیم و نحوه زندگی ما نیز شروع به تغییر اساسی می کند و ساختمان ها دیگر محصول افکار فسیل شده و قدیمی معماران نخواهد بود ، بلکه تبدیل به بناهایی می شوند که در حال دگرگونی هستند و دائما برای ما چشم اندازها و تجارب جدیدی همراه با زمان را به ارمغان می آورند در نتیجه قلم معماران نمی تواند محیطی را بر ما تحمیل کند ، هر ساختمان دارای نوعی آزادی ، اختیار و خواستگاه خاص خود می شود .نحوه ساخت و خود کفایی در تولید برق دو فاکتور مهم در معماری دینامیک است .

در ادامه مطلب ... نقشه هاي فني از اين معماری در دبي و نحوه ساخت و... آن را مي توانيد مطالعه كنيد
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 13 بهمن1386 | موضوع: تحقیق
تاريخ معماري ؛ كاخ هاي رياست جمهوري مشهور دنيا
پي نوشت : تا حالا فكر كرديد چرا معماري اينقدر بي رحم است در ترور شخصيت هايي كه در بعد چهارم گام بر نمي دارند ! پس بخوانيد ؛ آنهايي كه ساختند اما گمنام ماندند !
کاخ کرملین در روسیه زیبا ترین کاخ ریاست جمهوری دنیا است این ساختمان مجموعه یی بسیار مستحکم در قلب مسکو که مشرف به رود موسکوا از سمت جنوب، کلیسای جامع سن باسل و میدان سرخ از شرق (که اغلب از سوی غربی ها با خود کرملین اشتباه گرفته می شود) و باغ الکساندر از غرب است. اولین سازه های سنگی ثبت شده در کرملین، به دستور ایوان ... کالیتا در اواخر دهه ۱۳۲۰ میلادی که پایتخت حکومتی خود را از کی یف به مسکو تغییر داد ساخته شدند. در سال ۱۴۷۵، قلمرو حکومتی روسیه وسطی در دوره حکومت ایوان کبیر متحد شد.مردی که عنوان یگانه پادشاه کبیر کل روسیه را کسب کرد و باور داشت که مسکو، تنها جانشین قانونی و شایسته رم و قسطنطنیه است. در راه محقق کردن آرزوهای شاهانه و جاه طلبانه اش، ایوان طرح بازسازی کاخ کرملین را ارائه داد و جمعی از آرشیتکت های ایتالیای دوره رنسانس مانند پیترو آنتونیوسولاری و مارکو روفو را دعوت کرد. در طول تسلط ناپلئون بر روسیه در سال ۱۸۱۲، نیروهای فرانسوی کاخ کرملین را از ۲ تا ۱۱ سپتامبر محاصره کردند. وقتی ناپلئون مسکو را کاملاً تسخیر کرد، دستور داد تا کرملین کاملاً منفجر شود. انبار مهمات جنگی کاخ کرملین، بخش های متعددی از دیوار کرملین و بسیاری از برج های کرملین با این انفجارها منهدم شدند و کلیساها و تالارهای گرانبهایی آتش گرفتند. انفجارها تا سه روز از ۲۱ تا ۲۳ اکتبر ادامه یافتند. خوشبختانه باران، آتش ها را خاموش کرد و خسارات بسیار کمتر از میزان تخمین زده بود. بعد از آن مقامات شوروی پایتخت حکومت را دوباره از پتروس گراد به مسکو منتقل کردند.

پالاس پرژیدنسکی (لهستان) کاخ پرژیدنسکی در ورشو پایتخت لهستان بنایی باشکوه به سبک معماری یونان باستان و آخرین نمونه از سازه هایی است که در سایت کراکوفسکی پرژدمیشیه پس از سال ۱۶۴۳ ساخته شده است. در طول سالیان، این ساختمان بارها تجدید بنا و دوباره سازی شده است. در ۱۷۵ سال نخست آن، این کاخ دارایی خصوصی خانواده های اعیان و اشراف لهستانی بود. در سال ۱۷۹۱، این کاخ طرح ریزان و حامیان مشروطه سوم ماه مه لهستان را میزبانی کرد. نخستین نظام مشروطه تدوین شده ملی اروپا و دومین انقلاب مشروطه دنیا پس از ایالات متحده. در سال ۱۸۱۸ بود که پالاس پرژیدنسکی، وقتی به جایگاه استقرار نایب السلطنه کنگره لهستان در تحت سلطه روسیه بدل شد، فعالیت مداوم خود را به عنوان یک بنای حکومتی شروع کرد. در پی قیام عمومی لهستان پس از جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸، این بنا توسط مقامات تازه روی کارآمده پس از قیام عمومی تصرف شد و به مسند شورای وزیران بدل شد. در طول جنگ جهانی دوم، این قصر به عنوان جایگاه استقرار آلمانی های اشغالگر استفاده شد و پس از شورش عمومی ۱۹۴۴ نیز دست نخورده و سالم باقی ماند. پس از جنگ نیز فعالیت خود را به عنوان محل اقامت اعضای شورای وزیران لهستان ادامه داد.
پالاسیو دوپلانالتو (برزیل)پالاسیو دو پلانتالو محل کار رسمی رئیس جمهور برزیل است. این کاخ در پراخا دوس ترس در برازیلیا، پایتخت برزیل قرار دارد. به عنوان محل کار رسمی حکومت، واژه پلانتالو به معنای زمین مسطح، به عنوان کنایه یی برای شعبه رسمی و اختصاصی حکومت استفاده می شود. معمار پالاسیو، اسکار نایمیر نام دارد که سازنده بسیاری از بناهای مهم در پایتخت جدید برزیل است. ایده اصلی، ایجاد تصویر سادگی و مدرنیسم با استفاده از خطوط منحنی و امواج صاف برای ساختن ستون ها و ترکیب های ساختمانی خارجی بود. این قصر، چهار طبقه است و مساحتی برابر با ۳۶ هزار متر مربع دارد. چهار بنای اقماری نزدیک به ساختمان نیز بخشی از مجموعه هستند.
بر اي مشاهده عكس ها و مطالب بر روي لينك ادامه مطلب كليك كنيد
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در یکشنبه 7 بهمن1386 | موضوع: تحقیق
ضرورت آشنایی معماران ایرانی با HI-TECH ARCHITECTURE
از دهه ي 1970 روشي در معماري اروپا ظهور كرد كه بعدها با نام معماري فن آوري برتر
(HI-TECH ARCHITECTURE ) شناخته شد و در پروژه هاي مختلف به ويژه پروژه هاي صنعتي و پروژه هاي بزرگ بين المللي اجازه ظهور يافت. اين روش كه با پشتوانه تئوريك معماراني همچون لويي كان – رنزو پيانو و ... شكل گرفت ، سعي در همگرايي انديشه ي معماران و مهندسان ( سازه ، تاسيسات و... ) داشت . در اين ديدگاه ساختمان كل واحدي تلقي مي شود كه تمام اجزاي آن اعم از عناصر معماري و عناصر سازه و تاسيسات ، زير نظر مجموعه ي واحد " معمار – مهندس " در فرم معماري نقش دارد.
بعضي ويژيگي ابن سبك به شرح زير است :
ü نمايش ساختار و اجزاي درون بنا در نماي ساختمان
ü استفاده از عناصر سازه و تاسيسات به عنوان تزئينات
ü استفاده از اجزاي سبك ( سازه هاي پيش ساخته ، سازه هاي فضا كار ، سازه هاي غشايي ، كابلي . ..)
ü نمايش فناوري به عنوان عصاره و دستاورد عصر جديد
ü شفاف بودن و نمايش حركت در ساختمان
و...

اما اين سبك در ايران در چندين سال اخير با اجراي سقف هاي سبك جلوه پيدا كرده است زيرا اين سازه هاي فضاكار داراي مزيت هايي چون امكان پوشش دهانه هاي بزرگ ، زيبايي ، قابليت اجرا و جابه جايي ( همراه با سرعت و دقت ) ، وزن بسيار كم و مقاوم در برابر زلزله است و ميتوان موارد استفاده سقف های سبک را بدين شرح اعلام كرد :
ü سالن های نمایشگاهی
ü سایه بان جایگاه تماشاچیان ورزشگاه ها
ü سایه بان ایستگاه اتوبوس
ü تابلو ها و برج های تبلیغاتی
ü سالن های تولید و انبار کارخانه ها
ü سالن های ورزشی
ü سایه بان پارکینگ
ü سایه بان استخر
ü سایه بان جایگاه پایانهء مسافربری
ü سایه بان جایگاه پمپ بنزین

پي نوشت : سازه فضاكار ، سيستم سازه ي خرپاي سه بعدي متشكل از اعضاي ( معمولا) لوله اي فولادي است كه در محل گره ها به روشهاي مختلف ( پيش جوش – تك پيچ – گوي سان – مركب و ... ) به هم متصل شده و دهانه هاي آن در دو جهت گشترش مي يابند. سازه فضا كار اغلب از مدول هاي يكسان هرمي شكل ايجاد شده و در دهانه هاي وسيعي و به صورت پيش ساخته و در اشكال متنوع قابل طراحي مي باشند .
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در یکشنبه 23 دی1386 | موضوع: تحقیق
هنر و هنرمند از زبان آيريس مرداك
هنرمند اغلب به معنايي از معاني مختلف ، فردي انقلابي است ولي به نظر من ، هنرمند خوب از گونه اي حس و واقعيت برخوردار است و مي شود گفت كه مي فهمد " چيز ها چگونه اند " و چرا اينطورند . البته ايهام اصطلاح " واقعيت " در فلسفه معروف خاص و عام است و به معنايي آن را به كار برده ام كه حالي باشد هم از اينكه هنرمند به جهان نگاه ميكند و هم از اينكه بخش بزرگ تري از جهان را مي بيند. هنرمند بزرگ شگفتيهايي را مي بيند كه اضطراب هاي ناشي از خود پسندي نميگذارد به چشم بقيه ما بيايد. اما آنچه هنرمند مي بيند چيزي ويژه و جدا يا سرزميني مجزا و مابعد الطبيعي نيست . هنرمند بخش بزرگي از شخصيت اش را دركارش درگير مي كند و در جهان شعور عادي و عقل سليم كار مي كند و معمولا آن را مي پذيرد .
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در یکشنبه 16 دی1386 | موضوع: تحقیق
كروكي تمريني براي ادارك فضاو ارتباط با محيط
چندين سال هست كه چالشي بين معماران قديم ( سنتي) ومعماران جديد( نسل هنر و تكنولوژي) به وجود آمده است و آن ابزار های ارائه نمايش طرح ها يعني ۱. ارائه با دست ( كروكي – اسكيس- راپيدي و...) و ۲. ارائه ماشيني (كامپيوتري : ابزارهاي گرافيكي و ...) هست ! معماران قديم به لحاط نوع آموزشي كه در گذشته ( نبود امكانات) ديده اند داعيه وهوادار كار دست هستند و كامپيوتر را منكر مي شوند اما بلعكس دانشجويان معماري (البته تاحدودي) كاركامپيوتري را ترجيح و تمرين هاي كروكي و اسكيس و... پيش نياز ورود به اين عرصه درجهت درك بيشتر فضا ها و حجم ها مي دانند. اما به راستي آيا كروكي زدن از روي آثارگذشته ايراني مي تواند موثر باشد يا تنها وقت گذراني براي علاقه مندان معماري در اين فضاها مي باشد ؟

مهندس صديق شاگرد مهندس قهوه ايي كه اين روزها در كسوت استادي در دانشگاه علم وصنعت و چندين دانشگاه ديگرمشغول است و اين روزها نيز كلاس هاي كروكي و ديگر تكنيك هاي طراحي معماري او، ترافيك انساني بسياري دارد در مقدمه كتابش آموزش كروكي در معماري تفاوت هايي بين كروكي – اسكيس و طراحي قائل شده است كه مي تواند شايد پاسخي به سوال مطرح شده باشد !
كروكي زدن باعث مي شود ما به درك صحيحي از فضا و ارتباط با محيط ومسائل انسان سازداشته باشم در صورتي كه هدف اسكيس زدن كشيدن اشيا و يا احجام و زوايا با سرعت و خطوط زياد و بي دقت است. كروكي به ما كمك مي كند فضا را در گذر زمان ثبت كنيم . كروكي ميتواند اطلاعات فني بسياري را با كشيدن اطلاعت فني همچوم دتايل ها به ما آموزش دهد كه هدف از طرح نكات فني در كروكي ، ايجاد روش ومنش انساني است.
با توجه به صحبت هاي مطرح شده فكر مي كنم ضرورت آموزش اسكيس و كروكي به دانشجويان امروزي همزمان با آموزش هاي ديگر وآشنايي معماران گذشته با پيشرفت هاي طراحي ( ابزارهاي طراحي 2 بعدي و 3 بعدي و ... ) به عينه مشاهده مي شود و اميد است كه سيستم آموزش معماري ايران هم نيم نگاهي به اين دو حوزه داشته باشند.
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در چهارشنبه 12 دی1386 | موضوع: تحقیق
SHAHYAD MONUMENT مثالي براي هويت شناسي امروز معماري ايران!
برج آزادی نماد شهر تهران است که در سال ۱۳۴۹ توسط معمار ایرانی حسین امانت که در آن زمان یک دانشجوی ۲۴ ساله بود به یادبود جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران طراحی و ساختهشد. این برج که به نام برج شهیاد معروف بود هم اکنون به آزادی معروف گردیدهاست.البته نام میدان تغییر کرده و حتی در تارنمای شهرداری تهران هم از نام برج شهیاد استفاده شدهاست. بدون هيچ ترديدي برج شهياد كه بعد از انقلاب نام برج آزادي به خود گرفت،يكي از موفق ترين نمونه هاي برداشتي آزاد از معماري گذشته ايران در قالب معماري مدرن است برج آزادي را((حسين امانت)) در سن بيست وشش سالگي و در سال 1345طراحي كرد ودر سال1350 عمليات ساخت آن به پايان رسيد در اين برج چكيده معماري ايران از دوران باستان تا دوران اسلامي با بياني خلاصه وانتزاعي تصوير شده،بدون آنكه استفاده ازاين الگو ها به تقليد يا تكرار ناشيانه عناصر منجر شود.
معماري - حركت قوس ها در دهانه هاي برج از قوس هاي پيش از اسلام شروع شده و به قوس در ساختار معماري پس از اسلام منتهي ميشود.همچنين فضا سازي اطراف اين يادمان با الهام از پرديس ها وباغ هاي ايراني وتزيينات برج با الگو گرفتن از معماري ايراني پس از اسلام است.اگر اين بنا را با ساختمان موزه ايران باستان مقايسه كنيد مي بينيد كه در ساختمان موزه ،طاق كسري بدون هيچ تغييري عينا تكرار وبازسازي شده،در حالي كه در بناي برج آزادي ،قوس هاي معماري ايراني در تركيبي نو و خلاقانه به كار گرفته شده اند.عملیات بنا برج آزادی در یازدهم آبان ۱۳۴۸ شمسی آغاز میشود و پس از بیست و هشت ماه کار، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری میرسید. معماری برج آزادی تلفیقی از معماری دوران هخامنشی، ساسانی و اسلامی است. این بنای سه طبقه چهار آسانسور و دو راه پله و ۲۸۶ پلکان دارد. در محوطه زیرین آزادی چندین سالن نمایش، نگار خانه، کتابخانه، موزه و ... قرار دارد . طول این بنا ۶۳ متر، ارتفاع آن از سطح زمین ۴۵ و ارتفاع از کف موزه ۵ متر است.
اما شايد بسياري خرده بگيرند كه پس از اين همه سال كه در باب اين پلازا گفته شده است اين تكرار مكررات براي چيست !؟
به راستي دقايقي را در دتايل هاي ارائه شده سپري كنيد تا اوج يك معماري ايراني را بيابيد - فكر مي كنيد چرا اين روزها همه جمله ي كليشه ايي شده هويت را به زبان مي آورند اما كسي حاضر نيست راههاي دستيابي به اين حلقه گشده را مطرح كند.
بهترين جواب هندسه است . هندسه ايي كه دانشجويان معماري امروز و معماران فردا با آن بيگانه اند و تنها به درسي 2 واحدي و گاه 4 واحدي در حد مبتدي آشنا مي شوند و پترن هاي غربي را به اين الگوهاي زيبا و هويت دار،ارزان مي فروشند. براستي كدام يك از اين اساتيد گرامي حتي المقدور اين آثار گذشته زا موشكافي فني و ... كرده اند يا به تحليل دتايل هاي تشكيل دهنده فضاهاي ايراني در سازه و معماري پرداخته اند ... به راستي خطوط نيرو ي ظاها حديد دواي درد معماري ما هست يا همين تلفيق آگاهانه معماري ايراني با تكنولوژي نسبتا نوين . بياييد كمي با خود بيانديشيم !

پی نوشت : برای مشاهده کامل و با كيفيت دتایل ومقطع ها، به آدرس زیر بروید :
نقشه های معماری برج شهیاد
AMANAT ARCHITECT
This monument to represent the Persian civilization and culture through the ages strives to present a portrait of Persia's significant contributions to world history. The monument is centrally located in a large plaza, forming a symbollic entrance-complex for Tehran. The structure comprised four huge columns joined on top and forming four arches and sits in a plaza of fountains and landscaping patterned similarly to ancient Persian gardens. A foundation hall museum in the basement and two main exhibition halls on the upper floors are reached through the main entry level. The faceted dome covering the top floor is inspired by the traditional vaults in Persian buildings of the Islamic era
مصاحبه امانت با بي بي سي هم در نوع خود شنيدني و ديدني است :
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در چهارشنبه 28 آذر1386 | موضوع: تحقیق
جستاری بر نقش رنگ در معماری
غایت و هدف همه مجاهدت های هنری بیرون کشیدن و استخلاص ماهیت و سرشت معنوی فرم و رنگ و آزادی آنها از زندان دنیای مادی است.از چنین آرزو و سودایی است که هنر غیر مادی نشات میگیرد.دنیائی که امروز در آن زندگی میکنیم , به دنیای انسان در سالهای گذشته , شباهتی ندارد.دنیای ما با ابداع و خلاقیت شکل گرفته است.ما بناهائی میسازیم که محتوای آنها در عملکرد آنها نهفته است;در عین حال بناها سمبول افکار و عقاید نیستند ; بلکه تجسم افکاری هدف دار هستند.
رنگها روح دارند و زنده اند,رنگها کلمه اند و همچنین کلمات سخن میگویند:از نهان سبز جنگل ها,از راز آبی آسمان و دریاها,از شفافیت و زلالی قطرات باران و از پاکی سفید برف;بلی رنگها از روح آدمی و دنیای پر رمز و راز انسان سخن میگویند و رنگهایی که انسانها بدان می پوشند و می نگارند و نقش میزنند نیز حکایت از گوشه ای دیگر از درون ایشان دارد.
با گذشت زمان فکر انسان به اسرار پدیده های طبیعت چون رنگین کمان , رعد و برق , جاذبه و امثال آن پی برده است , با وجود این , پدیده ها هنوز هم در اسرار باقی مانده اند; رعد و برق ما می ترساند.ولی رنگهای رنگین کمان و نور ستاره شمالی روح را تعالی می بخشد و آن را تهذیب می کند.رنگین کمان سمبل صلح است.فقط کسانی که عاشق رنگ هستند می توانند زیبائی و کیفیت ذاتی آن را درک کنند.رنگ مواهب خود را به همه تقدیم می کند , ولی رموز و اسرار پنهان خود را فقط برای علاقه مندان واقعی آشکار می سازد.رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه می کند , رنگ ها ایده آغازین و ثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگ ها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار می سازد.رنگها چنان افکار و احساسات عمیقی را القاء می کنند که حتی با چشم هم دیده نمی شوند.بلکه فقط با چشم دل احساس می شوند.لیکن قدم نهادن به این وادی نیز بدون عبادت خالق , نور آسمانها و زمین و اساسآ بدون انسان شدن میسر نیست.
کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است آنگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.

گوته در " فاربن لهر " در مورد هماهنگی و کلیت رنگ می نویسد: وقتی چشم رنگی را می بیند , بلافاصله فعالیتش را شروع می کندو عملکردش چنان است که به شکلی نا خود آگاه و اجتناب ناپذیر , رنگ دیگری ایجاد می کند که با پیوستن به حلقه رنگها , ترتیب حلقه رنگ را کامل میکند و این تاثیر متقابل , احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.مقصود از هماهنگی رنگ , هنر وسعت دادن به درون مایه ها و مضامینی از تناسبات اصولی رنگ است که می تواند بعنوان پایه ای برای کمپوزیسیون ( یا آفرینش هنری )به خدمت گرفته شود.
رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار امیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی اورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.
یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگی
فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند.
رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.پدیده های بصری , معنوی و روانی در حیطه رنگ و هنرهای رنگ روابط مشترک زیادی دارند.وقتی که موضوعی در نظر مشترک گرفته شد , طرح باید از این موضوع اولیه و حاکم بر کار , پیروی نماید.اگر رنگ مهمترین وسیله بیان حالت و مفهوم باشد , ترکیب رنگ باید از سطوح رنگ شوع شود و این سطوح , خطوط را مشخص خواهند کرد.کسی که اول خطوط را رسم می کند و بعد رنگ را بدان می افزاید , هرگز نخواهد توانست یک اثر رنگی خوب و واضح به تصویر بکشد.رنگها , ابعاد و جهات مخصوص به خود را دارند و سطوح را به شیوه خود , ترسیم می کنند.
شاید به نظر عجیب برسد که در حوزه حس بصری رنگ حرارت را می توان تشخیص داد.به هر حال تجربه نشان داده است که بین دو آتلیه که یکی با رنگ سبز-آبی و دیگری با قرمز-نارنجی رنگ شده باشد , ۵ تا ۷ درجه اختلاف حرارت یا بودت از طریق ذهنی احساس می شود.به عبارت دیگر , کسانی که در آتلیه سبز هستند , در ۱۵ درجه سانتیگراد احساس سرما می کردند , اما در اتاقی که با رنگ قرمز نارنجی رنگ شده بود تا ۱۳-۱۱ درجه سانتی گراد نیز احساس سرما نمی کردند.حقیقت این است که رنگ آبی-سبز جریان خون را کند و رنگ قرمز نارنجی همانند داروی محرکی است که باعث حالت هیجانی و تسریع جریان خون در بدن می گردد.

این تاثیرات مختلف قدرت وسیع مفهومی و بیان حالت کنتراست سرد و گرم را نشان می دهد و از آن می توان برای ایجاد اثرات تصویری فوق الهاده زیبا استفاده کرد.مناظری که فاصله اشیاء در آن زیاد است , همیشه از لحاظ رنگ سرد تر بنظر می رسند , زیرا که در عمق هوا قرار دارند.پس کنتراست سرد و گرم وسیله مهمی است که اثرات پرسپکتیو و حجمی را نشان می دهد.
شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند,یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکند و حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.
تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود. مطالعه پیرامون احساس رنگ دقیقآ با اثرات رنگ در طبیعت آغاز می شود بدین معنی که تاثیر حسی حاصله از اشیاء رنگین روی حس بینائی خود را بررسی می کنیم.امروزه پیشرفت در صنعت شیمی رنگ , سبک و عکاسی رنگی , میزان علاقه عمومی به رنگ را افزایش داده است.ولی این علاقه موقتی به رنگ تقریبآ سراپا بصری و دارای ویژگی های مادی است و با دید معنوی و احساس بررسی نمی شود.این نوعی به بازی گرفتن سطحی و صوری نیروهای ماوراء طبیعت است و همچنین فقدان جهت گیری و برنامه ریزی در مورد لزوم آشنائی با اتود های طبیعت نقصی است که در مدارس هنر قابل بررسی است.اتودهای طبیعت در هنر نمی بایست کاری تقلیدی برگرفته از تاثیرات تصادفی باشد.بلکه باید تحلیلی و تحقیقی بوده و فرم ها و رنگ ها را که مختصات راستین هستند , ابداع نمایند.چنین اتود هائی تقلیدی نیستند بلکه تفسیرگرند.اگر بخواهیم این تفسیر بجا و شایسته باشد , باید پیش از آن , مشاهده دقیق و تفکر صحیح انجام شود.
محمد رضا کاشانی ----- منبع : آرت نیوز
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در دوشنبه 21 آبان1386 | موضوع: تحقیق
هفت رمز نمادین فروهر
گريز : پس از اعلام فراخوان مسابقه آريان فكر ميكنم مطالبي اينگونه بتواند در آشنايي و سوق دادن ما به كانسپت اصلي مركز فرهنگي زرتشتيان كمكي كند اين مطلب چند وقت پيش نيز در وبلاگ شخصي ايم در ياهو (موسويان) گذاشته بودم:
رمز نخست : نماد انسان کامل
انسان وقتی به تکامل دست می یابد که معمولاً پیر شده است . انسان در برابر زیبایی که برترین نماد آن - پیری- است احساس محبت و احترام می کند و شناخت مفهموم زیبایی او را یاری می کند که خود نیز به مقام (پیری) برسد.نگار فروهر از سر تا به کمر به صورت پیرمردی است جهان دیده، با کمال تجربیت و دانایی و پختگی. در عرفان اسلامی، از انسان کامل به « پیر مغان» تعبیر کرده اند. حافظ از تمام پیران تنها به یک پیر دل می بندد و دست ارادت می دهد و آن پیرمغان و یا همان انسان کامل است که در نگاره فروهر به صورت پیرمردی نشان داده شده است.
رمز دوم: دو بال سه طبقه نماد اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک در نگاره فروهر دو بال افراشته (درحال پرواز) می بینیم که هربال پرهای سه طبقه دارد و تمثیلی از پرواز فروهر انسان با بالهای اندیشه و گفتار و کردار نیک به سوی موطن ازلی و ابدی و به سمت بالاست.
رمز سوم: دامن سه بند نماد اندیشه بد، گفتار بد، کردار بد آخرین قسمت از نگاره فروهر دامن سه بندی است که از کمرش به حالت پایین آویزان است و تمام دامن ها در لباس انسان همین حالت را دارد و آن سه بند نماد اندیشه بد، گفتار بد، کردار بد است و برخلاف بالهای سه طبقه، انسان را از اوج به حضیض ذلت سقوط می دهد.

رمز چهارم: دو رشته آویخته از دایره زمان نماد گوهر همزاد دو رشته پیوسته
به چنبر میان فروهر، نمادی از دو نیروی باطنی انسان یعنی سپنتامینو ( خرد مقدس) و انگره مینو ( خرد خبیث) است. البته باید بدانیم که در سرتاسر گاتها اهورامزدا تنها آفریدگار جهان است و در مقابل او آفریدگار یا فاعل شری وجود ندارد. انگره مینو که به مرور تبدیل به اهریمن شد عامل زشتی های جهان است و در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل سپنتامینو است . خلاصه آنکه این دو نیروی متضاد از نخستین روز آفرینش در نهاد انسان بوده است و در نگاره فروهر به صورت دو رشته از کناره حلقه زمان به دو سوی رفته است.
رمز پنجم: زمان بی آغاز و بی انجام نماد ازل و ابد بر دور کمر نگاره فروهر حلقه ای است که کنایه از زمان بیکران ( از لحاظ ازلی و ابدی ) دارد. از اصطلاح « کمر بستن» مفاهیم دیگری هم در ادبیات استفاده می گردد. به همین ترتیب زرتشتیان کمربند مخصوصی دارند به نام « کشتی» که به آن « بند دین» هم می گویند. این کشتی از 72 نخ از پشم سفید گوسفند تهیه می گردد و آن باید به دست زن موبدی بافته شود. عدد 72 اشاره است به 72 فصل یسنا. کشتی را باید سه دور دور کمر ببندند و این نمادی از سه اصل گفتار نیک، پردار نیک، کردادر نیک است.هر زرتشتی پس از سن هفت سالگی موظف است کشتی را به دور کمر ببندد.
رمز ششم: دست نماد نیایش در نگاره فروهر می بینیم که دست راست او گشاده و کف دست به سوی بالاست و همین در حالت نیایش و دعای مردم تا امروز ادامه دارد. به این ترتیب چه از دیدگاه مزدیسنا و چه عرفان ایرانی اسلامی، دعا باید به همان حالت دست برافراشته به سوی خدا باشد که در نگار فروهر هم چنان است.
رمزهفتم: حلقه نماد پیمان الست در دست چپ انسان کامل، حلقه ای را می بینیم که این حلقه زبان دینی است که پیمان انسان را در عهد الست با خدای یگانه بیان می کند و هنوز هم نمادین بودن خود را در فرهنگ ما حفظ کرده است همچون حلقه ازدواج که بین دختران و پسران تبادل می شود و در تعبیر عرفا که می یا باده نماد مستی جاودان انسان از خمخانه الست است که در کاسه، قدح یا پیاله که همه لبه گردی به شکل حلقه دارند خورده می شود .گفتیم که حلقه در دست چپ انسان کامل قرار دارد ولی پیمان بستن با خلفا و رهبران مذهبی با دست راست انجام می گیرد. در نگاره فروهر چون دست راست .
منبع : کتاب هفت رمز نمادین فروهر نوشته رحیم چاووشی
انتشار : باشگاه پژوهشی آریا بوم
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در دوشنبه 14 آبان1386 | موضوع: تحقیق
باغ موزه ایرانی -سکوت -اندیشه - آرامش
در متون دینی روایت کردهاند که باغ عدن در بینالنهرین قرار داشت؛ محلی برای آرامش، تنعم و زایش. باغ، محلیست که آدمی را همواره به معنایی فراتر و فزونتر از جغرافیایش رهنمون میشود و انسان را از عالم واقعیت به جهان خیال ره میگشاید و از اینجاست که آینهصفت آن جهان را به این دنیا بازتاب میدهد. باغموزه، به محلی گفته میشود که در کنار نگهداری و نمایش آثار هنری، فضایی را فراهم کند که موجب آرامش و انبساط خاطر بازدیدکنندگان شود.
اولين باغ موزهی هنر ایرانی نیز بر همین تعریف در زمستان 1385 بههمت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران طراحی و گشایش یافت. شهروندان در این باغ فزون بر تفرج و تفنن، از بخشهای مختلف فرهنگی و هنری باغ بهره برده و علاوه بر حظ بصری به معارف و اطلاعات جدیدی نیز دست مییابند. فضای عمومی باغموزه محلیست که در شرایط آب و هوایی مناسب، برپایی کارگاههای آموزشی حضوری (ورکشاپ) در عرصههای طراحی، نگارگری، خوشنویسی و مجسمهسازی را امکانپذیر میسازد.

آثار هنری باغموزه را میتوان به دو دستهی کلی تقسیم کرد؛ دستهی نخست ماکت آثار باستانی، میراث گرانبهای نیاکانمان به اضافهی آثار حجمی (چوب و فلز) برخی هنرمندان معاصر که به شکل دائمی امکان تماشای آنها میسر است. دستهی دیگر آثار هنری قابل عرضه در فضای باغ، نگارخانه و دیوارههای باغ که در مدت محدودی در معرض مشاهدهی شهروندان قرار میگیرد . کارگاههای آموزشی تخصصی (نظام استاد ـ شاگردی) از دیگر فرصتهای پیشبینی شده در این باغموزه است. در این کارگاهها هنرجویان میتوانند با ثبتنام و پذیرش در یک دورهی بلندمدت شرکت کرده و پس از کسب موفقیت در دوره، موفق به اخذ گواهی با تائیدیهی استاد مربوطه شوند.نمایشگاه عکس فضای باز باغموزه با امکان نمایش بیست اثر هنری در دورههای ماهیانه، علاوه بر فراهم آوردن عرضهی آثار هنری به جذابیت بصری باغموزه میافزاید.
نشانی:
تهران، میدان تجریش، خیابان شهید دربندی (مقصودبیگ)، خیابان دکتر حسابی، شمارهی 10
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در چهارشنبه 9 آبان1386 | موضوع: تحقیق
الهام از یک ایده !
پنجره هایي با شیشه رنگي و هنسه پیچیده - بخشي از معماري ايراني می باشد كه در روايت معماري پست مدرن گريز هايي از آن را در ساختمان هاي امروزي مشاهده مي كنيم ؛ هر چند آن ظرافت ودقت دیگر در چيدمان آنها مشاهده نمي شود .
اين معمار شايد ژاپني - با الهام از اينگونه پنجره ها - توانسته فضايي متفاوت در اين هتل ايجاد كند كه به زيباترو خوانا تر شدن اين هتل بیفزاید و با كاستن از نماي خشن بتن اكسپوز سهم بسزايي در نمای خارجی ايفا كند . اين پنجره هاي مشبك رنگي ( بنفش و سفید ) توانسته اند طرح و نقشي سليقه ايي را ايجاد كنند كه در روز و شب پايدار است و كريدور منتهي به اتاق ها را نيز جذاب تر ساخته است .

پي نوشت : تصور كنيد چه طرح و نقش هاي زيبايي يا حتي نام ها و تبليغاتي با اين شيشه ها 25 سانتيمتري رنگي ميتوان ايجاد كرد !!
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 5 آبان1386 | موضوع: تحقیق
بایدها و نبایدهای نماهای شهری
بایدها و نبایدهای نماهای شهری
آنچه که آدمی را در نگاه اجمالی، هویت می بخشد لباس اوست و آنچه که بنایی را از دیگری جدا می کند نمای اوست و این همان تعریف هویت است که تمایز/تشابه را به معنای تمایز با غیر و تشابه با خود در نظر می گیرد. امروزه با گسترش شهر نشینی و جاری شدن سیل جمعیت به سمت شهرها و حومه آن ها و هر آنچه که انقلاب صنعتی و مدرنیسم برای جهانیان به ارمغان آورده،شاهد تاثیرات متفاوتی بر اذهان عمومی هستیم. فضای زندگی افراد در این بین در واقع می تواند یکی از مهمترین عواملی باشد که به سکون یا به تحریک افکار جهت بازدهی در مشاغل یا حتی در زندگی خصوصی، سمت و سویی قابل توجه ببخشد. این فضا از جایی که کانون زندگی های خصوصی افراد را در بر می گیرد آغاز می شود و به مراکزشغلی، تفریحی، بهداشتی، آموزشی و هرآنچه که لازمه زندگی شهری است سرایت می کند. بحث نما سازی در ساختمان و ساخت بدنه شهری نیز یك بحث هویتی و فرهنگی است؛ در نماهای شهری ما معمولا به هم ریختگی هایی مشاهده می شود كه بیشتر ناشی از تقلیدهای كوركورانه از سبك های معماری است: استفاده های بی رویه و نا به جا از یكی از مصالح در یك دوره زمانی، باعث از بین رفتن و بی ارزش شدن آن مصالح می شود كه متاسفانه دربدنه های شهری خود بسیار با این پدیده رو به رو هستیم، مگر نه این كه معماری هر عصر، بیانگر تفكر و اندیشه حاكم برآن دوره است ؟ پس در این صورت می توان گفت كه سیمای هر بنا نیز بیان كننده تفكر صاحب آن است، حال پرسشی كه پیش می آید این خواهد بود كه آیا ارتباطی میان آشفتگی نماهای شهری با آشفتگی اندیشه صاحبانشان وجود ندارد؟
باید گفت که امروزه تاثیر مناظر با توجه به ارتباط تنگاتنگی که میان افراد و اطرافشان وجود دارد بیش از هر زمان دیگری قابل توجه است و می تواند به شکل محسوس یا نامحسوسی سبب بروز رفتارهای اجتماعی گوناگونی گردد و گاهی این تاثیر تا جایی است که باعث صعود قیمت های برخی مناطق و ارجحیت آن ها نسبت به مناطق دیگر گردد. همه روزه حجم وسیعی از مناظر حول ما، تاثیر مطلوب یا نامطلوب خود را دراذهان عمومی به جای می گذارد.

متاسفانه با وجود توجه روز افزون به مساله پوشش بنا و نقش مهمی كه می تواند در بهبود شرایط معماری روزگار ما داشته باشد. در معماری معاصر كشور ما هنوز توجهی در خور و مناسب به آن نشده. اغلب دست اندركاران صنعت ساختمان، پوشش ساختمان را لایه ای جدا درنظر می گیرند كه فقط وظیفه زیبا ساختن بناها و نشان دادن منزلت اجتماعی صاحبانشان را بر عهده دارند. در اثبات این امر، همین بس كه قوانین كنترل پیش آمدگی بنا، خط آسمان و كنترل همسطح بودن بناهای مجاور است. در حالی كه مثلا در روسیه، هر ساختمانی كه قرار است ساخته شود قبلا ماكت آن تهیه می شود و در صورت همخوانی با بدنه شهری مجوز ساهت می گیرد و همخوانی و زیبایی بدنه شهری نیاز به برنامه ریزی و تفكر دارد. به گفته حسن فتحی، معمار مصری، بدبختانه، چشم آدمی مانند گوشش حساس نیست. وقتی گوشتان صدای ناهنجاری را می شنود، شما ناخود آگاه ازجا می پرید، اما اگر دیدگانتان تناسبی ناهنجار را ببیند، یكه نمی خورید و مثلا چشمتان سرخ نمی شود یا از آن اشك نمی آید و دردتان نمی گیرد ! پوشش در طول تاریخ در نقش های متنوعی چون دفاع، حفاظ، حصار، محدود كننده مالكیت، عایق در مقابل رطوبت و برودت، تعریف فضا، و در برگیرنده تزیینات بنا و... استفاده شده است. البته امروزه بسیاری از نقشها تا حدی از هم تفكیك گردیده و به صورت لایه های مجزا ومستقل و یا تركیبی در بناها قابل رویت می باشند. به هر صورت پوشش ساختمان باید به وظایف مشخص ذیل پاسخ دهد.
شاید خالی از لطف نباشد که با جزئیات و تاثیراتی که نماها در مقیاس کوچک ولی با اثر بخشی فراوان به جای می گذارند بحث را ادامه دهیم. تابه حال فکر کرده اید که چطور نام یک کمپوزوسیون را می توان خوش ترکیب نهاد؟ بله! پاسخهای چندی در این خصوص می توان یاد کرد ولی در اینجا یکی از مهم ترین آن ها را بر می شمریم و آن این که زمانی که به نمای یک ساختمان نگاه می کنیم انتظار همگنی خاصی که از ابتدا تا انتها رفته است را داریم و اگر به چنین امری توجه شده باشد ما شاهد یک کمپوزوسیون خوش ترکیب قطعا خواهیم بود. در واقع نما باید به شکلی طراحی گردد که خاص چند طبقه از قبل طراحی شده و موقعیت آن باشد نه به شکلی که اگر مثلا قرار بود به طبقات قبلی، طبقه های جدیدی اضافه گردد تغییری در طراحی نما نتوان انجام داد و همین نما را تا بالا یکسره ادامه داد بلکه بالعکس و کاملا ارزیابی شده به نما و کل مجموعه می بایستی نگریست و در یک نتیجه این که نما باید ابتدا و انتهایش در طراحی کاملا مجزا و مشخص به چشم بخورد و ختم آن در ظاهر ساختمان معین باشد.
پوشش ساختمان همواره در حد فاصل دو فضا قرار دارد و در تعریف هر دو فضا نقش ایفا می كند. پوشش ساختمان در حد فاصل یك فضای باز ویك فضای بسته یا نیمه باز قرار می گیرد. بدنه ای كه از یك طرف فضای باز ار تعریف كرده و از طرف دیگر فضای بسته را، از طرف فضای بسته مسئول ارتباط این فضا با نور و چشم انداز و... است و از طرف فضای باز مسئولیت تعریف آن فضا، ارتباط با فضا های اطراف و ارتباط با زمین و آسمان را به عهده دارد
به قول پیانو، معماری هنری مملو از تضاد است. تضاد میان انظباط و آزادی، تكنولوژی و محیط زیست،مدرنیسم و سنت و... و پوشش معماری به عنوان یكی از اجزا اصلی و غیر قابل تفكیك آن باید در بردارنده تمام این تضادها باشد. به گونه ای كه تجمیع این تضادها به اثر معماری در كل یگانگی بخشد.
در نماهای امروز شهرهای ما آنچه دیده می شود تنها تضاد است. تضادها و آشفتگی هایی كه به یكپارچگی نمی رسند و این وظیفه طراحان و معماران است كه با استفاده صحیح از دانش و هنر و تكنولوژی و مصالح چهره شهر ها را سامان بخشند.
در پایان ذکر این نکته خالی از فایده نیست که معمار به عنوان هماهنگ كننده طبیعت و محیط ممنوع، باید كه صرف نظر از پایداری های نظام اكولوژیكی و رابطه بین موجود ات آن با بسترهای طبیعی مانند یك اكو سیستم، یكپارچگی و تمامیت آن را دیده و حتی فشارهایی كه از سوی بشر به آن وارد می شود را نیز جبران نماید. این ارتباط و وابستگی همان پیوستگی و آ میزش بی مرز این دو محیط است كه معمار با توجه به نگرش و جهت یابی زیست محیطی باعث شكل گیری اساسی طراحی پایدار آن خواهد شد كه درك اجزای زنده و غیر زنده را می طلبد.
گرچه درك تعاملات زنده و غیر زنده، مصنوعی و طبیعی، موضوع پیچیده ای را در بر می گیرد اما احاطه بر اصول اولیه سیستم ها و روند طبیعی و تعاملات آ ن با مصنوع ساخته بشر و درك روابط دوگانه طبیعت و فضاهای معماری و انسانی می تواند همراه با خلاقیت اصلاح طلبانه، معماری را به جاودانگی نزدیك و شاید به حل یكی از چالشهای بغرنج بشر در رابطه با فضای پیرامونش بیانجامد.
نویسنده : سارا صاحبی- حمید رضا آقایی
منبع : آرک نیوز
پی نوشت : امان از گوش نا شنوا : آقایان شهردار به کجا چنین شتابان !! این سیمای شهری بخشی از هویت هر شهر ی یا ملتی خواهد شد " این را که با ما متفق القول هستین " ؟ تهران - تبریز - مشهد که از دست رفت امیدواریم بزودی راه حلی برای شهر های تاریخی یا بهتر بگویم توریستی کشورمان باشیم شیراز - اصفهان - یزد و ...
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در سه شنبه 1 آبان1386 | موضوع: تحقیق
روانشناسی محیط و معماری منظر
سولماز مصباح (كارشناسی ارشد معماری منظر از دانشگاه تهران)
منظر یک پدیده ذهنی و عینی است. این بدان معناست که منظر تنها یک فرم نیست بلکه تاریخی است برای روایت که رابطه انسان با محیط را طی زمانها بیان می کند. محیط و منظر بر حسب شرایط جدای از انسانها شکل نگرفته بلکه شکل گیری آن محصول تعامل انسان و طبیعت بوده است. طی بیست سال اخیر رشته روانشناسی نیز مانند دیگر رشته های علمی به این پدیده یعنی تاثیر انسان بر محیط و تاثیر متقابل محیط بر انسان بی توجه نمانده و به یافته های علمی چشمگیری دست یافته است.
کلید واژه
1- روانشناسی محیط 2- معماری منظر 3- محیط 4- بافت و رنگ
روانشناسی محیط و معماری منظر
روانشناسی محیطی مطالعه پیچیده بین مردم و محیط اطرافشان است. به عقیده جیفورد (Gifford)روانشناسی محیطی با شاخه اصلی روانشناسی تفاوت دارد زیرا به محیط فیزیکی روزمره می پردازد. این علم چارچوبی از نقطه نظرات، تحقیقها و فرضیات را فراهم می آورد که می تواند به ما در درک بهتری از روابط متقابل انسان و محیط اطراف، کمک کند. با استفاده از این دانش می توان پیش از طراحی و ساخت، ارزیابیهایی را انجام داد که بهترین ابزار برای طراحان حرفه ای به حساب می آید. اگر ما بدانیم چه چیز در گذشته عملکرد بهتری از خود نشانداده است، برای طراحی بهتر در آینده آمادگی بیشتری خواهیم داشت. با استفاده از تئوریهای کنترل می توان مشاهده کرد که محیط نقش اساسی را در شکل گیری احساس ارزشها و توانمند ساختن برای افراد و گروههای مختلف ایفاء می کند. فرضیه فضای قابل دفاع پیشبینی می کند که تغییرات مشخصی در طراحی فضاهای مسکونی که باعث کاهش فضاهای شهری عمومی و افزایش طبیعی نظارت، بازبینی و حس مالکیت توسط ساکنین می شود، باعث کاهش جرم خواهد شد. در محله هایی در اوهایو و نیویورک با در نظر گرفتن این امر در طراحی و توجه به فضاهای قابل دفاع، نرخ جرم کاهش یافته است. نمونه دیگر پارکی در یکی از محلات سیاتل می باشد که ساکنان محله نهایت مراقبت و نگهداری را از پارک محله خود انجام می دهند. شهروندان نقش فعالی را در از بین بردن علفهای هرز، تمیزکردن مسیرها و بطور کلی مراقبت از سلامت پارک ایفاء می کنند. در اصل آنها پارک را مال خود می دانند.
آپتون (Upton) در پاسخ به سئوال "رابطه عین و ذهن در معماری منظر چیست؟" توضیح می دهد که برداشت و تفسیر مردم از طراحی منظر فراتر از منظره یا فرم فیزیکی محل می باشد. او معتقد است برداشتهای ما نتیجه ای از مشاهدات ما می باشد. یعنی چیزهائیست که هر یک از ما در یک زمان یا مکان مشخص دیده ایم و یا عدم مشاهده است که برداشت ما از طریق سایر راههای ناملموس می باشد. وی می افزاید دیدن همیشه به معنای باورکردن نیست، زیرا ما منظره را بغیر از چشمانمان از طریق سایر اندامهای حسیمان نیز تجربه می کنیم. بعنوان مثال تجربیات شخصی و نقطه نظرات ما که هیچگونه ارتباطی به منظره مشاهده شده ندارند چگونگی دید ما از منظره را تحت تاُثیر قرار می دهند. مطلب اصلی که آپتون می خواهد بیان کند اینست که اگر می خواهیم رفتار انسان را در مقابل محیط بفهمیم باید ابتدا ذهن و عین را در منظره را درک کنیم.
دلبستگی مکانی، معنایی است، که ما در محلی که با آن آشنایی کامل داریم پیدا می کنیم و هویت مکان با محیط فیزیکی در ارتباط است. در بسیاری از موارد اینها بنظر می آید باهم درآمیخته شده و قابل تمایز نیستند. در واقع با پیشرفت دلبستگی مکانی در طول زمان، احساس هویت مکانی نیز شکل می گیرد ولی تفاوت آنها در ضمیری است که به هریک از آنها مربوط می شود. بنظر می رسد هویت مکانی برسطحی از ضمیر تمرکز دارد که ایجاد دلبستگی مکانی نمی کند. بعنوان مثال ما نسبت به خانه دوران بچگی خود احساس دلبستگی فراوانی می کنیم ولی در عین حال هویت خود را در شهر پدری خود می یابیم.

+
کلر مارکوس (Clare Marcus)معتقد است خاطرات محیطی، زندگی ما را، بطرق مختلف تحت تاُثیر قرار می دهد. اینها احساس ارتباط با گذشته، احساسی از کنترل، اعتماد به نفس و احساسی از هویت را باعث می شود. وی با شرح خاطرات محیطی شاگردانش به چگونگی شکل گرفتن زندگیهای کنونی آنها بر مبنای این خاطرات اشاره می کند. جالب است که این سخنان با فرضیه های کنترل مشخص شده توسط جیفورد دارای نقطه نظرات مشترکی می باشند. فقدان کنترل ممکن است منجر به بروز احساس ناتوانی یا عدم توانمندسازی شود. در واقع برای کودکان داشتن احساس کنترل بر محیط اطراف اهمیت داشته و می تواند منجر به وجود احساس قوی اعتماد به نفس و عدم وابستگی در بزرگسالی شود.
هستر (Hester)تجلیل جامعی از وابستگی مکانی در جامعه انجام داده است. هدف از انجام این تحقیق شناسایی مکانهای مرکزی و ارزشهای آنها برای افراد است. وی با انجام پرسشنامه از ساکنین محل خواست تا محلهایی را که بیشتر برایشان ارزش و اهمیت دارند را ذکر کنند. نتیجه این تحقیق نشان داد که مکانهایی که بیشتر مورد توجه مردم بودند فاقد ارزش معماری هستند. در واقع وابستگی و هویت مکانی، ناشی از اتفاقات و خاطراتی بود که ساکنان آن محله آنرا تجربه کرده بودند. وی با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده از عموم مردم و لیستی از اماکن مورد علاقه آنها تهیه کرد. این اماکن، فضاهایی بودند که مردم نمی توانستند از آنها چشم پوشی کنند. از لیستی که با استفاده از مردم تهیه شد، برای تغییر طرح توسعه و حفظ روح و فرهنگ منطقه استفاده گشت.
بعقیده برخی از کارشناسان، شهرسازان علاوه بر توجه به ارزش کاربری زمین، باید به ارزشهای احساسی، عاطفی و روانی آن نیز توجه کنند. آنها معتقدند برای انجام این امر، شهرسازان، باید روابط و دیدگاههای مختلف مردم را راجع به زمین و سایت پروژه بدانند. بعنوان مثال بازدیدکنندگانی که حالت رهگذری دارند ارزش یک محیط را در داشتن امکاناتی از قبیل ماهیگیری، دوچرخه سواری و ... می دانند در حالیکه کسانی که دلبستگی عاطفی به منطقه دارند ارزش محل را در خاطرات یا زمانی که در آنجا گذرانده اند می بینند. در عین حال دسته سومی نیز وجود دارند که برای هر دو مورد فوق ارزش قائلند. اگر شهرسازان، هر دو گروه و نیازهای آنها را درک کنند، می توانند با رعایت توازن و تعادل تصمیمات بهتری را اتخاذ نمایند.
وابستگی و توجه به محیط زیست موضوع مهمی برای تعیین و تصمیم گیری است. اهمیت این کار در تعیین فاکتورهای موُثر و میزان اثرگذاردن آنها می باشد. اینکه فقط از مردم بپرسیم که آیا به محیط علاقه دارند یا خیر در واقع تنها مطرح کردن سئوالی است که یک جواب مثبت را طلب می کند. نتایج مطالعات نشان می دهد که برخی از فاکتورهای تاُثیرگذار در دلبستگی و علاقه عبارتند از: جنسیت، سن، خاطرات بچگی، مذهب، سیاست، طبقه اجتماعی، ملیت، فرهنگ، تفاوتهای شهری و غیر شهری، روحیات و ارزشها، تحصیلات و فعالیتها. باید به این نکته نیز توجه داشت که هر علاقه ای منجر به واکنش نمی شود و در واقع افراد راحتی خود را مهمتر از علاقه می دانند. علاقه مندیهای محیطی ممکن است در سطح گسترده ای وجود داشته باشد، ولی بنظر می رسد که آنقدر پتانسیل ندارد که به عمل منجر شود.با انجام آموزشهای لازم می توان علاقه مندیهای ساکنین و افراد محله را از حالت بالفعل به حالت بالقوه درآورد و اگر قرار است محیط تبدیل به فضایی ملموس شود تنها از راه آموزش و بخصوص از سطح دبیرستان امکان پذیر است.

ما وابستگی شدیدی به قوه بینایی خود داریم. در اغلب موارد آنچیزی را می بینیم که فکر می کنیم باید ببینیم. بعنوان مثال یک شیُ ممکن است از شیُ دیگری، تنها بدلیل جایگیری آن در صفحه و زمینه بزرگتر دیده شود بدون آنکه فرقی با آن داشته باشد. همچنین ما تنها در هر زمان یک تصویر را می توانیم ببینیم بنابراین ممکن است بخشهایی از یک تصویر را که وجود ندارند با توجه به تصویری که در ذهن خود ساخته ایم ببینیم.
بنظر می رسد که ما در واقع بوسیله درک طراحیهایی که نتیجه تجربیات و آموخته های ما می باشند چیزها را درک می کنیم. درک محیطی در چند زمینه با معنای عامیانه درک تفاوت دارد. این تفاوتها عبارتند از:
1. در میزان و پیچیدگی انگیزه: درک عامیانه به مقوله هایی مثل روشنایی، رنگ و عمق بصورت جزء می نگرد ولی در درک محیطی کل منظره بصورت واحد مورد توجه است.
2. در درک محیطی، شخص درک کننده، بخشی از منظره است که اغلب در حال حرکت و دیدن محل از زوایای مختلف می باشد ولی در درک عامیانه این امر صادق نیست.
3. شخص درک کننده معمولاً بوسیله یک هدف یا مقصد مشخص و واضح به محیط متصل است و اغلب در حال انجام کاری مثل نگاه کردن به علامتها یا پیداکردن یک مسیر می باشد. درک محیطی دارای دریافت و فهم بیشتر اما نامشخصتری است، با اینکه ممکن است این امر برخی از بررسیها را مشکل می کند ولی فهم وسیعتری از درک واقعی را فراهم می آورد.

شناخت محیطی مربوط به این امر می شود که ما چگونه اطلاعات راجع به محیط فیزیکی اطرافمان را تهیه، آماده، ذخیره و فراهم می نماییم. این مقوله شامل شناخت فضایی، که به ما در جهت یابی در محیط، کمک می کند و شناخت غیر فضایی، که دربرگیرندهُ خاطرات و مدلهای ذهنی است، می باشد. ما با استفاده از ساده سازی، پیرایه گیری و حذفیات متوجه می شویم که مردم محیط پیرامون خود را چگونه می بینند و چه المانهایی برایشان مهم است. برخی روشها به ما می آموزد که لازم نیست تمام اطلاعات را مانند یک نقشه به خاطر بسپاریم. بجای آن می توانیم یاد بگیریم که اطلاعات را برحسب نیاز خود و به گونه ای خلاصه در ذهن خود نگه داریم. ما ممکن است اطلاعات را ساده کنیم، تغییر دهیم و یا حذف کنیم ولی تمام این کارها در راستای برآوردن نیازهای شخصی ما انجام می گردد. 1 و 2
بحث درباره باور " جزمیت معماری " ریشه های آن و عواقب پیروی از این باور، بخش عمده ای از ادبیات روانشناسی محیط را تشکیل می دهد. پیمایش آنها، جای دیگری را طلب می کند. آنچه در این مختصر قابل ذکر است اینست که برای فرار از دام جزمیت معماری باید میان محیط بالقوه یعنی محیطی که در ذهن معمار وجود داشته و با آرمانهای او آمیخته است و محیط بالفعل یعنی محیطی که در عمل ساخته شده و مورد بهره برداری مردم قرار می گیرد تفاوت قائل شد. هر محیط بالقوه قابلیت تبدیل به محیط بالفعل را نخواهد داشت، مگر اینکه برای شرایط فرهنگی – اجتماعی آن نیز برنامه ریزی شود. 3
رفرنس ها :
www.surrey.ac.uk/psychology/staffld.uzzell.html
www.web.gc.cuny.edu/psychology/environmental.html
رازجویان، محمود - نگاهی به ائتلاف معماری و علوم رفتاری در نیم قرن گذشته - 1376
هشتمين منشور بينالمللي گردشگري
اصل 1:
چون گردشگري داخلي و بينالمللي در زمره مهمترين محلهاي تبادل فرهنگي است، حفاظت از محيط زيست بايد فرصتهاي مسوولانه و هدايت شدهاي را به منظور كسب تجربه و شناخت دست اول از ميراث فرهنگ آن جامعه ميزبان و بازديدكنندگان فراهم كند.
1-1: ميراث طبيعي و فرهنگي يك ذخيره مادي و معنوي است كه داستان توسعه تاريخي(جامعه) را بازگو ميكند. اين ميراث نقشي مهمي در زندگي مدرن دارد و بايد براي عموم به لحاظ عيني، فكري، و يا احساسي قابل دسترس باشد. برنامههاي حفظ و نگهداري از ويژگيهاي طبيعي و جاذبههاي ناملموس، ظواهر فرهنگي امروزي و بافت كلي بايد شناخت و درك اهميت ميراث را به شيوهاي معقول و قابل دسترسي براي جامعه ميزبان و گردشگر آسان كند.
2-1: تكتك جنبههاي ميراث طبيعي و فرهنگي در سطوحي مختلف از اهميت قرار دارند، برخي با ارزشهاي جهاني و برخي ديگر با اهميت ملي و منطقهاي يا محلي. برنامههاي توجيهي بايد آن اهميت را به شيوهاي مربوط و قابل دستيابي به جامعه ميزبان و گردشگر، به وسيله اشكال برانگيزنده آموزشي، رسانهاي و فنآوري امروزي و با توضيح شخصي اطلاعات تاريخي، محيطي و فرهنگي معرفي كند.
3-1: برنامههاي توجيهي و معرفي بايد سطح آگاهي عمومي را بهتر تشويق كنند و حمايت لازم را براي حيات درازمدت ميراث طبيعي و فرهنگي به عمل آورند.
4-1: برنامههاي توجيهي بايد اهميت مكانهاي ميراث،سنتها، رسوم فرهنگي را در چارچوب تجارب گذشته و دشواريهاي كنوني منطقه و جامعه ميزبان، ازجمله دشواريهاي گروه اقليت فرهنگي و زباني، معرفي كند. بازديد كننده همواره بايد از ارزشهاي مختلف فرهنگي كه ممكن است به يك منبع خاص ميراث نسبت داده شود، آگاه باشد.
و...
این منشور رو مطالعه کنین تا در مطلب بعدی تحلیلش کنیم با گردشگری در ایران !
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در پنجشنبه 19 مهر1386 | موضوع: تحقیق
رمانتیسم، چیستی و چگونگی آن در هنر ومعماری
مهنازمحمودی
دکترای معماری از واحد علوم و تحقیقات- عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد قزوین
پی نوشت : اين مقاله به طور كامل در سايت آرونا یا تکین طرح
! ارائه شده كه گزيده ي آن به انتخاب ما ( شايد نوعي خلاصه نويسي) در پايين آمده است .
رمانتیسم جنبشی است که در اواخر سده هیجدهم و اوایل سده نوزدهم میلادی شکل گرفت و عموما به عنوان آنتی تز کلاسیسم شناخته می شود. این جنبش هر چند در نخستین گام قاطع خود یک انقلاب ادبی را بوجود آورد اما بستر فکری تاثیر گذاری را فراهم کرد که در تمامی عرصه های هنر تاثیر گذارد. آنچه در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت روشن ساختن مفاهیم کلی این جنبش است که در فلسفه فیخته و شلینگ نمود داشت
من" محور کلیدی شناخت شناسی رمانتیسم
معرفت شناسی رمانتیسم بنیان هنری و زیبایی شناختی هنر رمانتیک را تشکیل می دهد. این بنیان های فکری که در نحله فیلسوفان رمانتیک آلمان؛ یعنی در فلسفه فیخته، شیلینگ، شلگل؛ زاده شد به ترتیب به سراسر اروپا و انگلیس و فرانسه نیز
رسوخ کرد. اما در هر صورت می توان گفت که؛ رومانتیک ضرورت تاریخی دوره خود بود که در اقصار نقاط اروپا به گونه ای خود جوش ظهور کرد.
محور معرفت شناسی رمانتیسیسم "من" است. که اساس فلسفه فیخته بوده است.
در زیبایی شناسی رمانتیک عواملی مهم و تاثیرگذار وجود دارد که از نخستین و مهمترین این عوامل، مفهوم جدید تخیل است. در این تلقی تازه، تخیل به عنوان نیرویی خلاق و دگرگون کننده در کانون اصلی آفرینش هنری جای دارد. در ادبیات رمانتیک نیز این تخیل زمینه را برای رشد و گسترش شعر غنایی مساعد می سازد و آنرا توسعه می دهد.
اهمیت نقش احساس در نزد رمانتیک ها به درک معرفت شناسانه آنها نیز مربوط است. در بینش رمانتیک دیگر خرد معیار و محک اصلی زندگی و شناخت جهان پیرامون نیست و حساسیت عاطفی و ادراکات حسی از قضاوت عقلانی ارزش بیشتری دارد.
در زیبایی شناسی رمانتیک عواملی مهم و تاثیرگذار وجود دارد که از نخستین و مهمترین این عوامل، مفهوم جدید تخیل است. در این تلقی تازه، تخیل به عنوان نیرویی خلاق و دگرگون کننده در کانون اصلی آفرینش هنری جای دارد. در ادبیات رمانتیک نیز این تخیل زمینه را برای رشد و گسترش شعر غنایی مساعد می سازد و آنرا توسعه می دهد.
رومانتیسیسم به لحاظ تکیه فرم و محتوا نیز نقطه مقابل نئوکلاسیسیسم تلقی می شود. در نئو کلاسیسیسم فرم است که اهمیت می یابد و آرایش فرم ها براساس اصول و ضوابط هنر باستان اساس هنر می شود و آنچه نقطه تمایز آشکار ایندو جنبش است اینست که در نئوکلاسیسیسم "الگو" در فرم حایز اهمیت است و اما در رمانتیسیسم " بی الگویی" اساس و بن مایه فرم اثر هنری است.
واژه " بدیع المنظر" شاید مهمترین تصور زیباشناسانه ای بود که از انگلستان به معماری اروپایی سرایت کرد. این واژه از اشتیاق انگلیسیها به مناظر طبیعی نشات می گرفت. اشتیاق آنان به مناظر طبیعی در آثار نقاشی نیکلاس پوسین و کلودلورین برای به تصویر کشیدن مناظر طبیعی، جلوه گر شد. افکار عمومی نیز متوجه ویژگیهای باغ های چینی شده و نسبت به الگو برداری از آن ها تمایل نشان داده شد. تا جایی که آدیسن در مقاله لذت تخیل در فقدان این حقیقت که باغهای انگلیسی ترکیب مطلوب و مقبولی از باغ و جنگل را ندارند و اینکه از باغهای ایتالیایی و فرانسوی دنباله روی می کنند، مرثیه سرایی کرده بود.در انگلیس گونه ای اشتیاق به هنر چینی مخصوصا باغهای چینی پدید آمد. ویلیام تمپل منتقد انگلیسی ضمن مقایسه باغ چینی با تقارن و همشکلی باغ انگلیسی، زیبایی باغ چینی را چنین توصیف کرد:" فاقد نظم یا ترتیب..." پس از گذشت مدت زمانی نزدیک به عمر یک نسل از مشاهدات و اظهار نظر ویلیام تمپل باغهای انگلیسی به تقلید از باغهای چینی طراحی می شدند. در سده 18 باغ انگلیسی تمام توجه اروپاییان را به خود جلب کرد و طرح هندسی و باقاعده باغهایی چون باغهای ورسای غیر طبیعی قلمداد می شد' 1'
نتیجه
نهضت رمانتیک پیش از پایان نیمه اول قرن نوزدهم جای خود را به رئالیسم داد و چندان دوام نیاورد اما تاثیر آن را در بینش و هنر مدرن نمی توان نادیده گرفت. رمانتیسم بیشتر در شعر و ادبیات نمود پیدا کرد و در معماری خود را به گونه ای که می بایست تاثیر نگذاشت. معماری بعنوان علمی میان دانشی متاثر از بسیاری مسایل اعم از مسایل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، فلسفی، جغرافیایی و غیره است و از آنجا که روند خلق و آفرینش معماری مستلزم زمانی طولانی است؛ لذا اگر بستر و زمینه اندیشه ای نو در فلسفه هنر پدیدار می گردد در ادبیات و نقاشی و سایر هنرها سریعتر از معماری می تواند نمود پیدا کند و در ثانی معماری نئوکلاسیک چنان ریشه دار شده بود که گسست از آن به نظر بسیار دشوار می آمد.
رفرنس هاي اين مقاله :
احمدی، بابک؛ حقیقت و زیبایی؛ نشر مرکز؛ 1374
برونوزوی؛ گرمان.ف(ترجمه)؛ چگونه به معماری بنگریم؛ انتشارات کتاب امروز؛ 1376
بنه ولو، لئونارد؛ باور.س(مترجم)؛ تاریخ معماری مدرن؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ 1378
جعفری جزی، مسعود؛ سیر رمانتیسم در اروپا؛ نشر مرکز؛ 1378
ضیمران، محمد؛ درسگفتارهای شناخت شناسی؛ دوره دکتری معماری علوم و تحقیقات؛ نیمسال دوم 1382-83
فروغی، محمدعلی؛ سیر حکمت در اروپا؛ انتشارات زوار؛ 1374
فورست، لیلیان؛ جعفری.م(مترجم)؛ رمانتیسم؛ نشر مرکز؛1375
کالینز، پیتر؛ حسن پور.ح(ترجمه)؛ دگرگونی آرمانها در معماری مدرن؛ نشر قطره؛1375
گاردنر، هلن؛ فرامرزی.م(ترجمه)؛ هنر در گذر زمان؛ انتشارات نگاه؛
گشایش، فرهاد؛ تاریخ هنر ایران و جهان؛ انتشارات عفاف؛ 1382
گروتر، یورگ؛ پاکزاد.ج(ترجمه)؛ زیباشناختی در معماری؛ انتشارات شهید بهشتی؛ 1374
هاورز، آرنولد؛ فرامرزی، محمدتقی(مترجم)؛ تاریخ فلسفه هنر؛ انتشارات نگاه؛ 1375
Wojciech G. Lesnikowski, Rationalism and Romanticism in Architecture, New York: McGraw Hill Co, 1982
Nuttgens Patrick, The Story of Architecture, Phaidon press, London, 1997
www.encyclopedia.the free dictionary.com
www.instant-essays.com : Romantism and Rationalism
www.goldenessays.com : Romantism and neoclassicism
www.translucency.com : History of design from Enlightement
گریز 1 : خانه چيزيك درلندن در ميان يك باغ غير رسمي نمونه يك معماري رومانتيك است اين بنا توسط ريچارد بويل و ويليام كنت در سال 1725 ساخته شد. اديت : محمد.موسويان
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در چهارشنبه 18 مهر1386 | موضوع: تحقیق
خاکستر پوسته برنج ( RHA)، یک جایگزین ایده ال و شایسته برای سیمان
منبع : آرونا
نويسنده: :سید سعید حسینی اديت : ا.عالمي
پیشینه استفاده از پوسته برنج در بتن به سال 1924 م در آلمان بر می گردد. در سالهای 1955 و 1956 آقایان MC DANIEL و Hough و Barr در زمینه کاربرد این مواد تحقیقات بیشتری انجام دادند و علی الخصوص عملکرد بلوکهای ساخته شده با ترکیب سیمان و RHA را مورد بررسی قرار دادند. که نتایج آزمایشات انجام شده حاکی از افزایش تاب فشاری نمونه نسبت به حالت بدون استفاده از RHA بود. البته مقاومت نمونه در برابر سایش و قدرت رسانایی حرارتی آنها نیز مورد بررسی قرار گرفت که نتایج بدست آمده بسیار مثبت و امیدوارکننده بود. شایان ذکر است که از آن زمان به بعد همواره در کشورهای مختلف جهان، در زمینه بکار گیری این گونه مواد در تولید ترکیبات سیمانی تحقیقات زیادی صورت گرفته و همایشها وگردهمايي هاي مختلفي در سراسر دنيا هم برگزار شده است. و نتیجه این گونه فعالیتها و تحقیقات، یعنی حرکت بسوی تولید بتن و ماتریس های سیمانی ارزان و در عین حال مقاوم.
شرایط سوزاندن پوسته برنج برای تولید خاکستر ایده ال:
تعیین دمای بهینه سوزاندن پوسته برنج، با استفاده از نتایج آزمایش پراش سنجی اشعه ایکس و نیز آزمایش سنجش فعالیت دربرابر آهک صورت می گیرد. بهترین و درعین حال اقتصادی ترین حالت برای تولید خاکستر مناسب، همگن،دارای حداکثر فعالیت پوزولانی و با کیفیت بالا از پوسته برنج، حالتی است که عمل سوزاندن آن در دمای بین 500 تا 650 درجه سانتی گراد و در مدت زمان حدود دو ساعت صورت گیرد. بر اساس آزمایشها و تحقیقات صورت گرفته مشخص شده است که اگر دمای سوختن زیر 500 یا بالای 650 درجه سانتی گراد باشد، باعث بوجود آمدن سیلیسهای بیشکل و غیر بلوری می شود. و از طرفی در دماهای بالاتر هوا(اکسیژن) کافی برای سوختن کامل پوسته و تولید خاکستر با کارایی مناسب در محیط وجود نخواهد داشت. ونیز تخلیه گازهای مزاحم تولید شده در شرایط سخت تری انجام می شود. بلوری یا غیر بلوری بودن خاکستر تولید شده نیز به کمک اشعه ایکس و شیوه پراش سنجی مشخص می شود. نکته دیگر اینکه متناسب با افزایش دمای سوختن رنگِ خاکسترِ تولید شده سفید تر و روشنتر خواهد بود. البته اگر در زمان سوختن هوای کافی در محل وجود نداشته باشد، رنگ خاکستر تیره تر می شود. تا جاییکه در دمای 900 درجه اگر سرعت سوختن بالا باشد و پوسته به درستی نسوزد، خاکستر حاصل، سیاهرنگ است. در سوزاندن پوسته برنج، لازم است که هوای تازه حاوی اکسیژن بجای دی اکسید کربن تولید شده از سوختنِ RH وارد کوره شود، تا ته نشینی سیلیس و بلوری شدن آنرا تنظیم نماید. کوره های باریک که دارای مجاری تهویه(ورود اکسیژن و خروج دی اکسید کربن و سایر گازهای اضافی) باشند، که سرد شدن آرام و اصولی خاکستر را در پی داشته باشند، برای تولید خاکستر از پوسته برنج مناسبند. استفاده از کوره های غیر استاندارد، بدلیل عدم کنترل دمای سوختن و سرد شدن غیر نرمال خاکستر تولیدی و در نتیجه تشکیل بلورهای با کارایی پایین، کاری غیر فنی و غیر اصولی است. خارج کردن دی اکسید کربن و دسترسی به هوای اکسیژن دار، باعث جدایی بهتر مواد معدنی پوسته از مواد سلولزی و لیگنین می شود. و همین مساله کربن زدایی خاکستر را کنترل می کند.

خاکستر تولیدی از پوسته برنج را قبل از بکار گیری آن آسیاب می کنند. این کار باید قبل از مخلوط کردن خاکستر با سیمان صورت گیرد. زیرا اگر سیمان نیز آسیاب شود، نرمتر می شود و در نتیجه مصرف آب بیشتر شده و نهایتاً ترکیب سیمانی یا بتن حاصل کیفیت مطلوب و مورد نظر را نخواهد داشت. ولی در مورد RHA برعکسِ سیمان، هر چه نرمتر باشد، آب مصرفی کمتر خواهد بود و چسبندگی ملات بیشتر خواهد بود. هر چه نسبت آب به مخلوط سیمان و خاکستر در محدوده استاندارد کمتر باشد( نزدیک به حداقل مقدار مجاز) تاب فشاری ترکیب سیمانی حاصل، بیشتر خواهد بود.
از مهم ترین محاسن بکار گیری خاکسترِ پوسته برنج در تولید بتن، افزایش دوام بتن و مقاومت آن در برابر حملات مواد مخربِ شیمیایی است. مزیت دیگر اینکه ملات یا بتن ساخته شده با RHA نسبت به انواع ساخته شده با سیمان پرتلند تنها(بدون خاکستر) دارای مقاومت بالاتری در برابر شرایط محیطی اسیدی است. بر اساس آزمایشات صورت گرفته، افت وزنی بتن ساخته شده با RHA در محلول اسید سولفوریک و اسید کلریدریک به ترتیب 13 و 8 درصد است در حالی که بتن ساخته شده با سیمان پرتلند، در برابر اسیدهای فوق به ترتیب در حدود 27 و 35 درصد کاهش وزن دارد. شایان ذکر است که اسید کلریدریک باعث حفره ای شدن و خوردگی بتن معمولی( بدون خاکستر) می شود در حالی بر روی بتن حاوی خاکستر پس از رسیدن به مقاومت 72 روزه بی تاثیر است.
بتنی را که در تولید آن از خاکستر پوسته برنج استفاده شده، به روشهای مختلف عمل آوری می کنند._ عمل آوری به روش کاریبین(Carbbean): که در اتاق با دمای بین 29 تا 31 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی بین 77 تا 83 درصد انجام می شود. _ عمل آوری به روش استاندارد: در اتاق با دمای 20 تا 21 درجه و رطوبت نسبی 92 تا 98 درصد._ روش تسریع شده که بیشتر برای قطعات پیش ساخته بکار می رود. _ عمل آوری در محیط خارجی حفاظت شده( اتاق داغ): با دما و درصد رطوبت متفاوت و افزایش تدریجی دما و رطوبت نسبی محل محافظت شده. _ عمل آوری داخلی در شرایط نسبتاً ثابت با دمای حدود 19 درجه و رطوبت نسبی 55 تا 65 درصد. که از میان روشهای یاد شده، روش کاریبین، مناسبتر است و موجب افزایش دوام بتن شده و مصرف انرژی پایینی داردو نیز تاب فشاری را تا حدود 30درصد افزایش می دهد. در واقع روشهایی که رطوبت نسبی بالاتری داشته باشند مناسبترند.
استفاده از RHA در تولید بتنهای عایق: بتنی می تواند عایق باشد که وزن مخصوص آن کمتر از 800 کیلوگرم بر مترمکعب و تاب فشاری بین 10 تا 70 کیلوگرم بر سانتی متر مربع داشته باشد. برای ساخت این گروه بتن، از خاکستر عمل آوری شده با آهک یا خاکستر عمل آوری نشده استفاده می شود. البته پایداری و تاب فشاری گروه اول بیشتر است.و نیز استفاده از خاکستر عمل آوری شده مانع از شوره زدگی بتن می شود. مهمتر از همه باعث سبکی و کاهش وزن مخصوص بتن شده و خواص عایق بودن آنرا افزایش می دهد.
در پایان لازم به ذکر است که، علاوه بر تولید بتن، از خاکستر پوسته برنج(RHA) در تولید آجرهای سبک و نسوز و بلوکهای بتنی نیز بهره برداری می شود. این آجرها دارای خواص ویژه بسیار ارزشمندی هستند. از جمله: - تحمل گرمای حدود 1250 درجه بدون ترک خوردگی یا حداکثر با ترک خوردگی ها بسیار ریز و مویی - مقاومت فشاری 30 کیلو گرم بر سانتی متر مربع – دوام طولانی مدت – چسبندگی کافی و موثر با ملاتهای بنایی و اندودهای گچی و سیمانی – وزن کم در حدود یک تن بر متر مکعب – رنگ خاکستری روشن. در آجرهایی که با خاک لاتریتی(Lateritic )، خاک رس و خاکستر ساخته می شوند، با افزایش مقدار خاکستر، تاب فشاری و حدود اتربرگ شامل حد حالت روانی(LL )، حد حالت خمیری(PL )، میزان آب لازم نیز افزایش می یابد ولی نشانه حالتِ خمیری(PI ) کاهش پیدا می کند.
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 13 مهر1386 | موضوع: تحقیق
معماری آوانگارد از زبان پاتریک شوماخر

گاهی اوقات دیدن مراحل تولید و اتفاقات پشت صحنه فیلم از خود فیلم جذابیت بیشتری برای بیننده دارد. بیننده این فیلم سینمایی می تواند معمار باشد و فیلم داستان روایی از زندگی یک معمار. جذابیت پشت صحنه از آنجا آغاز می شود که در پس همه اتفاقات شاهد آنچه باشیم که اصلا انتظارش را نداشته ایم.
این بار سخن از کسی است که چندین سال است خاک صحنه می خورد، اما چونان چهره آرامش، آرام است و معماری می کند.
پاتریک شوماخر در صحنه حضور دارد، مطالعه میکند، کار میکند، می نویسد و شانه به شانه مادر معماری جهان ،ظه حدید، معماری می کند. چند سالی است که همه کارهای ظه حدید زیر دست شوماخر اسکیس زده می شود. البته زمانی می خواهیم او را بشناسیم که ظه هم به این نتیجه رسیده که او را بیشتر بشناساند. او که از معماران آوانگارد هم عصر ماست، در باب معماری آوانگارد و خلاقیت نظراتی دارد که تامل برانگیز هستند.
از دید او معمار آوانگارد کسی است که دچار خلاقیت افراطی در سازماندهی فضایی است. این مساله کوچک و به خصوص، در زیر ساختهای تولید آوانگارد موثر بوده است که بواسطه آن نمی توان اصول و قوانینی برای معمار تعریف کرد. وجه تمایز میان معماری آوانگارد و آنچه در جریان ساخت و ساز است یا معماری به عنوان هنر برتر و معماری تجاری در تحمیل لایه های زیرین تصویر شخصی معمار از ساخت و ساز نهفته است.اما باید در نظر داشت که هلندی ها در دهه های اخیر تلاش بسیار در جهت اثبات عدم برتری معماری آوانگارد بر سایر گرایش های معماری کرده اند. آنها به نتایجی هم رسیده اند که انکار ناپذیر است، اما مباحث تحقیقاتی معماری هم به پیشرفتهایی در زمینه، سیما ومنظر فضایی و توسعه اجتماعی-اقتصادی رسیده است که در تقابل نتایج معمارانه هلندی است.
خلاقیت در معماری لحظه ای تحمیل شده است و وظیفه معماری تعریف کردن آن به عنوان اصولی است که شروع هوشیارانه ای برای معماری است. در اروپا آغاز آن با رنسانس رخ داد. معماری اروپا را تا دوره رنسانس می توان دارای شاخه های اساسی تحت عنوان نقاشی و پیکره تراشی دانست که آواز جدایی آنها از دوره رنسانس نواخته شد و باعث پیدایش معماری گردید که همچون کودکی بی هویت به دنبال هویت تازه می گشت. در این راه سرنوشت خود را به نیروی فکر و فلسفه سپرد و از این پس بسیار متاثر از فلسفه گردید.

هر چند که معماران بزرگ در دوره ای خلاقان رادیکال بوده اند اما معماری را بواسطه بحث های تئوری آن می توان توسعه بخشید و تاریخ خود گوای بر این مدعا است.
آنچه که امروز به صورت عام، معماری نامیده می شود، راه حلهایی است که به مرور زمان کشف شده اند و هم اکنون در حال تکرار شدن می باشند. سوالهای که از چگونگی و بهینه سازی آنچه موجود است شروع می شود و سبب ایجاد آنچه تا کنون وجود نداشته، می شود را می توان خلاقیت نامید. به همین دلیل خلاقیت در معماری به شدت وابسته به تئوریهای معماری است. خلاقیت نیازمند تئوری و زاییده تئوری است.
مساله دیگر معمار بزرگ و تئوری معماری تاثیرگذار همگام با جامعه پیش می رود. هر چه جامعه از لحاظ کیفی و کمی پیشرفت بیشترو بهتری داشته باشد، معماری هم بیشتر توسعه می یابد. در شرایط برنامه ریزی نشده جوامع، تئوری ها عملا کارگر نیستند و نظریات بی قید وشرط ماورایی به مخاطب ارائه می دهند که این مساله را در معماری اتوپیای غیرمعمولی که این روزها بسیار بیشتر از آنچه عمومیت دارد مطرح می شود، می توان مشاهده کرد. در سالهای اخیر تنها حالت پیشرفت و موفقیت در پروژه های معماری، نگاه متفاوت به آینده می باشد. معماری از بعد اصول وقوانین در مقابل تعداد بیشماری از نظریات متنوع و علاقمندیها و گرایشهای متفاوت می باشد. از این بعد وظیفه معمار آوانگارد پیدا کردن راه حل بازی در میان رشته های مختلف ایجاد شده است و کسب تجربه در این راه نیازمند ممارست در هر دو بعد همیشگی کار معماری یعنی فشارهای کاری سریع (شارت) و تولید مطالبات با کیفیت.
معماری خلاقانه بازی میان تفکر تحقیقاتی و خلق فضا با در نظر داشتن کارکرد بنا و بهینه سازی اقتصاد آن در سطحی پایینتر از معماری تجاری می باشد. یک نکته را نباید از یاد برد که تحقیق در معماری آکادمی پذیر نیست. آن را نه در پروژه های دانشگاهی و نه در بخش تحقیقات معماری دانشگاههای بزرگ جهان نمی توان یافت. ردپای اصول معماری پیشرفت دهنده اجتماع را می توان در دو جایگاه مدارس معماری و معماران آوانگارد جستجو کرد. مشارکت معماران آوانگارد به مانند ماشین بکار انداختن تحقیقات معماری است و این خود سبب پیشرفت در معماری و تجارت معماری و ساختمانهای با ارزش و محتوا می شود. از این رو ساختن بناهای نشانه فرهنگی جوامع، خواستگاه مشاورین و دفاتر معماری می باشد که در کارهایشان هنوز با پروژه های دنیوی آمیخته نشده اند و نیاز به معماران آفریننده و خلاقی دارد که تجارت فرهنگ جوامع را هر روز بیش از پیش نمایان می کنند. در این راستا این بخش نیاز به تقویت شدن از سوی جامعه حرفه ای معماری دارد. مراکز هنر و ساختمانهای فرهنگی معمولا برای توصیف و تشریح تجربیات بکار می روند که معماری حلقه اتصالی برای برقراری گفتمان میان مخاطب و آنچه درون بنا رخ می دهد، می باشند. شخصیت اجتماعی و جاذبه های ژورنالیستی معماری در این تجربیات سبب می شود که ساختمان بازدهی اقتصادی مناسب را برای مالکینش داشته باشد. طرحهای تجربی و دور از خودخواهیهای معمارانه تمرینهایی برای حرفه ای شدن در بخش طراحی و تحقیق معماری آوانگارد می باشد. اما مرحله بعدی معماری آوانگارد ترجمانی از فرمها و فضاهای جدید است که انتقادی اما اصولگرا می باشد. این ارزیابی به سبب کمبود سرچشمه های اصلی (اوریجینال) و یا مصالحه زیبایی شناسی و تکنیک ایجاد می شود.

اما وظیفه معمار در این میان چیست؟ مسوولیت معامری موشکافی در وجه تمایز میان کارهایی از نوع هنر برتر و معماری حاکم بر جامعه است. نتیجه این جستجو و دقت در معماری آوانگارد خلاقیت می باشد. کار معمار چه زن و چه مرد بیانیه ای است که ارزش و اعتبار آن سبقت گرفتن از کارهایی است که تا کنون انجام شده و اضافه نمودن نکته ای که تا کنون کسی به آن توجه ننموده است. اما معماری رایج و تجاری در جامعه، تطبیق دادن معماری با الگوهایی است که بارها و بارها تکرار شده و هیچ نکته جدیدی در آن نمی توان یافت، می باشد.
هر چند که این دو گونه معماری آبشان هیچ وقت به یک جوی نخواهد رسید. اما در روش کولهاس می توان بیانی خاص از هر دو گونه معماری را دید. البته این مساله را نیز نباید از خاطر برد که خلاقیت چیزی فراتر از جدید و متمایز بودن است. همین طور خلاقیت شاید در بعد نازیبای توسعه تجاری معماری نهفته باشد. راهنمایی گرفتن از نمودهای توسعه تجاری شاید تاثیری در معماری درجه اول جوامع نگذارد، اما سبب تقویت خطاهای مستعمل جامعه می شود و از سویی دیگر با تغییر تمایلات جوامع معماری هم معیارهای متغیری به خود می گیرد و در اینجا است می بایست این سوال را مطرح کرد که معمار چگونه با این تغییرات می بایست همسو شود. آیا حس مسوولیت پذیری معمار سبب می شود که او نیز هماهنگ با تغییرات جوامع تغییر موضع دهد یا اینکه به تنهایی و بدون در نظر داشتن متغیرهای اجتماعی و فرهنگی جوامع به کار خودش ادامه دهد و راه توسعه را به روی خویش ببندد.
اما تعریف شوماخر از لابراتوار تحقیقاتی چیست؟ لابراتوار تحقیقاتی همان وجه تمایز تمرینات معمار آوانگارد با سایر معمارهاست که او را رهیابی به نتایج اتفاقی باز می دارد. در فقدان آتلیه های تحقیقاتی مناسب، محققان به مدارس و آتلیه های مشابه روی می آورند. اما اگر مدارس معماری بتوانند شرایط جامعه را موشکافانه بررسی کرده، مشکلات را از میان مسایل مختلف دریافته و بدون داشتن کارفرما راه حلهایی دقیق و ثمربخش ارائه دهند، موارد مورد بحث در معماری به روز کرده و می توان آنها را آتلیه تحقیقاتی نامید. عامل دیگری که مدارس معماری به مانند آتلیه تحقیقاتی می کند، این است مدارس معماری بتوانند طراحی جدیدی برای روش های مدلسازی و ارائه بیابند. در ابتدا آنها باید فارغ از محدودیت های شدید کار کنند. این مساله سبب می شود پتانسیلهای موجود در افراد که سبب عمیق شدن در مشکلی شده است، به راه حل بیانجامد. نقض راه حلهای منطقی برای تمرینات حرفه ای غیر ممکن می باشد و در تمرینات آونگارد هم با اکراه اتفاق می افتد اما در آتلیه تحقیقاتی به آسانی می توان مسائل را تجزیه و تحلیل و نقض نمود. رهایی از منطق عقل گرا از دیگر خصلتهای آتلیه است اما باید در نظر داشت که ارتباط بین فرم و کارکرد در نهایت به نتیجه مناسبی برسد. یکی دیگر از کارکردهای تحقیقات آتلیه ای و آکادمیک نقد پذیری آن است که خود سبب الهام بخشی و عمیق نمودن آوانگارد و پس از آن معماری تجاری می شود. این ایده که آکادمی به تنهایی می تواند می تواند ارائه دهنده تمرینات و نتایج خلاقانه باشد، از نظر شوماخر کاملا اشتباه است.
در نهایت تمایز دو دامنه خلاقیت معماری، برنامه ریزی و خلاقیت فرمی، در ترکیب موارد مختلف معنا می یابد. پیگیری مسایل قابل بحث و بروز، بواسطه رسانه جدید و فرمهای جدید امکان پذیر می شود. اگر براستی ترکیب نمودن آنها صعب نباشد. به هر حال مسایل بحث برانگیز و فرمهای جدید به سختی به صورت دوجانبه هماهنگ می شوند.هر دو بخش تحقیق معمارانه نیازمند وجودی مستقل قبل از اینکه ترکیب صورت بگیرد، می باشند.
منبع :
هدیه.درمان
انجمن علمی دانشکده معماری شیراز
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در سه شنبه 10 مهر1386 | موضوع: تحقیق
یک میدان و صدها پنجره ( قسمت دوم )
اصل زيبايي شناختي

جزئيات نماي ميدان نقش جهان را به مثابه جداره مداوم و نمايان ٬ حجره هاي مجاور و متوالي و مرتبط به هم را ميتوان از زواياي مختلفي مورد تجزيه و تحليل قرار داد . اما از آنجا كه اصل زيبايي شناختي بر اساس دانايي طراحان و معماران بوده است شك و ترديدي ايجاد نميكند كه اگر براي مثال طبقه دوم اين حجره ها حذف مي شد و يا خط آسمان و ديد بصري و تناسبات به نسبت خردتري ارائه مي شد تا چه حد درخوانايي اين ميدان تاثير معكوس
مي گذاشت ! و يا اگر پيش آمدگي الحاقي عالي قاپو يا گنبد شيخ لطف الله با كاشيكاري هاي زيباي آن يا مقرنس كاري هاي سر در مسجد امام و ... نبودند آيا اين ميدان همچنان اين شكوه و عظمت را در خود قرار ميداد ؟! در تكميل درك چنين تمايزي اشاره به موارد زير خالي از لطف نيست : طرح كالبدي - كف سازي – خط آسمان – طرح كالبدي سقف ها – استفاده از مواد و مصالح مختلف – رنگ شناسي - نظم بصري– تناسبات طلاعي – تضاد – ريتم – نقطه عطف – ايجاد گوشه ها و كنج ها – المان هاي تاكيد عناصر تزئيني - مقياس- تقارن – تنوع - خوانايي و معني دار بودن فضاها در ساز و كارهاي آرايش و پيرايش بناها به درستي در جهت سوق به كامل گشتن اصل زيبايي شناختي اين ارسن شهري به كار رفته است .
در پايان پنجره اول با توجه به - محدوديت حجم كلمات اين نوشتار- از نتايج بدست آمده در اصول ديگر پايه معماري كه باعث هويت بخشي به فضاهاي شهري ميشود صرف نظرميكنم و با توجه به اينكه تمامي اين يافته ها بخشي از تجربه ي است كه از قرارگيري ناظر در قسمت هاي مختلف بدست آمده است شما را به كسب داده هاي جديدي كه از ديگر دسترسي هاي اين ميدان همچون خيابان سعدي خيابان پشت مطبخ خيابان حافظ و ... كه افق هاي ديد انسان علاقه مند به اين گنجينه ارزشمند معماري را تغيير خواهد داد دعوت مي كنم .

پنجره دوم
حس مكان :
مكان ، تجربه فضا به وسيله ي انسان است به عبارت ديگر مكان تركيبي از انسان و محيط كالبدي است. تجربه مكان در حقيقت يك تجربه حسي تام است كه از طريق تمامي حواس انسان بدست مي آيد . ميان فرد و مكان پيام هايي رد وبدل مي شود كه طي آن فرد آگاهانه يا ناخودآگاه در رابطه با يك فضاي مكاني ، مجموعه از معاني، نشانه ها و مفاهيم را در مي يابد و به يكديگر پيوند مي دهد يگانه سازي و وجدان ميكند و با به نيل به وحدتي ادراكي به مكان معني مي بخشد و در بازگشت خود معني مكان را دريافت ميكند و در اين فرآيند به قضاوتي حسي نسبت به مكان دست مي يابد و واكنش نشان مي دهد و نيز پيدايش و درجه كيفي اين احساسات نيز به قدرت تفكر عشق و روحيه جستجوگري شخص بستگي دارد .
موضوع اصلي اين بخش نيز همان واكنش انسان به حس مكاني است به نام مسجد امام (شاه) اصفهان
ساعت ٣٠:٥ عصر – خيابان استانداري – نرسيده به خيابان پشت مطبخ گنبد فيروزه ايي و دو مناره ي رفيع مسجد از كوچه ايي به نام باغ زره سازان در بين ديوارهايي رنگارنگ از مغازه ها ديده ميشود و حس دعوت كنندگي را درمن تقويت ميكند تا اين كوچه ي ناشناخته را آشكار و حس زيبايي را در خود به كمال برسانم . با رسيدن به ديواره ايي بلند كه تاكنون ارتفاع ٥۲ متري گنبد را اينچنين در ذهن من تثبيت نكرده بود حس آشنايي و آگاهي را در من بيشتر كرد . در بسته مدرسه سليمانيه حس جستجوگري براي نفوذ به مسجد از اين دسترسي را در من بيشتر ساخت و با چرخشي نود درجه به تورفتگي از حجم ديواره رسيدم كه با سردري زيبا از مقرنس كاري و كاشيكاري درب ورودي ديگر اين بنا را آشكار كرد . غروب آفتاب - زيبايي اين گنبد را دو چندان كرده بود . تجربه ايي متفاوت بود مسجد به مثابه ي مسجد در پيش روي من بود نه يك بناي تاريخي جهت بازديد . زمان اذان نيز سكوت و خلوتي خاص به فضاي بنا داده بود و حوض مسجد علاوه بر صور خيال به بهترين نحو نمازگزار را براي اقامه نماز آماده ميكرد . ورود از مدرسه ناصريه و قرار گرفتن در شكل هندسه ايي كامل(مستطيل) صحن مسجد ( فرم درونگرا و توجه به آسمان) اصل سادگي را تقويت و عظمت و زيبايي ايوان ها طاق ها و ... انديشه ايي متفاوت با گذشته را در من ايجاد كرد!
صداي اذان با پژواكي عجيب و دلنشين حس غافلگيري را در من كمرنگ و حس تعلق خاطر و آشنايي را در من بيشتر ساخت و از آنجا كه صوت يكي از عواملي است كه ذهن را متوجه خود مي كند و يا انسان را از تمركز و حضور قلب باز مي دارد اين صدا باعث آرامش بيشتري در من شد كه يكي از ايده هاي طراحان مساجد يعني نياز به امنيت و آرامش را در من سوق داد. (همچنين در يك نظر سنجي از ٣٠ بازديد كننده از مسجد ۲٥ نفر معتقد بودند كه فضاي مسجد آرامش عجيبي به آنها القا ميكند )
نياز به خلوت و تنهايي؛ من را به سوي آب كه نمادي از آرامش معنوي است دعوت ميكند و با گرفتن وضوء وقفه ايي چند ماهه در خلوت با خداي خويش را پايان ميدهد ! اما آيا اين ارتباط با خداي خويش تجربه ايي متفاوت است ؟ آيا به راستي حس پرواز و سبكبالي كه شايد به ندرت در دفعات تكرار در خلوت با خداي خويش به وجود آمده است وابستگي به حس مكان و يا به عبارتي ديگر موقعيت مكاني من داشت ؟ آيا اين ايوان ، صحن ، مناره ، محراب و ... به واسطه بهره گيري از مصالح ، رنگ ها ، خطوط ، نقش ها ، نماد ها ، نشانه هاي خاص و مراعات قالب هاي هنري چون تركيب ، ريتم ، توازن و تقارن و يا به حداقل رساندن تداخل ها و اغتشاشات بصري ( عدم استفاده از مجسمه درخت هاي مرتفع و پر شاخ و برگ مقابل سطوح بنا و...) همه در مجموعه ايي سعي در متفاوت تجربه كردن حس معنويت و ارتباط با يگانه معمار هستي در اين بنا است ؟
۱۵ نفر از بازديد كنندگان معتقد بودند كه اداي فريضه ي نماز در اين مسجد از لحاظ احساس حضور و فضاي روحاني به نسبت مساجد ديگر اصفهان بيشتر است و۱٠ نفر اين امر را عادي مي دانستند و ٥ نفر راي ممتنع دادند .
و اما قرار گيري دو صفه در صحن مسجد و ٣ ورودي به بنا كانسپتي ديگر را بر من آشكار ساخت :
در اين مسجد با تاكيد بر عينيت بخشيدن به روح معنوي مكان و با عنايت به دامنه گسترده اي از نيازهاي فردي ( نياز به خلوت و تنهايي ، نياز به امنيت و آرامش ) به نيازهاي اجتماعي ديگري همچون (نياز به يرقراري روابط – ملاقات چهره به چهره ) و ايجاد فضايي پويا براي ارتباط عملكرد هاي متنوع اقتصادي اجتماعي و فرهنگي با جايگيري صحيح مسجد در مسير راه هاي اصلي و فرعي ارتباطي؛ مسجد امام را به بخشي از فضاي شهري تبديل كرده است و حيات دروني و بيروني را به يكديگر متصل ساخته است.
اما آنچه كه مسلم است ويژيگي هاي فضايي كه انسان در آن قرار ميگيرد در افزايش حضور قلب نقش مهمي ايفا ميكند و كنكاش در چگونگي القاي حس مكان در هر بنا و مقايسه آن با ديگر بناهايي از اين دسته اعتقاد و پاي بندي پديدآورندگان اين بناها را به درستي نشان ميدهد.
پايان
گریز : قسمت اول
اقرارنامه : عکس های بسیاری از میدان نقش جهان داشتم که حاصل ۲ سال عکاسی معماری (دیجیتال) از زوایای مختلف این میدان بود ( شاید غنی تر از آرشیو سازمان میراث فرهنگی ) که در اثر حمله ویروس ...که متاسفانه هیچ بک آپی از آن نداشتم از دست دادم . اما ناراحتی من از این است که هنگامی که" میدان نقش جهان" را در موتور های جستجو سرچش کردم به تعداد کمی عکس با کیفیت و شایسته این اثر جهانی برخورد کردم که مایه تاسف برای صنعت توریسم و گردشگری ما می باشد امید است که دوستان فعال در این زمینه این کمبود را جبران کنند شاید که این خود ادای دینی باشد به ...
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در سه شنبه 10 مهر1386 | موضوع: تحقیق
یک میدان و صدها پنجره
به نام خدا
گفته بوديد همهي ما در اوقاتي از زندگي خود از حضور در فضايي و بنايي به وجد آمدهايم و احوالي خوش يافتهايم. همهي ما با بناهايي احساس انس كردهايم. همهي ما فضاهايي را ميشناسيم كه ما را از اضطراب و پريشاندلي به دور داشته و خاطر و دل و ذهن ما را جمع و آرام كرده است ؛ پس اين نوشتار حاصل تمامي اين احساسات و احوالات است كه بر من گذشته است و مايل بودم شما را نيز در اين سفر با خود همراه سازم . اين نوشته در ۲ بخش ارائه خواهد شد كه به علت مجموعه اي بودن بناها بررسي هر كدام از موارد براي ديگر بنا نيز قابل استدلال و تحقيق مي باشد .

پنجره اول:
دروازه دولت – هشت بهشت – چهل ستون – مسجد حكيم – بازار . معماري سنتي اين مكان ها ٬ خيابان ها و كوچه ها همگي بستر را فراهم ميكنند كه منتظر نقطه عطفي در اين محدوده باشيم . اشتياق – هيجان و حس جستجوگري٬ پايان اين انتظار را خيابان استانداري معرفي مي كند . اما اين پايان راه نيست انتخاب ها براي رسيدن به اين گنج تاريخي زياد مي شود و ترديد در انتخاب راه ؛ اصل دعوت كنندگي را افزونتر ميكند. اما راه براي تجربه باز است پس ابتدا از دسترسي اول شروع ميكنيم : خيابان سپه . گزينه ي پر سر و صدايي است شلوغي و ترافيك ماشين ها آن آرامش قبل از طوفان ( اصل غافلگيري) را كمرنگ ميكند ولي به هر حال انتخاب اول است . جهت دهي سنگفرش هاي پياده رو و گسستگي و شكاف بين ديواري دو اشكوبه و محدوديت ديد- اصل نفوذ پذيري- را تقويت مي كند و سر انجام راز اين مستطيل ماندگار و پر عظمت آشكار مي شود. صداي انسان ها و ترافيك شهري در لحظه ي بدو ورود قطع مي شود چرا كه هدف يافتن ميدان نقش جهان بود .
ميدان نقش جهان در اين نما شكوه و هنر خود را بيشتر آشكار مي سازد : كاخي ٦ طبقه كه در نگاه اول با پيش آمدگي بنا رو به ميدان نفوذ پذيري بصري را تقويت ميكند . مسجدشيخ لطف الله با گنبد ي خفته ي زرد رنگ بدون مناره كه حس تامل و تفكر را بر مي انگيزد و مسجد شاه يا امام كه با حفظ نظم بصري خط آسمان را به عرش برده و با پيشخواني باز تو را به سوي خود دعوت ميكند اما اين نماي كلي با سردر زيباي قيصريه به مرز انتهاي واژه براي بيان اين مجموعه مي رسد.
از آنجا كه معماري را بايد حس كرد- لمس كرد و در فضاي آن قرار گرفت تا بتوان به درستي آن را تحليل كرد ؛ و با فرض تجربه اين فضاها توسط شما خواننده عزيز چند نكته را بررسي خواهيم كرد :

اصل مكان يابي بهينه :
آرايش اجزا معماري در يك طرح ايراني توسط تجزيه و تركيب اندازه ها و معيارهاي مشخصي انجام ميگيرد كه معمار به تناسب فضاهاي مورد احتياج را به وجود مي آورد و با كاهش و افزايش و جابه جا كردن اجزا ٬ طرح منظور را تهيه ميكند. با مقدمه اي كه گفته شد آيا ميتوان در قرار گيري اين بناها در قسمت هاي ديگر ميدان نقش جهان تاملي كرد؟ دربررسي كه انجام دادم اگر از نحوه ي تركيب اين حجمها با چهار ديواري اين ارسن شهري بگذريم به بهترين گزينه يعني موقعيت مكاني ديروز و امروز ميدان مي رسيم اما اين نتيجه چگونه بدست آمد ؟
با توجه به قرار گيري ميدان در جهت رون اصفهاني ( شمال غربي – جنوب شرقي ) - كاربري فضاها - تاريخ ساخت هر كدام از بناها - محور كاخ هاي متعدد - محور چهار باغ – محورهاي بازار – توده فضاهاي مسكوني و قرارگيري باغ هاي متعدد به اين مهم ميرسيم كه :
۱. كاخ عالي قاپو به عنوان فضايي با كاربري سياسي اقتصادي تفريحي به درستي در ضلع غربي و با شكافته شدن هسته ي اوليه و ايجاد گره ايي در محور هاي حركتي ؛ فضايي براي كاربري هاي ذكر شده در بالا به وجود آورده است و دسترسي درجه ٢ را از محور چهار باغ ايجاد كرده است و همچنين تناسبات دهانه ورودي در مرحله دوم ساخت اين بنا و خوانايي ورودي ( كه طبق آماري تصادفي از بين پنجاه بازديد كننده ميدان نقش جهان ٣٥ نفر ابتدا كاخ عالي قاپو را به عنوان بناي مورد توجه بيان كردند) وآشكار بودن كامل مسجد شيخ لطف الله از قسمت هاي ورودي اصلي عالي قاپو و ايوان ستوندار سندهايي براي اثبات اين ادعا است .
٢. مسجد شيخ لطف الله با توجه به كاربري در نظر گرفته شده (مركز فرهنگي- علمي) و تمام ويژيگي هاي منحصر به فرد ( كه ذكر آن تكرار سخنان اساتيد است ) با قرارگيري در ضلع شرقي به عنوان فضايي نظام دهنده و مركزي در محور بازار شرقي ميشود و به طبع در جهت مخالف اين كاخ قرار ميگرفته است .
٣. مسجد امام با توجه به حجم بنا و هندسه ي آن – جهت قرارگيري كل بنا به سمت قبله – قرارگيري در بهترين قسمت بازار از نظر كاربري - آرامش فضا- تركيب آن با قسمت هاي مسكوني و تجاري و تقويت اصل دعوت كنندگي و اصل پيوستگي گزينه ايي ديگر را در ذهن طراح ايجاد نمي كند.
٤. بازار قيصريه كه با كاربري كه براي آن طرح ريزي شده است ( فضايي براي مكث و تماشاخانه ) و ورودي تعريف شده در جهت محور هاي شمالي بازار به درستي مكانيابي شده است .
ادامه دارد ...
پي نوشت : اين مقاله پارسال در اولين كارگاه نقد آثار معماري ايران ارائه شد كه لينك خبري آنرا مي توانيد در قسمت موضوعی همايش - وبلاگ مشاهده کنید و همچنین خوشحال می شویم عزیزان شرکت کننده در این همایش نسخه ی خلاصه یا کامل مقاله خود را برای ما ارسال کنند .! ( م.موسویان )
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در پنجشنبه 5 مهر1386 | موضوع: تحقیق
بتن در سازه و معماری
منبع انتشار : آرک نویز ادیتور : میـــنا نساج
مقاومت بتن در برابر فشار بالاست ولی در مقابل كشش ضعیف است. ایجاد پیش فشردگی در بتن با كابلهای فولادی باعث ميگردد بتن همواره در تنش فشاری باقی بماند و در نتیجه میزان باربری آن افزایش خواهد یافت. چون كابلها در حالت فشرده قرار دارند و نیروی کششی را به نیروی فشاری تبدیل ميكنند و هیچ ضعفی در مقطع بتن ایجاد نميكنند و بتن فقط تحت بارهای بسیار زیاد به كشش ميافتد و ترك نميخورد.
برای پیش فشرده یا پیش تنیده كردن بتن دو سیستم متفاوت وجود دارد. پیش كشیدن و پس كشیدن.

الف- پیش كشیدن
تعداد زیادی از قطعات بتن پیش فشرده، از جمله دال های كف با این روش تولید ميشوند. كابلها را به صورت آزاد در داخل قالب قرار ميدهند و با دستگاه مخصوص كشش لازم را وارد ميكند. بتنریزی را انجام ميدهند و به كمك لرزاندن، هوای آن را تخلیه ميكند و شرایط لازم برای انجام خودگیری سریعتر را فراهم ميكنند. طول اضافی كابلها را كه در دو انتها ثابت شدهاند ميبرند و بتن را تحت فشار رها ميسازند. مانند بتن مسلح پیش ساخته مقطع و محل قرارگیری كابلها براساس بارهای محاسبه شده مشخص و رعایت ميشود.
ب- پس كشیدن
در روش پس كشیدن، كابلها را در قالب كار، داخل غلافهایی قرار ميدهند، بتنریزی را انجام ميدهند. وقتی به اندازه كافی خود را گرفت دو سر كابلها را به طرف بیرون ميكشند. این كار به وسیله گرههای مخصوص كه به دو سر سیمها بسته ميشوند و پس از قطع شدن كشش محكم ميشوند، انجام ميگیرد. مزیت پس كشیدن بر پیش كشیدن این است كه ميتوان آنها را خمیده كرد تا در مسیر تنش قرار گیرند. به این ترتیب ميتوان بتن را به شكلی ریخت كه كمترین حجم ممكن را داشته باشد.
منبع مطالب :
فروتنی، سام، مصالح و ساختمان، تهران: روزنه، 1383
گریز ۱: این مطلب گذاشتم واسه آنهایی که میگن یک معمار نباید از سازه و عمران چیزی بدونه چون ممكنه خلاقيت طراحيش كور بشه ! همچنین واسه دانشجو هایی که طرح های اتوپیایی می زنن و متریال بتن رو واسطه می کنند برای اجرای این طرح ها !
گريز ۲ : سايتي علمي درباره بتن
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 31 شهریور1386 | موضوع: تحقیق
استاندارد هاي طراحي هتل و مهمانسراي بين راهي در ایران
هميشه دنبال منابع گشتن براي طراحي يك مركز عمومي شيرين و دردسر ساز بوده از گرفتن معرفي نامه تا عدم تحويل عزيزان اداره چي يا كمبود زمان و تكيه بيش از اندازه به اينترنت ، خوشحاليم كه دوست عزيز محسن عبد الهي اين منابع در اختيار ما هم گذاشت !
دانلود از : سایت دانشجویان معماری ایران
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 31 شهریور1386 | موضوع: تحقیق
مبلمان شهری (قسمت دوم)

بهرهبرداري هوشمندانه از اين آثار حجمي نيز ميتواند در ارتقاي كيفيت فضايي شهر موثر باشد. انواع اصلي آثار حجمي را ميتوان به نحو زير طبقهبندي كرد: .
طاقهاي يادماني
طاقهاي يادماني معمولا براي گراميداشت وقايع بزرگ تاريخي ساخته شدهاند بيشترين آن را طاقهاي پيروزي كه يادمان پيروزيهاي نظامي بزرگ است و طاقهايي كه به ياد سربازان گمنام كشته شده در جنگها برپا ميشوند، تشكيل ميدهند. يك نمونه از اين طاقها را ميتوان در ميدان اتوال 4 پاريس مشاهده كرد. اين طاق براي يادآوري پيروزيهاي ناپلئون ساخته شده است.

.ستونهاي يادماني
سرمنشا اين ستونها به شهرهاي يونان باستان باز ميگردد اين ستونها كه از طاقهاي يادماني قديميتر هستند، بيشتر براي گراميداشت يك شخص يا يك رويداد مهم تاريخي به كار برده شدهاند. در بسياري از موارد مجسمه يك فرد مهم بر فراز اين ستونهاي بلند نصب ميشد. اين تركيب نشاندهنده اهميت بسيار زياد آن فرد بود. نوع ديگري از ستونها كه به تنهايي و بدون مجسمه به كار برده ميشوند ستونهاي هرمي شكل هستند كه منشا مصري دارند و براي مصريان باستان نمادي مذهبي به شمار ميآمد. اين ستونها براي نشان دادن مركز به كار ميآمد و نمادي از هندسهگرايي، نظم و قدرت بود از جمله مواردي كه اين نوع متون مورد استفاده قرار گرفته، ميدان مهم بيضي شكل مقابل كليساي سنت پيتر در رم است كه در آغاز نيمه دوم قرن 17 ساخته شده است. اين ستونها براي بيان ثبات، پايداري و همبستگي نيز به كار ميآمد و گاهي نيز نمادي از آغاز عصري جديد بود.
.
ساعتهاي تزئيني
ساعتهاي تزئيني، زينتبخش بسياري از ميادين هستند و اشكال متنوعي دارند كه يكي از آنها برج ساعت است، اين ساعتها اثر قوي بر چشم، فكر و ذهن رهگذر دارد و اگر به دقت مكانيابي و با حساسيت جايگاه آن طراحي شود، نشانه قوي در شهر محسوب ميشود و تاثير بصري قوي خواهد گذاشت. اين نوع اثر حجمي فرم باستاني ندارد و در قرنهاي اخير به كار گرفته شده است.

از سوي ديگر موضوعات، مضامين و مفاهيمي كه دستمايه ساخت مجسمههاي شهري ميشوند به طور عمده در مقولات زير قابل طبقهبندي است:
1. مشاهير و شخصيتهاي تاريخي، فرهنگي، ادبي، هنري، سياسي، علمي و... نظير فردوسي، ابوريحان بيروني، ميرعماد
2. مبارزان، دلاوران و شهدا، نظير ميرزا كوچكخان جنگلي، امام قلي خان، رييسعلي دلواري، شهيد بابايي.
3. ورزشكاران نظير تختي.
4. روايتها و شخصيتهاي اسطورهاي نظير روايت مبارزه گرشاسب و اژدها
5. موجودات اسطورهاي نظير سيمرغ
6. مضامين مذهبي نظير توحيد، نماز، اذان، انتظار فرج و...
7. مضامين مذهبي، سياسي نظير شهادت، ولايت و...
8. يادمانهاي تاريخي، سياسي، ورزشي و عمراني نظير يادمان انقلاب در ميدان انقلاب تهران و يادمان صعود ايران به جام جهاني فوتبال در بندر گناوه، يادمانهاي جنگ و يادمانهاي گازرساني به شهرها.
9. مضامين عاطفي يا احساسي نظير مجسمه مادر
10. مضامين اقتصادي و معيشتي نظير مجسمههايي كه معرف شيوه معيشت و توليد در شهر يا منطقه هستند مانند مجسمه ماهيگير، چاي كار، چوپان و....
11. توليدات عمده شهر و منطقه نظير مجسمه پسته، گندم، گلاب و....
12. مضامين طبيعي و اقليمي نظير مجسمههايي كه معرف طبيعت يا حيوانات ويژه منطقه هستند مجسمه پرندگان يا حيوانات بومي.
13. مضامين سنتي و فرهنگي نظير مجسمههايي كه شيوههاي زندگي عادات فرهنگي، نحوه تغذيه، آشاميدنيهاي مورد علاقه و... را نشان ميدهد: مجسمه قوري چاي، فنجان و...
14. مضامين عملكردي نظير مجسمههايي كه معرف عملكرد مكان هستند نظير مجسمه كوهنورد در تهران كه معرف هويت ورزشي اين منطقه است.
15. پيامها و مفاهيم انتزاعي يا واقعي فرهنگي اجتماعي نظير تنهايي انسان، آزادي، تقابل مدرنيسم و سنت، رنج، فقر، بيخانماني، انحطاط، پرواز، شكوفايي، تلاش و...
4.نقشها و كاركردهاي مجسمه

1.تقويت حس مكان: يكي از مهمترين كاركردهاي مجسمه ايجاد حس مكان تعريف شده، القا روحيه خاص در فضا يا تقويت روحيه يك فضاست. «مكانبخشي از فضاست كه به وسيله شخص يا چيزي اشغال شده است و داراي معنايي ارزشمند است» در صورت هماهنگي مجسمه با محيط و تقويت انسجام بصري محيط پيرامون، شهروندان احساس رضايت و آرامش بيشتري ميكنند و حس مكان تقويت ميشود.
2. تعريف و هويت بخشي به فضاهاي شهري: «هويت يعني محل يك محل معين حدي كه شخص ميتواند يك مكان را به عنوان مكان تمايزي از ساير مكانها شناخته و يا بازشناسي كند به طوري كه شخصيتي مشخص، بينظير و يا حداقل مخصوص به خود را دارا شود». مجسمههايي كه از طراحي خلاقانه و هنرمندانهاي برخوردارند ميتوانند هويتبخش باشند.
3. ارتقاي كيفيت و ايجاد سرزندگي فضاهاي شهري: فضاي خالي از هنر، جذابيت ندارد و فقدان جذابيت از كيفيت فضا ميكاهد و مانع ايجاد حس سرزندگي و نشاط در فضاي شهري است، مجسمه ميتواند اين هر دو را در صورت وجود ساير شرايط به فضا، ارزاني دهد.
4. ارتقاي آگاهيهاي عمومي و معرفي نمادها و ارزشهاي فرهنگي: مجسمهها و توضيحات متصل به آنها ميتوانند سطح دانش و آگاهيهاي عمومي شهروندان در خصوص حوادثهاي فرهنگي يا ساير زمينهها ارتقا بخشند به عنوان مثال ميتوانند مردم يك منطقه را با شخصيتها يا رويدادهاي تاريخي يك منطقه آشنا سازند يا نمادهاي فرهنگي آن منطقه را معرفي كنند.
5. معرفي عملكرد و روحيه ميدان يا محدوده پيرامون آن يا تداعي عملكرد تاريخي يا فرهنگي آن: بسياري از ميادين محل وقوع حوادث تاريخي منحصر به فرد هستند، مجسمهاي كه موضوع آن اين رويداد تاريخي باشد تا سالها بعد از آن ميتواند تداعيگر اين واقعه باشد، همچنين عملكرد فعلي ميدان ميتواند به وسيله مجسمه بيان شود، مثلا نصب مجسمه كوهنورد در ميداني كه مبدا عزيمت كوهنوردان به كوهستان است، بيانگر روحيه ورزشي حوزه پيراموني ميدان است.
6. تعريف مركز ثقل و نقطه تمركز ميدان: مجسمه به عنوان عنصري در مركز ميدان از هر دو طرف ديده و درك ميشود و مي تواند نمايانگر مركز ميدان باشد به همين دليل است كه حتي در ميادين خالي از خودرو نيز بسياري از طراحان، مجسمه را در مركز ثقل ميدان نصب ميكردند، تا حس مركزيت را تقويت و نوعي نظم بصري به وجود آورند.
7. ايجاد يك نشانه شهري: نشانه از عناصر اصلي سازنده سيماي شهر است از نظر كوين لينچ «نشانههاي عواملي در تشخيص قسمتهاي مختلف شهر هستند خصوصيات نشانه بايد چنان باشد كه بتوان آن را از ميان عوامل بسيار بازشناخت اگر نشانهها فرمي واضح داشته باشند، با زمينه خود متضاد و به اطراف خود غالب و مسلط باشند شناخت آنها به آساني ميسر است و احتمال بيشتري هست كه بر آنها معنايي متصور باشد، مجسمهها در بسياري موارد به ويژه اگر اندازه آنها بزرگ باشد ميتوانند به عنوان نشانه در سطح محله، منطقه يا حتي شهر مطرح شوند.»
8. ايجاد انگيزه براي بهسازي محيط توسط شهروندان: نصب مجسمهاي مطلوب در ميدان و بهسازي آن موجب ميشود كه ساكنان اطراف ميدان انگيزهاي براي كيفيت بخشي به محيط خود پيدا كنند و تلاش كنند كه محيطي متمايز به وجود آورند.
9. مكاننمايي: منظور از مكاننمايي اين است كه طراح، مجسمه و پيرامون آن را به نحوي طراحي كند كه تداعيكننده يك فضاي به خصوص مثلا ميدان جنگ، يك بيشه يا يك چراگاه باشد.
10. تناسب بخشي به نام ميدان: مجسمهها در مياديني كه از سابقه تاريخي خصي برخوردار نيستند و نامي قراردادي براي آنها تعيين شده است ميتوانند به نحوي طراحي شوند كه نام ميدان را در اذهان بينندگان تثبيت كنند مثلا نمادي از لاله در ميدان لاله چنين كاركردي دارد.
11. معرفي سبكها و سنتهاي هنري: مجسمهها هنر را به ميان مردم ميآورند از اين رو مي توانند مردم را با سبكهاي هنري قديمي يا جديد آشنا سازند و بر دانش هنري و سواد بصري آنها بيفزايند.
پايان
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در دوشنبه 26 شهریور1386 | موضوع: تحقیق
مبلمان شهری (قسمت اول)
مجسمه شهري، حجمي سه بعدي و داراي فرم و بيان هنرمندانه است كه از جهات مختلف قابل نظاره است.جزيي از مبلمان شهري است كه خارج از فضاي بسته قرار گرفته است.
هر سال دهها مجسمه و اثر حجمي به وسيله شهرداريها در فضاهاي شهري و به ويژه ميدان هاي شهرهاي بزرگ و كوچك نصب ميشود. اين حركت در صورتي كه به خوبي هدايت شود ميتواند سهم مهمي در ارتقاء كيفيت اين فضاها داشته باشد به ويژه آن كه در سالهاي اخير چنين فعاليتهايي عموميت بيشتري يافته و اغلب شهرداريها برآنند كه مراكز ميدان هاي خود را مزين به پيكرهاي سازند، محصول اين فعاليتها خلق آثاري بوده است كه گاه ارزشمند، برخي اوقات معمولي و در مواردي نيز فاقد ارزشهاي زيبايي شناسانه و موجب تنزل فضاي ميدان بودهاند.

«هدف شهرسازي ايجاد محيطي آرام و سالم است كه آسايش و غناي زندگي در آن ممكن باشد، آسايش را ميتوان در تامين نيازهاي مردم تعريف كرد اما غناي زندگي هنگامي پديد ميآيد كه معنويت هنري در محيطهاي شهري مزاحم باشد.»
مجسمهها ميتوانند نقش بسزايي در غني ساختن زندگي شهري از طريق بيان و هنري داشته باشند اين امر به ويژه در ميدان ها و فلكههاي نقاط عطف شهر كه كانون توجه شهروندان هستند، از اهميت بيشتري برخوردار است.

عملكرد اصلي مجسمهها ايجاد حس مكان و هويت تعريف شده و القا روحيه خاص در فضا يا تقويت روحيه يك فضا است تعريف اين عنصر و متمايز ساختن از ساير عناصر مبلمان شهري و آثار حجمي چندان ساده نيست و هر تعريفي در اين زمينه نسبي است چرا كه مجسمهسازي يك رشته هنري است و هنر نيز تعاريف محدود و مشخص را برنميتابد و خلاقيت هنري مرزهاي هر تعريفي را در مينوردد اما براي آن كه مبنايي براي بحث وجود داشته باشد تعريف زير قابل ارايه است:
تعريف مجسمه شهري
مجسمه شهري، حجمي سه بعدي و داراي فرم و بيان هنرمندانه است كه از جهات مختلف قابل نظاره است (بنابراين متفاوت از نقش برجسته است كه معمولا حداقل از يك جهت غيرقابل ديدن است و به زمينهاي متصل شده) موضوع آن معمولا پيكره يك انسان، حيوان، گياه يا شي است و جزيي از مبلمان شهري است كه خارج از فضاي بسته قرار گرفته است.
كاركرد اصلي مجسمه تزئين، هويت بخشي يا انتقال پيامي به ناظران است و از مصالحي نظير سنگ، بتن، فلز، چوب، فايبرگلاس ساخته ميشود.

مهمترين وجه تمايز مجسمههاي شهري با مجسمههايي كه در فضاي بسته قرار گرفتهاند، آن است كه بينندگان مجسمههاي فضاي باز بيشتر، تواتر ديدار آنها فزونتر و تركيب ناظران آن متنوعتر است، بدين ترتيب افرادي كه حتي سواد خواندن و نوشتن ندارند بيننده اين حجمها هستند. مجسمهسازي شهري كار مشترك مجسمهسازان، طراحان منظر و مبلمان شهري، برنامهريزان و طراحان شهري است كه با حمايت و هدايت مديران شهري انجام ميپذيرد هر يك از اين عوامل در اين فرايند نقشي را بر عهده دارند. ساخت مجسمه به وسيله هنرمند مجسمهساز انجام ميشود و ساير متخصصان در انتخاب مقياس و مكان مناسب نقش دارند. هدف اين همكاري آن است كه ضمن رعايت ملاحظات عملكردي بيشترين لذت بصري براي ناظر به وجود آيد.
.
مجسمه تنها اثر حجمي زينتبخش ميادين نيست، آثار حجمي متنوعي در فضاهاي شهري استفاده ميشوند كه اگرچه گاهي تشابه نزديكي با مفهوم مجسمه دارند اما داراي هويت متمايز هستند.
ادمه دارد ...
منبع انتشار : http://www.iranartnews.com/pic/payannameh.htm
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 23 شهریور1386 | موضوع: تحقیق
مینیمالیسم سیاه

در حالیكه امروزه بسیاری از معماران، بهویژه طراحان داخلی، در پی خلق فضاهایی روشن و شفاف هستند و سعی میكنند با استفاده از رنگها و بافتهای متنوع، كیفیتهای فضايی گوناگونی ایجاد نمایند، خلق فضاهایی به رنگ سیاه (Black) و تاریك (Dark)، در نوع خود، تجربه منحصربفردی است كه برخی طراحان و معماران در آثار خود به آن پرداختهاند.
گروه معماری Shop Architects از جمله گروههای معماری است كه در راستای تجربه رویكردهای متفاوت در طراحی فضا، سعی نمودهاند در طراحی داخلی فروشگاه costume national (شعبه نیویورك) كه در اكتبر سال 1997 افتتاح شد، به بیان دیگرگونهای از طراحی مینیمال دست یابند: طراحی فضایی سراسر سیاه؛ فضایی كه اشیاء در آن پنهان میشوند

ادامه مطلب....!!
نویسنده : جعفر بزاز
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 10 شهریور1386 | موضوع: تحقیق
کاربرد صنایع دستی در معماری
پی نوشت : تا حالا تامل کردی که چرا روی سر در دانشگاهت نوشته دانشگاه هنر و معماری !!؟؟ یا تا حالا با دوستای هنریت بحث کردی که معماری سرآمد همه هنر هاست یا شاید تلاش کردی که توجیه کنی معماری تنها تیر وتخته وکارگر افغانی و ... نیست معماری یعنی ...؟
معماری سنتی ایران ،تجلی نمادین جهانی ابدی و ازلی است که این جهان را محلی گذرا و واسطهای برای رسیدن به مرتبهای والاتر به منظور وصول به آرامش درونی میداند ؛ معماری ایران که به صورتهای گوناگون در بناهای مختلف متجلی گشته، جایگاه خاصی را داراست که در آن ،عقاید و رسوم و آیینها در شرایط جغرافیایی و اقلیمی نمود بارزی دارد و حاصل دسترنج هنرمندانی است که برای اعتلای این هنر با تکیه بر ایمان خویش ،از جانِ خود مایه گذاشته و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزیدهاند. همراه با اساتید معماری، استادان صنایع دستی نیز با همان تفکر فوق اما تجلی یافته در هنرِ خاص خویش، تکامل بخش و اثرگذار بر معماری سنتی ایرانی بودهاند .
تزیین و آرایش ساختمان که جزء لاینفک معماری محسوب میشود در آجرکاری، کاشی کاری، گچبری و آینه کاری در کنار قالی بافی، گلیم بافی، قلمکاری ، سفالگری، منّبت کاری، کنده کاری چوب، گره چینی و همچنین سایر دست آوردهای صنایع دستی نمود یافته و پیوندی یگانه ایجاد نموده که فضای معماری ایران را آکنده از زیبایی معنوی میسازد و این خود زیبایی ظاهری را نیز به همراه دارد
معماری با سایر هنرهای ایرانی ،تارهای به هم تنیدة یکپارچهای است که از یکدیگر تأثیر پذیرفتهاند ؛ به ویژه صنایع دستی که علاوه بر تزیینی بودن و جنبههای زیبایی شناسانه، نقش کاربردی در زندگی روزمره افراد جامعه دارد. صنایع دستی به دلیل عدم نیاز به سرمایهگذاری بسیار و وجود مواد اولیة محلی برای تولید و وجود زمینههای توسعه در مناطق مختلف و ایجاد ارزش افزودة بالا، بخش عظیمی از نیروی انسانی و اقتصادی ایران را به خود مشغول کرده است و این امر در معماری سنتی نقش ِ بارزی دارد. صنایع دستی و معماری همواره مکمل یکدیگر بودهاند و دارای ویژگیهای مشترک میباشند .
بناهای ایرانی مانند مسجد، مناره، خانه، باغ، پل، قلعه، آب انبارها و... هر کدام به نوعِ خاصی از صنایع دستی نیاز دارد که برخی از انواع آن کاشی کاری، مشبّک کاری، نقاشی دیواری، منّبت کاری و غیره است. تنوع اقلیم آب و هوایی در ایران موجب گوناگونی بسیار در معماری و تزیین آن گردیده است و در نتیجه انواع و اقسام صنایع دستی در تزیین معماری، نقشِ عمدهای دارند .

صنایع دستی در رشتههای گوناگون همچون: قالیبافی ،گلیمبافی، سفالگری ،آبگینه سازیِ محصولاتِ فلزی ، سنگتراشی، چوب تراشی ، حصیربافی ، کاشی کاری تا رودوزیها ارتباط مستقیم با معماری دارد به طوری که ساخت شکل آنها بستگی به فضای معماری سنتی ایرانی دارد و همین طور بعضی از اجزاء و فضاهای معماری، متناسب با کالاهای صنایع دستی ساخته میشود . معماری سنتی ایران در ایجاد صورتهای مختلف صنایع دستی نیز نقشِ عمدهای را به عهده داشته است ؛ به طور مثال بافنده، اندازه قالی را براساس وسعت اتاقها میبافد و سفالگر براساس جایگاه سفال در فضای ساختمان شکل و حجم مورد نظر را میسازد . هماهنگی صنایع دستی با معماری نه تنها از نظر فرم و رنگ بلکه از نظر محتوایی نیز هم خوانی دارد و هنرمند سعی نموده، ارتباط خویش با طبیعت و دیدگاه معنوی خویش نسبت به هستی را متجلی سازد .
صنایع دستی به علت تنوع و وسعت در رشتههای گوناگون، کاربردهای زیادی در تزیین معماری دارد که شامل چهار بخش میشود :تزیین نمای بیرونی ؛ تزیین فضاهای ورودی ؛ تزیین درونِ بنا ؛ تزیین فضای اتصالِ درون و بیرون بنا .
تزیینات بیرونی ساختمان باید به نحوی باشد که در برابر تغییرات آب و هوا و نور خورشید مقاوم باشد و کیفیت خود را از دست ندهد. این تزیینات بیشتر شامل کاشی کاری به صورت معرّق یا هفت رنگ میباشد که علاوه بر تزیین بنا با نقوش و رنگهای گوناگون، عایقی در برابر برف و باران و گرما و سرما است. کاشی کاری در معماری ایران در واقع شناسنامه بنا میباشد و تاریخ مشخص و سیرِ تحولی منظمی را دارا است.
با آغاز دوره اسلامی، کاشی کاری در اماکنِ مذهبی تجلی خاصی مییابد، محراب و گنبدِ مسجد شیخ لطف ـ الله و گنبدِ مزار شاه نعمت اللّه ولی در ماهانِ کرمان، مسجد کبود تبریز و گنبد مسجد چهار باغ اصفهان، نمونه بارز این هنر میباشد .
کاشی کاری، مهمترین ویژگی تزیین معماری سنتی ایران است که ادامة همان آجرکاری است.
نکته حائز اهمیت در کاشی کاری ایران رنگ لعاب است، رنگ کاشیهای ایرانی اکثراً فیروزهای و لاجوردی بوده و رنگهای سفید و سبز و طلایی نیز در درجه دوم میباشد و این رنگها در بین هنرهای سنتی ایران مشترک میباشند .
فضاهای ورودی بنا در معماری ایرانی و خصوصاً بناهای مسکونی و مذهبی بخشِ مهمی را به خود اختصاص داده است که با پوششی به صورت سایهبان با طاق کمانی همراه بوده است .تزیین این قسمت از بنا عموماً کاشی کاری است، در ضمن نمونههای آینهکاری و مشبک کاری آجری نیز وجود دارد .
آینه کاری از هنرهای ظریفی است که در نماسازی داخلی بناها، در بالای ازارهها ، زیردورها ، طاقها، رواقها ، شبستانها، سرسراها و موارد دیگر به کار میرود .

مقرنس کاری و گچ بری نیز از تزیینات معماری محسوب میگردد. مقرنس کاری که تداوم آجر چینی است توازنی را القا مینماید که گویی وظیفه انتقال سقف یا گنبد بر پایهها را داراست و همانند نسبت آسمان به زمین است
. تزیینات داخلی یک بنا نسبت به نوع آن تفاوتهای گوناگونی دارد و این تفاوت در دورههای گوناگون، تنوع بیشتری به خود میگیرد ولی در همة آنها وجوه مشترکی نیز وجود دارد و از آن جمله ایجاد فضایی است که انسانهای استفاده کننده از آن بنا، آمالشان در آن تحقق مییابد و آرامش مییابند. در تزیین داخلی یک بنا از تنوع هنر صنایع دستی استفاده بیشتری میتوان نمود. قالی علاوه بر زیرانداز بودن یکی از اجزای مهم در تزیین فضای داخلی بناهای ایرانی میباشد. زیرا کف بنا را که انسانها بر آن مینشینند و میخوابند، میپوشاند و گاه نیز به عنوان تزیینی زیبا بر دیوار کوبیده میشود و گاهی نیز از قالیهای دو طرفه به عنوان سطحی جدا کننده بین دو فضا استفاده میشود. نزدیکی طرح و نقشِ قالی با نقوشِ کاشی، نزدیکی و انسجامِ هنرهای ایرانی را بیان میدارد .
زیر اندازهای دیگری چون گلیم ،جاجیم و منسوجات سنتی و پردههای قلمکار با کاربردهای گوناگون و وسایل تزیین شده با خاتم و منّبت و معرق چوب، انواع رودوزیها و اشیای فلزی ، همه و همه ،آرایش دهنده محل زندگی ایرانی میباشند. صنایع دستی در معماری ایران تنها نقشِ مزّین کنندة فضا را ندارند بلکه هر کدام در جایگاه خود کاربردهای گوناگونی دارد .
تزیین بین فضای داخلی و خارجی شامل درها و پنجرههاست. «درِ» بناها که در گذشته از چوب ساخته میشد مأوایِ سرپنجه هنرمندانِ منّبت کار و فلز کار بود. «در»های کنده کاری شده و منبت کاری همراه با کلونهای بسیار زیبای فلزی ،جایگاه و اهمیت بنا را روشن میساخت. نقوشِ ایجاد شده بر روی درها هم چون نقوشِ نمادین، در هنرها جلوهگاهِ تفکر و فرهنگِ ایرانی است. نقش «خورشید» که مهمترین نقشِ موجود بر روی درها میباشد، علامتی برای روشنی، برکت و سلامتی برای صاحبخانه است .
پنجره نیز که اشاعه دهنده نور و روشنی به فضای داخلی میباشد اکثراً با چوب، گره چینی میشود .و گاه با شیشههای رنگین ،رنگین کمانی از نور را در فضای داخلی ایجاد مینماید .

نويسنده : محراب بيگي،محمد علي
. فصلنامه هنر.
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در یکشنبه 28 مرداد1386 | موضوع: تحقیق
بیستون میراثی جاوید برای عاشقان
آزمون بود و تمنای دو عشق
در زمانی که چو کبک خنده میزد شیرین
تیشه میزد فرهاد.
نه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوس
نه توان کرد ز بی دردی شیرین فریاد.
کار شیرین به جهان شور برانگیختن است
عشق در جان کسی ریختن است.
کار فرهاد برآوردن میل دل دوست
خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه درآویختن است

بستون نام امروزي يك صخره بر افراشته در شمال يك راه باستاني پر رفت و آمد كه محل عبور كاروانها و نظاميان از بابل و بغداد به سمت كوههاي زاگرس و همدان بوده و مي باشد . بيستون در 20 كيلومتري شرق كرمانشاه قرار دارد . امروزه در محوطه تاريخي بيستون 28 اثر ملي كه در سال 1386 به فهرست آثار جهاني يونسكو ( اعضاي كميته ميراث جهاني صبح روز پنج شنبه 22 تير ماه برابر با 13 ژوييه2006، پس از ارائه گزارش فني بيستون، ايكوموس به اتفاق آراء و با تمجيد از كشور ايران براي تهيه پرونده اين اثر مهم تاريخي، بيستون را به عنوان يك اثر تاريخي داراي ارزشهاي منحصر به فرد جهاني، جزء فهرست آثار جهاني قرار داد.» پیوست .
آثار بسيار شاخصي چون مجسمه هركول – پل تاريخي بيستون – كاروانراي ايلخاني و كتيبه هاي تاريخي و ... وجود دارد كه هركدام بسيار، بستري براي تحقيق و مكاني براي جهانگردي درباره معماري ايران به وجود مي آورد پس بر خود وظيفه ديديم اين اثر باستاني را كه دستمايه كلمات شاعراني كه درمانده از مفاهيم تلاش عاشقي براي رسيدن به معشوق بوده است و گنجينه ايي براي معماري دوره ساساني است به حضور شما علاقه مندان برسانيم و اين تحقيق حاصل تلاش هاي دوست عزيزمان آقاي آرمين كسروي است :
ادامه مطلب



|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 26 مرداد1386 | موضوع: تحقیق
پی نوشت : سمينار "مبحث كنترل و بهينهسازي مصرف انرژي در ساختمانهاي هوشمند" يكشنبه ۲۸ماه جاری درفرهنگسراي فناوري اطلاعات تهران برگزار ميشود. مدير روابط عمومي اين فرهنگسرا با بيان اين مطلب گفت: "تعريف ساختمان هوشمند"، "مزاياي هوشمندسازي ساختمان"، "زيرسيستمهاي كنترلي ساختمان" و "استانداردهاي كنترل و هوشمندسازي" از جمله محورهاي اين سمينار به شمار ميرود.
"فرزانه غفاري" افزود: سيستمهاي كنترل انرژي در موتورخانه ساختمانهاي هوشمند"،"سيستمهايكنترل روشنايي در ساختمان" و "يكپارچهسازي سيستمهاي كنترلي و ساختمان هوشمند" از ديگر موضوعاتي است كه در اين سمينار مورد بررسي قرار ميگيرد. شركت در اين سمينار براي عموم آزاد است، علاقهمندان ميتوانند براي كسب اطلاعات تكميلي و ثبت نام از ۱۳تا ۲۸مرداد با شماره تلفن ۶۶۹۰۲۱۲۸تماس بگيرند.
Intelligent Building System
قسمت دوم :
قدم اول در اين ميان از اهميت شاياني برخوردار است چون در واقع يك گفتگو و مناظره ميان مهندس طراح و صاحب كار است كه در آن نيازمندها و محدوديتهاي پروژه مطرح ميشوند.
قدم دوم شايد براي بسياري از مهندسان طراح، شدني نباشد ولي چون نرمافزازهاي شبيهساز طراحی خوبی وجود دارد, طراحان بايد روالهاي محاسباتي خود را به كـامپيوتر بـدهند. ايـن تـنـها راه عـملي بـراي شبيهسـازي سيستمهـاي مـدرن است.
قدم سوم يا پيگيري،هم براي صاحبكار و هم براي گروه طراحي ارزشمند است.اطلاعات مورد پردازش و آناليز قرار ميگيرند و با تفسير آنها ميتوان به مشكلات سيستم پيبرد. نتايج اين پردازش از آنجايي براي طراح ارزشمند است، كـه او ميتـوانـد در عـمل، طرحهاي خويش را مورد ارزيابي قرار دهد و به نقاط ضعف آن پي ببرد.
ساختمانهای هوشمند برتمامی نقاط حساس ساختمان با كمترين هزينه انسانی كنترل دارند.ساختمانهای هوشمند ۳۰ الی ۴۰ درصد در مصرف انرژی صرفه جويی ميكنند و باارتباطهای منطقی بين اجزای كليدی ساختمان امكانات بيشماری را در اختيار كاربر قرار می دهند.
انسانها از بدو پيدايش در آرزوی مکانی امن ومطمئن برای زندگی بوده اندو برای رسيدن به اين آمال هيچوقت دست از تلاش وتحقيق برنداشته اند.حال در هزاره سوم وعصر ارتباطات و کامپيوتر تنها ساختمانهای هوشمند هستندکه به اين خواسته جامه عمل می پوشاند.
ساختمان هوشمند ساختمانی است پويا ومقرون به صرفه که از يکپارچهکردن چهار قسمت ذيل بوجود می آيد:
۱-Heating .Ventilation and Air-Conditioning .HVAC
۲-Fire Safety
۳-Security
۴- Energy & Lighting Management
ساختمان هوشمند با Saving Energy در کاهش هزينه های ساختمان کمک شايانی می کند .
آمارها نشان ميدهد در سال ۲۰۰۰ ميزان اتلاف انرژی در يک ساختمان سنتی ۳۹۲۰۷ کالری بوده است که در يک ساختمان هوشمند نزديک به نصف اين مقدار است .
FIRE ALARM
سیستم اعلام حریق بر اساس ,BMSبصورت یکپارچه وAddressable و IPaddress است که هر ناحیه میتواند بصورت کاملا مشخص تحت کنترل درآید و گزارش هر ناحیه را بصورت مجزا , تجزیه و تحلیل کند و بر اساس نیاز , به سیستم اطفاء حریق فرمان دهد.
و این سیستم شامل اجزاء ذیل هست:
-Detector
-Pipe
-Cable
-Router
HVAC
در تعریف تهویه مطبوع بر اسا س I.B.S در استانداردهای جهانی آمده است :
نوعی ازمکیدن و یا دمیدن هوا از طریق طبیعی ویا مکانیکی به هر فضا یا از هرفضا برای کنترل برودت و حرارت ساختمان با تنظیم هوشمند دما , رطوبت , همراه با حذف آلاینده های مختلف برای تامین آسایش حرارتی .
ACCESS CONTROL
زمانی که در مورد امنیت یک ساختمان بحث می شود , خواه نا خواه با مقوله access control مواجه می شویم , در این سیستم ما بر تمامی نقاط حساس ورودی و خروجی ساختمان اشراف کامل داریم و می توانیم تردد ساختمان را کنترل کنیم و آن را بصورت یک سیستم هوشمند قابل برنامه ریزی و یکپارچه در سیستم B.M.S قرار دهیم.
در این سیستم ما از عناصر کنترلی ذیل بهره می بریم :
-Door Contact
-Card Reader
-Push Button
-Electric Strike
-Controller
LIGHTING CONTROL
در یک ساختمان 44% از مصرف انرژی برق , صرف روشنایی ساختمان می شود که قائدتا بنا به تعریفی که ما از BMS داریم نمیتواند تحت پوشش کنترلی BMS قرار نگیرد.در یک ساختمان هوشمند , روشنایی ساختمان دارای یک سیستم هوشمند انعطاف پذیر می باشد که بنا به نیاز ساختمان , روشنایی ساختمان را تامین سازد.
در ساختمانی که سیستم lighting control درآن اجرا شده است . هر چراغ بصورت کاملا شناخته شده و قابل دسترس در اختیار ما قرار می گیرد که مجموعه آنها بصورت یکپارچه تحت کنترل هوشمند قرار می گیرند و هر کدام بصورت آدرس پذیر IP address بنا به نیاز روشنایی ساختمان برنامه ریزی می شوند و می تواند بعنوان یکی از زیر مجموعه های B.M.S در آیند.
www.smarthome-solutions.com
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در سه شنبه 23 مرداد1386 | موضوع: تحقیق
درسی از معماری گذشته
معبد مهر ورجوي يا نيايشگاه مهر ورجوي (امامزاده معصوم)
معبد مهر پرستان مراغه واقع در روستاي ورجوي كه امروزه امامزاده معصوم ناميده ميشود قرار دارد ، اين بنا غير از معبد مهر پرستان چيز ديگري نيست البته معبد مهر تنها در مراغه نمي باشد بلكه چاه مرتضي علي در شيراز نيز يكي از معابد مهرپرستان بوده است و مهر پرستي آيين كهن ارياييها است و قبل ازهجرت آنها به ايران و هند يعني قرنها پيش اززرتشت رواج داشته است تنها اثري كه از مهر پرستان مانده سرود مهريشت در اوستا مي باشد از اينجا معلوم مي شود ، پيغمبر زرتشت نيز آيين مهررا مقدس ميدانسته ولي اين دو آيين از هم متمايزند ودر كاوشها ي باستانشناسي متاسفانه در مورد مذهب مهر تحقيقات زياد ي به عمل نيامده است و شايد در دوره هخامنشيان به روم رفته و مذهب رسمي روم گرديده است درآيين مهر ، مهر تنها نماينده خداي جهان هستي محسوب مي شده است و نماينده او در زمين و اسمان تنها مهر يا خورشيد بوده است و فرشتگان او هفت سياره بوده اند
داستان اب حيات كه در غاري ظلماني ميباشد و گويند هر كس از آن بخورد حيات جاويدان مي يابد غارهاي مذهب مهر يا معابد انها را كاملا به خاطر مي اورد وهمچنين به نظر مي رسد كه روحانيون ايين مهر دانش و گفتار خود را بصورت رمز و سمبليك ادا كرده اند كه اغيار از اسرار ايشان مطلع نگردد.

مهر پرستان روز تولد مهر را جشن مي گرفتند ، در مذهب مهرچهارعنصرآب .اتش .خاك و باد مقدس بوده اند و برمهر يا ميترا نمازمي خواندند و نيزاو را مهربان و بخشنده و نيرومند مي دانسته اند مهر پرستان معتقد بودند كه مهر از ميان صخره اي بيرون امده و با شمشير خود گاو را كشته است لذا معبد انها به شكل اسمان گنبدي شكل مي باشد چون معتقد بوده اند ميترا يا مهر بعد از كشتن گاو تيري به يك صخره زده و اب از ان جاري شده لذا در تمام محرابه ها اب يا چشمه كوچك وجود داشته كه اب مقدس ميگفته اند بنابراين در محرابه معبد مهر پرستان مراغه نيز يكي از اتاق ها داراي اب مهر يا چشمه مهر بوده است در محرابه مراغه فضاي گودي موجود است كه به احتمال قوي همان چشمه يا اب مهربوده كه يك نفرمي توانسته سر خود را در آب فرو برد وغسل تمعيد بنمايد در اتاق اول معمولا اتش روشن مي كرده اند
( نو اموزان مذهب مهر مقاومت در سختي .نگاه داشتن اسرار. كمك به يكديگر را در هنگام تنگدستي و سوگند و سرودهاي مهر در تالار بزرگ ياد مي گرفتند و امتحانهاي سختي از قبيل گرسنگي و عزلت و انزوا و گذشتن از اتش و غيره امتحان مي دادند در اول غسل به جاي مي اوردند و بعد از چندي روزه گرفتن اسرار مذهب مهر را مي اموختند در جواراين اتاق نقاشيهايي نيز مربوط به مهروجود داشته است نوآموزان پس ازاموزش پيش استادي نشسته اند استادان در روي بازوي انها يك خال كوبيده و نقش مي كردند تا در ميان انهايي كه مذهب مهر داشته اند شناخته شود مهر پرستان در روز اول بهار گاو قباني مي كردند كه شايد نوروز نيز مناسبتي با ايين مهر داشته باشد. ) معبد مهر مراغه مجموعه ايست كه در صخره سنگ به ان مناسبت كه در بالا ذكر شده كنده شده و داراي يك راهرو ميباشد كه فعلا قسمتي از ان سر پوشيده است و به نظر مي رسد در قديم تمام ان سر پو شيده بوده است عرض ان راهرو بمناسبت هدايا و نذرها كه مهرپرستان در انجا گذاشته اند 7متر و 20سانتيمتروبه طول 18 متر ميباشد در قسمت چپ راهرو سر پوشيده اتاق مربع شكلي وجود داريد كه به صورت گنبد در صخره كنده اند و داراي يك نور گير مي باشد به احتمال قوي در قسمتي از ان اتش مقدس روشن بوده است و در انتهاي راهرو تالار بزرگ معبد مهر وجود دارد كه در قسمت غربي آن دو فرو رفتگي وجود دارد كه به احتمال قوي فرو رفتگي اول سمت راست چشمه مهر يا اب مهربوده و جوانان در اين تالار توسط بزرگان مذهب مهر اموزش مي ديده اند و ازآن آبها يعني چشمه مهر مقدس تطهير مي نموده اند و در ديوار تالار بزرگ به احتمال قوي نقاشيها و حجاريها يي مربوط به مهر بوده كه فعلا به چشم نمي خورد و به نظر مي رسد در دوره صفويه يا اوايل قاجاريه يكي از روحانيون و علمان مراغه بنام اخوند ملا معصوم مراغه اي را دز اين معبد دفن كرده و بنام زيارتگاه رواج داده اند تا اين اثر بوسيله افرادي كه آگاهي از سوابق اين معبد را ندارند تخريب نشود و وجه تسميه اين معبد به امامزاده معصوم اكنون نيز چنين است و غير از اين نمي تواند باشد لذا ان حجاريها و نقاشيها ي موجود هم از بين رفته و به جاي ان با خط ثلث اياتي از قران را بعدها در ديواره هاي ان حجاري نموده اند تا اين مجموعه از خطر تخريب در امان بوده و اسيب نبيند .
تالار بزرگ از ضلع غربي به اتاق دايره شكلي بوسيله راهروي تقريبا كوچك و از ضلع شرقي نيز به اتاق دايره شكل ديگرمربوط مي شود تمامي اين اتاق مدور از سنگ كنده شده و در ان قسمتي از تعليمات مذهب مهر در اين اتاق انجام مي گرفته است سقف اين اتاق بمناسبت نيايش مخصوص دران و تعليمات مخصوص مطابق سقف اتاق اول ساخته نشده است و در مقابل فرو رفتگي قسمت جنوب يك حفره و بعد يك راهرو و در طرف جنوب ان دو پله وجود دارد كه به يك صفحه وصل مي شود و بعدا يك ورودي مستطيل شكل دارد كه به يك اتاق مدور وصل مي شود اين اتاق مدور كه فعلا امامزاده معصوم در انجاست و در ديوارهاي غربي تالار كتيبه زيبايي با خط ثلث ديده مي شود البته قسمت هايي از ان بعلت مرور ساليان دراز فرو ريخته اين اتاق مدورمسلما يكي ازاتاقهاي نيايش مهر پرستان بوده است و درطرف جنوب ان يك محراب هلالي شكل وجود دارد كه يك پله ازسطح ارتفاع دارد سقف ان ساليان قبل فرو ريخته لذا با اجر بعدا بطور گنبد ساخته شده است حجاري اين اتاق كه سه دوره قطار بندي ان در سنگ و زمينه اصلي باقي مانده است از شاهكارهاي حجاري ايران قديم به شمار ميرود محراب اين اتاق نشان مي دهد كه بزرگان مذهب مهر در اين اتاق نماز و نيايش به جاي مي اورده اند و مدتها در ان اعتكاف داشته اند به نظر ميرسد سطح اين بنا تغييراتي كرده است اگر در سطح ان با نظر اولياي باستان شناسي كاوش به عمل ايد شايد مجسمه ها و خطوط مربوط به ان عنصر پيدا شود و مطالعه در ايين مهر را اسان نمايد
اين معبد يكي از بزرگترين معابد مهر پرستان بوده و فضاي ان از قداست و پاكي مخصوص برخورداراست در قسمت پشت بام اين مجموعه چهار اتاق دايره شكل در قسمت مشرق وجود دارد كه تا نصف پر شده و به همديگر راه دارند و در سمت مغرب چند اتاق سالم و سر پوشيده كه فعلا راههاي ورودي ان پر شده است به نظر ميرسد بنا به اظهارشاهدان عيني ( اهالي محل ) تماما فرو ريخته و پر شده است اگر در اين قسمت نيز كاوش به عمل ايد خالي ازفايده نمي باشد حجاري اين بنا نشان مي دهد كه مهر پرستان داراي فرهنگ عظيمي بوده و اين معبد سنگي هوش وهنر و دقت انها را بخوبي معرفي مي كند و اميد است كه شما علاقه مندان به معماري از اين بناي سنگي ديدن كنيد
پي نوشت1: بناي ذكرشده در حدود 6 كيلومتري جنوب شرقي مراغه دردهكده ورجوي
پي نوشت2: قسمتي از منبع از مقاله ابوالقاسم پرويزي و توضيحات شفاهي اهالي ورجوي (اقاي اكرمي اذري و اقاي موسوي ) وبرداشت هاي شخصي خانم سامره سعادتي نيا ( دانشجوي معماري – كرج ) است.
با تشكراز ايشان كه تحقيق خود را براي ما ارسال كردند اميد است كه دانشجويان ديگر نيز تحقيقات خود را در زمينه معماري ارسال كنند و بتوانيم به جاي هزاران پايگاه اطلاع رساني كه ... هستند يك منبع غني از مقالات و تحقيقات در حوزه معماري بدون توجه به كدام گروه يا مسلك داشته باشيم و مطمئن باشيم همان فاز صفر هر پروژه دانشگاهي خود تحقيقي مفيد خواهد بود منتظر مطالب شما خواهيم بود البته با ذكر منبع وعكس
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در یکشنبه 21 مرداد1386 | موضوع: تحقیق
ساختمان هوشمند
Intelligent Building System
I.B.S

مساله انرژی در کشور ما سالها مورد توجه درخور نبوده و یارانه های آشکار و پنهان دولتی همواره ما را از توجه واقعی به ارزش انرژی در اشکال مختلف آن باز می داشته است ،در سالهای اخیر بدلایل گوناگون و چاره ناپذیر، پدیدار گشته است .
صنايع مرتبط با ساختمانسازي در حال تجربة تحولي عميق هستند و سيستمهاي پيشرفتة مديريت انرژي سالهاست كه مورد قبول قرار ميگيرند.
امروزه شيوههاي مدرن طراحي پايه و اساس سيستمهايي را تشكيل ميدهند كه در نوع خود انقلابي در صنعت ساختمانهاي هوشمند به شمار ميروند. ايدههاي مدرني چون ذخيرهسـازي حرارتـي، رطوبـتزدايي جذبـي و سيستمهاي كنترل جديد از جمله اين فناوريها هستند.
فناوريهاي پيشرفته :
يـك سـاخـتمان هـوشمنـد بـنـا بـه تـعريـف انـستيتو ساختمانهاي هوشمند بنايي است كه با استفادة بهينه از چند عنصر پاية :سازه، سيستم، خدمات و مديريت و روابط دروني آنها، محيطي مناسب و داراي صرفة اقتصادي ايجاد نمايد.
سه خصوصيت يك ساختمان هوشمند :
1.ــ قابليت كار بيشتر براي ساكنين.2.ساخت و بهره برداری بسیار بهینه از لحاظ هزینه 3.امکانات مجتمع در راستای نظامات طراحی

قابليت كار بيشتر ساكنين :
اين هدف بسيار مهمي است چون بر پايه آمار بيش از 90% هزينههاي جاري ساختمانهاي اداري معمولي مصروف افرادي ميشود كه در آنجا مشغول به كارند. سه عامل در آن نقش دارند:
آسايش:
سيستمهاي تأسيساتي جديد ميتوانند در تمام نقاط ساختمان به ساكنان قدرت كنترل كامل بدهند.
كيفيت محيط:
در حال حاضر سيستمهاي مدرني وجود دارند كه به ما قابليت كنترل بسياري از اجزاء موجود در هواي تهويه ساختمان را عرضه ميكنند.
خدمات:
خدمات به ساكنان معمولاً دسترسي داشتن به مخابرات، كامپيوتر و يا احتمالاً منشيگري انگاشته ميشود. اگر چه تمام اينها بسيار مهمند، امّا طراحيهاي آيندهنگرانه بايد خدمات ديگري هم عرضه كنند.
ساختمانهای داراي صرفه اقتصادي :
بهينهسازي هزينهها متأسفانه به سادگي گذشته نيست و براي مقايسه حالتهاي مختلف عواملي چون منابع مختلف سرمايهگذاري، بـرنامههاي زماني، قابليتهاي ابـزارها، ... را بايد مدنظر قرارداد.
امكانات مجتمع :
تغييرات سازهاي معمولاً باعث ايجاد تغيير در خصوصيات حـرارتـي ساختمانها ميشوند و اگـر از سيستمهاي مديريت انرژي پيشرفته استفاده كنيم، ميتوانيم از اين گونه تغييرات بـه نفع خـود و در راستاي كـاستن از هزينههـاي انـرژي سيستمهاي تأسيسات استفاده كنيم. اگر سيستمهاي مخابرات، كامپيوتر، ارتباطات و كنترل ساختمان را با هم يكپارچه و مجتمع سازيم، احتمال وجود منافع و مزايا بسيار بیشتر است. فهرست ارتباطات دروني اين سيستمهاي متنوع به قدري طولاني است كه به طور حتم بر هزينههاي ساخت و راهبري ساختمان تأثير ميگذارند.

طراحي ساختمانهاي هوشمند :
شـكـوه و جـلال يـك ساخـتمان هـوشمنـد در استيل، فناوريهاي به كار رفته و يا يگانه بودن عملكرد آن نيست، بلكه با آمار و ارقام هزينههاي ساخت، هزينههاي عملكرد و راهبري و گزارشات مربوطه روشن ميشود.
در مورد ابـزار بـه كـار رفـتـه نـيـز مـيتـوان گفت كـه سيستمهاي آنـالـيـز طـراحـي تـأسيسات امـروزه بيشتر بـر شبيهسازي مصرف انرژي تأكيد دارند.
ولي مشكل اين است كه سرعت ارائة فناوري و تجهيزات جديد چنان بالا رفته است كه مهندسان و طراحان انتظار دارند نرمافزارهايشان نيز با همين سرعت پيشرفت كنند تا آنها قادر به ارائه طرحهاي جديد و ابتكاري باشند و این مهم بوجود آمده است با
نرم افزار control web
ارزيابي طراحي :
به منظور ارزيابي سيستمهاي پيشرفته تأسيساتي، سه پيشنهاد زير مطرح ميشود:
1ـ با هر مشتري بحث و تبادل نظر شود تا اهداف اصلي پروژه تعيين گردند. روال ارزيابي طراحيهاي مختلف نيز مورد توافق قرار گيرند.
2ـ انـجـام آنـالـيـزهـا و محـاسبات كـامپيوتـري بـراي شبيهسازي سيستمهاي مختلف تا سر حد امكان.
3ـ پيگيري و ارزيابي سيستم واقعي در مراحل مختلف كار به منظور پيبردن به دقت ارزيابي و شبيهسازي انجام شده.
ادامه دارد ....
پی نوشت : متاسفانه نام مترجم یا مولف مطالب ذکر شده موجود نیست و برای مشاهده یکی از نمونه های طراحی شده به آدرس زیر بروید:
http://www.hindu.com/pp/2004/06/05/stories/2004060500010100.htm
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در شنبه 13 مرداد1386 | موضوع: تحقیق
مدرسه هنری باوهاوس Bauhaus Atheneum
Bauhaus Atheneum ( school)

مانيفيست باوهاوس در 1919 به گونه اي قوي و موكد چنين بيان مي كند :
بگذاريد همگي با هم ، ايجاد و خلق ساختار نويني از آينده را آرزو كنيم. آن چيزي كه مي تواند در بر گيرنده معماري ، پيكره سازي و نقاشي در يك وحدت باشد ، آن چيزي كه روزي به سوي بهشت برين و به كمك دستهاي يك ميليون كارگر طلوع خواهد كرد ، همچون يك نماد بلورين از يك مذهب جديد .
بلافاصله پس از جنگ جهاني اول يك دوره زنده رشد اقتصادي در اروپا و ايالت متحده پديدي آمد اما اين چرخش صعودي چندان دوام نيافت . پنچشنبه سياه در سال 1929 ، يعني روزي كه نرخها در بازار بورس نيويورك سقوط كرد نماينگر يك بحران افتصادي جهاني بود. طي همين دوران ، جنبش هاي سوسياليستي كه از طرف انقلاب اكتبر روسيه حمايت مي شدند ، تقريبا در تمام كشور هاي اروپايي قدرت يافته و به تحرك در آمده بود . ترقي و پيشرفت اقتصادي كه در سال 1926 آغاز شده بود ، همگام با رقابت هاي بي باكانه و ظالمانه پيش مي رفت تا اينكه از سال 1929 به بعد ارقام بي كاري روبه افزايش گذاشتند و مهمترين نكات مورد بحث و مشاجره در مبارزات طبقاتي مشكل لاينحل مسكن بود در نتیجه سر تا سر جهان به يك كارگاه عظيم ساختماني تبديل شد و اين پيدايش نيازهاي جديد ساختماني معماري را با يك چالش بي سابقه روبرو گرداند.
با توجه به گسترش اين چالش و نياز مبرم به هزينه هاي پايين تر ساختماني ، امكانات به كارگيري روش هاي توليد انبوه در صنعت ساختمان مورد تحقيق قرار گرفتند. و حركت هاي رو به جلويي مشاهده شد اما اين جريانات در زمينه فرهنگي نيز بازتابهايي داشت و به طور اخص واقعه اي بود كه نتايج دور و درازي در پي داشت و آن تاسيس باوهاوس توسط والتر گروپيوس walter gropius)) در سال 1919در شهر وایمار در آلمان با ادغام «آكادمي هنر هاي زيبا» و «مدرسه هنرها و پيشه ها» بود .

باوهاوس نخست براي پذيرش 250 دانشجو برنامه ريزي شده بود وهدفش فائق آمدن بر نتاقض هاي دراز مدت موجود بين هنر ،صنعت و توليدات دستي از طريق يك سنتز خلاقانه بود . موضوعي كه چند سال پيش از آن به طور اخص توسط ورك بوند مطرح شده بود .

برنامه تحصيلي باوهاوس شامل 3 مرحله بود :
دوره مقدماتي شامل سه ماه بود كه طي آن دانشجويان با تمرينات ساده با كاربرد مواد ، شكل و رنگ آشنا ميشدند و از اين طريق از آنها خواسته مي شد كه خود را از پيش داوري ها آزاد سازند و قوانين اساسي طبيعت ، مشاهده و ادراك را از نو كشف كنند .
دوره دوم يك دوره سه ساله ، شامل كارهاي عملي و درس هاي نظري ، كه در يكي از هفت كارگاه اين دوره ، بنايي با سنگ ، كار با چوب ، فلز كاري ، سفالگري ، نقاشي روي شيشه ، نقاشي ديواري و نساجي آموزش داده مي شد . اين دوره به دو بخش آموزش كارهاي عملي و دستي و آموزش ساخت فرم تقسيم شده بود.
دوره نهايي يا دوره ساختمان كه طول مدت ان نا محدود بود و تنها بهترين شاگردان امكان ورود به آن را داشتند و طوري برنامه ريزي شده بود كه آنها را با كارهاي اجرايي كه از خارج به مدرسه ارجاع مي شد آشنا سازد. هدف اصلي مدرسه عبارت بود از وحدت هنرهاي تجسمي ، نه تنها به وسيله روشهاي رمانتيك جنبش هنر و صنايع دستي ، يا روشهاي هنري وان دولد و مدرسه هنرها و توليدات دستس ساكسوني او ، بلكه با كاربرد روشي براي انطباق و هماهنگي آنها با صنعت .
مانيفيست باوهاس در 1919 به گونه اي قوي و موكد چنين بيان مي كند :
بگذاريد همگي با هم ، ايجاد و خلق ساختار نويني از آينده را آرزو كنيم. آن چيزي كه مي تواند در بر گيرنده معماري ، پيكره سازي و نقاشي در يك وحدت باشد ، آن چيزي كه روزي به سوي بهشت برين و به كمك دستهاي يك ميليون كارگر طلوع خواهد كرد ، همچون يك نماد بلورين از يك مذهب جديد .
علاوه براين ، باوهاوس براي ظهور ديالكتيكي جنبش هاي مختلف آوانگارد هنرهاي تجسمي همچون يك غربال عمل ميكرد. تاثيرات ناشي از جنبش هايي كوبيسم ، فوتوريسم ، ساخت گرايي نو – پلاستيك و اكسپرسيونيسم ، همگي در مدرسه گروپيوس گرد آمدند و محرك طراحي و معماري بودند . نام نخستين گروه از استاداني كه در باوهاوس ندريس ميكردند : والتر گروپيوس – لايونل فاينينگر – يوهانس ايتن – پل كله – گرهارد ماركس – جورج ماك و... و همچنين كساني كه بعدها در آنجا معلم يا دستيار بودند : از جمله واسيلي كاندينسكي ، كازيمير مالويچ – تئو وان دزبورگ – پيت موندريان – هانس ماير – آدلف ماير – لودويگ ميس وان در روهه و لودويگ هيلبرزايمر همه گواه گستردگي فعاليت هاي اين مدرسه بودند .

ويژگي هاي معماري اين مدرسه :
گروپيوس برنامه ساختماني ، مفصل و گسترده ايي طراحي كرد كه شامل ساختمانهاي اصلي باوهاوس ، همراه با كارگاه ها ، كلاس هاي درس ف تالار هاي نمايشگاه ، يك مدرسه توليدات دستي ، يك خوابگاه براي 28 دانشجو ، بخشهاي مسكوني و كارگاه هايي براي مدرسين و مدير مدرسه ، همچنين يك تالار سخنراني ، يك صحنه نمايش ، يك سالن غذاخوري و بخش هاي اداري بود .
گروپيوس اقامتگاه هاي مدرسين را جدا از ساختمان اصلي با خانه هاي زيبا و ساده در قسمت جنگلي همجوار توزيع كرده بود . ساختمان اصلي باوهاوس ، متشكل از يك بناي چهار طبقه و نماي تمام شيشه كارگاهها كه نيازمند نورگيري مناسب است به كل مجموعه مسلط ساخت . نماي شيشه اي بدون تكيه گاه به گرد كنج ها مي چرخد و ادامه پيدا ميكند و همراه با حالت شفاف و غير مادي اش ، بيرون و درون اين اندام معماري را به يك تسلسل يكپارچه شده تبديل ميكند.

مدرسه توليدات دستي در قسمتي از ساختمان كه با بازوي اصلي يك زاويه قائمه تشكيل مي دهد ، قرار گرفته و به وسيله يك سازه دو طبقه كه به صورت يك پل معلق بر فراز مسير رفت و آمد قرار دارد به آن متصل مي شود . بخشهاي اداري در اين سازه جاي گرفته بودند. خوابگاه دانشجويان به صورت يك سازه 6 طبقه بسته با بالكنهاي بيرون زده از نماي جنوبي به تالار سخنراني ، صحنه نمايش ، سالن غذاخوري از طريق يك بلوك صاف و مسطح متصل مي شود. كل مجموعه علي رغم حجم سازي پراكنده انديشه ي گروپيوس را بيان مي كند : وحدت در تنوع
تاثيري از وحدت را به وسيله المانهاي هماهنگي و سادگي القا مي كند و با وجود مرتبه والاي طراحي اين مجموعه كه به ويژه در عناصر واسطه ايي كه در آن مشهود است . هرگز بيش از حد بر آنها تاكيد نشده و از ايجاد جنبه هاي شكوهمند و پرجاذبه در آن اجتناب شده است و پيچيدگي فضايي در ظاهر مشخص نيست و دعوت كنندگي خاص خود را دارا مي باشد .
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 5 مرداد1386 | موضوع: تحقیق
اقلیم در معماری
مناطق مختلف ايران بر حسب شباهتهاي كلي اقليمي به چهار دسته تقسيم مي شود كه تهران بزرگ جزو اقليم گرم و خشك ميباشد.
ويژگيهاي عمومي اين اقليم تابستانهاي گرم با شدت زياد تابش آفتاب ، كمي باران و هواي خشك با زمستانهاي سرد، نيمه سرد و گاه خنك همراه با نوسان زياد درجه حرارت هوا در روز و شب و فصول مختلف سال مي باشد. مه ، طوفان و گرد و خاك نيز از ديگر ويژگيهاي آن است. نكاتي از طراحي كه معمولا براي ساختمانهاي موجود در اقليم گرم و خشك مورد توجه قرار مي گيرد عبارتند از:
1- گسترش پلان ساختمان درجهت محور شرقي ، غربي
2- پيش بيني حياط مركزي و گشودن فضاهاي داخلي به اين حياط
3- احداث زيرزمين و استفاده از عناصر محوطه و آب نماهاي واقع در سايه و در مسير حركت هوا براي خنك سازي تبخيري
4- استفاده از بادگير به منظور خنك كردن هواي داخل بنا و افزايش رطوبت آن
5- كاهش سطح بازشوها تا حد امكان و نصب آنها در قسمتهاي فوقاني ديوارها
6- استفاده از رنگ روشن و سطوح نه چندان خشن در سطح خارجي ساختمان
7- اجتناب از پنجره هاي شرقي و بخصوص غربي و پيش بيني سايبان هاي عمودي در صورت اجبار وجود انيگونه پنجره هادر مورد ساختمانهاي موجود كه طراحي اوليه آنها قبلا كامل شده است روشهاي صرفه جويي در مصرف انرژي به ارتقا و تنظيم سيستمها و تاسيسات موجود و بهره برداري مطلوب از آنها محدود مي شود.چند توصيه در اين زمينه وجود دارد كه عبارتند از:
1- عايق كاري قسمتهاي موثر ساختمان در تلفات گرمايي و سرمايي مثل سقف ، ديوارها و كف ساختمان
2- جلوگيري از نشت هواي گرم يا سرد از درزها و شكافهاي بين در و پنجره ها
3- استفاده از پنجره هاي دو جداره كه ضمن ايجاد عايق براي حفظ دماي داخل اتاق از نفوذ آلودگي صوتي موجود در شهرهاي بزرگ نيز مي كاهد.
4-استفاده از سايبان براي پنجره ها در فصل تابستان
5- استفاده از ساختهايي با زيربناي متناسب تعداد افراد خانواده
ادامه دارد .....
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در یکشنبه 17 تیر1386 | موضوع: تحقیق
معماری پایدار
همانگونه که میدانیم با انقلاب صنعتی و پیشرفتهای فنی-تکنولژیکی در عرصه معماری، معماری بومی اقصی نقاط دنیا که با توجه به طبیعت و محیط پیرامون خود شکل میگرفت و همساز با اقلیم سر بر میافراشت به دست فراموشی سپرده شد.
معماری مدرن نیز که زاده این تحولات بود به طور کل بستر شکلگیری معماری را نادیده گرفت. پیشرفتهای عظیم تکنولژی استخراج نفت و سایر ذخایر زیرزمینی نیز استفاده هر چه بیشتر این منابع تجدید ناپذیر را فراهم آورد و لذا با وجود منابع سوختی فراوانی که در دسترس بود تامین نیازهای گرمایشی به راحتی میسر شد.
دهه 70 را می توان دهه آگاهی یافتن از بحرانهای زیست محیطی نامید که عکسالعملهایی را در دنیا ایجاد نمود که توسعه پایدار یکی از آنهاست. توسعه پایدار که در دهه 70 مطرح گردید حاصل شناخت عمیق نسبت به محیط پیرامون بوده است.
از آنجا که برطبق آمار 50 درصد ذخائر سوختی در ساختمانها مصرف میشود لذا جستجوی راه حل اساسی برای این معضل بدیهی مینمود. نکته دیگر اینکه؛ علاوه بر توجه به طبیعت، توجه به انسان نیز در اهم موارد قرار گرفت. انسان مدرن که در پس جوامع صنعتی به ابزار بدل شده است نقطه اصلی توجه توسعه پایدار میباشد و میتوان گفت طراحی پایدار و توسعه پایدار بخاطر ابعاد انسانمدارانه و انسانگرایانه ارزش و اعتباری خاص یافتهاند.
مهناز محمودي ( عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد قزوين )
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط "محمد.موسویان" Ramtin در جمعه 25 خرداد1386 | موضوع: تحقیق